پاورپوینت کامل امور حسبیه (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امور حسبیه (فقه سیاسی) دارای ۹۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امور حسبیه (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امور حسبیه (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل امور حسبیه (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: امور حسبی.
امور حسبیه در فقه اسلامی وظایفی است که شارع مقدس راضی به اهمال آنها نیست و باید شخص یا نهادی مسئولیت اجرای آنها را بر عهده گیرد.
این وظایف شامل نظارت بر بازار، رسیدگی به امور مردگان، مراقبت از حقوق افراد ناتوان و کنترل فعالیتهای اجتماعی و صنفی است.
در فقه اهلسنت، حسبه به عنوان نهاد یا وظیفهای دینی تعریف شده که اجرای آن بر متصدی واجب است.
فقهای شیعه امور حسبیه را شامل نیابت فقها در عصر غیبت میدانند و اجرای آن را وظیفه عادلانه و ضروری برای حفظ نظام اسلامی تلقی میکنند.
دامنه امور حسبیه از مراقبتهای جزئی اقتصادی تا حفظ امنیت، نظم و مرزهای جامعه اسلامی گسترده است.
محتسب باید دارای ویژگیهایی مانند عدالت، ت قوا، پایبندی به سنت نبوی، پاکدامنی و توانایی نظارت مستمر باشد.
امام خمینی و علامه نایینی، نقش فقها در اداره امور حسبیه و تشکیل حکومت عادلانه اسلامی را مورد تأکید قرار دادهاند.
هدف اصلی امور حسبیه تأمین مصالح عمومی، جلوگیری از فساد و تضمین اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی است.
فهرست مندرجات
۱ – تعریف و مفهوم امور حسبیه
۲ – جایگاه اجتماعى و مصادیق امور حسبیه
۳ – منشأ مسئولیت درامور حسبیه
۴ – نقش امور حسبیه در وجوب اقامه حکومت اسلامى
۴.۱ – جایگاه فقیه جامعالشرایط در تصدى امور حسبیه
۴.۲ – پاسخ به شبهه ناتوانى فقها در اداره حکومت
۵ – پیشینه امور حسبیه
۵.۱ – دیدگاه اول: اقتباس از تشکیلات روم قدیم
۵.۲ – دیدگاه دوم: ریشه اسلامى و سیره نبوی و خلفا
۵.۲.۱ – عصر نبوی
۵.۲.۲ – عصر علوی
۵.۳ – دیدگاه سوم: تداوم سیره پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
۵.۴ – دیدگاه چهارم: شکلگیرى عنوان حسبه در عصر امویان
۵.۵ – دیدگاه پنجم: پیدایش نهاد حسبه در عصر عباسیان
۵.۵.۱ – تشکیل شعبات
۵.۵.۲ – نظارت و تقسیمبندی مالی
۵.۶ – نقد دیدگاه پنجم درباره پیشینه امور حسبیه
۶ – دیدگاه فقهاى اهل سنت پیرامون امور حسبیه
۶.۱ – تفاوت حسبه حکومتى و وظیفه فردى در نظر ماوردى
۶.۲ – دیدگاه امام محمد غزالى درباره حسبه
۶.۳ – دیدگاه ابن اخوه درباره حسبه
۶.۴ – حسبه به عنوان وظیفه دینى در اندیشه ابن اخوه
۶.۵ – ارکان حسبه در نظر ابن اخوه
۶.۶ – جایگاه امر به معروف و نهى از منکر در حسبه
۷ – وظایف و ویژگیهای محتسب
۸ – دیدگاه ابن خلدون درباره حسبه
۹ – دیدگاه فقهاى شیعه درباره امور حسبیه
۹.۱ – دیدگاه سید بحرالعلوم امور حسبیه
۹.۲ – دیدگاه علامه نایینى امور حسبیه
۹.۳ – دیدگاه امام خمینی در امور حسبیه
۹.۴ – دیدگاه امام خمینی در راستای تشکیل حکومت
۹.۵ – دیدگاه آیتالله بجنوردى درباره تشکیل حکومت از باب امور حسبیه
۱۰ – پانویس
۱۱ – منبع
۱ – تعریف و مفهوم امور حسبیه
تمامى امور پسندیده را که شرع اسلام تحقق خارجى آن را قطعا خواسته است و وظیفه ایجاد آن به شخص معینى موکول نشده است، «امور حسبیه» مىنامند.
در تعریف دیگر آمده است «امور حسبیه» امورى است که بهیقین مىتوان گفت شارع مقدس، راضى به وانهادن آنها به حال خود نیست و بدون تردید باید مسئولى عهدهدار تصدى آن باشد.
[۱] خمینی، سید روح الله، شؤون و اختیارات ولیفقیه، ص۷۹.
این امور را در فقه واجبات و مستحبات کفایی مىنامند.
[۲] عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۳۷۶.
۲ – جایگاه اجتماعى و مصادیق امور حسبیه
مىتوان گفت «حسبه» به امور اجتماعى اطلاق مىشود که نظام و اداره امور زندگى جامعه از هر نظر به آن بستگى دارد.
اگر این امور تعطیل بماند، زندگى اجتماعى فلج شده رفتهرفته رو به اضمحلال و نابودى مىنهد. آن امور عبارتند از:
• امر به معروف و نهى از منکر؛ • نشر همه خوبىها و مبارزه با همه مظاهر فساد و به عبارت دیگر نظارت بر امور مردم و جلوگیرى از تجاوزات؛ • حفظ اموال ایتام؛ • مستضعفان و افراد بىسرپرست؛ • تصرف در اموال کسانى که به عللى نمىتوانند در اموال خود تصرف کنند و موارد دیگر… .
۳ – منشأ مسئولیت درامور حسبیه
این مسئولیت بزرگ را که از ولایت و حکومت سرچشمه مىگیرد، گاهى خود امام و حاکم به عهده مىگیرد و گاه به نیابت از طرف او انجام مىشود.
از این مسئولیت بزرگ در طول ادوار حکومت اسلامى دایره اى به نامه «حسبیه» پدیده آمده است.
[۳] مشایخی، قدرتالله ، حسبه با نظارت مرسلات اجراى قانون، ص۱۹.
امور حسبیه امورى است که دیدگاه شرع در حرمت اهمال آن محرز شده باشد:
این امور هرگاه متصدى خصوصى و یا عمومى داشته باشد، به وى واگذار مىشود؛
اگر ثابت شود که مربوط به نظر امام است و یا احتمال دهیم که نظر فقیه در آن دخالت داشته باشد، باید به فقیه ارجاع شود؛
صورت چهارم آن است که مردد بین دخالت نظر فقیه و نظر مؤمنان عادل باشد؛ در این صورت باید به نظر هردو انجام پذیرد.
[۴] خمینی، سید روحالله، کتاب البیع ج۲، ص۴۹۷-۴۹۸.
۴ – نقش امور حسبیه در وجوب اقامه حکومت اسلامى
نظریه امور حسبیه یکى از دلائل وجوب اقامه حکومت اسلامى است، زیرا حفظ مرزهاى کشور و مبانى مذهب، و پاسدارى از حریم قوانین الهى، و جلوگیرى از انحراف جوانها، و رد شبهات و دفاع در برابر تهاجم فرهنگى و سیاسى و نظامى دشمنان، و خنثى کردن توطئهها و تبلیغات زهرآگین ضد اسلامى، که از واضحترین مصادیق امور حسبیه است، بدون استقرار یک نظام سیاسى مبتنى بر اصول و مبانى و قوانین اسلامى، امکانپذیر نیست.
۴.۱ – جایگاه فقیه جامعالشرایط در تصدى امور حسبیه
حتى اگر از ادله ولایتفقیه هم صرفنظر کنیم، براى اقامه حکومت اسلامى جهت تصدى اینگونه امور حسبیه، فقیه جامعالشرایط قدر متیقن است. بنابراین باید حکومت زیر نظر عادل تشکیل و اداره شود؛ و در صورت ناتوانى آنها، این وظیفه بر عهده مؤمنین عادل خواهد بود.
[۵] خمینی، سید روحالله، کتاب البیع ج۲، ص۴۹۷-۵۰۱.
[۶] عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۹۳.
۴.۲ – پاسخ به شبهه ناتوانى فقها در اداره حکومت
آنها که تصور مىکنند فقها قادر بر اداره دولت و کشور اسلامى نیستند، باید بدانند که اداره امور هر کشورى به صورت جمعى انجام مىپذیرد و هر مسئولیتى به کارشناس ها و افراد شایسته کاردان آن مسئولیت سپرده مىشود.
چنانکه در زمان امیرالمؤمنین نیز همه کارها مستقیما توسط آن حضرت انجام نمىشد و تقسیم کار و واگذارى مسئولیتها به قواى مرکب از افراد با تقوا و کاردان و تشکیل هیأت حاکمه صالحه، متعارف ترین شیوه عقلانى در میام ملتهاست.
[۷] خمینی، سید روحالله، کتاب البیع ج۲، ص۴۹۸.
۵ – پیشینه امور حسبیه
گفتیم که امور حسبیه امورى هستند که شارع راضى به اهمال در آنها نیست و حتما باید مسئولى عهدهدار تصدى این امور باشد.
ر کیفیت پیدایش اداره یا مرکزى جهت تصدى این امور و نقطه آغازین این مرکز، پیشینههاى مختلفى را ذکر کردهاند که ما در اینجا به بیان نظریات مختلف در این زمینه مىپردازیم:
۵.۱ – دیدگاه اول: اقتباس از تشکیلات روم قدیم
گروه اول بر این باورند که اساس حسبیه از تشکیلات روم قدیم گرفتهشده است. اینان مىگویند در بین سازمانهاى دولتى روم، نهادى به نام «کنسورت» بود؛ این نهاد از اهمیت ویژهاى برخوردار بود و عمده وظایف آن نظارت بر بازارها و اخلاق عمومى بوده است.
کنسور یا رییس این نهاد چنان قدرت و نفوذى داشت که مىتوانست به جرم مخالفت با قانون یا عرف حتى برخى از اعضاى مجلس اعیان یا بزرگان کشور را از کار برکنار کند.
مسلمانان پس از فتح مناطقى از روم که داراى این نهاد بود، آن را در تشکیلات حکومتى خود به وجود آوردند. هرچند که دگرگونىهایى در خور تعالیم اسلام نیز به آن دادند. این تغییرات فراوان بود تا جایىکه چندان اثرى از گذشته بر آن باقى نگذاشتند.
[۸] حرامی، سیفالله، حسبه یک نهاد حکومتی، ص۵۳.
۵.۲ – دیدگاه دوم: ریشه اسلامى و سیره نبوی و خلفا
گروه دوم معتقدند که این همان منصبى است که براى پیاده کردن قانون اجتماع به وجود آمده و اصل امر به معروف و نهى از منکر که ریشه اسلامى دارد، مبناى آن است.
۵.۲.۱ – عصر نبوی
پس پیشینه این منصب به زمان رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و خلفاى بعد از ایشان مىرسد که خود بدون وسایط این مسئولیت را انجام مىدادهاند.
[۹] ابن اخوه، محمد بن محمد، معالم القربه فی طلب الحسبه، ج۱، ص۸.
این گروه در سیره حضرت نیز تامل نموده با استناد به روایات، نمونههایى را ذکر مىکنند. از جمله اینکه پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) بر جمعیتى که احتکار کردند گذشت و به آنها دستور داد که اجناس را از انبارهایى که در آن احتکار کرده بودند، بیرون آورند و در بازار و در معرض دید عموم خریداران قرار دهند.
احادیثى که این گروه نقل مىکنند، بیشتر به نظارت حضرت بر بازار نظر دارد؛ شاید به این دلیل که قائلان این نظریه امور حسبیه را بیشتر در ارتباط با مسائل نظارت بر بازار مورد بررسى قرار دادهاند.
۵.۲.۲ – عصر علوی
در ادامه از سیره حضرت امیر (علیهالسلام) نیز نمونههایى را در کیفیت نظارت حضرت بر بازاریان مىآورند.
به نظر نگارنده اگر این گروه در سیره حضرت در امور حسبیه و در فرمانهاى حضرت در اداره جامعه و حقوق اقشار مختلف تامل مىکردند، مىتوانستند نمونههایى بسیار زیبا در این باب ذکر کنند.
چراکه امور حسبیه با عنایت به تعریف آن، فقط در نظارت بر امور اقتصادى محصور نمىشود ولى متأسفانه بیشترین مثالها در ارتباط با حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) و امام على علیهالسلام در باب نظارت بر بازار نقلشده است.
۵.۳ – دیدگاه سوم: تداوم سیره پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
گروه سوم بر این باورند که ادامه سیره پیامبر به واسطه خلفاى راشدین در اداره بازار، نقطه آغازین نهادى به نام حسبه در حکومتهاى اسلامى شد. اینان مىگویند که در زمان پیغمبر و ابو بکر، امور مالى دولت منحصر به سه درآمد بوده است:
۱ – زکات که از دولتمردان مىگرفتند و به فقیران مىدادند؛
۲ – غنیمت هایى که در جنگ به دست مىآمد و میان سپاهیان تقسیم مىشد؛
۳ – جزیه که از یهود و نصاراى عربستان دریافت مىداشتند.
پیغمبر یا خلیفه او این درآمدها را مىگرفتند و به طور مساوى میان مرد و زن، کوچک و بزرگ و بنده و آزاد تقسیم مىکردند. اگر چیزى هم از خارج مدینه مىرسید، در مسجد به دست پیغمبر یا خلیفه او بدون قید و شرط تقسیم مىشد و چیزى از آن باقى نمىماند.
جرجی زیدان، نویسنده مسیحى، این نظر را در بین نظریات دیگر آورده و شاید ابعاد بیشترى را نسبت به دیدگاه قبلى مدنظر قرار داده است. او علاوه بر نظارت بر بازار، امور حسبیه را شامل رسیدگى به وضعیت زکات، غنیمت و جزیه نیز مىداند.
[۱۰] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ص۸۷.
۵.۴ – دیدگاه چهارم: شکلگیرى عنوان حسبه در عصر امویان
گروه چهارم معتقدند که عنوان حسبیه و ریاست آن، نخستین بار در عصر امویان گزارش شده است. بر اساس این گزارش در شهر «واسط «تحت حکومت امویان، براى اینکه دولت از غش و تدلیس و حیله و احتکار بعضى از فروشندگان جلوگیرى کند، مؤسسهاى براى مراقبت از آنان تاسیس شد تا جلوى کارهاى مضرشان را بگیرد؛ محتسب در رأس این مؤسسه بوده است.
این گروه نقطه شروع این مؤسسه را در عصر عمر مىدانند. جرجى زیدان در بیان نظر این گروه مىگوید:
«همینکه عمر ممالک روم و ایران را گشود و کشور اسلام توسعه یافت، عربها و رومیان و ایرانیان با هم مخلوط شدند، درآمد اسلام زیاد شد و ناچار براى ثبت و ضبط آن و تعیین دخل و خرج، محتاج به دفتر شدند. عمر براى تنظیم امور دفاترى تعیین کرد که در آن واردات ثبت مىشد، میزان حقوق مستحقان در آن قید مىگشت و بقیه درآمد نیز نوشته مىشد که در موقع لزوم از روى آن حساب، موجودى را به مصرف معین مىرساندند. به روایتى در سال ۲۰ یا ۱۵ (هجرى قمری)، این دفاتر تأسیس گشت و این همان است که ایرانیان و رومیان آن را دیوان مىخواندند. عمر از طرف خود مامورى جهت دیوان تعیین کرد و همینکه درآمد رو به فزونى گذارد، وى خزینهاى به نام «بیتالمال» را در مدینه دایر کرد و بدین گونه از زمان او بیتالمال تاسیس شد.»
[۱۱] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ص۸۷.
۵.۵ – دیدگاه پنجم: پیدایش نهاد حسبه در عصر عباسیان
گروه پنجم که عصر خلفاى عباسى را نقطه آغاز مىدانند. به نظر این گروه، در زمان عباسیان به دلیل آمیزش اعراب با سایر ملل و و رود فرهنگ و آداب و سنن کشورهاى دیگر و ترجمه کتب مختلف و پیدایش تفکراتى غیر از تفکرات موجود در بلاد اسلامى، و از طرف دیگر، به دلیل تمایل خلفاى عباسى به خوشگذرانى و آسایش و براى رفاه حال خودشان، اشخاصى را معین کردند که از طرف آنان به کارها رسیدگى کنند.
۵.۵.۱ – تشکیل شعبات
بدین گونه منصب و زارت حسبه، یا شهردارى و غیره پدید آمد و به تدریج مؤسسات ساده سابق دولت اسلام داراى شعبات و توابعى شد و در هریک از دولتهاى اسلامى مطابق مقتضات محلى سازمانهاى مختلفى ایجاد شد؛ همچنانکه تشکیلات دولتى بغداد با قرطبه و قرطبه با قاهره بسیار اختلاف داشت.
۵.۵.۲ – نظارت و تقسیمبندی مالی
جرجى زیدان در ادامه درباره ایجاد شعبه امور حسبه آورده است:
«عباسیان براى هر نوع درآمد، خزانهدارى جداگانهاى تشکیل دادند؛ به این قسم که مرکزى براى جمعآورى و نگاهدارى زکات و مرکزى دیگر… مثلا مؤسسه قضایى شعبهاى از امور حسبى و مظالم و نظمیه و امثال آنرا به دنبال داشت.»
[۱۲] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ص۸۷.
۵.۶ – نقد دیدگاه پنجم درباره پیشینه امور حسبیه
اشکالى که در پذیرش این پیشینه براى امور حسبى به وجود مىآید، این است که پیرامون عملکرد حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) و خلفاى قبل از خلفاى عباسى در ارتباط با امور حسبیه نقلهاى زیادى آمده است، که با پذیرش این پیشینه باید از تمام آنها صرف نظر کنیم؛ این چشمپوشى با توجه به اسناد تاریخى ممکن نیست.
۶ – دیدگاه فقهاى اهل سنت پیرامون امور حسبیه
ماوردی از فقهاى سده پنجم (هجرى قمری) حسبه را چنین تعریف مىکند:
«هو امر بالمعروف اذا ظهر ترکه و نهى عن المنکر اذا اظهر فعله»
[۱۳] ماوردی، علی بن محمد، الاحکام السلطانیه والولایات الدینیه، ص۲۴۰.
۶.۱ – تفاوت حسبه حکومتى و وظیفه فردى در نظر ماوردى
از آنجا که پرداختن به امر به معروف و نهى از منکر وظیفه یکایک مؤمنان است او در صدد بیان تفاوتهاى این وظیفه به عنوان یک نهاد حکومتى (که محتسب مسئولیت آن را به عهده دارد) و وظیفه فردى (که مجرى آن متطوع نامیده مىشود) برآمده فرق را بین آن دو ذکر مىکنند:
احدها: ان فرضه متعین على المحتسب بحکم الولایه و فرضه على غیره داخل فى فروض الکفایه؛
«نخست: اینکه وجوب حسبه بر محتسب از باب ولایت بوده وجوب عینى است، در حالى که براى دیگران وجوب کفایى است.»
الثانى: ان قیام المحتسب به من حقوق تصرفه الذى لا یجوز ان یتشاغل عنه و قیام المتطوع به من نوافل عمله الذى یجوز ان یتشاغل عنه بغیره؛
«دوم: محتسب نمىتواند از وظیفه خود به عذر اینکه کار دیگرى دارد، شانه خالى کند، ولى متطوع مىتواند.»
الثالث: انه منصوب للاستعداء البسه فیما یجب انکاره و لیس المتطوع منصوبا للاستعداء؛
«سوم: محتسب گمارده شده تا براى از ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
