پاورپوینت کامل لقیط (مقالهدوم)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل لقیط (مقالهدوم) دارای ۵۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل لقیط (مقالهدوم)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل لقیط (مقالهدوم) :
منبع: پاورپوینت کامل لقیط (مقالهدوم)
مقالات مرتبط: لقیط.
لَقیط به معنای کودک گم شده بیسرپرستی که کسی او را یافته، تعریف شده است.
از احکام لقیط به تفصیل در باب لقطه و به مناسبت در برخی ابواب دیگر، همچون طهارت، تجارت، اقرار، حدود و قصاص سخن گفتهاند.
فهرست مندرجات
۱ – مفهومشناسی
۲ – احکام
۲.۱ – برداشتن لقیط
۲.۲ – یابنده
۲.۲.۱ – شرایط
۲.۲.۲ – وظایف
۲.۳ – کودک پیدا شده
۲.۳.۱ – اسلام و حرّیت
۲.۳.۲ – ارتداد
۲.۳.۳ – جنایت
۲.۳.۴ – قذف
۲.۳.۵ – ادعای فرزندی
۲.۳.۶ – ولایت بر لقیط
۲.۳.۷ – قصاص قاتل لقیط
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – مفهومشناسی
لقیط در لغت به معنای کودک رها شدهای است که کسی او را یافته باشد، بدون آنکه پدر و مادر شناخته شدهای داشته باشد.
[۱] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، واژه «لقط».
[۲] ابن منظور، لسان العرب، واژه «لقط».
[۳] فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، واژه «لقط».
[۴] زبیدی، مرتضی، تاج العروس، واژه «لقط».
در کلمات فقها نیز قریب به معنای لغوی به کار رفته و به کودک گم شده بیسرپرستی که کسی او را یافته، تعریف شده است.
[۵] علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۴، ص۴۴۷.
[۶] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۰۹.
[۷] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۴۷.
برخی به تعریف لقیط، دیوانه را نیز افزودهاند.
[۸] شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۷۳.
[۹] محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۶، ص۹۷.
[۱۰] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۶۱.
آیا لقیط شامل کودک ممیزی که توانایی حفظ خود را دارد میشود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور عنوان لقیط را شامل کودک ممیز نیز میدانند.
[۱۱] حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامه، ج۱۷، ص۴۹۶.
[۱۲] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۴، ص۱۳۷ – ۱۳۸.
برخی، عنوان لقیط را شامل کودک ممیزی که نزدیک به سن بلوغ است، ندانستهاند.
[۱۳] شیخ طوسی، المبسوط، ج۳، ص۳۲۸.
[۱۴] محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۶، ص۹۷.
[۱۵] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۶۲.
۲ – احکام
احکام لقیط یا درباره برداشتن آن است یا دربار یابنده و یا درباره لقیط.
۲.۱ – برداشتن لقیط
جمعی برداشتن لقیط را مطلقا واجب کفایی دانستهاند.
[۱۶] شیخ طوسی، المبسوط، ج۳، ص۳۳۶.
[۱۷] بیهقی کیدری، محمد بن حسین، اصباح الشیعه، ص۳۲۶.
[۱۸] حلی، یحیی بن سیعد، الجامع للشرائع، ص۳۵۶.
[۱۹] علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۴۴۱.
[۲۰] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۱۰.
[۲۱] فاضل مقداد، مقداد بن عبداللّه، التنقیح الرائع، ج۴، ص۱۰۷.
[۲۲] شهید ثانی، حاشیه المختصر النافع، ص۱۷۲.
[۲۳] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۳۸۲ – ۳۸۳.
این قول به اکثر،
[۲۴] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۷۱.
بلکه مشهور
[۲۵] صیمری بحرانی، مفلح، غایه المرام، ج۴، ص۱۴۵.
نسبت داده شده است. برخی نیز برداشتن لقیط را مستحب دانستهاند.
[۲۶] محقق حلی، شرائع الاسلام، ج۴، ص۸۰۰.
[۲۷] محقق حلی، المختصر النافع، ص۲۵۳.
جمعی گفتهاند: در صورتی که حفظ لقیط منوط به برداشتن آن باشد، برداشتن، واجب کفایی است. در غیر این صورت -مانند جایی که کودک، ممیز و در آستانه بلوغ و قادر بر حفظ خود باشد، بنابر قول به جواز برداشتن او- این کار، واجب نیست.
[۲۸] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۷۴.
[۲۹] حکیم، سیدمحسن، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۶۵.
[۳۰] مرعشی، سید شهابالدین، منهاج المؤمنین، ج۲، ص۱۵۸.
[۳۱] تبریزی، میرزا جواد، صراط النجاه، ج۳، ص۲۲۲.
البته در صورت توقف حفظ جان لقیط بر برداشتن، اختلافی در وجوب برداشتن آن نیست.
برخی میان صورت خوف بر لقیط و عدم خوف بر آن تفصیل داده و در صورت خوف، برداشتن آن را واجب و در صورت عدم خوف، مستحب دانستهاند.
[۳۲] شهید اول، اللمعه الدمشقیه، ص۲۲۳.
[۳۳] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۷۲.
[۳۴] فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۷.
شاهد گرفتن یابنده بر برداشتن لقیط مستحب است.
[۳۵] شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۷۶.
[۳۶] فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۸.
۲.۲ – یابنده
برای یابنده لقیط، احکامی ذکر شده است.
۲.۲.۱ – شرایط
در یابنده، بلوغ و عقل شرط است؛ از اینرو، بر برداشتن لقیط توسط نابالغ یا دیوانه اثری مترتب نمیشود. همچنین بنابر قول مشهور، آزاد بودن در یابنده شرط، بلکه بر آن ادعای اجماع شده است. بنابراین، بر برداشتن لقیط توسط برده احکام لقیط جاری نمیشود، مگر آنکه مولایش اذن این کار را به او بدهد.
[۳۷] علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۴، ص۴۴۸.
[۳۸] محقق حلی، المختصر النافع، ص۲۵۳.
[۳۹] علامه حلی، تلخیص المرام، ص۱۴۵.
[۴۰] شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۷۵.
[۴۱] فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۸.
[۴۲] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۳۷۸ – ۳۸۱.
[۴۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۵۸ – ۱۵۹.
آیا رشد (سفیه و کم خرد نبودن) در یابنده شرط است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخی آن را شرط دانستهاند.
[۴۴] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۱۵-۳۱۶.
[۴۵] شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۷۶.
عدم اشتراط آن به اکثر نسبت داده شده است.
[۴۶] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۶۰.
در یابنده لقیطی که محکوم به اسلام است، مانند آنکه در کشور اسلامی پیدا شده باشد یا در کشور غیر اسلامیای که مسلمانان نیز در آن زندگی میکنند و احتمال برود لقیطِ مسلمانی باشد، اسلام شرط است و اگر کافر آن را بردارد، از او گرفته میشود؛ اما در یابنده لقیطی که محکوم به اسلام نیست، مانند آنکه در کشور غیر اسلامی پیدا شود و احتمال نرود لقیطِ مسلمانی باشد، اسلام شرط نیست.
[۴۷] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۱۲ – ۳۱۳.
[۴۸] شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۳، ص۷۵.
[۴۹] ابن فهد حلی، المهذب البارع، ج۴، ص۲۹۶- ۲۹۸.
[۵۰] فاضل مقداد، مقداد بن عبداللّه، التنقیح الرائع، ج۴، ص۱۰۶.
[۵۱] ابن طی فقعانی، علی بن علی، الدر المنضود، ص۱۴۵.
[۵۲] شهید ثانی، حاشیه المختصر النافع، ص۱۷۲.
[۵۳] شهید ثانی، الروضه البهیه، ج۷، ص۷۲.
[۵۴] فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۸.
[۵۵] طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۱۲، ص۳۷۹ – ۳۸۱.
[۵۶] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۶۰ – ۱۶۱.
برخی در اشتراط اسلام، در صورت محکوم به اسلام بودن لقیط تردید و توقف کردهاند.
[۵۷] محقق حلی، المختصر النافع، ص۲۵۳.
آیا در یابنده، عدالت شرط است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخی آن را شرط دانستهاند؛
[۵۸] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۱۳ – ۳۱۴.
[۵۹] ابن طی فقعانی، علی بن علی، الدر المنضود، ص۱۴۵.
لیکن اکثر شرط ندانستهاند.
[۶۰] شهید ثانی، الروضه البهیه، ج۷، ص۷۳.
۲.۲.۲ – وظایف
بر یابنده لقیط اعلان واجب نیست؛
[۶۱] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۱۰.
[۶۲] شهید ثانی، الروضه البهیه، ج۷، ص۷۸.
لیکن حضانت و سرپرستی او واجب است
[۶۳] شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۷۰.
[۶۴] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۷۴.
و در صورت ناتوانی از سرپرستی، لقیط را به حاکم شرع تحویل میدهد. آیا در صورت توانمندی نیز میتواند لقیط را به حاکم شرع تحویل دهد یا نه؟ مسئله اختلافی است
[۶۵] علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۲، ص۲۰۲.
[۶۶] فخرالمحققین حلی، محمد بن حسن، ایضاح الفوائد، ج۲، ص۱۳۹.
[۶۷] علامه حلی، تذکره الفقهاء، ج۱۷، ص۳۲۱.
[۶۸] محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۶، ص۱۱۰-۱۱۱.
مقصود از وجوب حضانت، وجوب آن هرچند با کمک گرفتن از دیگری میباشد. واجب بر او نیز حفظ و تربیت لقیط است، نه پرداخت مجانی هزینههای او؛
[۶۹] محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۶، ص۱۱۰.
از اینرو، اگر لقیط مالی داشته باشد، یابنده میتواند با اجازه حاکم شرع آن را برای وی هزینه کند و در صورت عدم امکان اجازه از حاکم شرع، خود به هزینه کردن مال لقیط در جهت مصالح او اقدام مینمایند.
اگر لقیط مالی نداشته باشد، یابنده به حاکم شرع مراجعه میکند تا از بیت المال، هزینههای لقیط را بپردازد و با دسترس نداشتن به حاکم، از مسلمانان کمک میگیرد. اگر از میان آنان، کسی رایگان عهدهدار پرداخت هزینههای لقیط شد، وی آن را انجام میدهد، بدون اینکه حق داشته باشد پس از بلوغ لقیط، هزینههای انجام گرفته را از او مطالبه کند؛ اما اگر چنین کسی پیدا نشد، پرداخت کننده هزینه؛ اعم از یابنده و غیر او، پس از بلوغ لقیط و تحصیل مال، میتواند آن را از وی مطالبه کند. البته با این شرط که قصد هزینه کننده باز پس گرفتن هزینهها باش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
