پاورپوینت کامل قضاء
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قضاء دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قضاء،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قضاء :
مقالات مرتبط: پاورپوینت کامل قضاء (مفرداتقرآن)، پاورپوینت کامل قضاء (لغاتقرآن)، پاورپوینت کامل قضاء (مفرداتنهجالبلاغه)، پاورپوینت کامل قضاء (مقالات مرتبط).
دیگر کاربردها: قضا (ابهامزدایی).
واژه پاورپوینت کامل قضاء از اصطلاحات فقهی که در دو معنا به کار رفته است:
• انجام دادن عبادت در خارج از وقت؛
• حکم کردن در منازعات و فیصله دادن به آنها.
آنچه در این مقاله به آن پرداخته میشود، معنای نخست است.
از احکام آن در بابهای صلات، صوم و حج سخن گفتهاند.
فهرست مندرجات
۱ – معنای قضا
۲ – حکم تکلیفی قضا
۳ – اقسام قضا
۴ – گونههای قضا
۵ – احکام قضا در نماز
۵.۱ – قضا در نماز واجب
۵.۱.۱ – چگونگی قضا
۵.۱.۲ – ترتیب
۵.۱.۳ – مضایقه یا مواسعه
۵.۱.۴ – قضای نماز آیات
۵.۱.۵ – قضای نماز میّت
۵.۲ – قضا در نماز مستحب
۶ – احکام قضا در روزه
۷ – احکام قضا در حج و عمره
۸ – پانویس
۹ – منبع
۱ – معنای قضا
قضا در لغت و در کلمات فقها در معانی متعدد به کار رفته است.
قضای دین، به معنای پرداخت و ادا کردن بدهی و قضای حاجت، به معنای بر آوردن نیازهای دیگران و نیز تخلّی.
قضا به معنای نخست در شناسه، در اصطلاح فقها عبارت است از به جا آوردن عبادات دارای وقت مشخص در خارج آن وقت.
۲ – حکم تکلیفی قضا
عبادتهایی که شارع مقدس برای آنها وقت تعیین کرده، یا واجب است و یا مستحب. گزاردن عبادتهای واجب وقتدار در وقت تعیین شده برای آنها، واجب است و در صورت نگزاردن آن تا پایان وقت، قضای آن در خارج وقت واجب خواهد بود، مانند نمازهای واجب روزانه و روزه ماه رمضان.
در صورتی که به جا آوردن عبادتی در وقت معیّن مستحب باشد، قضای آن در خارج وقت نیز مستحب خواهد بود، مانند نافلههای شبانه روز
[۱] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴-۱۵.
۳ – اقسام قضا
عبادتها از حیث تعلّق و عدم تعلّق قضا به آنها چند گونهاند:
۱. عبادتهایی که قضای آنها واجب و به جا آوردن آنها در هم وقت، صحیح و جایز است، مانند نماز و روزه.
۲. عبادتهایی که قضای آنها واجب است، لیکن باید همانند ادا در وقت مشخص به جا آورده شوند، مانند حج.
۳. عبادتهایی که قضا در آنها جریان ندارد و وقت آنها تا آخر عمر امتداد دارد، مانند خمس و زکات و نماز آیات واجب شده به سبب زلزله.
۴ – گونههای قضا
احکام قضا به احکام قضا در نماز، روزه و حج تقسیم میشود.
۵ – احکام قضا در نماز
احکام قضای نماز به احکام قضای نماز واجب فوت شده و نافل فوت شده تقسیم میگردد.
۵.۱ – قضا در نماز واجب
کسانی که ادای نماز واجب بر آنان واجب نیست، قضای آن نیز بر آنها واجب نخواهد بود و آنها عبارتاند از:
الف. نابالغ. بر نابالغ قضای نمازهایی که در دوران پیش از بلوغ از او فوت شده، پس از بلوغ واجب نیست.
[۲] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲.
ب. دیوانه. بر انسان قضای نمازهایی که در دوران دیوانگی از او فوت شده، واجب نیست، مگر آنکه دیوانگی وی به سببی از اسباب اختیاری باشد، مانند استفاده از مواد مخدر یا خوردن دارو. در این صورت، برخی قضای نمازهای فوت شده در دوران دیوانگی را واجب دانستهاند.
[۳] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۲۵.
[۴] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۲۸.
[۵] شهیداول، ذکری الشیعه، ج۲، ص۴۲۹.
[۶] شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۹۴۷.
برخی نیز دیوانگی را مطلقا سبب سقوط قضا دانسته و تفاوتی میان اسباب جنون قائل نشدهاند.
[۷] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۳.
ج. بیهوش. به قول مشهور، کسی که در تمامی وقت فریضه بیهوش بوده، قضای آن بر او واجب نیست،
[۸] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۴.
مگر آنکه منشا بیهوشی سببی از اسباب اختیاری باشد که در دیوانه اشاره شد.
[۹] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۶.
د. حائض. چنانچه زن در تمامی وقت نماز حائض باشد، قضای آن بر او واجب نیست
[۱۰] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۶.
ه. نُفَسا. حکم نفسا همچون حکم حائض است
[۱۱] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۶.
و. کافر اصلی. قضای نماز بر کافر اصلی که مسلمان شده واجب نیست.
مقصود از کافر اصلی، کسی است که از پدر و مادر کافر متولد و سپس مسلمان شده است. مقابل آن مرتد قرار دارد که از اسلام به کفر بازگشته است. بر او، قضای نمازهایی که در ایام ارتداد از او فوت شده، پس از بازگشت به اسلام واجب است.
[۱۲] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۶.
چنانکه بر مخالفان شیعه، حتی فرقههای محکوم به کفر، همچون ناصبیان، قضای نمازهای فوت شده در دوران گمراهی، پس از شیعه شدن، واجب است، هرچند برخی، سقوط قضا از آنان را ترجیح دادهاند، لیکن اعاد نمازهایی که مطابق مذهب خود به جا آوردهاند، واجب نیست.
[۱۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۶-۸.
البته بنابر قول به تکلیف کفار به فروع، ادای نماز در وقت بر کافر واجب است، لیکن پس از اسلام آوردن وی، از باب ارفاق و تخفیف، قضای آن از او ساقط میشود.
ز. فاقد طهورین. کسی که در وقت نماز متمکن از طهارت نیست، خواه طهارت اختیاری (وضو و غسل) و یا اضطراری (تیمم) به قول مشهور، خواندن نماز در وقت از او ساقط است. برخی، قضای آن نماز را نیز از او ساقط دانستهاند، هرچند وجوب قضا به مشهور نسبت داده شده است
[۱۴] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۰-۱۱.
در هم موارد هفتگان یاد شده، در صورتی که در اثنای وقت، مانع بر طرف شود، مانند آنکه نابالغ، بالغ یا دیوانه، عاقل و یا کافر، مسلمان شود، چنانچه وقت برای به جا آوردن نماز به مقدار یک رکعت باقی باشد، لیکن به جا آورده نشود، قضای آن واجب خواهد بود.
جز هفت گروه یاد شده، قضای نمازهای فوت شده بر سایر مکلّفان واجب است، مگر نماز جمعه و عید که قضا ندارد.
[۱۵] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۰-۱۲.
کسی که بر اثر خواب نمازش فوت شده، واجب است قضای آن را به جا آورد، لیکن در اینکه قضا مطلقا واجب است، هرچند خواب بیش از مقدار متعارف – مثلا چند روز پیوسته – باشد یا در صورتی که خواب متعارف باشد قضا واجب است، مسئله محل اختلاف میباشد. بنابر قول دوم، خواب فراتر از حدّ متعارف، ملحق به بیهوشی است،
[۱۶] شهید ثانی، حاشیه شرائع الاسلام، ص۱۲۵-۱۲۶.
[۱۷] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۲۶.
[۱۸] شهید اول، ذکری الشیعه، ج۲، ص۴۲۹.
لیکن بسیاری از فقها، میان دو نوع خواب تفاوتی قائل نشده و در هر دو فرض قضا را واجب دانستهاند.
[۱۹] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۲.
در وجوب قضای نماز، تفاوتی میان نگزاردن نماز و باطل گزاردن آن نیست.
بنابراین، کسی که نماز را در وقت گزارده، لیکن باطل گزارده، مانند آنکه رکنی از ارکان آن را هرچند از روی سهو و یا واجبی از واجبات غیر رکنی آن را از روی عمد ترک کرده، واجب است قضای آن نماز را به جا آورد.
[۲۰] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۵۸.
[۲۱] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه، ج۷، ص۴۷.
۵.۱.۱ – چگونگی قضا
به جا آوردن نماز قضا در تمامی شبانه روز جایز و صحیح است.
[۲۲] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه، ج۷، ص۶۵.
واجب است نماز قضا همان گونه که فوت شده است، به جا آورده شود. بنابراین، نماز فوت شده به صورت قصر به گون قصر قضا میشود، حتی اگر قضای آن در وطن به جا آورده شود. و نماز فوت شده به صورت تمام به گون تمام قضا میشود، حتی اگر در سفر گزارده شود و چنانچه به جهت احتیاط، جمع میان قصر و اتمام واجب بوده و فوت شده، قضای آن نیز به گون جمع به جا آورده میشود.
همچنین نسبت به دیگر شرایط، مانند آهسته یا بلند خواندن قرائت، همسانی باید رعایت شود.
[۲۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۱۱.
[۲۴] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه، ج۷، ص۶۶-۶۸.
کسی که نمازش فوت شده، چنانچه اول وقت در وطن و آخر وقت در سفر یا برعکس بوده است، وظیفهاش از نظر قصر و یا تمام خواندن قضای نماز چیست؟ آیا ملاک وقت وجوب (اول وقت) است. بنابراین، اگر در اول وقت در وطن بوده، سپس به سفر رفته است، نماز تمام و در صورت عکس، قصر قضا میشود یا ملاک، وقت فوت (آخر وقت) است، که اگر در وطن بوده، تمام و اگر در مسافرت بوده، قصر قضا میشود، یا مخیّر میان قصر و اتمام است و یا در صورتی که وقت برای تمام خواندن نماز وسعت داشته، قضای آن تمام، در غیر این صورت، قصر انجام میگیرد؟ دیدگاهها در مسئله مختلف است. اکثر فقها قول دوم را برگزیدهاند.
[۲۵] یوسفی، ابیطالب بن ابیمجد، المختصر النافع، ج۱، ص۵۲.
[۲۶] فیض کاشانی، محمدحسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۸۶.
[۲۷] بحرانی، یوسف، الحدائق الناضره، ج۱۱، ص۳۱.
[۲۸] نراقی، احمد، مستند الشیعه، ج۸، ص۳۳۶.
[۲۹] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۱۴.
[۳۰] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۶۳-۶۴.
[۳۱] منتظری، حسینعلی، البدر الزاهر، ص۳۵۲.
برخی، احتیاط را در جمع میان قصر و اتمام دانستهاند.
[۳۲] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۶۳-۶۴.
چنانچه نماز واجب در یکی از مکانهای چهارگان تخییر فوت شود، آیا مکلف در قضای آن نیز مخیّر بین قصر و اتمام است یا قصر متعیّن است و تمام خواندن جایز نیست و یا در صورتی که بخواهد نماز قضا را در آن اماکن به جا آورد، مخیّر بین قصر و اتمام و در غیر این صورت، قصر متعیّن میباشد؟ دیدگاهها مختلف است
[۳۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۱۴-۱۱۵.
[۳۴] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۶۲-۶۳.
[۳۵] حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه، ج۷، ص۶۶-۶۷.
خواندن نماز قضا به جماعت، جایز، بلکه مستحب است، خواه نماز امام قضا باشد یا ادا.
[۳۶] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۷۳.
نایب گرفتن برای قضای نمازهای فوت شده، در زمان حیات جایز نیست، حتی اگر مکلّف ناتوان از انجام دادن آن باشد.
[۳۷] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۷۳.
۵.۱.۲ – ترتیب
به قول مشهور، رعایت ترتیب در قضای نمازهای فوت شده، در صورت علم به ترتیب، واجب است. بنابراین، نمازی که اول فوت شده، ابتدا قضای آن به جا آورده میشود و به همین ترتیب. آیا در صورت جهل به ترتیب نیز رعایت آن واجب است یا نه؟ مسئله اختلافی است.
قول دوم به اکثر نسبت داده شده است.
بنابر قول نخست، باید به قدری نماز فوت شده را تکرار کند تا علم به حصول ترتیب پیدا کند.
[۳۸] حلبی، علی بن حسن، اشاره السبق، ص۱۰۱.
[۳۹] حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۰۹.
[۴۰] شهید ثانی، الروضه البهیه، ج۱، ص۷۳۲-۷۳۸.
[۴۱] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۹-۲۶.
برخی، ترتیب را در صورت علم به آن، تنها در نمازهایی که در ادای آنها ترتیب شرط است – مانند نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا در یک روز – واجب دانستهاند.
[۴۲] طباطبائی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۳، ص۶۵-۶۶.
آیا ترتیب در قضای نمازهای فوت شده، غیر از نمازهای واجب یومیه، مانند نماز آیات و نیز میان نمازهای واجب غیر یومیه و نماز یومیه واجب است یا نه؟ بسیاری آن را واجب ندانستهاند. از برخی وجوب رعایت نقل شده است.
[۴۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۱.
آیا رعایت ترتیب میان قضای نماز یومی فوت شده و نماز ادای یومیه واجب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است
[۴۴] المهذب البارع، ج۱، ص۴۶۰.
که در بحث بعدی اشاره خواهد شد.
۵.۱.۳ – مضایقه یا مواسعه
آیا وجوب قضای نمازهای واجب یومیه فوری است و به تاخیرانداختن آن بدون عذر جایز نیست یا فوری نیست؟ این بحث از مباحث مفصل و پیچید فقهی است که اختلافات بسیاری در آن وجود دارد، به گونهای که برخی ابتدابه یکی از دو قول فتوا دادهاند، لیکن پس از مدتی از آن عدول کرده و دیدگاه مقابل آن را برگزیدهاند، چنان که تفاصیل متعددی نیز در این مسئله وجود دارد.
بنابر قول مشهور میان متاخران، قضای نمازهای واجب یومیه فوریت ندارد، از این رو، مقدّم داشتن آن بر نماز حاضر واجب نیست، چنانکه مؤخّر داشتن نماز حاضر از نماز قضا، از شرایط صحّت نماز ادا نیست. همچنین اشتغال به سایر اعمال از مباحات، مستحبات و واجباتِ دارای وسعت وقت، حرام نمیباشد. این قول به مشهور قدما نیز نسبت داده شده و از بسیاری از قدما و فقهای معاصر ائمه (علیهمالسّلام)، از صاحبان اصول حدیثی نیز نقل شده است.
[۴۵] نجفی، محمدحسن،جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۳-۳۶.
در مقابل، جمعی از قدما به فوری بودن قضای نماز واجب یومیه قائل شده و گفتهاند: واجب است هنگام التفات و متذکر شدن، فوری آن را به جا آورد و آن را بر تمامی اعمال، اعم از مباحات، مستحبات و واجبات موسّع – تا قبل از تنگ شدن وقت آنها – مقدّم بدارد و نیز از کارهای غیرضرور پرهیز کند.
بنابراین دیدگاه، مقدّم داشتن نماز قضا بر نماز حاضر، واجب است و چنانچه در اثنای نماز حاضر متذکر گردد، باید نیّت خود را به نماز قضا برگرداند و اگر به رغم متذکر بودن، نماز حاضر را مقدّم بدارد و یا در اثنا نیّت را به نماز قضا برنگرداند، نمازش باطل خواهد بود، چنانکه اشتغال به کارهای غیرضرور نیز حرام میباشد.
[۴۶] شیخ مفید، المقنعه، ص۲۱۱.
[۴۷] شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ۱۲۶.
[۴۸] علم الهدی، سیدشریفمرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ج۲، ص۳۵۴-۳۶۵.
[۴۹] حلی، محمدبن فهد، المهذب، ج۱، ص۱۲۶.
[۵۰] حلبی، ابوصلاح، الکافی فی الفقه، ص۱۵۰.
[۵۱] سلار، حمزه بن عبدالعزیز، المراسم العلویه، ص۸۸.
این قول به مشهور قدما نیز نسبت داده شده است.
[۵۲] شهید اول، غایه المراد، ج۱، ص۹۸.
[۵۳] شهید اول، غایه المراد، ج۱، ص۱۰۱.
این دیدگاه به مضایق محض معروف است، چنانکه دیدگاه نخست، به مواسع محض معروف میباشد. دیدگاههای دیگری نیز بر شمرده شده که در حقیقت تفصیل در مسئله است، مانند وجوب مقدّم داشتن نماز قضا در صورتی که یکی باشد، بر نماز حاضر، وجوب مقدّم داشتن قضای نمازی که در همان روز فوت شده بر نماز حاضر، خواه نماز قضا یکی باشد یا متعدد.
[۵۴] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
