پاورپوینت کامل کَعْب (مفرداتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل کَعْب (مفرداتقرآن) دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل کَعْب (مفرداتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل کَعْب (مفرداتقرآن) :
منبع: کَعْب (قاموس قرآن (جلد ۶))
مقالات مرتبط: کَعْب (لغاتقرآن)، کَعْب (مفرداتنهجالبلاغه).
دیگر کاربردها: کعب (ابهامزدایی).
کَعْب (به فتح کاف و سکون عین) و کُعوب (به ضم کاف) و کِعابه (به کسر کاف) از واژگان قرآن کریم به معنای بزرگ شدن و بر آمدن پستان دختر است.
کَواعِب جمع کاعِب، دختر نار پستان را گویند.
کَعْبه (به فتح کاف و سکون عین) به معنای اطاق مربع است. بیت اللّه الحرام را کعبه میگویند.
فهرست مندرجات
۱ – معنای کَعْب، کُعوب و کِعابه
۲ – کاربردها
۲.۱ – کَواعِبَ (آیه ۳۳ سوره نبأ)
۲.۲ – الْکَعْبَیْنِ (آیه ۶ سوره مائده)
۲.۲.۱ – مراد از کعبین
۲.۳ – کَعبه
۲.۳.۱ – الْکَعْبَهَ (آیه ۹۷ سوره مائده)
۲.۳.۲ – بعضی اعمال حج در جوار کعبه
۲.۳.۳ – نتایج اعمال حج
۲.۳.۴ – حرم امن
۲.۳.۵ – طواف دور کعبه
۲.۳.۶ – ابعاد و ساختار کعبه
۲.۳.۷ – تاریخ احداث کعبه
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – معنای کَعْب، کُعوب و کِعابه
کَعْب و کُعوب و کِعابه:
[۱] قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۶، ص۱۱۳.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۳.
[۳] طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۲، ص۱۶۰.
بزرگ شدن و بر آمدن پستان دختر است.
[۴] فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس المحیط، ج۱، ص۱۲۴.
کاعِب دختر نار پستان جمع آن کَواعب است.
[۵] شرتونی، سعید، اقرب الموارد، ج۴، ص۵۶۰.
۲ – کاربردها
به مواردی از کَعْب که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
۲.۱ – کَواعِبَ (آیه ۳۳ سوره نبأ)
(اِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفازاً… وَ کَواعِبَ اَتْراباً)
[۶] نبأ/سوره۷۸، آیه۳۱-۳۳.
«برای پرهیزکاران نجات هست… و نار پستانهای همسن مال آنهاست.»
[۷] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۷۴.
[۸] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۶۹.
[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۴۹.
[۱۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۴۶.
۲.۲ – الْکَعْبَیْنِ (آیه ۶ سوره مائده)
(وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ اَرْجُلَکُمْ اِلَی الْکَعْبَیْنِ)
[۱۱] مائده/سوره۵، آیه۶.
(و سر و پاها را تا برآمدگى روى پا مسح کنید.)
[۱۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۸.
[۱۳] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۵، ص۳۶۵.
[۱۴] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۲۴.
[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۲۲.
[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۵۵.
«اَرْجُلَکُمْ» هم با کسر و هم با فتح خوانده شده ولی شهرت در فتح است، آن در صورت فتح، عطف است به محلّ «رُؤُسِکُمْ» که مفتوح است زیرا مفعول «وَ امْسَحُوا» است و در صورت کسر، عطف است بر لفظ «رُؤُسِکُمْ» و در هر دو حال وجوب مسح پاها را میرساند، ناشیانه است که بگوئیم در صورت فتح، عطف است به «اَیْدِیَکُمْ» و وجوب غسل پا را میرساند. زیرا لفظ «وَ امْسَحُوا» مانع از آنست که عطف به مفعول «فَاغْسِلُوا» باشد.
(ببینید: رفق (مفرداتقرآن))
۲.۲.۱ – مراد از کعبین
امّا کعبین که مفردش کعب است آیا مراد از آن مفصل پا است یا برجستگی استخوان روی پا یعنی قوزک پا؟
طبرسی فرموده: کعبین نزد امامیّه عبارتند از دو استخوان روی پا (قوزک) ولی جمهور مفسران و فقهاء گفتهاند مراد دو استخوان ساقها است، یعنی دو قوزک ساقها که در انتهای استخوان ساق و در مفصل ساق و پا هستند.
[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۵۹.
[۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۲۹.
نگارنده گوید: علی هذا در هر پا دو کعب هست.
در مجمع فرموده: امامیّه در ردّ این سخن گفتهاند: اگر مراد دو قوزک انتهای ساق باشد لازم بود «الی الکعاب» آید زیرا مسح به چهار کعب است.
[۱۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۵۹.
[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۲۹.
ناگفته نماند از مجمع نقل شد که در نزد امامیّه کعب، قوزک پاست.
در مستمسک عروه فرموده: شیخ در تهذیب بر آن ادعای اجماع کرده، از معتبر نقل شده که آن مذهب اهل بیت (علیهمالسّلام) است و نیز از ذکری و محکّی انتصار و محکّی خلاف ادعای اجتماع نقل شده ولی علّامه در مختلف و دیگران کعب را مفصل پا دانستهاند و آن موافق احتیاط است چنانکه سیّد در عروه فرموده است.
[۲۱] حکیم، سیدمحسن، مستمسک عروه الوثقی، ج۲، ص۳۷۵.
به نظر نگارنده: تثنیه آمدن کعبین برای آنست که بفهماند در هر پا یک کعب وجود دارد؛ درباره دستها که «المرافق» آمده روشن است که نسبت به عموم مردم است و گرنه معلوم است که هر شخص دو مرفق دارد و اگر «الی الکعاب» گفته میشد بیشتر احتمال میرفت که در هر پا، دو قوزک مراد است.
امّا قول اهل لغت:
در قاموس گفته: کعب قوزک روی پا و دو قوزک در دو طرف پا و هر مفصل است.
[۲۲] فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۱، ص۱۲۴.
همچنین است قول اقرب الموارد.
[۲۳] شرتونی، سعید، اقرب الموارد، ج۴، ص۵۶۰.
جوهری آن را استخوان برجسته نزد مفصل میداند بالاتر از قوزک.
[۲۴] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۱، ص۲۱۳.
در مصباح گوید: اصمعی و جماعتی آن را دو قوزک در دو طرف پا دانستهاند.
[۲۵] فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، ص۵۳۴.
ابن اعرابی و جماعتی آن را مفصل میان پا و ساق گفتهاند.
قول راغب نیز ظاهرا مانند جوهری است.
[۲۶] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۷۱۲.
۲.۳ – کَعبه
در معنای کعب بر آمدگی و بالا آمدن ملحوظ و یا اصل معنای آن است، چنانکه از کواعب و کعب (به معنی قوزک) دانسته شد، لذا هر اطاق مربّع را کعبه گویند زیرا چهار زاویه آن شکل بر آمدگی دارند، بیت اللّه الحرام را بدین اعتبار کعبه گفتهاند.
[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۱.
[۲۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۸۶.
مراد از مربّع مکعب است.
۲.۳.۱ – الْکَعْبَهَ (آیه ۹۷ سوره مائده)
(جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلائِدَ ذلِکَ لِتَعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْاَرْضِ وَ اَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ)
[۲۹] مائده/سوره۵، آیه۹۷.
(خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیلهاى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده؛ و همچنین ماه حرام، و قربانیهاى بىنشان، و قربانیهاى نشاندار را؛ این گونه احکام به خاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مىداند؛ و بدانید خدا بر هر چیزى داناست.)
[۳۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۴.
[۳۱] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج۶، ص۲۰۷.
[۳۲] طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۱.
[۳۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۸۶.
[۳۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۱.
«قِیام» به معنی قوام و ما یقوم به الشّیء است. اموال، قیام زندگی است یعنی زندگی قوامش با اموال است و بدون مال زندگی روی پای خود نمیایستد. پس کعبه مایه قوام مردم است و نشان دهنده زندگی استوار و سعادتمند.
«لِلنَّاسِ» دلالت دارد که کعبه برای عموم مردم این حکم را دارد نه فقط برای مسلمین.
«الشَّهْرَ الْحَرامَ» یعنی ماه محترمی که جنگ در آن حرام است، یعنی ماه صلح.
«الْهَدْیَ» مطلق قربانی در راه خدا.
«الْقَلائِدَ» قربانیهای طوقدار.
۲.۳.۲ – بعضی اعمال حج در جوار کعبه
اکنون مقداری از اعمال حجّ را که در جوار کعبه انجام داده میشود به نظر آوریم:
۱. ماه صلح:حجّ باید در ماه ذو الحجه باشد که یکی از ماههای حرام است، یعنی باید در ماه صلح واقع شود، ماهی که جنگ در آن حرام است. ماهی که باید جنگ در آن بالاجبار قطع شود.
۲. احرام بستن از میقات: یعنی پوشیدن دو جامه ساده که تمام تشخّصها، منصبها و مقامها که لباس حکایت از آنها دارد با پوشیدن جامه احرام از بین میرود، همه در یک رنگ توام با سرود توحید: «لبّیک اللّهمّ لبّیک لبّیک لا شریک لک لبّیک»، «بلی خدایا بلی، بلی تو همتائی نداری بلی، آمدم، خدا تو خوانده بودی که بیایم، آمدم»، همه برادر، همه برابر، هدف خدا، کلام: سرود توحید.
۳. طواف بر اطراف کعبه: یعنی دور زدن بر گرد ستون توحید، خانه توحید، خانه بیآلایش، خانه خدا، خانه مردم، لباس پاک، بدن پاک، بدن با طهارت، شروع از یک نقطه و اتمام در آن، با یکنواختی کاملا ممتاز.
۴. وقوف به عرفات و مشعر: تشکیل دو اردوگاه توحید؛ اردوگاه عرفات و اردوگاه بیابان مشعر؛ همه در یک اردوگاه، همرنگ در عمل، همرنگ در لباس، همه جا خدا، همه جا فرمان خدا، همه جا بنده خدا، یکنواخت بیسابقه، توجّهها به خدا، به آفریننده موجودات، به تنها وجودی که لایق پرستش است.
۵. روز قربان: اینجا بیابان «منی» است، اینجا سه ستون دارد، سه جمره، سه مجسّمه شیطان و نفس پلید، سه نماینده شرک؛ باید آنها را سنگباران کرد، سنگسار کرد، اول همه به طرف ستون و جمره عقبه میروند و آن را سنگباران میکنند؛ ای شیطان بیزارم از تو، ای نفس امّاره بیزارم از تو، ای شیطان گم شو، زیر سنگهای تنفّرم خورد شو، من بنده خدایم نه بنده تو.
(هذا فِراقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ)
[۳۵] کهف/سوره۱۸، ایه۷۸.
(اینک جدایى من و تو فرارسیده.)
[۳۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۰۲.
[۳۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۴۸۱.
[۳۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۳۴۷.
[۳۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۱۲.
[۴۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۵۲.
۶. ذبح قربانی: پس از سنگباران شیطان و پلیدی، نوبت ذبح قربانی و خوردن از آن است و خوراندن به دیگران،
(فَکُلُوا مِنْها وَ اَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ)
[۴۱] حجّ/سوره۲۲، آی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
