پاورپوینت کامل قیامهای بعد از عاشورا


در حال بارگذاری
19 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
1 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل قیامهای بعد از عاشورا دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قیامهای بعد از عاشورا،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل قیامهای بعد از عاشورا :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

مقالات مرتبط: پیامدهای اجتماعی واقعه کربلا.

پاورپوینت کامل قیامهای بعد از عاشورا، از مباحث مرتبط با پیامدهای سیاسی اجتماعی واقعه کربلا است.
قیام امام حسین (علیه‌السّلام)، که به شهادت مظلومانه ایشان و یارانش در کربلا و اسارت اهل بیت ایشان انجامید، پیامدهای سیاسی مهمی جهان اسلام داشت و موجب بروز نهضتها و قیام‌های متعددی در اقصی نقاط مرزهای اسلامی شد و در نهایت به سقوط حکومت اموی منجر گردید. قیام مردم سیستان، واقعه حره، قیام توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی و انقلاب عباسیان مهمترین قیام‌هایی هستند که تحت تاثیر واقعه کربلا و قیام امام حسین (علیه‌السّلام) به وقوع پیوستند.

فهرست مندرجات

۱ – قیام مردم سیستان
۲ – واقعه حره
۳ – قیام توابین
۴ – قیام مختار
۵ – قیام زید بن علی
۶ – قیام عباسیان
۷ – پانویس
۸ – منبع

۱ – قیام مردم سیستان

نخستین قیامی که پس از حادثه عاشورا، برای خـونخـواهی امام حسین (علیه‌السّلام) به وقوع پیوست، قیام مردم سیستان بر ضد حاکمان اموی بود. گرچه باید اذعان کرد که ما نمی‌دانیم خبر واقعه جانسوز کربلا و اسارت اهل بیت پیامبر، چه وقت به سیستان و دیگر شهرهای ایران رسید؛ اما به گواهی تاریخ، نخستین قیام مردمی بر ضـد بنی امیه، کمتر از چنـد مـاه پس از واقعه کربلا، به دست مردم سیستان برپا شد. مؤلف کتاب تاریخ سیستان می‌نویسد که پس از واقعه کربلا و شهادت امام حسین و اسارت اهل بیت رسـول خـدا و امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام) از کوفه به شام، و انعکاس آن در سراسر دنیای اسلام، مـردم سیستان بـا شـنیدن‌ایـن خبـر بـه خـونخـواهی اباعبـدالله الحسین بر ضد یزید بن معاویه و حکمران او در سیستان، عباد بن زیاد (برادر عبید الله بن زیاد عامل جنایت کربلا) قیام کردند. با اینکه در آن موقع، حکمران سیستان، هـم سـپاه و هم نیروی انتظامی (شرطه) و هم محکمه قضا در اختیار داشته، و کاملاً بر اوضاع مسلط بوده است، ولی همین که عده‌ای از مردم آغازگر قیام شدند، عباد بـن زیـاد درنگ را جایز ندانست و با برداشتن بیست میلیون درهم موجودی بیت المال، از سیستان فـرار کرد؛ به طوری که سیستان ماهها بدون والی ماند. پیداست که اگر عباد نمی‌گریخت و در سیستان مانده بود، جان خود را از دست می‌داد. بعد از چند ماه، عبیدالله بن زیاد به جـای والی سابق، دو برادر دیگرش، یزید بن زیاد و ابوعبیده بن زیاد را باهم به سیستان فرستاد. طبعاً آنها نیز با مدارا با مردم سیستان رفتار کردند تا توانستند اوضاع را آرام کنند و به حکومت خود ادامه دهند.

[۱] موالی، محمد، تاریخ سیستان، ص۱۰۰-۱۰۱.

۲ – واقعه حره

واقعه حره، یکی از بازتابهای سیاسی و انقلابی واقعه کربلا است. در اواخر ذى حجّه سال ۶۳ هجری، حدود دو سال پس از واقعه عاشورا، مردم مدینه به رهبرى عبداللّه بن حنظله (غسیل‌الملائکه) بر ضدّ حکومت یزید قیام کردند. یزید، لشکرى به فرماندهى مسلم بن عقبه، از شام به مدینه فرستاد . وى با بى‌رحمى تمام، این قیام مردمى را سرکوب کرد. این جنگ را از آن جهت که در منطقه حَرّه واقع شد، «واقعه حَرّه» نامیده‌اند.
بعد از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام)، حاکم مدینه (عثمان بن محمد بن ابوسفیان) عده‌ای از صحابه پیامبر و بزرگان مدینه را به دمشق و دربار یزید فرستاد. به این ترتیب هیئتی مرکب از عبدالله بن حنظله انصاری (فرزند حنظله غسیل الملائکه)، عبدالله بن ابی عمر، منذر بن زبیر بن عوام و عده‌ای دیگر از رجال و اشراف مدینه، به نمایندگی از مردم مدینه، برای دیدار با یزید راهی شام شدند. یزید آنها را بسیار تکریم کرد و به هر یک هدایا و خلعتهایی گرانبها بخشید؛ اما نتوانست انحرافها و اعمال خلاف شرع خود را پوشیده نگاه دارد و آن گروه از بزرگان شهر به‌رغم نوازش‌های یزید، پس از بازگشت به مدینه، عیاشی‌ها و هرزه‌درایی‌های خلیفه را برای مردم شرح دادند. با شنیدن این اخبار، مردم شوریدند و عبدالله ‌بن حنظله را به سرکردگی برگزیدند.

[۲] خلیفه بن خیاط، ابو عمرو بن ابی‌هبیره، تاریخ خلیفه بن خیاط، ج۱، ص۱۸۱.

[۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌ الاشراف، ج۵، ص۳۱۹.

[۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۶۸.

عبداللّه در سخنرانی‌ای در میان مردم ناراضی، علت قیام خود را ترس از نزول عذاب الهی به سبب معاصی یزید ذکر کرد.

[۵] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۹.

از این رو بازگشت این هیئت به مدینه، با افشاگریها و انتقادهای تند آنان از یزید همراه شد؛ تا جایی که گفتند: «ما از نزد شخصی آمده‌ایم که دین ندارد؛ شرابخوار، و سرگرم ساز و آواز اسـت؛ سـگ بـازی می‌کند؛ زنان در مجلسش آواز می‌خوانند و خودش با بدکاران شب نشینی می‌کند». عبداللہ بن حنظله گفت: «من از نزد شخصی آمده‌ام که اگر هیچ کس با مـن همکاری نکند، به کمک پسرانم به جنگ او خواهم رفت. او به مـن پـولهـا و هدایای فراوانی بخشید و مرا بسیار تکریم کرد؛ ولی من عطایای او را فقط به این منظور پذیرفتم که در راه نبرد با او خرج کنم». منذر بن زبیر نیز گفت: «یزید صدهزار دینار به من بخشید؛ ولی این کار او مـرا از گفتن حقیقت درباره وی باز نمی‌دارد. به خدا سوگند، یزید شراب می‌خورد و چنان مست می‌شود که متوجه گذشت زمان نمی‌شود و نمازش از دست می‌رود». مردم مدینه با شنیدن این گزارش‌ها، به رهبری عبدالله بن حنظله بر ضد حکومت اموی قیام، و یزید را از خلافت خلع کردند و فرماندار یزید را از شهر بیرون راندند.

[۶] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، ج۶، ص۲۶۲.

[۷] ابن‌ اثیر، علی بن ابی‌الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۴۷.

[۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۷۰.

[۹] ابن‌ اعثم کوفی، ‌الفتوح، ج۵، ص۱۵۶-۱۵۷.

آنان در این سفر به فسق و فجور و ظلم فراگیر یزید و دستگاه فاسد وی آگاهی یافته و در بازگشت به مدینه مردم را نیز از وضع فاسد دارالخلاف یزید آگاه کرده و علیه امویان شوریدند.

[۱۰] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، ج۶، ص۲۶۲.

به همین جهت مردم یزید را خلع و با عبدالله ‌بن زبیر بیعت نمودند.

[۱۱] ابن‌ اثیر، علی بن ابی‌الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۴۷.

آنگاه به اذن ابن‌ زبیر، عثمان ‌بن محمد را از امارت عزل کردند و حاکم مدینه و مروان و دیگر امویان و حامیان یزید را که حدود هزار مرد بودند و در منزل مروان‌ بن حکم گرد آمده بودند، محاصره کردند

[۱۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۳۷۰.

و سپس از شهر بیرون راندند و با عبدالله بن حنظله بیعت نمودند. به گفته ابن‌ اعثم کوفی، ابن‌ زبیر، عبدالله بن حنظله را به عنوان والی مدینه برگزید.

[۱۳] ابن‌ اعثم کوفی، ‌الفتوح، ج۵، ص۱۵۶-۱۵۷.

۳ – قیام توابین

قیام توابین، یکی از بازتابهای سیاسی و انقلابی واقعه کربلا است. این قیام به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی به‌جهت پشیمانی کوفیان از یاری نکردن امام حسین (علیه‌السّلام) و در نتیجه شهادت آن حضرت به همراه اصحابش و اسارت اهل بیت ایشان بوده است. نهضت توابین، توسّط کسانی صورت گرفت که دعوت آنها از امام حسین (علیه‌السّلام) برای آمدن به کوفه و سستی آنها در یاری رساندن به ایشان، واقعه خونبار کربلا را به وجود آورد. بدین سان، آنان مرتکب گناه بزرگی شده بودند و می‌خواستند با خون خود، ننگ این گناه را از خود بزدایند. به همین جهت نیز نهضت آنان، «نهضت توّابین» نامیده شد. بخش عمده‌ای از مردم کوفه که تسلیم سیاست زر و زور و تزویر ابن زیاد شده بودند؛ در اثر امواج روانی، اجتماعی و سیاسی واقعه کربلا، متوجّه خطای تاریخی خود شدند و تصمیم گرفتند که با قیام بر ضدّ حکومت یزید و مجازات کردن قاتلان سیّدالشهدا، از ننگ این گناه نابخشودنی بکاهند. این گروه معتقد بودند که ننگ این گناه از دامن آنها شسته نخواهد شد، مگر آنکه یا انتقام خون امام حسین (علیه‌السّلام) را از قاتلان او بگیرند، و یا در این راه کشته شوند.

[۱۴] ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۴، ص۱۶۲.

[۱۵] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۱۳۲.

[۱۶] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۱۳۳.

[۱۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۲۶.

[۱۸] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۴۸.

نقطه آغاز جنبش توابین، همان سال ۶۱ قمری، یعنی بلافاصله پس از فاجعه کربلا بود.

[۱۹] ابن‌ اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۵۱.

[۲۰] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۶۶.

توابین از آن تاریخ، پیوسته در صدد تهیه سازوبرگ جنگی بودند و مخفیانه مردم را به خونخواهی امام حسین (علیه‌السّلام) دعوت می‌کردند.

[۲۱] ابن‌ اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۵۲.

مردم نیز از شیعه و غیرشیعه، دسته دسته به آنها می‌پیوستند. توابین هنوز سرگرم مقدمات قیام بودند که یزید مرد. پس از مرگ یزید، سران جنبش عده‌ای را به اطراف فرستادند تا مردم را دعوت به همکاری کنند. در این زمان بود که آنان دیگر احتیاط و پنهان کاری را کنار گذاشتند و آشکارا به تهیه اسلحه و تجهیزات جنگی پرداختند.

[۲۲] ابن‌ اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۵۳.

آن‌ها سرانجام در سال ۶۵ هجری تصمیم به قیام گرفتند و آغاز ماه ربیع را زمان قیام خروج تعیین کردند

[۲۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۶۸.

و در اردوگاه نُخَیله (بیرون کوفه) گرد آمدند.

[۲۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۵۸۷-۵۸۹.

[۲۵] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۰۹.

از شانزده هزار تا بیست هزار عضو ثبت نام شده تنها چهار هزار تن حاضر شدند و از شیعیان بصره و مدائن خبری نبود.

[۲۶] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۶۸.

سلیمان به کوفه مأمورانی فرستاد تا با شعار «یالَثارات الحسین» (ای خون‌خواهان حسین)، بازماندگان را به خروج بر انگیزند. با این‌همه، پس از سه روز انتظار تنها اندکی از شیعیان به توّابین پیوستند. سلیمان درنگ بیش‌تر را روا ندید و سپاهیان را توجیه کرد که جنگ در کوفه به فتنه و برادرکشی خواهد انجامید، اما اگر بر سپاه عبیداللّه چیره شوند، پیروزی بر قاتلان امام حسین (علیه‌السلام) در کوفه سهل خواهد بود.

[۲۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ، ج۵، ص۵۸۳-۵۸۴.

[۲۸] ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۷۵-۱۷۷.

سرانجام در شب جمعه پنجم ربیع الثانی سال ۶۵ قمری، نخستین شعله قیام زبانه زد.

[۲۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۶.

در آن شب، توابین به سوی تربت پاک امام حسین (علیه‌السّلام) روانه شدند.

[۳۰] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۱۴.

[۳۱] ابن‌ اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۷۷.

[۳۲] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۶۸.

توابین پس از سه روز نبرد سخت با سپاه شام، که فرماندهی آنها را عبیدالله بن زیاد به عهده داشت سرانجام شکست خوردند و همه سران انقلاب به جز رفاعه بن شداد بجلی به شهادت رسیدند و عاقبت رفاعه بن شداد با گروهی اندک از توّابین شبانگاه عقب نشستند.

[۳۳] یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۷-۲۵۸.

[۳۴] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۷۱-۳۷۲.

[۳۵] مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۲۶۹.

توّابین در راه بازگشت با گروهی از شیعیان بصره و مدائن که برای یاری آنان آمده بودند، برخورد کردند و همگی با اندوه فراوان به شهرهای خود بازگشتند.

[۳۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ، ج۵، ص۶۰۰-۶۰۱.

[۳۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ، ج۵، ص۶۰۴-۶۰۵.

سربازان بازمانده کوفی به همراه رفاعه به کوفه بازگشتند و به هواداران مختار که هم زمـان در کوفه فعالیت داشتند، پیوستند.

[۳۸]

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.