پاورپوینت کامل مِنَ (لغاتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مِنَ (لغاتقرآن) دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مِنَ (لغاتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مِنَ (لغاتقرآن) :
منبع: پاورپوینت کامل مِنَ (لغاتقرآن)
مِنَ:
(بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ)
[۱] اسراء/سوره۱۷، آیه۱.
[۲] توبه/سوره۹، آیه۳۸.
[۳] آل عمران/سوره۳، آیه۱۰.
[۴] انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۷.
[۵] بقره/سوره۲، آیه۲۲۰.
[۶] بقره/سوره۲، آیه۶۱.
[۷] قصص/سوره۲۸، آیه۳۱.
مِنَ: به کسر میم از حروف جر است که اسم بعد از خود را مجرور مىسازد.
مِنَ براى معانى مختلف به کار رفته است.
فهرست مندرجات
۱ – ترجمه و تفسیر مِنَ
۱.۱ – مِنَ (آیه ۱ سوره اسراء)
۱.۱.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۲ – مِنَ (آیه ۳۸ سوره توبه)
۱.۲.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۳ – مِنَ (آیه ۱۰ سوره آل عمران)
۱.۳.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۴ – مِنَ (آیه ۷۷ سوره انبیاء)
۱.۴.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۵ – مِنَ (آیه ۲۲۰ سوره بقره)
۱.۵.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۶ – مِنَ (آیه ۶۱ سوره بقره)
۱.۶.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۷ – مِنَ (آیه ۳۱ سوره قصص)
۱.۷.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۷.۲ – مِنَ در تفسیر نمونه
۲ – پانویس
۳ – منبع
۱ – ترجمه و تفسیر مِنَ
به موردی از کاربرد مِنَ در قرآن، اشاره میشود:
۱.۱ – مِنَ (آیه ۱ سوره اسراء)
(سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ)
[۸] اسراء/سوره۱۷، آیه۱.
(پاک و منزّه است آن کس که بندهاش را در یک شب، از مسجدالحرام به مسجدالأقصی- که گرداگردش را پربرکت ساختهایم- برد، تا برخى از نشانههاى خود را به او ارائه دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست.)
[۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۸۲.
۱.۱.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: کلمه سبحان اسم مصدر از ماده تسبیح به معناى تنزیه است و همواره به طور اضافه استعمال مىشود و در ترکیب، مفعول مطلقى است که قائم مقام و جانشین فعل است، بنابر این تقدیر «سبحان اللَّه سبحت اللَّه تسبیحا» است یعنى خداى را تنزیه مىکنم تنزیه کردن مخصوصى و آن تنزیه و مبرى ساختن او از هر چیزی است که لایق ساحت قدسش نباشد. بیشتر در وقتى استعمال مىشود که بخواهند اظهار تعجب کنند، ولى در این آیه به شهادت سیاق، براى تنزیه است نه تعجب، چون سیاق کلام و غرض از آن تنزیه خداست، هر چند بعضیها اصرار دارند که آن را براى تعجب بگیرند.
[۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۵.
[۱۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۷.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۸۳.
[۱۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۱۱.
)
۱.۲ – مِنَ (آیه ۳۸ سوره توبه)
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَهِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَهِ إِلاَّ قَلِیلٌ)
[۱۴] توبه/سوره۹، آیه۳۸.
(اى کسانى که ایمان آوردهاید! چرا هنگامى که به شما گفته مىشود: «در راه خدا به سوى میدان جهاد حرکت کنید.» بر زمین سنگینى مىکنید و سستى به خرج مىدهید)؟! آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شدهاید؟! با اینکه متاع زندگى دنیا، در برابر آخرت، جز اندکى نیست.)
[۱۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۹۳.
۱.۱.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: مثل اینکه در اینجا در کلمه رضا معناى قناعت نهفته که با حرف من متعدى است، هم چنان که خود ما هم مىگوییم: من از مال به خوبش راضیم یعنى قانعم، یا مىگوییم: من از همه این مردم به دوستى با فلانى راضیم یعنى قانعم. بنابر این، در حقیقت در کلام نوعى عنایت مجاز به کار رفته و چنین مىفهماند که زندگى دنیا یک درجه پستى از زندگى آخرت است و زندگى دنیا و آخرت یکى حساب شده و مردم مورد نظر آیه از این زندگى به درجه پستش قناعت کردهاند.
[۱۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۳۷۳.
[۱۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۲۷۸.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۹۳.
[۱۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۷.
)
۱.۳ – مِنَ (آیه ۱۰ سوره آل عمران)
(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَیْئًا وَ أُولَئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ)
[۲۰] آل عمران/سوره۳، آیه۱۰.
(اموال و فرزندان کسانى که کافر شدند، هرگز نمىتواند، چیزى از عذاب خداوند را از آنان بکاهد و از کیفر، رهایى بخشد. و آنان خود، آتشگیره دوزخند.)
[۲۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۱.
۱.۱.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: وقتى گفته مىشود: «أغنى عنه ماله من فلان»، معنایش این است که مالى که در دست دارد او را از فلانى بىنیاز کرده، دیگر احتیاجى به او ندارد. آدمى در آغاز خلقتش و از همان روزهایى که پشت و روى دست خود را تشخیص مىدهد خود را محتاج موجودات خارج از وجود خود احساس مىکند. این اولین علم فطرى انسان است به اینکه: محتاج صانع مدبرى است که پدیدش آورده و امورش را تدبیر مىکند.
لیکن وقتى کمى بزرگتر شد و خود را در وسط اسباب زندگى محصور دید، ابتدایىترین حاجتى را که احساس مىکند احتیاج به کمال بدنى و رشد خویش است. احساس مىکند که براى بقا و رشد بدنیش نیازمند به غذا و فرزند است و سایر کمالات حیوانى را در مرحله بعد مىشناسد و نفسش او را به آنها واقف مىسازد و آن کمالات عبارت است از چیزهایى که خیال، آنها را در نظرش کمال معرفى مىکند، در حالى که کمال نیست، مانند: زخارف و ثروتهاى دنیا، لباس زیبا، خانه زیبا، زن زیبا و …
در این هنگام است که طلب غذا مبدل به طلب مال مىشود، چون به خیال او مال مشکلگشاى همه گرفتاریهاى زندگى است، زیرا عادتا و غالبا به وسیله مال مشکلات حل مىشود، در نتیجه همین انسانى که ضامن سعادت خود را غذا و فرزند مىدانست، حالا این ضمانت را در مال و اولاد مىداند و تدریجا دل بر خواستههاى نفسانى مىبندد و همه هم و غم خود را صرف در اسباب مىکند و در آخر، قلبش به کلى تسلیم اسباب مىشود و آنها را مستقل در سببیت مىپندارد،
که معلوم است وقتى چنین باورى در دل آمد یاد خدا از دل بیرون مىرود و همین جهل باعث هلاکت او مىگردد، چرا که این جهل روى آیات خدا را مىپوشاند و صاحبش کافر و منکر آیات خدا شده، امر بر او مشتبه مىشود؟ چون رب واقعى او، خدایى است که بجز او معبودى نیست، خدایى که حى و قیوم است و موجودات در هیچ حالى از او بىنیاز نیستند. و هیچ چیزى او را از خدا بىنیاز نمىکند، ولى او رب خود را مال و اولاد مىداند.
[۲۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۱۳۹.
[۲۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۸۹.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۲۴۴.
[۲۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۰۴.
)
۱.۴ – مِنَ (آیه ۷۷ سوره انبیاء)
(وَ نَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِینَ)
[۲۶] انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۷.
(و او را در برابر گروهى که آیات ما را تکذیب کرده بودند یارى دادیم؛ چرا که بدگروهى بودند؛ از این رو همه آنها را غرق کردیم.)
[۲۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۲۸.
۱.۱.۱ – مِنَ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: گویا این نصرت معناى انجاء و امثال آن را متضمن است، چون با حرف من- از متعدى شده که معنایش او را از قوم یارى کردیم مىشود و اگر همان معناى نصرت مراد بود، باید با حرف على متعدى مىشد و مىفرمود نصرناه على القوم- او را بر قوم نصرت دادیم.
[۲۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۳۲.
[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
