پاورپوینت کامل کُفْر (مفرداتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل کُفْر (مفرداتقرآن) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل کُفْر (مفرداتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل کُفْر (مفرداتقرآن) :
منبع: کُفْر (قاموس قرآن (جلد ۶))
مقالات مرتبط: کُفْر (لغاتقرآن)، کُفْر (مفرداتنهجالبلاغه)، کفر.
کُفْر (به ضم کاف و سکون فاء) از واژگان قرآن کریم به معنای پوشاندن است.
مشتقات کفر که در آیات قرآن به کار رفته است عبارتند از:
کُفْران (به ضم کاف و سکون فاء) به معنای انکار نعمت و ناسپاسی؛
کَفور (به فتح کاف) به معنای بسیار ناسپاس و مبالغه است در کفران نعمت؛
کُفور (به ضم کاف) مصدر به معنای جحود و انکار؛
کَفّار (به فتح کاف و تشدید فاء) مبالغه کافر به معنای بسیار ناسپاس؛
کافِر (به کسر فاء) به معنای منکرین دین و منکرین نعمت؛
کُفّار (به ضم کاف و تشدید فاء) جمع کافر؛
کَوافِر (به فتح کاف و کسر فاء) جمع کافره به معنای زنان کافر؛
کَفّاره (به فتح کاف و تشدید فاء) به معنای پوشاننده و جبران کننده گناه به احسن وجه؛
کافور به معنای عطری است از درختی که در جبال هند و چین و به غلاف ثمرهها و غنچه آنها نیز کافور گویند که میوه را پوشانده است.
فهرست مندرجات
۱ – معنای کُفْر
۲ – کاربردها
۲.۱ – کفران
۲.۱.۱ – کُفْرانَ (آیه ۹۴ سوره انبیاء)
۲.۲ – کفر به معنای کفران
۲.۲.۱ – تَکْفُرُونِ (آیه ۱۵۲ سوره بقره)
۲.۲.۲ – اَکْفُرُ (آیه ۴۰ سوره نمل)
۲.۲.۳ – الْکافِرِینَ (آیه ۱۹ سوره شعراء)
۲.۳ – کَفور
۲.۳.۱ – کَفُورٌ (آیه ۹ سوره هود)
۲.۳.۲ – کَفُورٍ (آیه ۳۶ سوره فاطر)
۲.۴ – کُفور
۲.۴.۱ – کُفُوراً (آیه ۸۹ سوره اسراء)
۲.۴.۲ – کُفُورًا (آیه ۵۰ سوره فرقان)
۲.۴.۳ – کُفُوراً (آیه ۹۹ سوره اسراء)
۲.۵ – کَفّار
۲.۵.۱ – کَفَّارٍ (آیه ۲۴ سوره ق)
۲.۵.۲ – کَفَّارٌ (آیه ۳۴ سوره ابراهیم)
۲.۶ – کُفّار
۲.۶.۱ – کُفَّارٌ (آیه ۱۶ سوره بقره)
۲.۶.۲ – الْکُفَّارَ (آیه ۲۰ سوره حدید)
۲.۷ – کَفّاره
۲.۷.۱ – کَفَّارَهُ (آیه ۸۹ سوره مائده)
۲.۷.۲ – کَفَّارَهٌ (آیه ۴۵ سوره مائده)
۲.۸ – تَکفیر
۲.۸.۱ – یُکَفِّرْ (آیه ۲۹ سوره انفال)
۲.۹ – کَوافِر
۲.۹.۱ – الْکَوافِرِ (آیه ۱۰ سوره ممتحنه)
۲.۱۰ – کافور
۲.۱۱ – کافُوراً (آیه ۵ سوره انسان)
۲.۱۲ – مراد از کفر و کافر
۲.۱۲.۱ – کَفَرُوا (آیه ۶ سوره بقره)
۲.۱۲.۲ – کَفَرَ (آیات ۷۲ و ۷۳ سوره مریم)
۲.۱۲.۳ – کافِرٌ (آیه ۲ سوره تغابن)
۲.۱۲.۴ – الْکافِرُونَ (آیه ۴۴ سوره مائده)
۲.۱۲.۵ – کَفَرُوا (آیه ۳۹ سوره بقره)
۲.۱۲.۶ – کَفَرُوا (آیه ۱۶۷ سوره نساء)
۲.۱۲.۷ – کَفَرُوا (آیه ۱۰ و ۸۶ سوره مائده)
۲.۱۲.۸ – کَفَرُوا (آیه ۸۸ سوره نحل)
۲.۱۲.۹ – کَفَرُوا (آیه ۱۶ سوره روم)
۲.۱۲.۱۰ – کَفَرُوا (آیه ۱۶۱ سوره بقره)
۲.۱۲.۱۱ – کَفَرُوا (آیه ۴ سوره آل عمران)
۲.۱۳ – کفر بعد از ایمان
۲.۱۳.۱ – کَفَرُوا (آیه ۸۶ سوره آل عمران)
۲.۱۳.۲ – کَفَرُوا (آیه ۹۰ سوره آل عمران)
۲.۱۳.۳ – کَفَرُوا (آیه ۱۳۷ سوره نساء)
۲.۱۴ – قبول عمل از کفار
۲.۱۵ – عوامل تبدل اعتقاد به کفر
۲.۱۵.۱ – تکبر و خود پسندی
۲.۱۵.۲ – حسد
۲.۱۵.۳ – حرص
۲.۱۶ – کافر و ترک عمل
۲.۱۶.۱ – کَفَرَ (آیه ۹۷ سوره آل عمران)
۲.۱۶.۲ – تَکْفُرُونَ (آیه ۸۵ سوره بقره)
۲.۱۶.۳ – کَفَرْنا (آیه ۴ سوره ممتحنه)
۲.۱۷ – کفر و برائت و بیزاری
۲.۱۷.۱ – یَکْفُرُ (آیه ۲۵ سوره عنکبوت)
۲.۱۷.۲ – کَفَرْنا (آیه ۴ سوره ممتحنه)
۲.۱۷.۳ – یَکْفُرْ (آیه ۵ سوره مائده)
۲.۱۷.۴ – کَفَرْتُ (آیه ۲۲ سوره ابراهیم)
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – معنای کُفْر
کُفْر:
[۱] قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۶، ص۱۲۲.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۴.
[۳] طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۳، ص۴۷۵.
به معنای پوشاندن است.
در مفردات گوید: کُفْر در لغت به معنی پوشاندن شیء است. شب را کافر گوئیم که اشخاص را میپوشاند و زارع را کافر گوئیم که تخم را در زمین میپوشاند؛ کفر نعمت پوشاندن آنست با ترک شکر، بزرگترین کفر انکار وحدانیّت خدا یا دین یا نبوت است. کُفران بیشتر در انکار نعمت و کُفر در انکار دین به کار رود و کُفور در هر دو.
[۴] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۴.
در مجمع فرموده: کُفْر در شریعت عبارت است از انکار آنچه خدا معرفت آن را واجب کرده، از قبیل وحدانیّت و عدل خدا و معرفت پیغمبرش و آنچه پیغمبر آورده از ارکان دین. هر که یکی از اینها را انکار کند کافر است.
[۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۲۸.
[۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۶۷.
راغب گوید: کافر در عرف دین به کسی گفته میشود که وحدانیّت یا نبوت یا شریعت یا هر سه را انکار کند.
[۷] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۴-۷۱۵.
به هر حال کافر کسی است که اصول یا ضروری دین را انکار کند.
۲ – کاربردها
به موردی از کُفْر که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
۲.۱ – کفران
کُفْران چنانکه از راغب نقل شد بیشتر در انکار نعمت و ناسپاسی به کار رود.
[۸] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۴.
این لفظ فقط یک بار در قرآن آمده است.
[۹] انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۴.
۲.۱.۱ – کُفْرانَ (آیه ۹۴ سوره انبیاء)
(فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِهِ)
[۱۰] انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۴.
«هر که از روی ایمان اعمال شایسته را انجام دهد به سعی او ناسپاسی نیست و خدا آن را نادیده نخواهد گرفت، بلکه پاداش خواهد داد.»
[۱۱] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۵۷.
[۱۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۳۲۴.
[۱۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۱۶۱.
[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۹۹.
۲.۲ – کفر به معنای کفران
در آیات زیر مراد از کفر، ناسپاسی است.
۲.۲.۱ – تَکْفُرُونِ (آیه ۱۵۲ سوره بقره)
(وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ)
[۱۵] بقره/سوره۲، آیه۱۵۲.
(و شکر مرا به جاى آورید و نعمتهاى مرا کفران نکنید.)
[۱۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۳.
[۱۷] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱، ص۵۰۹.
[۱۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۳۹.
[۱۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۱۱۹.
[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۴۳۱.
۲.۲.۲ – اَکْفُرُ (آیه ۴۰ سوره نمل)
(لِیَبْلُوَنِی اَ اَشْکُرُ اَمْ اَکْفُرُ)
[۲۱] نمل/سوره۲۷، آیه۴۰.
(…تا مرا آزمایش کند که آیا شُکر او را به جا مىآورم یا کفران مىکنم؟!)
[۲۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۸۰.
[۲۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۵۱۹.
[۲۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۶۴.
[۲۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۱۱۵.
[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۵۰.
۲.۲.۳ – الْکافِرِینَ (آیه ۱۹ سوره شعراء)
(وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ وَ اَنْتَ مِنَ الْکافِرِینَ)
[۲۷] شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹.
«ای موسی کردی کارت را که کردی (و قبطی را کشتی) حال آنکه به نعمت من از ناسپاسان بودی.»
[۲۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۳۶۴.
[۲۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۶۱.
[۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۱۲.
[۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۲.
۲.۳ – کَفور
کَفور مبالغه در کفران نعمت است، یعنی بسیار ناسپاس.
کَفور ظاهرا مصداق کفر نیز واقع میشود.
[۳۲] فاطر/سوره۳۵، آیه۳۶.
«کَفور» جمعا ۱۲ بار در قرآن مجید آمده است.
[۳۳] انسان/سوره۷۶، آیه۳.
[۳۴] انسان/سوره۷۶، آیه۲۴.
[۳۵] زخرف/سوره۴۳، آیه۱۵.
[۳۶] اسراء/سوره۱۷، آیه۲۷.
[۳۷] اسراء/سوره۱۷، آیه۶۷.
[۳۸] هود/سوره۱۱، آیه۹.
[۳۹] لقمان/سوره۳۱، آیه۳۲.
[۴۰] شوری/سوره۴۲، آیه۴۸.
[۴۱] سبا/سوره۳۴، آیه۱۷.
[۴۲] فاطر/سوره۳۵، آیه۳۶.
[۴۳] حج/سوره۲۲، آیه۳۸.
[۴۴] حج/سوره۲۲، آیه۶۶.
۲.۳.۱ – کَفُورٌ (آیه ۹ سوره هود)
(اِنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ)
[۴۵] هود/سوره۱۱، آیه۹.
(بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود.)
[۴۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۲۲.
[۴۷] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۲۳۲.
[۴۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۱۵۶.
[۴۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۱۶.
[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۲۰.
۲.۳.۲ – کَفُورٍ (آیه ۳۶ سوره فاطر)
(وَ لا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها کَذلِکَ نَجْزِی کُلَ کَفُورٍ)
[۵۱] فاطر/سوره۳۵، آیه۳۶.
(و نه عذاب آن، از آنان کاسته مىشود؛ اینگونه هر ناسپاسى را مجازات مىکنیم.)
[۵۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۳۸.
[۵۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۶۷.
[۵۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۴۸.
[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۳۴۷.
[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۴۱.
در این آیه کَفور ظاهرا مصداق کفر واقع شده است.
۲.۴ – کُفور
کُفور مصدر است به معنی جحود و انکار. از راغب نقل شد که در انکار دین و انکار نعمت به کار رود.
[۵۷] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۴.
و جمعا سه بار در قرآن آمده است.
[۵۸] اسراء/سوره۱۷، آیه۸۹.
[۵۹] فرقان/سوره۲۵، آیه۵۰.
[۶۰] اسراء/سوره۱۷، آیه۹۹.
۲.۴.۱ – کُفُوراً (آیه ۸۹ سوره اسراء)
(وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَاَبی اَکْثَرُ النَّاسِ اِلَّا کُفُوراً)
[۶۱] اسراء/سوره۱۷، آیه۸۹.
«از هر مثل در این قرآن آوردیم ولی بسیاری از مردم جز انکار حق نکردند.»
[۶۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۲۸۰.
[۶۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۰۲.
[۶۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۲۰۴.
[۶۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۷۶.
ظاهرا مراد از کُفور انکار دینی است.
۲.۴.۲ – کُفُورًا (آیه ۵۰ سوره فرقان)
(وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَیْنَهُمْ لِیَذَّکَّرُوا فَأَبَى أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُورًا)
[۶۶] فرقان/سوره۲۵، آیه۵۰.
(ما این آیات را به صورتهاى گوناگون براى آنان بیان کردیم تا متذکّر شوند، ولى بیشتر مردم از هر کارى جز انکار و کفر ابا دارند.)
[۶۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۶۴.
[۶۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۳۱۵.
[۶۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۲۸.
[۷۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۷، ص۲۱۲.
[۷۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۲۷۱.
۲.۴.۳ – کُفُوراً (آیه ۹۹ سوره اسراء)
(وَ جَعَلَ لَهُمْ اَجَلًا لا رَیْبَ فِیهِ فَاَبَی الظَّالِمُونَ اِلَّا کُفُوراً)
[۷۲] اسراء/سوره۱۷، آیه۹۹.
(و براى آنان سرآمدى قطعى -که شکى در آن نیست- قرار داده؛ امّا ستمکاران، جز کفر و انکار را ابا داشتند.)
[۷۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۲.
[۷۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۲۱۷.
[۷۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۸۳.
۲.۵ – کَفّار
کَفّار مبالغه کافر است و به قول راغب آن در افاده مبالغه از کَفور ابلغ است.
[۷۶] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۵.
ظاهر قرآن آن است که در کُفر دین و کُفر نعمت به کار رفته است.
۲.۵.۱ – کَفَّارٍ (آیه ۲۴ سوره ق)
(اَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ کُلَ کَفَّارٍ عَنِیدٍ)
[۷۷] ق/سوره۵۰، آیه۲۴.
(هر کافرِ حق ستیزى را در دوزخ افکنید.)
[۷۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۱۹.
[۷۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۳۵۱.
[۸۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۲۶۶.
[۸۱] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۵۲۵.
[۸۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۲۰.
کُفور در کفر دینی است.
۲.۵.۲ – کَفَّارٌ (آیه ۳۴ سوره ابراهیم)
(وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها اِنَّ الْاِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ)
[۸۳] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۴.
(و اگر نعمتهاى خدا را بشمارید، هرگز نمىتوانید آنها را احصا کنید. انسان، ستمکار و ناسپاس است.)
[۸۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۶۰.
[۸۵] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۸۸.
[۸۶] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۶۲.
[۸۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۳۸.
[۸۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۸۶.
ظاهرا در کفر نعمت است.
۲.۶ – کُفّار
کُفّار جمع کافر است.
به نظر راغب استعمال آن در منکر دین بیشتر از منکر نعمت است
[۸۹] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۶.
این لفظ جمعا ۲۱ دفعه در قرآن به کار رفته
[۹۰] مطففین/سوره۸۳، آیه۳۴.
[۹۱] مطففین/سوره۸۳، آیه۳۶.
[۹۲] قمر/سوره۵۴، آیه۴۳.
[۹۳] بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.
[۹۴] بقره/سوره۲، آیه۱۶۱.
[۹۵] محمد/سوره۴۷، آیه۳۴.
[۹۶] آل عمران/سوره۳، آیه۹۱.
[۹۷] حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
[۹۸] نساء/سوره۴، آیه۱۸.
[۹۹] فتح/سوره۴۸، آیه۲۹.
[۱۰۰] تحریم/سوره۶۶، آیه۹.
[۱۰۱] ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.
[۱۰۲] ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۱.
[۱۰۳] ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۳.
[۱۰۴] توبه/سوره۹، آیه۶۸.
[۱۰۵] توبه/سوره۹، آیه۷۳.
[۱۰۶] توبه/سوره۹، آیه۱۲۰.
[۱۰۷] توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.
[۱۰۸] مائده/سوره۵، آیه۵۷.
و همه جا مراد از آن منکرین دین است مگر در آیه ۲۰ سوره حدید
[۱۰۹] حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
.
۲.۶.۱ – کُفَّارٌ (آیه ۱۶ سوره بقره)
(اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ اُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ)
[۱۱۰] بقره/سوره۲، آیه۱۶۱.
(کسانى که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند … بر آنها خواهد بود)
[۱۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴.
[۱۱۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱، ص۵۸۸.
[۱۱۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۹۰.
[۱۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۱۴۰.
[۱۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۴۴۴.
۲.۶.۲ – الْکُفَّارَ (آیه ۲۰ سوره حدید)
(کَمَثَلِ غَیْثٍ اَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ)
[۱۱۶] حدید/سوره۵۷، آیه۲۰.
(همانند بارانى که محصولش کشاورزان را در شگفتى و سرور فرو مىبرد.)
[۱۱۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۴۰.
[۱۱۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۲۸۹.
[۱۱۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۶۴.
[۱۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۲۳۲.
[۱۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۳۵۹.
کُفّار در این آیه به معنی منکرین دین نیست بلکه مراد، زارعان و کشاورزان است.
۲.۷ – کَفّاره
کَفّاره: مراد از کفّاره آن است که گناه را به احسن وجه میپوشاند و جبران میکند.
۲.۷.۱ – کَفَّارَهُ (آیه ۸۹ سوره مائده)
(ذلِکَ کَفَّارَهُ اَیْمانِکُمْ اِذا حَلَفْتُمْ)
[۱۲۲] مائده/سوره۵، آیه۸۹.
«آن کفّاره سوگندهای شماست چون قسم خوردید.»
[۱۲۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۶، ص۱۶۴.
[۱۲۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۱۱.
[۱۲۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۶۱.
[۱۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۶۷.
مراد از «ذلِکَ» آزاد کردن بنده یا طعام ده نفر فقیر یا لباس ده نفر فقیر است.
۲.۷.۲ – کَفَّارَهٌ (آیه ۴۵ سوره مائده)
(فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌ لَهُ)
[۱۲۷] مائده/سوره۵، آیه۴۵.
«هر که از قصاص عفو کند آن عفو و تصدّق کفّاره گناهان اوست.»
[۱۲۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۵، ص۵۶۴.
[۱۲۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۴۵.
[۱۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۵۳.
[۱۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۰۹.
از امام صادق (علیهالسّلام) منقول است که به قدر عفو و به قدر جنایتی که بر او وارد شده از گناهانش آمرزیده شود.
[۱۳۲] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱۴، ص۵۰۴.
۲.۸ – تَکفیر
تکفیر به معنای پوشاندن و از بین بردن آثار گناهان است و در «سیّئه» گفتیم که مراد از آن در غالب آثار معاصی است.
(ببینید: سیئه (مفرداتقرآن))
۲.۸.۱ – یُکَفِّرْ (آیه ۲۹ سوره انفال)
(وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ)
[۱۳۳] انفال/سوره۸، آیه۲۹.
(و گناهانتان را مىپوشاند.)
[۱۳۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۸۰.
[۱۳۵] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۹، ص۷۱.
[۱۳۶] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۵۶.
[۱۳۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۲۰۱.
[۱۳۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۵.
۲.۹ – کَوافِر
کَوافِر جمع کافره است یعنی زنان کافر و فقط یک بار در قرآن یافت شده است.
[۱۳۹] ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.
۲.۹.۱ – الْکَوافِرِ (آیه ۱۰ سوره ممتحنه)
(وَ لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما اَنْفَقْتُمْ…)
[۱۴۰] ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.
«نکاح زنان کافر را نگاه ندارید بلکه آنچه از مهریّه دادهاید بگیرید و رهاشان کنید.»
[۱۴۱] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۴۰۹.
[۱۴۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۴۱.
[۱۴۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۳۷۸.
[۱۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۲.
درباره آیه در «عصم» و در «طعم» ذیل عنوان طعام اهل کتاب و زنان آنها توضیح داده شده است.
(ببینید: عِصَم (مفرداتقرآن)، طعم (مفرداتقرآن))
۲.۱۰ – کافور
در اقرب الموارد گوید: کافور عطری است از درختی که در جبال هند و چین است بهدست میآید، درخت آن سایه بزرگ دارد و کافور در جوف شاخهها و ترکههای آن میباشد، رنگ کافور ابتدا قرمز است و با تصعید سفید میگردد.
[۱۴۵] شرتونی، سعید، اقرب الموارد، ج۴، ص۵۶۷.
ناگفته نماند غلاف ثمرهها و غنچه آنها را نیز کافور گویند که میوه را پوشانده است.
۲.۱۱ – کافُوراً (آیه ۵ سوره انسان)
(اِنَّ الْاَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَاْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً • عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ)
[۱۴۶] انسان/سوره۷۶، آیه۵-۶.
«نیکوکاران میآشامند از جامی که مخلوط آن از کافور است و آن چشمهایست که بندگان خدا از آن میآشامند.»
[۱۴۷] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۹۹.
[۱۴۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۲۴.
[۱۴۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۱۵۷.
[۱۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۱۶.
«عَیْناً» را اگر بیان کافور بگیریم، نتیجه این میشود که کافور چشمهایست در بهشت، یعنی: ظاهرا مراد از «اَبْرار» اصحاب یمین و از «عِبادُ اللَّه» مقرّبوناند.
(ببینید: سابقون (مفرداتقرآن)، مقربون (مفرداتقرآن))
شاید مراد از کافور عطر مخصوص باشد که به جام مخلوط شده و «عَیْناً» در تقدیر «مِن عَینِِ» است در این صورت کافور نکره است، نمیشود به کافور دنیا قیاس کرد.
۲.۱۲ – مراد از کفر و کافر
آیا مراد از «کفروا- یکفرون- کافرون- کفّار» آنهائیاند که دانسته و از روی عمد حق را پردهپوشی و انکار کردهاند یا به کفّاری که عَنْ جَهْلِِ و از روی ندانستن کافراند نیز شامل میباشد؟ به عبارت دیگر آیا کافر عَنْ عِنادِِ مورد عذاب آخرت است یا کافر عَنْ جَهْلِِ را نیز شامل است؟ ناگفته نماند: این سؤال دو سؤال است.
اوّل:آیا مراد از کافر کسی است که عَنْ عِنادِِ کافر باشد یا اعمّ است؟
دوم: آیا عذاب آخرت برای کافر عنادی است یا همه را شامل میباشد؟
به نظر میآید: اطلاق کافر در قرآن اعمّ است و به هر دو قسم کافر شامل میباشد،
مثلا آیه:
۲.۱۲.۱ – کَفَرُوا (آیه ۶ سوره بقره)
(اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ اَ اَنْذَرْتَهُمْ اَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ)
[۱۵۱] بقره/سوره۲، آیه۶.
(کسانى که کافر شدند، براى آنان یکسان است که آنان را از عذاب الهی بیم دهى یا ندهى؛ ایمان نخواهند آورد.)
[۱۵۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۵۲.
[۱۵۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳.
[۱۵۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱، ص۸۲.
[۱۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۶۷.
[۱۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۲۸.
و نظائر آن صریحش در کفر از روی عناد و لجاجت است؛
ایضا آیاتی که درباره عدّهای از کفّار آمده:
(وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها اَنْفُسُهُمْ)
[۱۵۷] نمل/سوره۲۷، آیه۱۴.
(و آن را از روى ظلم و تکبر انکار کردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند.)
[۱۵۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۷۸.
[۱۵۹] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۴۹۱.
[۱۶۰] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۴۶.
[۱۶۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۸۵.
[۱۶۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۳.
و یا موسی (علیهالسّلام) به فرعون میگفت:
(لَقَدْ عَلِمْتَ ما اَنْزَلَ هؤُلاءِ اِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ)
[۱۶۳] اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۲.
(تو مىدانى این معجزات را جز پروردگار آسمانهاو زمین نفرستاده.)
[۱۶۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۲.
[۱۶۵] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۰۳.
[۱۶۶] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۱۸.
[۱۶۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۲۲۲.
[۱۶۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۸۵.
یا درباره اهل کتاب آمده که دانسته و روی عمد اسلام را انکار میکردند، مثل:
(وَ اِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ)
[۱۶۹] بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.
(ولى جمعى از آنان، حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مىکنند)
[۱۷۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۳.
[۱۷۱] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۱، ص۴۹۱.
[۱۷۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۲۶.
[۱۷۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۱۰۸.
[۱۷۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۴۲۳.
و نیز درباره آنها آمده:
(وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ اِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ)
[۱۷۵] آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.
(و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، با یکدیگر اختلاف نکردند، مگر بعد از آگاهى و از روى ستم و حسدورزى.)
[۱۷۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۲.
[۱۷۷] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۳، ص۱۸۸.
[۱۷۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۲۰.
[۱۷۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۲۶۹.
[۱۸۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۱۷.
که در «خلف» و «امن» مشروحا گفته شده است.
(ببینید: خلف (مفرداتقرآن)، امن (مفرداتقرآن))
از طرف دیگر این آیات را میخوانیم:
۲.۱۲.۲ – کَفَرَ (آیات ۷۲ و ۷۳ سوره مریم)
(لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ… لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا اِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ)
[۱۸۱] مائده/سوره۵، آیه۷۲-۷۳.
(کسانى که گفتند: «خداوند همان مسیح فرزند مریم است»، به یقین کافر شدند…کسانى که گفتند: «خداوند، یکى از سه خداست» به یقین کافر شدند.)
[۱۸۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۰.
[۱۸۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۶، ص۱۰۰-۱۰۱.
[۱۸۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۶۹-۷۰.
[۱۸۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۳۰-۱۳۱.
[۱۸۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۵۲-۳۵۳.
معلوم است که عدّهای از آنها مطلب را میدانستند ولی برای حفظ مقام و یا عناد در برابر اسلام آن را میگفتند، ولی عدّه زیادی از آنها یقیناََ بدون توجّه از بزرگان خود پیروی کرده و عَنْ جَهْلِِ آن عقیده را داشتند. پس به اطمینان میشود گفت که کفر از روی جهل و از روی عدم توجه نیز کفر است و گرنه درباره عدّه بسیاری که کفر را از پدران خود به ارث بردهاند و بیسواد و بیتوجهاند باید بگوئیم کافر نیستند و واسطه میان کفر و ایماناند،
ایضا آیاتی نظیر:
۲.۱۲.۳ – کافِرٌ (آیه ۲ سوره تغابن)
(هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ)
[۱۸۷] تغابن/سوره۶۴، آیه۲.
(او کسى است که شما را آفرید و به شما آزادی و اختیار داد)؛ گروهى از شما کافرید و گروهى مؤمن)
[۱۸۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
