پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن سلیم با رفتن امام حسین به عراق


در حال بارگذاری
11 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن سلیم با رفتن امام حسین به عراق دارای ۴۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن سلیم با رفتن امام حسین به عراق،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن سلیم با رفتن امام حسین به عراق :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

مقالات مرتبط: مخالفان رفتن امام حسین به عراق.

پاورپوینت کامل مخالفت عبدالله بن سلیم با رفتن امام حسین به عراق، از مباحث مرتبط به رفتن امام حسین (علیه‌السلام) به سمت عراق است. عبدالله بن سلیم، یکی از افراد قبیله بنی اسد بود که در منزل زرود با فردی از قبیله خود که از کوفه می‌آمده، برخورد کرد و او خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را به اطلاع عبدالله رساند. عبدالله بن سلیم نیز به همراه مذری بن مشمعل پس از حرکت از این منزل، به کاروان امام پیوستند و در منزل ثعلَبِیَّه خبر شهادت مسلم و هانی را به اطلاع امام رساندند. در این ملاقات عبدالله بن سلیم به امام حسین (علیه‌السّلام) توصیه می‌کند که جان خود و خاندانش را به خطر نینداخته و از رفتن به کوفه منصرف شود.

فهرست مندرجات

۱ – شرح واقعه
۲ – پانویس
۳ – منبع

۱ – شرح واقعه

عبدالله بن سلیم، یکی از افراد قبیله بنی اسد بود که در منزل زرود با فردی از قبیله خود که از کوفه می‌آمده، برخورد کرد و او خبر شهادت مسلم و هانی را به اطلاع او رساند. عبدالله بن سلیم نیز به همراه مذری بن مشمعل پس از حرکت از این منزل، به کاروان امام پیوستند و در منزل ثعلَبِیَّه خبر شهادت مسلم و هانی را به اطلاع امام رساندند. جریان پیوستن آنان به کاروان امام از زبان خودشان چنین است:
وقتی حج خویش را به اتمام رساندیم، تنها در این فکر بودیم که خود را در بین راه به امام حسین (علیه‌السّلام) برسانیم، برای اینکه می‌خواستیم ببینیم کار او به کجا می‌انجامد، لذا حرکت کردیم. شتران با سرعت ما را به پیش بردند، تا اینکه در منزل زَرُود به او ملحق شدیم. وقتی که به این منزل نزدیک شدیم، مردی از اهل کوفه را دیدیم که با دیدن حسین، راهش را کج کرد و از کاروان دور شد. یکی از ما گفت: نزد این مرد برویم و از او درباره کوفه بپرسیم که اگر خبری داشته باشد، ما نیز از اخبار کوفه مطلع شویم، بدین‌ترتیب به سوی او رفتیم و سلام کردیم و او پاسخ داد. از او پرسیدیم: از کدام قبیله‌ای؟ گفت: از قبیله بنی اسد. گفتیم: ما نیز از قبیله بنی اسد هستیم، تو کیستی؟ گفت: نامم بکیر بن مثعبه است. سپس نسب خود را به او شناساندیم و گفتیم: از مردمی که پشت سرگذاشته‌ای (کوفیان)، به ما خبر ده. او گفت: از کوفه خارج نشدم، مگر اینکه دیدم مسلم بن عقیل و هانی بن عروه کشته شدند و آنها را با پاهایشان در بازار می‌کشیدند.

[۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۹۹.

عبدالله بن سلیم و مذری بن مشمعل می‌گویند: بعد از گفت و گو با آن مرد اسدی (در منزل زَرُود)، حرکت کردیم تا به کاروان امام ملحق شدیم و همراه آنان به راه خود ادامه دادیم، تا اینکه در منزل ثعلَبِیَّه فرود آمدیم. در این منزل خدمت امام رسیدیم و سلام کردیم و ایشان جوابمان را داد. آنگاه گفتیم: رحمت خدا بر شما باد، خبری داریم که اگر می‌خواهید آشکار و اگر می‌خواهید مخفیانه به اطلاع شما برسانیم. حضرت نگاهی به اصحابش انداخت و فرمود: لازم نیست مطلبی از اینها مخفی باشد. گفتیم: آیا آن سواری را که غروب دیروز از رو به رویتان می‌آمد، مشاهده کردید؟ فرمود: آری، می‌خواستم از او مطلبی را بپرسم. گفتیم: ما اخبار او را برای شما گرفتیم و شما را از پرسش از او بی‌نیاز کردیم. او فردی از قبیله ما، بنی اسد، و شخصی با تدبیر و راستگو و دارای عقل و فضل بود. او می‌گفت از کوفه بیرون نیامده، مگر اینکه مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را کشته دیده است. حتی دیده که بر پاهای آنان ریسمان انداخته و آنها را در بازار می‌کشیده‌اند. در این هنگام امام فرمود: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ و چند بار فرمود: رحمت خدا بر آنان باد. گفتیم: شما را به خدا سوگند می‌دهیم که به خاطر جان خودتان و خاندانتان از همین جا برگردید که در کوفه یار و پیرو ندارید، بلکه بیم آن است که آنان دشمن شما شوند. در این هنگام فرزندان عقیل بن ابی طالب دگرگون شدند و گفتند: نه، به خدا سوگند تا انتقاممان را نگیریم یا همان‌طور که برادرمان به شهادت رسید، طعم شهادت را نچشیم، آنان را رها نمی‌کنیم. امام حسین (علیه‌السّلام) نیز فرمود: بعد از آنها زندگی خیری ندارد.

[۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۹۹.

[۳] مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۷۵.

• عن عبد اللّه بن سلیمان و المنذر بن المشمع لَمّا قَضَینا حَجَّنا، لَم تَکُن لَنا هِمَّهٌ الَا اللَّحاقَ بِالحُسَینِ (علیه‌السّلام) فِی الطَّریقِ، لِنَنظُرَ ما یَکونُ مِن امرِهِ، فَاَقبَلنا تُرقِلُ بِنا نِیاقُنا مُسرعَینِ حَتّی لَحِقنا بِزَرودَ، فَلَمّا دَنَونا مِنهُ، اذا نَحنُ بِرَجُلٍ مِن اهلِ الکوفَهِ قَد عَدَلَ عَنِ الطَّریقِ حینَ رَاَی الحُسَینَ علیه السلام، فَوَقَفَ الحُسَینُ (علیه‌السّلام) کَاَنَّهُ یُریدُهُ، ثُمَّ تَرَکَهُ ومَضی، ومَضَینا نَحوَهُ. فَقالَ احَدُنا لِصاحِبِهِ: اِذهَب بِنا الی هذا لِنَساَلَهُ، فَاِنَّ عِندَهُ خَبَرَ الکوفَهِ، فَمَضَینا حَتَّی انتَهَینا الَیهِ، فَقُلنا: السَّلامُ عَلَیکَ، فَقالَ: وعَلَیکُمُ السَّلامُ، قُلنا: مِمَّنِ الرَّجُلُ؟ قالَ: اسَدِیٌّ، قُلنا: ونَحنُ اسَدِیّانِ، فَمَن انتَ؟ قالَ: انَا بَکرُ بنُ فُلانٍ، وَانتَسَبنا لَهُ ثُمَّ قُلنا لَهُ: اخبِرنا عَنِ النّاسِ وَراءَکَ. قالَ: نَعَم، لَم اخرُج مِنَ الکوفَهِ حَتّی قُتِلَ مُسلِمُ بنُ عَقیلٍ، وهانِئُ بنُ عُروَهَ، ورَاَیتُهُما یُجَرّانِ بِاَرجُلِهِما فِی السّوقِ. فَاَقبَلنا حَتّی لَحِقنَا الحُسَینَ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِ، فَسایَرناهُ حَتّی نَزَلَ الثَّعلَبِیَّهَ مُمسِیا، فَجِئناهُ حینَ نَزَلَ، فَسَلَّمنا عَلَیهِ فَرَدَّ عَلَینَا السَّلامَ، فَقُلنا لَهُ: رَحِمَکَ اللّه ُ! انَّ عِندَنا خَبَرا، ان شِئتَ حَدَّثناکَ عَلانِیَهً وان شِئتَ سِرّا، فَنَظَرَ الَینا والی اصحابِهِ، ثُمَّ قالَ: ما دونَ هؤُلاءِ سِترٌ. فَقُلنا لَهُ: رَاَیتَ الرّاکِبَ الَّذِی استَقبَلتَهُ عَشِیَّ امسِ؟ قالَ: نَعَم، وقَد ارَدتُ مَساَلَتَهُ، فَقُلنا: قَد وَاللّه ِ استَبرَانا لَکَ خَبَرَهُ، وکَفَیناکَ مَساَلَتَهُ، وهُوَ امرُؤٌ مِنّا ذو رَایٍ وصِدقٍ وعَقلٍ، وانَّهُ حَدَّثَنا انَّهُ لَم یَخرُج مِنَ الکوفَهِ حَتّی قُتِلَ مُسلِمٌ وهانِئٌ، ورَآهُما یُجَرّانِ فِی السّوقِ بِاَرجُلِهِما. فَقالَ:

(اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّـآ اِلَیْهِ رَ جِعُونَ)

رَحمَهُ اللّه ِ عَلَیهِما! یُکَرِّرُ ذلِکَ مِرارا، فَقُلنا لَهُ: نَنشُدُکَ اللّه َ فی نَفسِکَ واهلِ بَیتِکَ، الَا انصَرَفتَ مِن مَکانِکَ هذا، فَاِنَّهُ لَیسَ لَکَ بِالکوفَهِ ناصِرٌ ولا شیعَهٌ، بَل نَتَخَوَّفُ ان یَکونوا عَلَیکَ. فَنَظَرَ الی بَنی عَقیلٍ، فَقالَ: ما تَرَونَ؟ فَقَد قُتِلَ مُسلِمٌ؟ فَقالوا: وَاللّه ِ لا نَرجِعُ حَتّی نُصیبَ ثَارَنا، او نَذوقَ ما ذاقَ. فَاَقبَلَ عَلَینَا الحُسَینُ (علیه‌السّلام) وقالَ: لا خَیرَ فِی العَیشِ بَعدَ هؤُلاءِ. فَعَلِمنا انَّهُ قَد عَزَمَ رَایَهُ عَلَی المَسیرِ، فَقُلنا لَهُ: خارَ اللّه ُ لَکَ! فَقالَ: رَحِمَکُمَا اللّه ُ! فَقالَ لَهُ اصحابُهُ: انَّکَ وَاللّه ِ ما انتَ مِثلَ مُسلِمِ بنِ عَقیلٍ، ولَو قَدِمتَ الکوفَهَ لَ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.