پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی :
مقالات مرتبط: پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی (مقالهدوم)، پاورپوینت کامل محمد بن عبدالکریم شهرستانی (مقالهسوم).
محمد بن عبد الکریم شهرستانی از مفسران برجسته قرن پنجم و ششم هجری (۴۷۹- ۵۴۸) در «شهرستان» از توابع خراسان دیده به جهان گشود. در نظامیه نیشابور با استفاده از اساتید بنامی چون احمد خوافی، ابو نصر قریشی، ابو القاسم انصاری، علی بن احمد بن محمد المدائنی و… در فقه ،کلام ، تفسیر،حدیث ،اصول و… تحصیلات خویش را به پایان برد.
فهرست مندرجات
۱ – زندگی نامه
۲ – آثار
۲.۱ – الملل و النحل
۲.۲ – مصارع الفلاسفه
۲.۳ – نهایه الاقدام فی علم الکلام
۲.۴ – مجلس مکتوب خوارزم
۲.۵ – تفسیرمفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار
۳ – گرایش مذهبی شهرستانی
۳.۱ – نظر بزرگان
۳.۲ – اسناد شیعه بودن
۳.۲.۱ – اسناد و مدارک تاریخی
۳.۲.۱.۱ – برخورد با شهرستانی
۳.۲.۲ – شواهد موجود در آثار او
۳.۲.۲.۱ – نمونه اول
۳.۲.۲.۲ – نمونه دوم
۳.۳ – تقسیم بندی دلایل
۴ – شهرستانی و فرقههای اهل سنت
۴.۱ – عدم پذیرش بعضی موضوعات
۴.۱.۱ – موضوع اول
۴.۱.۱.۱ – آخر کلام
۴.۱.۲ – موضوع دوم
۴.۱.۳ – موضوع سوم
۴.۱.۴ – موضوع چهارم
۵ – نشانههایی از گرایش به تشیع
۵.۱ – نشانه اول
۵.۱.۱ – اعتقاد شهرستانی
۵.۱.۲ – نگاه به مساله امامت
۵.۲ – نشانه دوم
۵.۲.۱ – شایستهترین فرد برای جمع آوری قرآن
۵.۲.۲ – ذکر حدیث ثقلین
۵.۲.۳ – تحریف قرآن در نگاه او
۶ – گرایش شهرستانی به اسماعیلیه
۶.۱ – دلایل
۶.۱.۱ – خداشناسی
۶.۱.۱.۱ – نقد شهرستانی
۶.۱.۲ – امامت
۶.۱.۲.۱ – مثال
۶.۱.۲.۲ – اتفاق صحابه بر لزوم امام
۶.۱.۳ – تعلیم
۶.۱.۳.۱ – کلام خواجه نصیر
۶.۱.۳.۲ – نقد نظر مخالفان
۶.۱.۳.۳ – نمونه دوم
۶.۱.۴ – تفسیر و تاویل و بیان نمونه ها
۶.۱.۴.۱ – نمونه اول
۶.۱.۴.۲ – نمونه دوم
۶.۱.۴.۳ – نمونه سوم
۶.۱.۵ – به کاربردن اصطلاحات
۷ – پانویس
۸ – منبع
۱ – زندگی نامه
پس از فارغ التحصیلی از نظامیه نیشابور، به خوارزم و مکه رفت و در بازگشت از مکه به درخواست نظامیه بغداد که یکی از مهمترین حوزههای آموزشی اهل سنت به شمار میآمد، سه سال از ۵۱۰ تا ۵۱۳ ه. ق به تدریس و موعظه دانشجویان پرداخت.
۲ – آثار
شهرستانی در حیات علمی خود آثار بسیاری- که برخی تا بیست اثر شمارش کردهاند- به جهان علم و دانش عرضه داشت، اما سوگمندانه از این تعداد که به نظر میرسد از نظر محتوا و دقت در ردیف آثار بر جای مانده اوست، تنها چند اثر بیشتر بر جای نمانده است، که عبارتند از:
۲.۱ – الملل و النحل
این کتاب در میان آثار بر جای مانده از شهرستانی به عنوان نخستین اثر او معرفی میشود. نویسنده ملل و نحل دو مقدمه برای این کتاب آورده است که در یک مقدمه از وزارت نصیر الدین محمود وزیر سلطان سنجر که از سال ۵۲۱ تا ۵۲۶ ه. ق ادامه داشت یاد میکند.
گروهی با توجه به این مقدمه، زمان تالیف الملل و النحل را پس از سال ۵۲۱ ه. ق باور دارند و میگویند این مقدمه، مقدمه اول شهرستانی بر ملل و نحل بوده است، اما پس از سقوط سلطان سنجر، شهرستانی این مقدمه را حذف کرد و مقدمهای برای کتابش آورد که در آن نامی از نصیر الدین محمود نیست.
اما وجود قرینهای محکم در متن ملل و نحل این دیدگاه را زیر سؤال میبرد، چه اینکه بر اساس این قرینه از زمان غیبت امام زمان علیهالسّلام تا زمان نوشتن کتاب ملل و نحل در حدود ۲۵۰ سال گذشته است. «الغیبه قد امتدت مائتین و نیفا و خمسین…» حال اگر این مقدار را به سال غیبت امام زمان علیهالسّلام (۲۶۰ ه. ق) بیفزاییم نتیجه میگیریم که شهرستانی کتاب ملل نحل را پس از سال ۵۱۰ ه. ق و پیش از سال ۵۲۰ به پایان برده است و گرنه واژه «نیفا» در عبارت «مائتین و نیفا و خمسین سنه» بی معنی خواهد بود، چنان که واژه «خمسین» نیز لغو مینماید.
با توجه به این نص محکم در الملل و النحل میتوانیم درباره مقدمات نیز به گونهای دیگر اظهار نظر کنیم و بگوییم مقدمهای که در آن از نصیر الدین محمود وزیر سلطان سنجر نام برده شده مقدمه دوم شهرستانی بوده که در زمان صدارت نصیر الدین محمود به مقدمه اصلی ملل و نحل افزوده است و مقدمه اصلی و اولی کتاب، همین مقدمهای است که در اول ملل و نحل چاپ قم و به تصحیح بدران وجود دارد.
۲.۲ – مصارع الفلاسفه
مقدمه این کتاب نشانگر آن است که شهرستانی این اثر را پس از « الملل و النحل » نوشته است. دیدگاههای نویسنده این کتاب را خواجه نصیر الدین در اثر گران سنگ خویش « مصارع المصارع » جمع آوری کرده و در دفاع از ابن سینا آنها را نقد میکند.
۲.۳ – نهایه الاقدام فی علم الکلام
از این کتاب میتوان به عنوان تتمه «الملل و النحل» نام برد.
۲.۴ – مجلس مکتوب خوارزم
این متن در مورد بحث خلق و امر و نقد و بررسی دیدگاههای موجود در این زمینه است. این کتاب، تنها اثر فارسی شهرستانی است.
۲.۵ – تفسیرمفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار
این اثر در دو مجلد با قطع رحلی، از نسخه منحصر به فرد کتابخانه ملی عکس برداری شده است و به صورت عکسی به چاپ رسیده است. شهرستانی در سال ۵۳۸ ه. ق و در سن ۵۹ سالگی شروع به نوشتن جلد اول این تفسیر کرد و چنان که خود وی در مقدمه جلد دوم میگوید نگارش جلد اول در محرم سال ۵۴۰ ه. ق به پایان رسید. مجموعه آیاتی که شهرستانی در این دو جلد تفسیر کرده آیات سوره فاتحه و بقره است. بنابر این با توجه به اینکه جلد اول، دو سال زمان برده است و جلد دوم نیز اگر به همین اندازه زمان برده باشد. بنابر این در چهار سال ۲۹۳ آیه را شهرستانی توانسته تفسیر نماید، میتوانیم ادعا کنیم که شهرستانی نتوانسته است تمام آیات قرآن را تفسیر نماید، چه اینکه وی در سن ۶۹ سالگی دار فانی را وداع گفته است.
مجموع صفحات مفاتیح الاسرار در دو مجلد ۸۳۸ صفحه است که از این مقدار حدود ۵۴ صفحه دیدگاههای نویسنده در علوم قرآنی است.
۳ – گرایش مذهبی شهرستانی
درباره شهرستانی پژوهشهای قابل توجهی صورت پذیرفته است، اما هنوز هم ناگفتهها و نایافتههای بسیاری در زندگی او وجود دارد. یکی از این نادانستهها گرایش مذهبی و فرقهای شهرستانی است. این مساله با وجود کتابهای بسیار وی، که میتواند نشانگر باورهای مذهبی او باشد، هنوز هم (به خصوص پیش از کشف تفسیر « مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار » در کتابخانه ملی) از نقاط ابهام زندگی شهرستانی شناخته میشود. چه اینکه شهرستانی به جهت گرایش مذهبی خود که در نگاه بسیاری الحاد بود و زندگی در عصری که جنگهای مذهبی و فرقهای به اوج خود رسیده بود و در اصفهان و ری و نیشابور زد و خوردهای فرقهای هر روز شدت بیشتری میگرفت، ناچار از زندگی در پناه تقیه بود، به گونهای که او در بسیاری از آثار خود جز «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار»، خویش را سنی اشعری جلوه میدهد. این مساله سبب شده عدهای وی را اشعری مذهب معرفی کنند.
۳.۱ – نظر بزرگان
ابن خلکان مینویسد: «ابو الفتح محمد بن ابی القاسم عبد الکریم بن ابی بکر احمد الشهرستانی، المتکلم علی مذهب الاشعری کان اماما مبرزا فقیها متکلما…» جاپلقی در طرائف المقال مینویسد: «ذکره صاحب الملل و النحل من علماء السنه.»کشی مینویسد: «و کذلک علامه الاقوام من علماء العامه، محمد بن عبد الکریم الشهرستانی.» محمد بن فتح الله بدران نیز در مقدمه «الملل و النحل» شهرستانی را اشعری میخواند. اما واقعیت امر چیز دیگری است. شهرستانی به هیچ روی به اهل سنت و فرقه اشاعره گرایش نداشته است و سخنان و نوشتههای او در دفاع از اهل سنت و در راستای باورهای آنها از روی تقیه بوده است.
در این نوشتار که با هدف روشن ساختن باورها و اندیشههای مذهبی نویسنده «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» شکل گرفته، دلایل، شواهد و قراینی از زندگی و آثار شهرستانی که حکایت از وابستگی او به مذهب شیعه و فرقه اسماعیلیه دارد ارائه میشود. هر چند ممکن است برخی از این نشانهها به تنهایی دلبستگی وی را به شیعه و اسماعیلیه اثبات ننماید، اما از مجموع دلایل و شواهد میتوان اطمینان یافت که نویسنده «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» پیرو باطنیان بوده است.
۳.۲ – اسناد شیعه بودن
اسناد و مدارکی که نشانگر گرایش شهرستانی به شیعه و اسماعیلیه است به دو دسته تقسیم میشود: ۱. مدارک و اسناد تاریخی؛ ۲. قراین و شواهد موجود در آثار او.
۳.۲.۱ – اسناد و مدارک تاریخی
اسناد و مدارک تاریخی این دسته از مهمترین دلایل گرایش شهرستانی به اسماعیلیه است، زیرا کسانی که نویسنده ملل و نحل را اسماعیلی معرفی میکنند، یا از معاصران او به شمار میآیند و یا به جهت ارتباط و زندگی با باطنیان، باورها، بزرگان و داعیان آنها را به خوبی میشناسند. برای نمونه ابو سعید عبد الکریم بن محمد سمعانی از معاصران شهرستانی در « التحبیر فی المعجم الکبیر » مینویسد: «و کان متهما بالمیل الی اهل البدع یعنی الاسماعیلیه و الدعوه الیهم لضلالتهم.» ابو محمد محمود بن عباس بن ارسلان خوارزمی یکی دیگر از معاصران شهرستانی پس از معرفی شهرستانی و اساتید او مینویسد: «لو لا تخلیطه فی الاعتقاد و میله الی اهل الزیغ و الالحاد، کان هو الامام، و کثیرا ما کنا نتعجب من وفور فضله و کمال عقله، کیف مال الی شی ء لا اصل له و اختار امرا لا دلیل علیه لا معقولا و لا منقولا.» خوارزمی به روشنی و صراحت، شهرستانی را ملحد میخواند و چنان که پیش از این گفته شد اسماعیلیه در عصر او یعنی قرن ششم ملاحده خوانده میشدند و با همین اتهام قتل عام میگشتند. بنابر این اگر خوارزمی شهرستانی را متمایل به الحاد میخواند مقصودش گرایش و تمایل او به اسماعیلیان است.
خواجه نصیر الدین طوسی نیز که سالیان سال در دژهای باطنیان به خصوص قلعه الموت زیسته و تالیفاتی درباره اندیشهها و اعتقادات آنها سامان داده است و به خوبی اندیشمندان ایشان را میشناخته است شهرستانی را در شمار باطنیان میآورد.
۳.۲.۱.۱ – برخورد با شهرستانی
و گویا به همین جهت، خواجه نصیر در کتاب گران سنگ خویش «مصارع المصارع» که با هدف نقد کتاب «مصارع الفلاسفه» شهرستانی نوشته است برخورد بسیار تند و غیر قابل انتظاری با شهرستانی میکند؛ وی را سارق دیدگاههای فلاسفه و ابن سینا میخواند، نظریات او را به سخنان واعظان تشبیه میکند، بارها او را بی سواد و خطبه خوان معرفی میکند.
در خور توجه آن که بیشتر تراجمی که درباره شهرستانی رسیده و گوشههایی از زندگی وی را روشن ساخته از ابو سعید عبد الکریم بن محمد سمعانی (م ۵۶۲ ه. ق)،ابو الحسن بیهقی (م ۵۶۵ ه. ق) و خوارزمی صاحب تاریخ خوارزم است و هیچ یک از این افراد، شهرستانی را اشعری و پیرو فقه شافعی معرفی نمیکنند.
افزون بر مدارک و اسناد تاریخی فوق، در زندگی شهرستانی نیز شواهدی وجود دارد که نشان میدهد او در تمام عمر خویش به باطنیان گرایش داشته است و باطنی گری او به سالهایی که تفسیر «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» را مینوشته محدود نبوده است، اما او برای آن که بتواند در دستگاه خلافت نفوذ کند و اندیشهها و باورهای اسماعیلیان را در ضمن اندیشههای سایر فرقههای اسلامی به تصویر کشد ناگزیر از تقیه شده، چنان که وی با نوشتن «الملل و النحل» و دفاع از اندیشههای اهل سنت به مقام نیابت دیوان سلطان رسید و محرم اسرار او شد. شهرستانی با تقیه میتوانسته به آسانی و بدون هیچ گونه مشکلی، اعتقادات اسماعیلیه را به مردم عصر خود که باطنیان را ملاحده میخوانند ارائه کند و آنان را از کشتن و ملحد و مهدور الدم خواندن اهل قلاع باز دارد. افزون بر این توانسته با نفوذ در دستگاه خلافت سلطان سنجر، از اذیت و آزار اسماعیلیان بکاهد و به سلطان و وزراء توصیه کند که به باطنیان به چشم ملحد ننگرند و به قلعهها و دژهای آنان هجوم نبرند.
۳.۲.۲ – شواهد موجود در آثار او
شواهد و نمونهها در آثار شهرستانی
۳.۲.۲.۱ – نمونه اول
آنچه بیش از هر اثر دیگر شهرستانی، اسماعیلی بودن او را نشان میدهد، تفسیر «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» است. در این تفسیر، شهرستانی یگانه شیوه بهینه فهم آیات قرآن را سخنان و دیدگاههای تفسیری اهل بیت معرفی میکند، آنان را تنها آشنایان با قرآن و معارف قرآنی نشان میدهد و تفسیر خویش را انعکاس سخنان و روایات عترت میداند. همو در مقدمه تفسیر «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» استاد تفسیرش را انصاری معرفی میکند: «ناصر الانصاری تلقفا، ثم اطلعنی مطالعات کلمات شریفه عن اهل البیت و اولیائهم علی اسرار دفینه و اصول متینه فی علم القرآن.» و سلمان بن ناصر بن عمران انصاری چنان که در تراجم آمده است در سال ۵۱۲ ه. ق از دنیا رفته است. بنابر این محمد شهرستانی در حدود ۳۵ سالگی یعنی پیش از وفات انصاری به باطنیان وابستگی داشته و مانند آنان تفسیر بهینه آیات قرآن را مخصوص عترت پیامبر میدانسته، ولی به جهت تقید و مشکلاتی که فراروی او بوده است نتوانسته نظریات خود را تا سال ۵۳۸ که شروع به نوشتن تفسیر کرد ابراز کند.
۳.۲.۲.۲ – نمونه دوم
شهرستانی مهمترین اثر خود یعنی «الملل و النحل» را که برخی میگویند در سال ۵۲۱ ه. ق به هنگام وزارت نصیر الدین محمود نوشته است و همچنین کتاب «مصارع الفلاسفه» را که نقد دیدگاههای ابن سینا در الهیات شفا، نجات و اشارات است، به سید مجد الدین ابو القاسم علی بن جعفر الموسوی نقیب ترمذ و از نزدیکان سلطان سنجر تقدیم داشته و هدف خود را از نوشتن « الملل و النحل »، خدمت به نقیب ترمذ خوانده است. و این دو تن یعنی نصیر الدین محمود وزیر سلطان سنجر و نقیب ترمذ و یا دست کم نقیب ترمذ از نفوذیهای اسماعیلیان به دربار حاکمان سنی هستند- زیرا چنان که ابن تیمیه و برخی میگویند، شهرستانی کتاب ملل و نحل را به یک فرد باطنی تقدیم داشته است- و همانها بودند که پس از بازگشت شهرستانی از بغداد او را به سلطان سنجر معرفی کردند و مقدمات رسیدن وی را به مقام نیابت دیوان سلطان فراهم ساختند و صاحب ملل و نحل را محرم اسرار سلطان گردانیدند. و بعید نیست که دسیسهای را که تاریخ نویسان سبب زندانی شدن نصیر الدین محمود و سید مجد الدین ابو القاسم علی بن جعفر الموسوی میدانند همان تمایل این دو نفر به باطنیان باشد. افزون بر این به نظر میرسد شهرستانی با نوشتن کتاب «مصارع الفلاسفه» و تاج المعالی نقیب ترمذ که گفتهاند از شهرستانی خواست کتابی در رد نظریات ابو علی سینا بنویسد، قصد انتقام از ابو علی سینا را داشته، چه اینکه ابن سینا بر خلاف عمو و پدرش که گرایش اسماعیلی داشتند به اسماعیلیان نپیوست و با این کار ضربهای سهمگین بر باطنیان فرود آورد.
۳.۳ – تقسیم بندی دلایل
در تمام آثار بر جای مانده از شهرستانی دلایل و شواهد روشن کننده گرایش مذهبی شهرستانی به وفور یافت میشود، اما این نشانهها در آن نوشتهها و گفتههایی که در دربار سلطان سنجر و یا به درخواست نزدیکان سلطان نوشته شده، بسیار کمرنگ تر از آثاری است که شهرستانی به شکل سخنرانی و تفسیر، بدون رعایت خواسته حکومت سامان داده است. دلایل و قراینی که در تفسیر «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» و «مجلس خوارزم» وجود دارد، به هیچ روی قابل مقایسه با «الملل و النحل» و «مصارع الفلاسفه» و «نهایه الاقدام» نیست. در جای جای تفسیر «مفاتیح»، شهرستانی به روشنی وابستگی مذهبی و فرقهای خویش را نشان میدهد و نظر خود را آشکارا ابراز میدارد.
دلایل موجود در آثار شهرستانی را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
۱- دلایل و قرائنی که وابستگی و دلبستگی شهرستانی را به مذهب شیعه نشان میدهد و او را از معتزله ،اشاعره ،جبریه و… جدا میسازد.
۲- نشانههایی که از گرایش شهرستانی به فرقه اسماعیلیه یکی از فرقههای شیعه حکایت دارد و وی را از صف زیدیه و امامیه و… جدا میکند.
۴ – شهرستانی و فرقههای اهل سنت
پیش از آن که به ذکر نشانههای گرایش شهرستانی به شیعه بپردازیم سزاوار است نخست عدم وابستگی شهرستانی به فرقههای مطرحی چون اشاعره، معتزله، جبریه و… را نشان دهیم.
۴.۱ – عدم پذیرش بعضی موضوعات
شهرستانی در موضوعات و مسائل زیر دیدگاه سایر فرقههای اسلامی را نمیپذیرد:
۴.۱.۱ – موضوع اول
هدایت الهی ذیل آیه شریفه «اهدنا الصراط المستقیم» شهرستانی نخست در قالب تفسیر و معنی، دیدگاه خود را طرح میکند و سپس به تلاش متکلمین برای تفسیر آیه اشاره میکند و در پایان دیدگاه اشاعره و معتزله را درباره هدایت الهی اشتباه خوانده خاستگاه این اشتباه را نا آشنایی آنان با قرآن و علوم قرآنی معرفی میکند:
«اهدنا الصراط المستقیم»ای وفقنا و الهمنا و ارشدنا و ثبتنا و قال بعض المتکلمین: معناه اسلک بنا طریق الجنه و قومنا الیه کقوله تعالی «سیهدیهم و یصلح بالهم»
[۱] محمد/سوره۴۷، آیه۵.
و انما قاموا و قعدوا فی تفسیر «اهدنا» لا اشکال فیه من وجهین: احدهما ان السؤال انما یکون لشیی ء مفقود عن السائل و الموجود لا یطلب بالسؤال، و الثانی ان السؤال انما یکون اذا لم یعطه المسؤول، و اذا اراح الله تعالی العلل بنصب الادله فی الافعال فقد هداهم و اغناهم عن السؤال. اما الاول فقد اجابوا عنه باحد وجهین: اما بالتوفیق و خلق الهدایه و ذلک طریق الاشعریه، و اما بالهدایه الی طریق الجنه و ذلک طریق المعتزله، و لو عرفوا عمومات القرآن و خصوصاته فی محکماته و متشابهاته لما خبطوا خبط العشواء فی ظلماته و نعود الیه ان شاء الله.» شهرستانی در این بحث چنان که از سخنانش پیداست هیچ اظهار نظری درباره هدایت ندارد، اما در بحث اسرار آیه شریفه «اهدنا الصراط المستقیم» دیدگاه خود را به زیبایی بیان میکند. او نخست هدایت را به هدایت عامه و خاصه تقسیم میکند و پس از ذکر دیدگاه قدریه و جبریه آنها را از گمراهان میخواند، زیرا به باور او قدریه با پذیرش هدایت عامه و نپذیرفتن هدایت خاصه به بی راهه رفتهاند و جبریه با پذیرش هدایت خاصه و نپذیرفتن هدایت عامه به گمراهی رسیدهاند:
۴.۱.۱.۱ – آخر کلام
«و سر آخر: ان العموم و الخصوص، جاریان فی الهدایه جریانهما فی سایر الالفاظ و المعانی، و لله عزّوجلّ هدایه عامه فی جمیع الموجودات علی حسب اوضاعها و طباعها و خصوصا فی الحیوانات، فان کل حیوان مخصوص بهدایه الی مصالح وجوده و بقائه باستحفاظ نوعه و شخصه، و ذلک بالطبع، و الفطره دون التعلیم و الفکره، و اخص منه هدایه الانسان فانه مخصوص بهدایه الی مصالح وجوده و بقائه باستحفاظ نوعه و شخصه و استسخار غیر نوعه، و ذلک بالتعلیم و الفکره، و اخص منه هدایه الانبیاء و الاولیاء علیهم السلام، فانهم مخصوصون بهدایه الی مصالح وجودهم و بقائهم باستحفاظ نوعهم و شخصهم و استصلاح غیر نوعهم من الانسان فی معاشهم و معادهم، و ذلک بالوحی و الالهام.
و کما صار الانسان ملکا علی انواع الحیوانات بالهدایه الخاصه له، کذلک صار النبی ملکا علی اصناف الانسان بالهدایه الخاصه به، و کما صارت حرکات الانسان معجزات الحیوان اعنی حرکاته الفکریه و القولیه و العملیه، کذلک صارت حرکات الانبیاء علیهمالسّلام معجزات الانسان، اعنی حرکاته الفطریه و الوحییه و الخلقه، فهم الذین انعم الله عزّوجلّ علیهم بالهدایه العلویه القدسیه، و صراطهم صراط الله، و دینهم صبغه الله، و شریعتهم شرعه الله، فمن اقتدی بهم فهو المهتدی الی الصراط المستقیم، و من اعتدی علیهم فهو الهاوی الی سر الجحیم.
و اذ عرفت مراتب العموم و الخصوص فی الهدایه، اطلعت علی مزله اقدام الضالین فیها و ان الذین قالوا من القدریه ان الله تعالی قد یهدی المؤمن و الکافر بنصب الآیات و الادله و انما یهتدی من نظر فیها و اعتبر و انما ضل من نازل و استکبر، و حملوا علیه قوله تعالی «و اما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی علی الهدی»
[۲] فصلت/سوره۴۱، آیه۱۷.
فقد ضلوا اذ حکموا بعموم الهدایه دون الخصوص، و ان الذین قالوا من الجبریه ان الله تعالی قد هدی المؤمن دون الکافر بالتوفیق و خلق الایمان فمن اهتدی فبهدایه الله و من ضل فباضلال الله و حملوا علیه قوله عزّوجلّ «من یهد الله فهو المهتدی و من یضلل فاولئک هم الخاسرون»
[۳] اعراف/سوره۷، آیه۱۱۸.
فقد ضلوا اذ حکموا بخصوص الهدایه دون العموم، و این الفریقان المختصمان من معرفه اسرار القرآن فی العموم و الخصوص و التضاد و الترتب و المفروغ و المستانف و اثبات الکونین و تقریر الحکمین «افلا یتدبرون القرآنام علی قلوب اقفالها»
[۴] محمد/سوره۴۷، آیه۲۴.
همو در بحث از آیه شریفه «قال فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم»
[۵] اعراف/سوره۷، آیه۱۶.
خاستگاه دیدگاه جبریان را واژه «اغویتنی» و خاستگاه نظریه قدریه را «لاقعدن» معرفی میکند و هر دو گروه را از دوزخیان میخواند:
«مذهب جبریان از این کلمه «اغویتنی» خاست، مذهب قدریان از این کلمه «لاقعدن» خاست، هر دو طایفه را دام در دام ابلیس بندند و به آتش دوزخ اندازند… هر جا که شبهتی است از وساوس شیطان است و هر کجا که وسوسه است از شبهات آن لعین خاست. شبهاتش یا تشبیه است یا تعطیل، یا جبر است یا قدر، یا عقل است یا سمع.»
۴.۱.۲ – موضوع دوم
کلام خدا مساله دیگری که نشان میدهد شهرستانی به فرقهای جز شیعه وابسته نیست بحث کلام خداست. شهرستانی پس از ذکر دیدگاه پیشینیان در مورد کلام خدا به بیان باور معتزله و اشاعره میپردازد و در پایان آنها را از گمراهان میخواند:
«و ان السلف من اهل الاسلام، کانوا یقولون: ان کلام الله قدیم، و هو حروف و کلمات، و هی کلها قدیمه و انها اسباب الموجودات، و الکاف و النون من قوله «کن» هو السبب الاول و هو المظهر الاول للامر القدیم. و الاشعری قال: ان الحروف محدثه و الامر قدیم. و المعتزلی قال: ان الحروف و الامر محدثه، و کل ذلک خبط و رمی فی عمایه.» همو در موردی دیگر قرآن را بر اساس دیدگاه پیشینیان کلام خدا و فرود آمده بر قلب پیامبر ، معرفی میکند و کلام خدا را همین آیاتی که میشنویم و قراءت میکنیم مینمایاند و پس از بیان نظریه اشاعره، معتزله و کرامیه به صورت کوتاه اما کامل، اندیشه آنان را ناسازگار با نظرگاه سلف و هدایت گری قرآن مینامد:
«ان المتکلمین ذکروا فی توجیه انزال القرآن و تنزیل الکتاب مذاهبهم، و السلف الصالحون فقد اتفقوا کلهم علی ان القرآن کلام الله و ان ما یقرا فی المصحف کتاب الله، و الکتاب قد اخبر بان الله تعالی انزل علی عبده الکتاب و قص علیه القصص و احکم الآیات و فصلها و بین الحدود و الاحکام فیه و اوضحها و اتفقوا کلهم علی ان کتاب الله هو ما بین الدفتین و ان کلام الله بین اظهرنا نسمعه و نقراه و نتعلمه و نعلمه، و لیس یصح ذلک کله علی مذهب المتکلمین اجمعین، فان الاشعری اذا قال: کلام الله صفه من صفاته، قائمه بذاته و هی واحده لا قصص و اخبار و لا حدود و احکام و لا آیات و کلمات، و ما یقراه و یسمعه دلالات علیه و حکایات عنه فالدلیل غیر المدلول و الحکایه غیر المحکی، و ان المعتزلی اذا قال: کلام الله فعل من افعاله مخلوق فی محل من شجره او لوح، و هو عرض من الاعراض التی لا بقاء لها و کما اوجده افناه و کما احدثه اعدمه مما یقراه و نسمعه حکایات عن ذلک الفانی و هی افعالنا القائمه بمخارج الحروف یخطی ء فیها و یصیب، و یعاقب علی الخطا فیها و یثاب علی الصواب کشعر امرء القیس… و ان الکرامی اذا قال: کلام الله فعل و خلق حادث فی ذاته، و ما یقراه و یسمعه مفعول و مخلوق و الفعل غیر المفعول و الخلق غیر المخلوق و هذا اشنع و افحش، فاین کلام السلف الصالحین، و این ذلک الکتاب الذی هو هدی للمتقین «سبحان ربک رب العزه عما یصفون. و سلام علی المرسلین. و الحمد لله رب العالمین». »
۴.۱.۳ – موضوع سوم
خلق و امر شهرستانی در مجلس مکتوب خوارزم به مناسبت آیه شریفه «الا له الخلق و الامر» بحث خلق و امر را طرح میکند و پس از ارائه دیدگاه معتزله، کرامیه، اشعریه به نقد و بررسی نظریات آنها مینشیند:
«متکلمان در خلق و امر، سه مذهب داشتند؛ معتزلیان گفتند: خلق و امر هر دو یکی است. خلق او مخلوق و امر او مخلوق و لکن امر او صوتی و حرفی و قایم به درختی. کرامیان گفتند: خلق و امر هر دو یکی است؛ خلق او نه مخلوق، و امر او صوتی و حرفی حادث و لکن قایم به ذات او. اشعریان گفتند: خلق او مخلوق نه قایم به ذات او، امر او نه مخلوق قایم به ذات او.
هیچ کس نه حقیقت خلق دانست، نه حقیقت امر. نه نسبت خلق با او که چه نسبت است و نه نسبت امر با او که چه نسبت است؟ و قرآن مجید این میگوید: «الا له الخلق و الامر». اگر هر دو یکی بودی این دو لفظ مختلف چرا؟ اگر یکی قایم به ذات او بودی و یکی به این ذات او، این لفظ متحد چرا؟ اگر «له» ملک راست، امر را صفت چرا گویی؟ و اگر «له» صفت راست، خلق را صفت چرا نگویی؟ نه نه چنین گوی که مرد کتاب و جفت کتاب گفت: «له الخلق ملکا، و له الامر ملکا» او خداوند ملک و خداوند ملک «الارواح ملکه و الاجساد ملکه فاحل ملکه فی ملکه، و له علیهما شرط و لهما عنده وعد، فان وفوا بشرطه وفی لهم بوعده.»
۴.۱.۴ – موضوع چهارم
مرتکب کبیره یکی از مباحث مهمی که همه فرقههای اسلامی درباره آن اظهار نظر کردهاند مساله مرتکب کبیره است. شهرستانی این مساله را ذیل آیه شریفه «فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین»
[۶] بقره/سوره۲، آیه۲۴.
به بحث میکشد. وی دیدگاه اشاعره، معتزله، مرجئه و وعیدیه را درباره تفسیر آیه به زیبایی ارائه مینماید و در پایان آنان را به جهت عدم مراجعه به اهل بیت ، سرگردان میخواند:
«و هذا مقام حیره المتکلمین کما تری، و لو عرفوا مواقع الیقین بالرجوع الی الصادقین بینوا لهمای کبیره هی کفر وای کبیره لیست بکفر و یخلد فی النار وای کبیره لا یخلد…» مقصود شهرستانی از صادقین به قرینه مقدمه او در «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» و تفسیر او از آیه «الذین اتیناهم الکتاب» پیامبر و اهل بیت هستند.
۵ – نشانههایی از گرایش به تشیع
۵.۱ – نشانه اول
شهرستانی و مساله امامت یکی از مسائل مهمی که صف شیعیان را از سایر فرقهها جدا میکند و آنها را به عنوان یک فرقه کلامی مطرح مینماید، توجه خاص ایشان به امامت و وصایت است. به باور شیعه، امامت یکی از اصول اساسی مذهب به شمار میآید و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم حضرت علی علیهالسّلام را به عنوان خلیفه بلافصل خود بارها به مردم معرفی کردهاند؛ اما قدرت طلبان به بهانههای گوناگون حق آن حضرت را گرفتند.
در تفسیر شهرستانی نمونههای بسیاری نشان دهنده نوع نگرش شهرستانی به مساله امامت است. به باور شهرستانی مساله امامت، همانند توحید ،نبوت ، مبدا و معاد از فطریات است و منکر آن منکر فطرت خوانده میشود:
«و لهذا قیل: التوحید فطره و الامامه فطره و المبدا فطره و المعاد فطره من انکرها فقد انکر الفطره.» نویسنده «مفاتیح الاسرار» شکر نعمت و وفاء به عهد را دو اصل از اصول مهم و اساسی دین میداند و عهد امامت را از سزاوارترین عهدها برای وفا و فراگیرترین پیمانها از جهت نفع برای مردم معرفی مینماید:
«و احق النعم بالشکر و اعمها نفعا للخلق و اخصها درجه عند الحق نعمه النبوه. و احق العهود بالوفاء و اعمها نفعا للخلق و اخصها درجه عند الحق عهد الامامه.» همو آن چنان بر مساله امامت و وصایت تاکید و اصرار دارد که مانند یک شیعه متعصب، منافق در امامت را کافر مینامد و با اشاره به یک روایت پیامبر در مقام و منزلت علی علیهالسّلام ، آن حضرت را بجا آورنده وظیفهای که پیامبر بر عهده داشت میخواند.
۵.۱.۱ – اعتقاد شهرستانی
او بر این باور است که پیامبر وظیفه داشت با کفار و منافقین، هم جهاد با حجت و دلیل کند و هم جهاد با سیف، اما پیامبر با کفار ،جهاد با حجت و سیف کرد، ولی نسبت به منافقین تنها جهاد با حجت کرد و جهاد با سیف را ترک نمود. به همین جهت پیامبر فرمود: علی قضاء کننده دین من است، و علی علیهالسّلام نیز دین پیامبر را ادا کرد و با مارقین و قاسطین و ناکثین جهاد کرد. صریح عبارت شهرستانی در این باره چنین است:
«و اما تبدل الدور فان المنافق فی دور النبوه لا یبقی منافقا فی دور الوصایه و الامامه، بل یحکم علیه ببعض احکام الکفر فان المنافق فی الکون الاول علی المشابهه بالمسلم، فیجری علیه احکام الاسلام، و هو فی الکون الثانی علی المباینه عن المسلم، فیجری علیه احکام المباینه و هو الکفر، و عن هذا قال النبی صلیاللهعلیهوآلهوسلّم : فیکم من یقاتل علی تاویله کما قاتلت علی تنزیله، الا و هو خاصف (و هو یخصف) النعل.
و ما قیل فی تفسیر قوله «جاهد الکفار و المنافقین» بان جهاد الکفار بالسیف و المنافقین بالحجه فصحیح و ان کان یجاهدهما بالحجه و البرهان اولا، ثم خص الکفار بالسیف و ما شهر السیف علی المنافقین، لانهم بعد فی ستر التقیه بالکلمه و الاستظلال بالدین و الاسلام، لکن المحققین قالوا ان التکلیف کان متوجها علیه بالجهادین جمیعا سیفا و حجه، فقضی احد القرضین و الدینین و بقی علیه الدین الثانی، فقال: علی قاضی دینی فقضی دینه و ابرا ذمته عن عهده التکلیف، و ذلک قوله فیکم من یقاتل علی تاویله کما قاتلت علی تنزیله، و قوله ایضا انک تقاتل الناکثین و القاسطین و المارقین، و ذلک قوله و انت قاتلهم یا علی فاذا ادرکتهم فاقتلهم.»
۵.۱.۲ – نگاه به مساله امامت
از نگاه شهرستانی مساله امامت و وصایت مانند مساله نبوت است، چنان که اگر کسی به پیامبر ایمان نیاورد و او را تصدیق ننماید از زمره کافران خواهد شد کسی که به وصی او ایمان نیاورد و به شریعت او اقرار ننماید کافر است:
«و سر آخر کما ان من اقر بالتوحید و لم یقر بالنبوه، اعنی من قال: لا اله الا الله و لم یقل: محمد رسول الله فقد ارتد علی عقبه کافرا و لم ینفعه اقراره بالتوحید، کذلک من اقر بالنبوه و قال محمد رسول الله و لم یقر بشریعته و وصیته بعده فقد ارتد علی عقبه کافرا…» در جای جای تفسیر «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» با عنوان «الاسرار» آیات قرآن بر مساله امامت و وصایت منطبق شده، نویسنده در سر دیگری از اسرار آیات قرآن مساله امامت را از عهود الهی میخواند و منکر آن را منافق مینامد:
«فمن عرف نعمه الله ثم انکرها و کفرها فهو کافر، و من نقض عهد الله من بعد میثاقه و قطع ما امر الله به ان یوصل فهو منافق.» به باور شهرستانی، امامت، حق حضرت علی علیهالسّلام بود و قدرت مداران آن حضرت را از رسیدن به حق الهی خود باز داشتند: «فقد احصر رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلّم عن العمره کما احصر علی رضی الله عن الامامه.» همو علی علیهالسّلام را تنها کسی میداند که به آیه نجوی عمل نمود: «و لذلک کل من کان یرید مناجاه الرسول صلیاللهعلیهوآلهوسلّم وجب علیه ان یقدم بین یدی نجواه صدقه، فلا عمل بهذه الآیه الا امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه، حیث تصدق بعشره دراهم علی عشره مناجیات.» نویسنده مفاتیح الاسرار، آیات شریفه «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه»
[۷] بقره/سوره۲، آیه۲۷۴.
و «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاه الله»
[۸] بقره/سوره۲، آیه۲۰۷.
را در شان و منزلت علی علیهالسّلام مینمایاند. و مخاطب آیه شریفه «یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلاه ان الله مع الصابرین»
[۹] بقره/سوره۲، آیه۱۵۳.
را علی علیهالسّلام میداند و ایشان را امام ائمه در صبر و صلات معرفی میکند:
«قال الصابرون علی البلاء الشاکرون للنعماء: ان امام الائمه فی الصبر و الصلوه امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه، حیث قال ان للمحن نهایات و لها غایات، فشان المؤمن ان یصبر و یستغفر حتی ینقضی ایامها، و لقد کان علیهالسّلام مقبلا علی شانه، راضیا بزمانه، صابرا ع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
