پاورپوینت کامل محمدحسن مولوی
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل محمدحسن مولوی دارای ۹۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمدحسن مولوی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل محمدحسن مولوی :
«قندهار» در روزگاران گذشته به محدوده جنوب کشور افغانستان گفته میشد که از طرف جنوب و جنوب شرقی به پاکستان، از غرب به جمهوری اسلامی ایران و از شمال به رشته کوههای مرکزی افغانستان محدود میشد. شهرهای مهم و تاریخی چون «قندهار»، «لشکرگاه» و «زرنج» در این منطقه وسیع قرار داشت.
قندهار کنونی، بخش کوچکی از آن سرزمین است و بیشتر ساکنانش را پشتونها تشکیل میدهند. این قوم شاخهای از اقوام آریاییاند که به زبان پشتو سخن میگویند.
پشتونها به دو دسته بزرگ «غلزایی» یا «غلجه زایی» و «درانی» تقسیم میشوند. غلزاییها بیشتر در شرق و شمال شرقی قندهار و در مجاورت مرزهای پاکستان ، سکونت دارندو درانیها بیشتر در غرب قندهار و نزدیک مرزهای ایران زندگی میکنند.
[۱] افغانستان، علی رضا علی آبادی، ص۱۲، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، تهران.
فهرست مندرجات
۱ – قندهار و نامداران شیعه
۲ – خاندان با فضیلت
۲.۱ – نیاکان
۲.۲ – پدر و مادر
۳ – تولد
۴ – هجرت شکوهمند
۵ – استادان نجف
۶ – شخصیت علمی و آثار
۷ – شاعر فرهیخته
۸ – سفرهای تبلیغی
۹ – خدمات ماندگار
۹.۱ – ترویج فرهنگ اهل بیت
۹.۲ – خطابههای عارفانه
۹.۳ – تاسیس فاطمیه
۹.۴ – یاری یتیمان و محرومان
۱۰ – ویژگیهای اخلاقی
۱۰.۱ – تهجد و شب زنده داری
۱۰.۲ – شیفتگی به اهل بیت
۱۰.۳ – حفظ حرمت اماکن مقدس
۱۰.۴ – احترام به سادات
۱۱ – نمونهای از نقلهای شگفت و عارفانه
۱۱.۱ – در پرتوی محبت به علی
۱۱.۲ – گریه شیر در عزای امام حسین
۱۱.۳ – کرامت آخرین ستاره
۱۲ – وفات
۱۳ – پانویس
۱۴ – منبع
۱ – قندهار و نامداران شیعه
اکثر قندهاریها، سنی مذهباند، اما جمعی از شیعیان نیز از گذشتههای دور با تقیه و محرومیت در آنجا سکونت داشتهاند و عالمان وارسته و فرهیختهای از میان آنان برخاستهاند، از جمله:
۱. محمد کاظم قاری (زنده: ۱۱۰۳هـ. ق.)
[۲] الذریعه الی التصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانی، ج۱۷، ص۱۸۹، چاپ اول، نجف، ۱۳۸۷.
۲. آیتالله شهید محمدعلی قندهاری (۱۲۳۵-۱۳۰۲هـ. ق.)
[۳] شهیدان راه فضیلت، علامه امینی، ترجمه جلال الدین فارسی، ص۴۹۳.
[۴] حوزههای علمیه شیعه در گستره جهان، سید علی سید کباری، ص۸۱۲.
۳. شهید شیخ مولی علی جان قندهاری (۱۲۵۵-۱۳۰۹هـ. ق.)
[۵] حوزههای علمیه شیعه در گستره جهان، سید علی سید کباری، ص۸۱۲.
۴. آیتالله شیخ عبدالله فاضل قندهاری (۱۲۲۷-۱۳۱۲هـ. ق.)
[۶] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ج۱، ص۱۲۹، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۹ ش.
۵. شهید مقدس قندهاری (متوفای: ۱۲۸۰ ش.)
[۷] تاریخ سیاسی افغانستان، سید مهدی فرخ، ناشر: احسانی، چ دوم، قم، ۱۳۷۱ ش، ج۱.
۶. شیخ ابوالقاسم قندهاری (متوفای: ۱۲۵۰ هـ. ق.)
[۸] ملاقات با امام زمان عجّلاللهفرجهالشریف ، سید حسن ابطحی، ج۱، ص۳۰۰ـ۳۰۵، چ چهاردهم، انتشارات حاذق، ۱۳۷۱ ش، به نقل از عبقری الحسان، مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی.
۷. شیخ محمد طاهر قندهاری (۱۲۹۰-۱۳۵۲ ش.)
[۹] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ج۲، ص۱۶۵.
۸. از عالمان معاصر نیز میتوان به عالم مبارز و رجالی مشهور، آیتالله شیخ آصف محسنی قندهاری اشاره کرد که با رهبری یکی از احزاب قدرتمند شیعی افغانستان در دوران جهاد، درخشید. وی از مقتدرترین رجال علمی و سیاسی بانفوذ افغانستان است و در کابل به وظایف علمی، فرهنگی و سیاسی خود ادامه میدهد.
۲ – خاندان با فضیلت
۲.۱ – نیاکان
پدر بزرگش یوسف علی اهل شیراز بود.
[۱۰] مجله آیینه پژوهش، دفتر تبلیغات اسلامی، ش ۵۲، ص۱۱۷.
و در زمان نادرشاه افشار به قندهار مهاجرت کرد. خاندان یوسفعلی در تقوا ، محبت به خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و صفای باطن، نمونه روزگار بودند. شیخ محمد حسن مولوی در مورد اجدادش میگوید:
«در قندهار حسینیهای از اجدادم بود که شیعیان برای اقامه عزای حضرت سیدالشهداء علیهالسّلام در آنجا جمع میشدند. مادرم دختر عمویی داشت که عالمتاب نام داشت. او عمه مرحوم حاج شیخ محمدطاهر قندهاری بود، وی با اینکه به مکتب نرفته و درس نخوانده بود و نمیتوانست خط بخواند، به واسطه صفای عقیدهای که داشت، وضو میگرفت و یک صلوات میفرستاد و دست روی سطر قرآن مجید میگذارد و آن را تلاوت میکرد. همین طور برای هر سطر، صلواتی میفرستاد و آن را میخواند. به این ترتیب قرآن را به خوبی میخواند و الآن هم چنین است.
این زن، پسری بنام عبدالرؤف داشت که از بچگی در سینه و پشتش برآمدگی و قوز وجود داشت. پدر و مادر این کودک چهار ساله، از این جهت بسیار ناراحت بودند. من بارها مشاهده کردم که عالمتاب فرزندش را برای عزاداری در شب عاشورا در این حسینیه میآورد و پس از عزاداری گردن فرزندش را به منبر میبست و میگفت: یاحسین علیهالسّلام ! از خدا بخواه که این بچه را تا فردا یا شفا دهد، یا مرگ.
آن شب خواب بودیم که ناگهان از صدای غرشی بیدار شدیم. دیدیم آن بچه از جایش بلند میشود و دوباره به زمین میافتد و بدنش به شدت میلرزد و نعره میزند.
مادرم به عالمتاب گفت: «بچه ات را به خانه برسان اگر مردنی باشد، آنجا بمیرد تا پدرش که عصبانی است اعتراض نکند.»
عالمتاب بچه اش را در برگرفت. از شدت لرزش بچه، مادرش هم میلرزید. تب و لرز آن بچه سه تا چهار روز ادامه داشت. پس از آن لرزشهای متوالی، گوشتهای اضافی آن کودک آب شد و سینه و پشتش صاف گردید. به طوری که هیچ اثری از برآمدگی آن نماند…»
[۱۱] جلوههایی از خورشید کربلا، عبدالرحمن باقرزاده بابلی، ص۲۵۰، انتشارات تهذیب، زمستان ۱۳۸۰ ش.
۲.۲ – پدر و مادر
پدر آیتالله شیخ پاورپوینت کامل محمدحسن مولوی، میرزا محمد اکبر مردی فرهیخته، عالم، فاضل و شیفته اهل بیت علیهمالسّلام بود. مولوی با نقل خاطره زیر، از دلدادگی پدر به دودمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم چنین پرده برمی دارد:
«برادرم محمد اسحاق در بچگی به مرض سل دچار شد. از درمان او ناامید شدیم. سرانجام پدرم او را به کربلا برد و به ضریح مقدس حضرت ابوالفضل علیهالسّلام بست و از آن بزرگوار خواست تا از خداوند شفاء او را بخواهد. خودش در رواق حرم به نماز مشغول شد. هنگامی که نزد محمداسحاق برگشت، او گفت: بابا گرسنهام. پدرم مشاهده کرد که رخسار فرزندش تغییر کرده و شفا یافته است…»
[۱۲] داستانهای شگفت، شهید دستغیب، چ نهم، ص۲۱۱، ش ۹۳.
مادر جناب مولوی نیز بانویی پاک دامن بود. خاطره زیر چهره تابناک او را به تصویر میکشد:
«مادرم به تلاوت قرآن مجید علاقه بسیار داشت. او غالبا در هر شبانه روز، هفت جز قرآن تلاوت میکرد. وی در شبهای ماه رمضان نمیخوابید و به تلاوت قرآن، دعا و نماز مشغول میشد. در یکی از شبهای ماه رمضان، شمع سوخته بود و بیش از یک بند انگشت، در شمعدان باقی نمانده بود. به علت منع دولت، نمیتوانستیم از منزل خارج شده شمع تهیه کنیم. سربازان حکومتی، اگر کسی را در کوچه میدیدند او را به زندان میبردند و به آزار و جریمه نقدی محکوم میکردند.
مادرم به روشنایی همان مقدار شمع مشغول تلاوت قرآن شد. به خدا سوگند، تا آخر شب که مادرم قرآن، دعا و نماز میخواند، شمع تمام نشد. وقتی از نمازش فارغ شد، به سحری خوردن مشغول شدیم. شمع همچنان میسوخت. همین که صدای اذان صبح بلند شد، شمع نیز خاموش گردید. خلاصه به برکت مادرم، یک بند انگشت شمع، به مقدار ۹ ساعت برای ما روشنایی داد.»
[۱۳] داستانهای شگفت، شهید دستغیب، ص۲۱۲، ش ۹۴.
۳ – تولد
محمد حسن در سال ۱۳۱۹هـ. ق. در شهر قندهار چشم به جهان گشود. در ۷ سالگی (۱۳۲۶ ق.) پا به مکتب نهاد و خواندن و نوشتن را از پدرش فراگرفت. آنگاه نزد پدر و سایر استادان زادگاهش به فراگیری مقدمات و علوم دینی روی آورد. وی از خردسالی، دارای باطنی پاک و سیرتی عارفانه بود. به پدیدههای اطرافش نگاه ژرف و عمیق داشت. خود میگوید:
«۸ ساله بودم. یک روز باران شدیدی آمد. خودم دیدم که در لابلای قطرههای باران، یک عدد ماهی از آسمان افتاد. نیم دقیقه طول نکشید که گربهای آمد و آن را خورد.»
[۱۴] داستانهای شگفت، شهید دستغیب، ص۳۵۹، ش ۱۳۸.
البته شگفت انگیزتر از این، بارش ماهی از آسمان بود که وی از مردم بحرین شنید. او میگوید:
«در زمان جنگ جهانی دوم ، سفری (مقصدش به احتمال زیاد نجف اشرف بوده است.) برایم پیش آمد. با هواپیما به بحرین رفتم. ساکنان بحرین به تواتر گفتند: به علت جنگ، یک هفته آذوقه به ما نرسید. علاوه بر گندم، حبوبات ما نیز تمام شد. همه به مساجد و حسینیهها رفتیم و متوسل شدیم. ناگهان مشاهده کردیم بخاری از میان دریا بلند شد و به ابر تبدیل گردید. طولی نکشید که باران از ماهیهای خوب و ممتاز شروع کرد به باریدن. به مدت یک هفته از آنها استفاده کردیم تا این که آذوقه برایمان رسید.»
[۱۵] داستانهای شگفت، شهید دستغیب، ص۳۵۹، ش ۱۳۸.
۴ – هجرت شکوهمند
استعداد سرشار و همت بالا، باعث شد پدر او را به مهمترین پایگاه علمی شیعه ، نجف اشرف بفرستد. میرزا محمد اکبر در سال ۱۳۱۴ ش، (۱۳۵۳ ق.) در روزگاری که ۳۴ بهار از زندگی فرزندش محمدحسن میگذشت، به نجف اشرف مهاجرت کرد و این دانشجوی جوان در جوار حرم علوی، به تحصیل و تهذیب پرداخت و مراحل تکامل و ترقی را خیلی زود پیمود!
۵ – استادان نجف
۱. میرزا محمد حسین نائینی ۲. حاج آقاضیاء عراقی ۳. میرزا علی آقا قاضی ۴. شیخ محمدحسین کاشف الغطا ۵. سید ابوالحسن اصفهانی ۶. سید ابراهیم اصطهباناتی ۷. سید عبدالهادی شیرازی ۸. سید محمود شاهرودی ۹. سید عبدالله شیرازی ۱۰. سید حسین حمامی ۱۱. امام خمینی (قدس سره)
[۱۶] مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ابراهیم زنگنه قاسم آبادی، ص۳۱۲، چ اول، مشهد، ۱۳۸۲ ش.
۶ – شخصیت علمی و آثار
این عالم کوشا در عرصههای مختلف علوم اسلامی صاحب رای و اندیشه بود. یکی از نویسندگان ابعاد شخصیت علمی او را چنین میستاید:
«محمد حسن المولوی… عالم فاضل مورخ، جلیل، ادیب، شاعر، ورع و زاهد، عابد اخذ الفقه والادب، والحکمه والمنطق والکلام و العلوم الغریبه من اعلام وقته»
[۱۷] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ج۱، ص۱۹۰.
آثار گرانبهایی از وی در زمینههای مختلف علمی، تاریخی و ادبی به یادگار مانده است که تا حدی شخصیت علمی او را به تصویر میکشد. آنچه در پی میآید فهرست آثار آن عالم متتبع و شاعر شوریده است.
۱. جوان و پرنده: شرح حال حضرت جعفر طیار به صورت منظوم.
۲. فهرست مراقد : فهرست مراقد شریفه شام، حلب و شرق اردن به صورت منظوم.
۳. شکایت منظوم: قصیدهای فارسی در شرح و توضیح شکیات نماز و فروعات آن.
۴. بیست و ششم رجب : قصیدهای فارسی در احوالات امام علی علیهالسّلام که چند مرتبه چاپ شده است.
۵. غبار نجف: سرودهای مفصل و استدلالی به زبان فارسی درباره حقیقت معاد جسمانی .
۶. کوه یاقوت: رسالهای درباره تاریخ و عظمت کعبه که در پایان منظومهای در مناسک و اعمال حج آورده شده است.
۷. کلدار قندهار: درباره مزارات متبرکه موجود در قندهار و مناطق مجاور آن که در دو جلد به چاپ رسیده است.
۸. طاووس اهل الجنه فی الآیات النازله بالامام الحجه علیهالسّلام .
۹. روضات الفردوس فی مزارات العراق.
۱۰. آب سناباد در مدایح اهل بیت علیهمالسّلام .
۱۱. شانزده مقاله در حل مسائل مشکل.
۱۲. رساله سبع المثانی: در تفسیر سوره مبارکه حمد.
۱۳. زیارت جامعه: به صورت منظوم.
۱۴. ایمان ابوطالب علیهالسّلام .
۱۵. تربت کربلا .
۷ – شاعر فرهیخته
از ویژگیهای تحسین برانگیز مولوی آشنایی کامل با فنون شاعری است. سرودههای او بیانگر قریحه زیبا و سبک دلنشین در این هنر برجسته است. وی علاوه بر اشعار عربی بیست هزار بیت به زبان فارسی سروده است. برای معرفی چهره ادبی او، بخشی از یک قصیده بلندش را که به اندیشمند درد آشنا، و شهید راه شرف و آزادی، علامه شهید سید اسماعیل بلخی تقدیم کرده است، ذکر میکنیم:
سنگ معناست که در باطن آن فیض خداست• • • نه که هر سنگ سیه کعبه ایمان گردد
بارش قطره نیسان صدفی میخواهد• • • نه که هر ریگ و خزف لؤلؤ غلطان گردد
از نباتات زمین دوحه قابل باید• • • تا کلیمش به جهان موسی عمران گردد
داد حق نیست به زور و زر و فکر و تدبیر• • • ورنه هر ناموری همچو سلیمان گردد
گر ز بلخاب بزایند زنان صدها مرد• • • باز هیهات یکی بلخی افغان گردد
به شجاعت و سخاوت و سماحت ممتاز• • • مثل او نیست کسی فخر خطیبان گردد
کس ندیده است به این قرن به جز اسماعیل• • • با گدا مونس و هم محفل شاهان گردد
نشنیده است کسی مثل جنابش یک مرد• • • که بدون جند و سپه نمایان گردد
یاد بادش که چه شخصیت پر معنی بود• • • هست مشکل که کسی بلخی دوران گردد
[۱۸] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ص۱۹۱-۱۹۲.
۸ – سفرهای تبلیغی
وی پس از تکمیل معلومات و ارتقاء به درجه اجتهاد ، به عنوان نماینده تام الاختیار استادانش به کشورهای هند، پاکستان و افغانستان سفر کرد و طی چهل سال اقامت در آن کشورها، خدمات ارزندهای از خود به یادگار گذاشت و در نشر و تبلیغ احکام و عقاید دینی مردم آن سامان کوشید.
[۱۹] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ص۱۹۱-۱۹۲.
آنگاه پس از یک دوره سفر تبلیغی طولانی، برای بهره مندی بیشتر از فضای ملکوتی نجف اشرف، در سال ۱۳۷۹هـ. ق. به این شهر بازگشت و در جوار مرقد مطهر مولای متقیان علی علیهالسّلام به زیارت ، عبادت ، تهذیب، تهجد، توسل، تحقیق و تالیف پرداخت.
[۲۰] مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری داودی، ص۱۹۱.
[۲۱] آیینه پژوهش، ش ۵۲، ص۱۱۷.
سپس در سال ۱۳۹۱هـ. ق. هنگامی که حوزه علمیه نجف ، تحت فشارهای شدید رژیم صدام قرار داشت و طلاب و عالمان غیر عراقی مجبور به ترک آن کشور شده بودند، به ناچار به ایران آمد و تا پایان عمر در مشهد ساکن شد.
۹ – خدمات ماندگار
بیشترین تلاش این عالم برجسته، تهذیب و سیر و سلوک عارفانه بود. وی در لحظات تنهایی به تفکر فرو میرفت. در عین حال به خدمت رسانی به مردم پرداخت. به مهمترین سرفصلهای خدمات آن عالم وارسته اشاره میکنیم:
۹.۱ – ترویج فرهنگ اهل بیت
مولوی بیشترین لحظات عمر شریفش را در ترویج فرهنگ اهل بیت علیهمالسّلام گذراند. وی در سفر تبلیغی که چهل سال به داراز کشید، در زادگاهش قندهار رحل اقامت افکند و به هدایت و ارشاد مردم آن سامان اشتغال ورزید.
[۲۲] آیینه پژوهش، ش ۵۲، ص۱۱۷.
پاسداری از حوزه فقه جعفری و گسترش سیره و فرهنگ اهل بیت علیهمالسّلام از مهمترین اهداف والای آن عالم وارسته در این کشورها بود. وی با توجه به این آرمان بلند، سالیان طولانی در جهت گسترش و نشر دین مبین و مکتب علوی خدمت کرد.
۹.۲ – خطابههای عارفانه
تبلیغ و خطابه از مهمترین فعالیتهای آن عالم وارسته بود. وی در خطابههای بیدارگرانه اش به تزکیه ، محافظت و مراقبت نفس تاکید میورزید. یکی از فضلایی که این دوره زندگی او را درک کرده است، میگوید:
«آیت الله محمدحسن جان مولوی در اکثر سخنرانیها و صحبتهای خود از محاسبه و مراقبت نفس حرف میزد و میگفت: به توسل و تضرع پناه ببرید مخصوصا توسل به حضرت زهرا و ولی عصر عجّلاللهفرجهالشریف که اثر خاصی دارد. عیادت از مریض و به تشیی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
