پاورپوینت کامل مثلی (فقه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مثلی (فقه) دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مثلی (فقه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مثلی (فقه) :
مقالات مرتبط: مثلی (مقالات مرتبط).
دیگر کاربردها: مثلی (ابهامزدایی).
عنوان مثلی، از اصطلاحات به کار رفته در علم فقه بوده و از زیرمجموعههای بحث ضمان میباشد. مثلی در تعریف مشهور عبارتست از مالی که قیمت اجزاء آن متساوی باشد مانند انواع روغنها و حبوبات و طبق یافته های این پژوهش، مثلی مالی است که ویژگیها و خصوصیات افراد آن به گونهای نزدیک هم باشد که باعث گوناگونی و رغبت و انگیزش عرف عقلا به افراد آن نشود.
فهرست مندرجات
۱ – پیشینه و جایگاه
۲ – نحوه خروج از ضمان
۲.۱ – تعذر مثل در مثلی یا از مالیت افتادن آن
۳ – مفهوم شناسی
۴ – نفی حقیقت شرعیه و متشرعه
۵ – دیـدگاههای فقهای شیعه
۵.۱ – بررسی تعاریف
۵.۲ – معیارهای تشخیص
۵.۳ – جمعبندی
۶ – دیدگاههای فقهای اهلسنّت
۶.۱ – فقه حنفی
۶.۲ – فقه شافعی
۶.۳ – فقه حنبلی
۶.۴ – فقه مالکی
۷ – نتیجهگیری
۸ – فهرست منابع
۹ – پانویس
۱۰ – منبع
۱ – پیشینه و جایگاه
لفظهای «مثل و قـیمت» واژگـانی عـربی هستند که در روایات مربوط به ضمان به آنها اشاره شده است.
[۱] حرّعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۱۰۶.
[۲] حرّعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۸۷.
[۳] حرّعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۱۳.
[۴] حرّعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۶۵.
واژگان مثلی و قیمی در مـفهوم اصـطلاحی آنها نخستین بار در کتاب شیخ طوسی به کار رفته است.
[۵] رشتی، میرزا حبیبالله، کتاب الغصب، ۵۹.
[۶] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۲۶۵.
[۷] خویی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهه، ج۳، ص۱۵۱.
برخی از فقهای بعد از شیخ طوسی نیز از تعریف ایشان تبعیت کرده و عدهای دیگر به بررسی و تکمیل تعریف ایشان پرداخـتهاند.
۲ – نحوه خروج از ضمان
در روابط مالی که یک طرف ضامن پرداخت مالی به طرف مقابل میشود، مواردی وجود دارد که متعلق ضمان مشخص نشده و مورد توافق قرار نگرفته است، در این موارد در فقه اسلامی و قوانین موضوعه، حکم به ضمان مثل در مثلی و قیمت در قیمی شده است. این موضوع که مثل و مـثلی چیستاند، معرکه آرای بسیاری از محققان واقع شده و هر کدام بـه گـونهای در صـدد پاسخگویی به این پرسش برآمدهاند و همین امر موجب آشفتگی این مبحث گشته و نشانگر اهمیت و در عـین حـال دشـواری تحقیق و تحصیل واقع در میان این آراست.
در روابط اقتصادی موجود در جامعه، گاهی به سبب قرارداد و عقدی خـاص و گـاهی به سبب امور غیرقراردادی (مثل غصب و اتلاف)، بر اشخاص لازم میشود مالی را به طرف مقابل بپردازند. درباره نحوه خروج از ضمان دو طریق بیان شده است:۱. دادن عین مال مضمون (در صورتی که عین مال موجود باشد)؛
۲. دادن بدل آن (در صورت تلف مال) کـه در اجـناس مثلی، مثل آن و در اجناس قیمی، قیمت آن میباشد؛عوض و بدل نیز خود بر دو گونه است:۱. عوض و بدل جعلی و قراردادی؛
۲. عوض و بدل واقعی.بر اساس قاعدهای که در فقه شـیعه و اهـلسنّت تایید شده است، هرگاه شخصی برای مال دیگری ضامن شود، بدل واقعی بر عهده او قرار مـیگیرد. بـر اساس این قاعده که آن را قاعده «ضمان واقعی» یا «ضمان مثل و قیمت» نـیز نـامیدهاند، در صورت وجود خود مال، برگرداندن آن وظـیفه ضـامن اسـت و اگر عین، تلف یا متعذرالوصول شود، مـثل مـال در صورت مثلی بودن و قیمت مال در صورت قیمی بودن بر عهده او قرار خواهد گـرفت.
[۸] عمید زنجانی، عـباسعلی، موجبات ضمان، ۳۲۸.
[۹] گرجی، ابوالقاسم، مقالات حقوقی، ۲۴۸.
[۱۰] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۷، ص۸۵.
[۱۱] نائینی، میرزا حسین؛ و خوانساری، موسی، منیه الطالب، ج۱، ص۱۳۵.
[۱۲] شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، ج۳، ص۴۳۸.
[۱۳] شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، ج۳، ص۱۷۴.
[۱۴] شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، ج۳، ص۴۴۷.
[۱۵] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۱.
[۱۶] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۲۶۵.
۲.۱ – تعذر مثل در مثلی یا از مالیت افتادن آن
و «در مثلی اگر مثل متعذر باشد، قیمت آن را ضامن است، و اگر قیمت متفاوت باشد و بهحسب زمانها کموزیاد شود به اینکه در وقت غصب قیمتی و در وقت تلف عین قیمتی و در زمان متعذر شدن آن قیمتی و زمان پرداخت قیمت به مغصوب منه، قیمتی داشته باشد معیار آخری است، پس بر او واجب است که این قیمت را بپردازد. بنابراین اگر یک من گندم که قیمتش دو درهم باشد را غصب نماید و آن را در زمانی که گندم موجود است و قیمتش سه درهم میباشد تلف نماید سپس متعذر شود و قیمتش چهار درهم شود سپس زمانی بگذرد و بخواهد فراغت ذمّه پیدا کند و قیمت آن را بپردازد و قیمت گندم در این زمان پنج درهم باشد، واجب است که این قیمت آخر را بپردازد.»
[۱۷] موسوعه الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیله، ج۲، ص۱۹۴، کتاب الغصب، مساله۲۵.
و «اگر مثل بهخاطر زمان یا مکان، از مالیّت بیفتد، ظاهر آن است که غاصب حق ندارد مالک را به گرفتن مثل ملزم نماید. و پرداخت آن به مالک در آن زمان یا مکان – درصورتیکه مالک راضی به آن نباشد – در برطرفشدن ضمان آن کفایت نمیکند؛ پس اگر یخی را در تابستان غصب کند و آن را تلف کند و بخواهد که مثل آن را در زمستان به مالک بدهد، یا مشک آبی را در بیابان غصب کند و بخواهد در کنار شط، مشک آب را به او بدهد، چنین حقی ندارد و مالک حق دارد که امتناع نماید، پس میتواند صبر کند و منتظر زمان یا مکان دیگر بماند و سپس مثل آن را که دارای قیمت است مطالبه نماید. و میتواند بالفعل از غاصب مطالبه قیمت آن را بنماید، همانطور که در صورت متعذر بودن مثل بود.»
[۱۸] موسوعه الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیله، ج۲، ص۱۹۵، کتاب الغصب، مساله۲۹.
۳ – مفهوم شناسی
مثلی در لغت به مـعنای «المـنسوب الی المـثل» یا «ما له المثل» است.
[۱۹] کوهکمری، سیدمحمدحجت، کتاب البیع، تعلیقه میرزا ابوطالب تجلیل تبریزی، ۱۶۹.
معنای «مثلی» در کتب لغت به این شرح است:- مثل: «کـلمه تـسویه؛ یـقال هذا مثله و مثله کما یقال شبهه و شبهه بمعنی»؛
[۲۰] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، ج۵، ص۱۸۱۶.
– و قیل «المثل بـالکسر: الشـبه، تقول هذا الشیء مثل ذاک بلفظ واحد للجمیع و المثلی بالکسر: المنسوب الی المثل»؛
[۲۱] شویری لبنانی، ظـاهر خـیرالله، اللمع النواجم، ص۹۹۹.
– «المثل (بالکسر) کـلمه تـسویه و فی المصباح: المثل علی ثلاثه اوجه، بمعنی الشبیه و بمعنی نفسه و ذاته و زائده»؛
[۲۲] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۱، ص۴۳.
– «قـوله تعالی: “لیس کمثله شیء”ای “کهو” و العرب تـقیم المـثل مـقام النفس؛ قوله تعالی: “و مثلهم معهم”ای “شبههم” یـعنی ان الله احـیی من مات من ولد ایوب و رزقه مثلهم»
[۲۳] طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۴، ۱۶۹.
نتیجه آنکه «مثل» در دو یا سـه مـعنا به کار میرود که در بـحث مـثلی و قیمی، مـراد از مـثل بـا معنای نخستِ آن، که مماثله و تسویه یـا بـه عبارتی «این همانی» است، هماهنگ است.
[۲۴] دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، ذیل ماده «مثل».
اکثر فقهای امامیه مثلی را چنین تعریف کردهاند: «مثلی آن است که اجزای آن از حیث قیمت با هم مساوی باشند»؛ مثلاً اگر قیمت ده کیلو گندم هزار تومان بـاشد، قیمت یک پنجم آن (دو کیلو)، یک پنجم قیمت مجموع (یعنی دویست تومان) باشد.
[۲۵] طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج۳، ص۵۹.
[۲۶] محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۷۶۵.
[۲۷] فاضل آبی، حسن بن ابیطالب، کشف الرموز فی شرح المختصر النافع، ج۲، ص۳۸۱.
[۲۸] شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱۴، ص۳۰.
[۲۹] شهید ثانی، زینالدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۳، ص۱۱۷.
[۳۰] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۷، ص۸۹.
[۳۱] انصاری، مرتضی، المکاسب، ج۳، ص۲۰۹.
بعضی از معاصران بـا اسـتفاده از تعریف فقهای مذاهب مثلی را ایـنگونه مـعرفی کـردهاند: «مثلی مالی اسـت کـه افراد یا اجزاء آن مـثل هم است، بهطوری که قرار گرفتن بعضی از افراد یا اجزاء آن به جای بعض دیـگر بـدون تفاوت قابل اعتنایی امکان دارد (یعنی افـراد آن مـال، تفاوتی بـا یـکدیگر نـدارند) و معمولاً قابلاندازهگیری بـا وزن یا کیل و قابل پیشفروش است».
[۳۲] حمد شـراره، عـبدالجبار، احکام الغـصب فـی الفـقه الاسلامی، ۱۴.
۴ – نفی حقیقت شرعیه و متشرعه
لفـظ مثلی و قیمی گرچه در روایات وارد شدهاند، حقیقت شرعیه نداشته
[۳۳] انصاری، مرتضی، المکاسب، ج۳، ص۲۱۴.
[۳۴] مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، ۴۷۰.
و اصطلاح و عنوانی انتزاعی هستند
[۳۵] کوهکمری، سیدمحمدحجت، کتاب البیع، تعلیقه میرزا ابوطالب تجلیل تبریزی، ۱۳۸.
که برای کـشف خصوصیات و مصادیق آنها باید به عقلا و تحلیل ارتکازات عرفی در این مورد مراجعه کـرد.
فقهای اسلامی بالاتفاق قائلاند کـه ملاک مثلیت در کالاهای مثلی، مماثله عرفی است نه عقلی؛ زیرا اگر مماثله عقلی مورد نظر بود، شارع باید بدان اشاره میکرد و از آنجا که این مسئله از مسائل عامالبلوی است، عدم صراحت به ایـن امـر نشانه عدم اشتراط آن است.
دیگر اینکه مماثلت عقلی امری ناممکن است و فقط خداوند که علّامالغیوب است، میتواند بهطور کامل و دقیق مماثلت را تشخیص دهد و تکلیف دیگران بدان، تکلیف به غیرِمقدور اسـت.
سـوم آنکه وجهی برای تعبد به مماثله عقلی وجود ندارد و اصل بر عدم آن است.
[۳۶] کـاشف الغـطاء، عباس، المال المثلی و المال القیمی فی الفقه الاسلامی، ۵۹.
بنابراین مثلی و قیمی حقیقت شرعیه ندارند؛ بلکه اصطلاحاتی فقهی هستند که با توجه به عرف، تعریف شده و در باب ضمان مورد استفاده قرار گرفتهاند.
۵ – دیـدگاههای فقهای شیعه
به منظور دستیابی به تعریف جامعی از اصطلاح مثلی، در ادامه به بـررسی دیدگاههای فقهای شیعه در این باره پرداخته میشود؛
۵.۱ – بررسی تعاریف
اکثر فقهای امامیه مثلی را چنین تعریف کردهاند: «مثلی آن است که اجزای آن از حیث قیمت با هم مساوی باشند»؛ مثلاً اگر قیمت ده کیلو گندم هزار تومان بـاشد، قیمت یک پنجم آن (دو کیلو)، یک پنجم قیمت مجموع (یعنی دویست تومان) باشد.
[۳۷] طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج۳، ص۵۹.
[۳۸] محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۷۶۵.
[۳۹] فاضل آبی، حسن بن ابیطالب، کشف الرموز فی شرح المختصر النافع، ج۲، ص۳۸۱.
[۴۰] شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱۴، ص۳۰.
[۴۱] شهید ثانی، زینالدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۳، ص۱۱۷.
[۴۲] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۷، ص۸۹.
[۴۳] انصاری، مرتضی، المکاسب، ج۳، ص۲۰۹.
منظور از اجزا در این تعریف، جزئی در مقابل کلی است، نه جـزء در مـقابل کل؛ شیخ انصاری در توضیح این مطلب میگوید: «المراد باجزائه مایصدق علیه اسم الحقیقه؛ منظور از اجزاء آن است که حقیقتاً اسم شیء بر آن صـدق کـند».
[۴۴] انصاری، مرتضی، المکاسب، ج۳، ص۲۱۰.
مثلاً بر انواع گـوسفند حـقیقتاً گوسفند صدق میکند. البته اشکالی که به این تعریف وارد است، این است که از کلمه «اجزاء» استفاده شده، لکن اراده «افراد» شده است که ایـن امـر مورد تایید عرف و اهـل لغـت نیست.
اصل تعریفی که آورده شد، از شیخ طوسی است
[۴۵] رشتی، میرزا حبیبالله، کتاب الغصب، ۵۹.
[۴۶] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۲۶۹.
[۴۷] خویی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهه، ج۳، ص۱۵۱.
و فقهای بعد از ایشان، برای رفع ابهام و اشکال عدم اطراد و انعکاس، به تکمیل آن پرداخته و عباراتی به آن افزودهاند؛ عباراتی مانند «و یتفاوت صـفاته»
[۴۸] حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، ج۲، ص۱۳۹.
یا «المتقارب الصـفات».
[۴۹] شهید ثانی، زینالدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج۷، ص۳۶.
فقهای دیگری نیز مثلی را بهگونه دیگری تـعریف کـردهاند؛ شهید ثانی چنین میفرماید: «بعضی از فقها مثلی را تعریف کردند به مالی که با کیل و وزن اندازهگیری میشود و این تـعریف بـا معجونات (خمیرها) نقض میشود و برخی دیگر از فقها بر این تعریف، شرط جواز بـیع سـلم در مـال مثلی را اضافه کردند تا تعریف از نقض سالم بماند».
[۵۰] شهید ثـانی، زیـنالدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ۷/۳۷.
آیتالله سیدمحسن حکیم شبیه تـعریف مشهور، ولی با عباراتی متفاوت بیان داشتهاند: «مثلی مالی است که مشابه آن در صفاتی کـه به وسیله آن صفات، رغـبت مـردم مختلف میگردد، زیاد است و قیمی عکس مثلی است».
[۵۱] حکیم، سیدمحسن، نهج الفقاهه، ج۱، ص۱۳۹.
۵.۲ – معیارهای تشخیص
با توجه به تعاریف ارائه شده از اصطلاح مثلی در فقه جعفری، سه ملاک را میتوان در تشخیص مثلی شناسایی کرد:۱. بر اساس تعریف مشهور و تابعین آنها که بر قیمت و خصوصیات نـوعیه تاکید کردهاند، این مشخصه به عنوان معیاری در تشخیص مثلی و قیمی بودن کالا شناسایی می گردد.
[۵۲] اصفهانی، محمدحسین، حاشیه مکاسب، ج۱، ص۳۵۶.
[۵۳] خویی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهه، ج۳، ص۱۵۲.
۲. عدهای از معاصران که بر رغبت و میزان گرایش مردم تاکید ور
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
