پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن عباس با رفتن امام حسین به عراق


در حال بارگذاری
21 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن عباس با رفتن امام حسین به عراق دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن عباس با رفتن امام حسین به عراق،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن عباس با رفتن امام حسین به عراق :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

مقالات مرتبط: مخالفان رفتن امام حسین به عراق.

پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن عباس با رفتن امام حسین به عراق، از مباحث مرتبط به رفتن امام حسین (علیه‌السلام) به سمت عراق است. ابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، امیر الحاج و بنیانگذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (علیه‌السّلام) بود. عبدالله بن عباس در آستانه سفر امام حسین (علیه‌السلام) به کوفه، با ایشان دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار عبدالله بن عباس، با استناد به مطالبی چون فریبکاری کوفیان و بیم از به قتل رسیدن امام حسین (علیه‌السلام) به ایشان پیشنهاد داد به جای کوفه به یمن برود یا اینکه حداقل زنان و کودکان را همراه خود به کوفه نبرد.

فهرست مندرجات

۱ – معرفی اجمالی
۲ – شرح واقعه
۳ – پانویس
۴ – منبع

۱ – معرفی اجمالی

ابو العبّاس عبد اللّه بن عبّاس بن عبدالمطّلب، مشهور به ابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، امیر الحاج و بنیان گذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (علیه‌السّلام) بود. عبدالله سه سال پیش از هجرت، در مکّه و در شعب ابوطالب به دنیا آمد.

[۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۱.

پدرش عباس (م. ۳۴ق.) عموی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مادرش‌ ام فضل، لبابه کبرا دختر حارث هلالی خواهر میمونه همسر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود.

[۲] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۵.

[۳] ابن عبدالبر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۳.

عبدالله بن عباس هنگام رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ۱۳ ساله بود.

[۴] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۴، ص۱۲۲.

[۵] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۷.

[۶] اخبار الدوله العباسیه، مولف ناشناس، ص۲۵.

[۷] ابن عبدالبر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۴.

بنا بر گزارشی، وی حدود ۳۰ ماه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در مدینه درک کرد.

[۸] ذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۳۳۲.

وی در زمان خلفا مشاور عمر

[۹] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۷.

[۱۰] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۱.

[۱۱] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۶۶.

[۱۲] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۶۵.

[۱۳] ذهبی، شمس الدین، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص۵۱.

و در زمان عثمان، در فتح افریقیه و طبرستان شرکت داشت

[۱۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۲۳.

[۱۵] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۸۰.

و امیر الحاج بود. عبد اللّه بن عبّاس در زمان خلافت امیر مؤمنان (علیه‌السلام)، یاور، مشاور،

[۱۶] ابن ‌ابی‌الحدید، ابوحامد عبد‌الحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۲.

سخنگو

[۱۷] منقری، ابن مزاحم، وقعه صفین، ص۳۱۷-۳۱۸.

و یکی از فرمانداران و فرماندهان نظامی بود.

[۱۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۷۳.

[۱۹] ابن ‌ابی‌الحدید، ابوحامد عبد‌الحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۷.

[۲۰] دینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، ص۱۷۱.

[۲۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۰۰.

او به نمایندگی از امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) با خوارج، مناظره کرد و نخستین کسی بود که به تصمیم ابوموسی اشعری در ماجرای حکمیت سخت اعتراض کرد و او را بی تدبیر خواند.

[۲۲] اخبار الدوله العباسیه، مولف ناشناس، ص۳۶.

[۲۳] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۱.

[۲۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲.

[۲۵] ابن اعثم، احمد، الفتوح، ج۴، ص۲۶۸.

او از زمان جنگ جمل تا هنگام شهادت امیر مؤمنان، فرماندار بصره و نواحی اطراف آن بود.

[۲۶] دینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، ص۱۵۲.

[۲۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۵۴۶.

[۲۸] ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۳۴.

[۲۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۳۳.

عبدالله بن عباس با امام حسن (علیه‌السّلام) بیعت کرد و در زمان ایشان، همچنان فرماندار بصره بود.

[۳۰] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۵۱.

[۳۱] ابن اعثم، احمد، الفتوح، ج۴، ص۲۸۳.

بنا بر نقلی، او در ماجرای صلح امام حسن (علیه‌السّلام) با معاویه حاضر بود و پس از رد درخواست معاویه برای همکاری با او، در مکه ساکن شد.

[۳۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۱۰۸.

پس از مرگ معاویه و شروع زمامداری یزید بن معاویه، او از کسانی بود که در مکه کوشیدند تا حسین بن علی (علیه‌السّلام) را از رفتن به کوفه بازدارند. او به ایشان توصیه کرد تا به یمن برود که شیعیان پدرش در آن جا ساکن بودند.

[۳۳] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۹.

وقتی عبداللّه بن زبیر در سال ۶۴ق بر حجاز و عراق تسلّط یافت، عبداللّه با او بیعت نکرد و این، برای ابن زبیر، سنگین بود و خواست که وی را بسوزاند،

[۳۴] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۲۷- ۱۲۸.

[۳۵] ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۳۶.

[۳۶] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۱.

[۳۷] ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۳۶.

و سرانجام تصمیم گرفت او را از مکه به طائف تبعید کند.

[۳۸] ابن ابی یعقوب، احمد، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۶۲.

[۳۹] ابن ‌ابی‌الحدید، ابوحامد عبد‌الحمید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۱۰۳.

عبدالله بن عباس به سال ۶۸ق. در تبعیدگاهش در طائف حالی که بینایی خود را از دست داده بود، در سنّ ۷۱ سالگی درگذشت

[۴۰] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۵۳.

[۴۱] ابن عبدالبر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۴.

[۴۲] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابه، ج۳، ص۲۹۱.

و محمد بن حنفیه که مانند او به طائف تبعید شده بود، بر جنازه‌اش نماز گزارد.

[۴۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۵۴.

[۴۴] اخبار الدوله العباسیه، مولف ناشناس، ص۱۳۳.

[۴۵] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۳.

[۴۶] اخبار الدوله العباسیه، مولف ناشناس، ص۱۳۲.

[۴۷] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۴، ص۱۳۰.

[۴۸] ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۳۶.

۲ – شرح واقعه

شخصیت‌ها و بزرگانی که در مکه حضور داشتند، غیر از عبدالله بن زبیر همگی امام حسین (علیه‌السّلام) را از رفتن به سوی عراق برحذر می‌داشتند و پیش‌بینی می‌کردند که حرکت حضرت، موفقیت و پیروزی ظاهری به دنبال نداشته باشد؛ از این رو در ملاقات‌هایی که در ایام اقامت آن حضرت در مکه و هنگام انتشار تصمیم امام مبنی بر رفتن به عراق با ایشان داشتند، این موضوع را با او مطرح می‌کردند. اما حضرت هر بار اراده قاطع خود را درباره قیام ابراز می‌داشت. بنابر نقل منابع وقتی امام حسین (علیه‌السّلام) تصمیم گرفت به کوفه برود، عبدالله بن عباس خدمت ایشان رسید و عرض کرد: «ای پسرعمو در میان مردم شایع شده که شما قصد رفتن به عراق را دارید. برای من بیان کنید چه کار می‌خواهید بکنید». حضرت فرمود: «به خواست خدا تصمیم گرفته‌ام در این یکی دو روز حرکت کنم». ابن عباس گفت: «به من بفرمایید آیا به سوی مردمی می‌روی که فرمانروایشان را کشته‌اند و سرزمین‌شان را در اختیار گرفته‌اند و دشمنشان را از شهرشان رانده‌اند؟ اگر این کار را کرده‌اند به سوی آنان برو. اما اگر آنان تو را دعوت کرده‌اند، ولی هنوز فرمانروایشان برایشان مسلط است و کارگزارانشان مالیات آنجا را می‌گیرند. در این صورت آنان تو را به جنگ و پیکار فراخوانده‌اند و من برای تو از ناحیه آنان احساس امنیت نمی‌کنم. مبادا تو را فریب دهند و تکذیبت کنند و با تو مخالفت نمایند و خوارت کنند و به پیکار تو بیایند و بدرفتارترین مردم به تو باشند». امام حسین (علیه‌السّلام) فرمود: از خدا طلب خیر می‌کنم و منتظر می‌شوم تا ببینم چه می‌شود.

[۴۹] طبری، ابوجعفر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۳.

[۵۰] دینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، ص

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.