پاورپوینت کامل محکم و متشابه
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل محکم و متشابه دارای ۱۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محکم و متشابه،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل محکم و متشابه :
مقالات مرتبط: متشابه (مقالات مرتبط)، محکم (مقالات مرتبط).
قرآن کریم مشتمل بر محکمات و متشابهات است. محکم، کلامی است که دلالتش واضح و صریح است و از ظاهر آن، علم به مراد و مقصود حاصل میشود و اصل و اساس قرآن را تشکیل میدهد. متشابه، کلامی است که بار معانی مختلفی را دربر دارد و مقصود از آن واضح و روشن نیست، مگر با تحقیق و دقت نظر و ارجاع به محکمات.
فهرست مندرجات
۱ – پاورپوینت کامل محکم و متشابه
۲ – متشابهات در قرآن
۳ – احکام و تشابه
۴ – مراد از احکام
۴.۱ – معنای اول
۴.۲ – معنای دوم
۴.۳ – معنای سوم
۵ – آیات محکم در برابر متشابه
۵.۱ – دیدگاه راغب
۶ – مراد از تشابه
۶.۱ – معنای اول
۶.۲ – معنای دوم
۷ – مراد از تفسیر
۸ – مراد از تأویل
۸.۱ – معنای اول
۸.۲ – معنای دوم
۸.۲.۱ – حدیثی از پیامبر
۸.۳ – معنای سوم
۸.۴ – معنای چهارم
۸.۵ – معنای پنجم
۸.۶ – معنای ششم
۹ – تشابه شانی (نوعی)
۱۰ – تشابه در قرآن
۱۱ – تشابه اصلی
۱۱.۱ – مراد از حیلوله
۱۲ – تشابه عرضی
۱۲.۱ – آیه اول
۱۲.۱.۱ – دیدگاه زمخشری
۱۲.۱.۲ – دیدگاه اشعری
۱۲.۲ – آیه دوم
۱۲.۲.۱ – سخن ابن بطوطه
۱۲.۳ – آیه سوم
۱۳ – تشابه در تفسیر دیگران
۱۳.۱ – اول
۱۳.۲ – دوم
۱۳.۳ – سوم
۱۳.۴ – چهارم
۱۳.۵ – پنجم
۱۳.۶ – ششم
۱۳.۷ – هفتم
۱۳.۸ – هشتم
۱۳.۹ – نهم
۱۳.۱۰ – دهم
۱۳.۱۱ – یازدهم
۱۳.۱۲ – دوازدهم
۱۳.۱۳ – سیزدهم
۱۳.۱۴ – چهاردهم
۱۳.۱۵ – پانزدهم
۱۴ – دو فرضیه دیگر
۱۴.۱ – دبدگاه اول
۱۴.۱.۱ – اشتباه اول
۱۴.۱.۲ – اشتباه دوم
۱۴.۲ – دیدگاه دوم
۱۵ – نتیجه بحث
۱۶ – پانویس
۱۷ – منبع
۱ – پاورپوینت کامل محکم و متشابه
شناخت «محکم» و «متشابه» اولین گام براى دستیابى به تفسیرى صحیح مىباشد. این فصل عهدهدار ارائه تعریفى روشن از این دو مقوله مهم تفسیرى است.
۲ – متشابهات در قرآن
قال تعالی: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ».
[۱] آلعمران/سوره۳، آیه۷.
خداوند، قرآن را بر تو فرستاد، بخش عمده آن را آیات محکمه تشکیل میدهد، که مرجعیت کتاب در همان آیات است. در کنار آنها آیات متشابه نیز قرار دارد ولی کسانی که در دلهایشان کجی هست، پیوسته در پی آیات متشابه میباشند؛ زیرا فتنهجو و آشوبگر افکار و عقاید میباشند و به دنبال آناند تا با دست یازیدن به چنین آیاتی، آن را مورد سوء استفاده قرار داده، طبق دلخواه خویش تأویل و تفسیر کنند؛ در حالی که تأویل صحیح آن را جز از راه خدایی نمیتوان یافت دانشمندان راستین و استوار، از همین راه رفته چنین گویند: تمام آیات متشابه و محکم، از یک سرچشمه نشأت گرفته، پس در پشت پرده ظاهر، حقیقتی نهفته است که باید آن را یافت و عاقبت، جوینده یابنده است؛ البته این واقعیت را جز خردمندان یادآور نمیشوند.
طبق این آیه کریمه، بخشی از آیات قرآن متشابه میباشد که مایه شبهه و گاه دستآویزی برای فتنهجویان گردیده است!.
اکنون جای این پرسش است: چرا چنین شده و آیات متشابه کداماند که چنین ویژگی را دارند؟
در پاسخ به این سؤال، ناگزیر از مطرح نمودن مطالب زیر میباشیم:
۳ – احکام و تشابه
در اینجا معنای احکام و تشابه را بررسی میکنیم:
۴ – مراد از احکام
احکام در قرآن به سه معنا به کار رفته است:
۴.۱ – معنای اول
استوار بودن گفتار یا کرداری که راه خلل و شبهه در آن بسته باشد. در مقابل آن، متشابه قرار دارد، گفتاری نارسا یا کرداری شبههانگیز.
۴.۲ – معنای دوم
پایدار و ثابت بودن، در مقابل ناپایدار احکام ثابته در شریعت را محکم گویند، در مقابل احکام منسوخه چنان چه در باب ناسخ و منسوخ اصطلاح ((احکام )) به کار میرود و بر آیات غیر منسوخه «محکمه» گفته میشود.
اتقان و دقت در عمل یا گفتار، که بر اساسی متین و مستحکم استوار بوده باشد، آن را محکم یا مستحکم گویند؛ چنانچه در سوره هود آمده: «کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ»
[۲] هود/سوره۱۱، آیه۱.
آیات قرآنی تماماً حساب شده و با کمال دقت و بر پایهای مستحکم استوار گردیده، آنگاه در بخشهای گوناگون بر پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) نازل گردیده است.
۴.۳ – معنای سوم
احکام به معنای سوم تمام آیات قرآن را دربر میگیرد، به معنای دوم، مخصوص آیات غیر منسوخه است و به معنای نخست، صرفاً در مقابل آیات متشابهه به کار رفته است که این معنا اکنون مورد بحث ماست:
۵ – آیات محکم در برابر متشابه
محکم در مقابل متشابه به معنای استوار و خللناپذیر، از ریشه «حَکَمَ حکما» به معنای «منع منعا» گرفته شده است و معنای بازداشتن و جلوگیری از هرگونه اخلالگری و تباهی را میرساند؛ بدین جهت دهانه اسب (لگام) را در لغت عرب «حَکَمَهُ الفَرَس» گویند؛ زیرا لگام او را از سرکشی و ناهمواری در حرکت باز میدارد.
[۳] فیومی، احمد بن علی، المصباح المنیر، ج ۱، ص ۷۸.
[۴] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۴۴.
۵.۱ – دیدگاه راغب
راغب اصفهانی گوید: «حکم، اصله: منع منعا لاصلاح» حکم در اصل به معنای منع نمودن و جلوگیری به کار رفته است؛ البته جلوگیری از افساد به جهت اصلاح خواهد بود؛ لذا هر سخن و گفتاری که رسا و شبههناپذیر باشد و مورد کجفهمی قرار نگیرد، به چنان گفتار و حتی کرداری محکم گویند؛ یعنی مستحکم و خللناپذیر.
[۵] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرأن، ص ۱۲۶.
۶ – مراد از تشابه
تشابه نیز در قرآن به دو معنا به کار رفته است:
۴.۱ – معنای اول
همانند و یکسان بودن،
[۶] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۵۴.
چنانچه در سوره زمر میخوانیم: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ؛
[۷] زمر/سوره۳۹، آیه۲۳.
خداوند بهترین گفتار را فرو فرستاده و آن نوشتهای است (سرتا پا) یکسان و یکنواخت (در نیرومندی بیان و استواری گفتار) قابل تکرار در تلاوت آنان که از پروردگارشان میهراسند، اندام بدنشان از آن به لرزه میافتد» این خود دلیل برآن است که از نزد خداوند فرو فرستاده شده و سخن بشری نیست؛ زیرا اگر گفتاری همانند گفتار آدمیان بود، هر آیینه در آن اختلاف و دگرگونی به چشم میخورد: «وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافًا کَثِیرًا».
[۸] نساء/سوره۴، آیه۸۲.
۴.۲ – معنای دوم
شبههانگیز بودن؛ چنانچه گفتار یا کرداری بر اثر احتمالاتی چند شبههبرانگیز باشد و مقصود پنهان گردد. در سوره بقره آمده: «إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا»؛
[۹] بقره/سوره۲، آیه۷۰.
گاوی که دستور ذبح آن صادر گشته، اکنون برای ما بنیاسرائیل مایه شبهه گردیده. روشن نیست که مقصود، کشتن یک گاو معمولی است یا آنکه در پس پرده این دستور، رازی نهفته که ما از آن آگاهی نداریم.
در آیه ۷ سوره آلعمران «متشابهات» به همین معنا به کار رفته است. برخی آیات، بر اثر وجوه محتمله، ظاهری شبههانگیز به خود یافته، دستخوش کجاندیشان قرار گرفته تا با تأویل بردن آنها مایه فتنه گردند و مردم سادهلوح را از راه به در برند. تشابه، به همین معنای دوم، مورد بحث ماست:
تشابه از ریشه «شبه» اسم مصدر، به معنای «مثل و همانند» یا «شبه» مصدر، به معنای همانند بودن گرفته شده است، که این همانندی مایه شبهه گردد؛ زیرا حقیقت پنهان گردیده، حق و باطل به هم آمیخته، مایه اشتباه حق به باطل شده است؛ لذا یک گفتار یا یک کردار حقگونه به صورت باطل جلوهگر گردیده است.
اصطلاحاً در تعریف آن گفتهاند: «مالا ینبئ ظاهره عن مراده؛ آنچه ظاهر آن مراد واقعیاش را ارائه ندهد». نارسایی لفظ یا عمل موجب گردد که حقیقت و واقع آن آشکار نباشد.
[۱۰] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی الفاظ القرآن، ص ۲۵۴.
این تعریف خود نارساست؛ زیرا شامل مبهمات نیز میگردد که نیاز به تفسیر دارند نه تأویل. متشابه باید علاوه بر نارسایی و ابهام، مایه شبهه و اشتباه نیز باشد؛ لذا راغب اصفهانی در تعریف متشابه بهتر گفته است:
«و المتشابه من القرآن ما اشکل تفسیره لمشابهته بغیره؛ متشابهات قرآن آن باشد که تفسیر آن مشکل آید؛ زیرا نمود آنچه هست را ندارد و به چیز دیگر شباهت دارد»؛
[۱۱] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی الفاظ القرآن، ص ۲۵۴.
لذا در مورد قرآن، آن چیز دیگر جز ضلالت و گمراهی نباشد: «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلا الضَّلالُ»؛
[۱۲] یونس/سوره۱۰، آیه۳۲.
پس کلام حق (قرآن کریم) هرگاه نمودی جز حق داشته باشد و به باطل همی ماند، آن را متشابه گویند.
طبق این تعریف، تشابه در آیات متشابهه تشابه حق و باطل است که سخن حقگونه خداوند، باطلگونه جلوهگر شود؛ ازاینرو تشابه علاوه بر آنکه بر چهره لفظ یا عمل، پردهای از ابهام میافکند، موجب شبهه نیز میباشد. بدین ترتیب هر متشابهی هم به تفسیر نیاز دارد که رفع ابهام کند و هم به تأویل نیاز دارد تا دفع شبهه کند؛ لذا تأویل نوعی تفسیر است که علاوه بر رفع ابهام، دفع شبهه نیز میکند؛ بنابراین مورد تأویل نسبت به تفسیر، اخص مطلق است. هر کجا تأویل باشد، تفسیر نیز هست تفسیر در مورد مبهمات است که در پاورپوینت کامل محکم و متشابه هر دو وجود دارد و تأویل صرفاً در متشابه است که هم ابهام و هم تشابه دارد.
۷ – مراد از تفسیر
در تعریف تفسیر گفتهاند: «التفسیر، کشف القناع عن اللفظ المشکل، تفسیر، برگرفتن نقاب از چهره الفاظ مشکله است».
[۱۳] معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، ج ۳، ص ۱۰.
تفسیر آنگاه است که هالهای از ابهام لفظ را فرا گرفته، پوششی بر معنا افکنده باشد تا اینکه مفسر با ابزار و وسایلی که در اختیار دارد، در زدودن آن ابهام بکوشد. (عوامل ابهام و وسایل زدودن آن، که همان منابع و مبانی تفسیری میباشد، در مقالی جدا آورده میشود).
تفسیر از ریشه «فسر الامر» به معنای اوضحه و کشف عنه (آشکار نمودن) گرفته شده است.
[۱۴] ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص ۵۰۴.
فسر و فسر مانند کشف و اکتشف، مجرد و مزید فیه، یک معنا میدهند (هر دو متعدی به یک مفعول میباشند) جز آن که مزید فیه، از باب «زیاده المبانی تدل علی زیاده المعانی» (یعنی هرچه بر مواد لفظ افزوده شود، بر مفهوم بیشتری دلالت میکند.) مبالغه در امر را میرساند؛ لذا کشف از اکتشف اعم است؛ زیرا کشف، مطلق ظاهر نمودن را میرساند؛ ولی اکتشف، دلالت دارد که اعمال نیروی بیشتری در استخراج و اکتشاف (ظاهر نمودن) به کار رفته است. همچنین فسر، مطلق بیان و توضیح است؛ ولی فسر دلالت دارد که در تبیین و تفسیر، نیروی بیشتری به کار افتاده و کار به آسانی انجام نگرفته؛ وگرنه ترجمهای بیش نیست.
۸ – مراد از تأویل
برای تأویل معناهایی وارد شده است:
۴.۱ – معنای اول
تأویل، از ریشه «اول» گرفته شده؛ لذا تأویل به معنای ارجاع دادن میباشد.
[۱۵] ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۱۵۹.
تأویل در موردی به کار میرود که گفتار یا کرداری مایه شبهه گردیده، موجب حیرت و سرگردانی شده باشد؛ چنانچه در تعریف «متشابه» گذشت؛ لذا تأویلگر (کسی که راه تاویل صحیح را میداند) در جهت رفع شبهه اقدام نموده، ظاهر شبههانگیز آن گفتار یا کردار را به جایگاه اصلی خود (وجه صحیح آن) باز میگرداند.
مصاحب موسی هنگامی که او را در شگفتی یافت، به وی نوید داد تا او را از سر کار خود باخبر سازد و تأویل درست کردار خود را با وی در میان گذارد:
«سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْرًا؛
[۱۶] کهف/سوره۱۸، آیه۲۴.
به زودی تو را از تأویل آنچه نتوانستی بر آن شکیبا باشی، آگاه خواهم ساخت».
۴.۲ – معنای دوم
علاوه بر معنای فوق، تأویل معنای دیگری نیز دارد که هم آیات متشابهه و هم آیات محکمه را شامل میشود. این معنای تأویل به «بطن قرآن» تعبیر میشود و دلالت درونی قرآن را میرساند. معنای بطن در مقابل دلالت ظاهری و برونی قرآن که از آن به «ظهر قرآن» تعبیر میشود، قرار گرفته و این معنای باطنی برای تمام آیات وجود دارد.
۸.۲.۱ – حدیثی از پیامبر
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: «ما فی القرآن آیه الا و لها ظهر و بطن؛ در قرآن آیهای نیست، مگر آنکه ظهر و بطن دارد». از امام محمدباقر (علیهالسلام) پرسیدند: مقصود از ظهر و بطن چیست؟
فرمود: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله، منه ما قد مضی، و منه ما لم یکن، یجری کما تجری الشمس والقمر»؛
[۱۷] صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۱۶.
ظهر قرآن همان دلالت ظاهری قرآن است که از قرائن، از جمله شأن نزول آیه، به دست میآید و جنبه خصوصی دارد ولی بطن قرآن، دلالت باطنی آن است که با قطع نظر از قرائن موجود، برداشتهای کلی است که از متن قرآن به دست میآید و همهجانبه و جهانشمول است؛ لذا پیوسته مانند جریان آفتاب و ماه در جریان است.
این همان برداشتهای کلی و همهجانبه است که از متن قرآن، با دور داشتن قرائن خصوصی به دست میآید، و قابل تطبیق در زمان و مکانهای مختلف میباشد که مناسب آن است. اگر چنین نبود هر آیینه قرآن از استفاده دائمی ساقط میگردید؛ لذا همین برداشتهای کلی و جهانشمول است که تداوم قرآن را برای همیشه تضمین کرده و آن را همواره زنده و جاوید نگاه داشته است.
۴.۳ – معنای سوم
برای تأویل معنای سومی آمده و آن تعبیر رؤیا (تعبیر خواب) است که در سوره یوسف هشت بار به کار رفته در آنجا که دو نفر زندانی خواب خود را برای حضرت یوسف بازگو کردند، آنگاه تقاضای تعبیر آن را نموده گفتند: «نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ؛
[۱۸] یوسف/سوره۱۲، آیه۳۶.
ما را به تعبیر آن آگاه ساز». همچنین است آیات دیگر آن سوره.
۸.۴ – معنای چهارم
معنای چهارمی نیز در قرآن برای تأویل به کار رفته و آن عاقبت الامر (پیآمد) است که همان معنای لغوی تأویل میباشد. در سوره اسرا میخوانیم: «وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذا کِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا؛
[۱۹] اسراء/سوره۱۷، آیه۳۵.
پیمانه را سرشار نموده و با میزان درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجامتر است».
۸.۵ – معنای پنجم
ابن تیمیه، معنای دیگری برای تأویل گفته که آن را میتوان پنجمین معنا فرض کرد و آن وجود خارجی و وجود عینی هر چیزی است که ابنتیمیه آن را تأویل وجود ذهنی و وجود لفظی و وجود خطی هر چیز میداند؛ زیرا هر چیزی چهار مرحله وجودی دارد: در ذهن، در لفظ، در کتابت و در خارج که وجود عینی هر چیزی است؛ آنگاه گوید: «این وجود عینی، تأویل دیگر وجودها شناخته شده، و ملاک هر وجود ذهنی و لفظی و کتبی، همان وجود خارجی و عینی او است».
[۲۰] ابن تیمیه، احمد بن عبد الحلیم، مجموع الفتاوی، ج ۱۳، ص ۲۸۹.
البته آنچه را که ابن تیمیه تأویل نامیده، دیگران به عنوان «مصداق» عینی و خارجی یاد کردهاند و این یک تغییر در اسم است و در مورد اصطلاح نباید مناقشه کرد.
۸.۶ – معنای ششم
علامه طباطبایی (قدس سره) نیز تأویل را وجود عینی خارجی میداند؛ ولی نه به گونهای که ابن تیمیه گفته و اشتباهاً نام مصداق را تأویل گذارده است. به نظر علامه ملاکات احکام و مصالح تکالیف و رهنمودهای شرع، تأویل آنها میباشد؛ زیرا تمام احکام و تکالیف از آن ملاکات و مصالح واقعیه نشأت گرفتهاند؛ پس ملاک همه آنها به او ارجاع میگردد و غرض و هدف، صرفاً تحقق اوست (در توضیح این مقال، گفتاری جدا آوردهایم).
در اینجا صرفاً با تأویلی سروکار داریم که در مورد متشابهات به کار میرود و معانی دیگر از مقصد ما دور است.
۹ – تشابه شانی (نوعی)
در بحث تشابه یک پرسش مهم این است که آیا تشابه در آیات قرآن، نسبی است یا مطلق؟
آیا متشابه بودن آیات یک واقعیت ذاتی آیات قرآن است و این آیات فی نفسه برای همه متشابه است، گرچه برای دانشمندان امکان رفع تشابه فراهم است! یا آنکه اساسا، برای ارباب بصیرت تشابهی وجود ندارد و وجود تشابه تنها برای آن دسته از مردم است که علم کافی ندارند؟.
در پاسخ باید گفت: تشابه برخی از آیات نه نسبی است و نه ذاتی و واقعی؛ بلکه شأنی و نوعی است.
[۲۱] سبزواری، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۷۶.
به این معنا که برخی آیات، به جهت محتوای بلند و کوتاهی لفظ و عبارت، زمینه تشابه در آنها فراهم است؛ یعنی جای آن را دارد که تشابه ایجاد کند،؛ زیرا تنگی و کوتاهی قالب، موجب گردیده تا لفظ در افاده معنای مراد که بسیار بلند و پهناور است، کوتاه آید و نارسا جلوه کند. نوعاً افراد، با برخورد با اینگونه موارد دچار اشتباه و تردید میگردند؛ زیرا ظاهر عبارت نمیتواند معنا راکاملا در اختیار بیننده یا شنونده قرار دهد؛ ولی احیاناً کسانی هستند، با سبق اطلاعات و واقف بودن بر رموز معانی و الفاظ وارده در قرآن که دچار این اشکال نگردند؛ لذا تشابه در قرآن شأنی و نوعی است، نه نسبی و نه واقعی و همگانی نمونههایی از آن را در جای خود میآوریم.
۱۰ – تشابه در قرآن
تشابه در آیات قرآن اساسا دو گونه است: اصلی و عرضی.
۱۱ – تشابه اصلی
تشابه اصلی آن است که به گونه طبیعی به جهت کوتاهی لفظ و بلندای معنا به وجود آمده است. الفاظ و کلمات موضوعه در لغت عرب، بیشتر برای افاده معانی کوتاه و سطحی ساخته
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
