پاورپوینت کامل قاعده لاحرج (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قاعده لاحرج (فقه سیاسی) دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قاعده لاحرج (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قاعده لاحرج (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل قاعده لاحرج (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: قاعده نفی عسر و حرج (مقالات مرتبط).
قاعده «لا حرج»، در فقه و حقوق اسلامی اصل نفی هرگونه حکم یا تکلیف شرعی است که موجب دشواری و مشقت غیر قابل تحمل برای فرد شود.
این قاعده، حق عمومى انسانها را در برابر قوانین و مسئولیتهای ناشی از آن تأمین میکند و نشانگر لطف و امتنان الهی در تشریع احکام است.
مبنای قاعده، حرج شخصی است و احکام الزامیهای که صرفاً از نظر نوعی دشوار باشند، مشمول آن نمیشوند.
مطابق «لا حرج»، احکام عملی اسلام باید قابل اجرا و راه انجام آنها هموار باشد و هرگونه حکم یا مسئولیتی که فرد را در بنبست و تنگنا قرار دهد، منتفی است.
قاعده نفی حرج با «لاضرر» متفاوت است و تنها حکم حرجی را رافع میکند و اثبات حکم الزامى جدید ایجاد نمیکند.
احادیث و آیات متعدد، از جمله
(وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ)
،
[۱] حج/سوره۲۲، آیه۷۸.
اهمیت اصل آسانگیری و عدم تحمیل مشقت غیرضروری در شریعت را تأکید میکنند.
بر اساس این قاعده، انجام اعمال دشوار یا عبادات مشقتبار صحیح و مشروع است، اما الزام به آن برای کسی که تحمل آن دشوار است، برداشته میشود.
فهرست مندرجات
۱ – تعریف قاعده نفی حرج
۲ – منابع لغوی
۳ – منابع قرآنی
۴ – معناشناسی مفاهیم «عسر»، «حرج» و واژگان مقابل
۵ – بیان کلی مفاد قاعده نفی حرج
۶ – تمایز میان حرج نوعی و حرج شخصی
۷ – نسبت حرج، اضطرار و ضرورت
۸ – دلالت آیات قرآن بر قاعده نفی حرج
۹ – روایات مؤید قاعده نفی حرج
۱۰ – نتیجه روایات
۱۱ – تقسیمبندی فقهی احکام حرجی
۱۲ – نظریههای مختلف در مفاد قاعده
۱۲.۱ – نظریه شیخالشریعه اصفهانی (نفی به معنای نهی)
۱۲.۲ – نظریه آخوند خراسانی (نفی حکم به نفی موضوع)
۱۲.۳ – نظریه نفی حکم حرجی غیر جبران شده
۱۲.۴ – نظریه شیخ انصاری
۱۳ – نسبت قاعده نفی حرج با احکام اولیه و ثانویه
۱۴ – تمایز قاعده نفی حرج از قاعده «لا ضرر»
۱۵ – محدودیتها و استثنائات قاعده
۱۶ – پانویس
۱۷ – منبع
۱ – تعریف قاعده نفی حرج
منظور از قاعده لا حرج این است که دشوارى و مشقت در عمل به احکام اولیه موجب آن مىشود که هر نوع حکم حرجى که مشقت و دشوارى داشته و موجب تنگناهایى در زندگى فردى و اجتماعى مىشود، منتفى است.
بىشک قانون نباید در مقام اجرا به جز زحمت ناشى از تفسیر عمل قانونى براى مجریان مشقتبار، سخت، دشوار و دردسر آفرین باشد.
این خود یک خصلت عمومى در احکام و قوانین اسلام به شمار مىرود.
در واقع این یک حق عمومى است که شریعت اسلام در مورد قانونگذارى اعمال کرده و ماهیت آن مبین نوعى امتنان و لطف الهى در مورد نوع بشر است.
مفاد قاعده «نفى حرج» تنها این نیست که الغاى ضابطهمند قوانین دشوار و حرجى را به طور قانونى ایجاب مىکند، بلکه به اشخاص نیز اجازه مىدهد که در مورد احکام و مقررات خصوصى به دلیل حرجى بودن مسئولیتهاى فردى از آن سرپیچى کنند.
عسر مقابل یسر به معناى دشوارى است و حرج به معناى ضیق و بیرون از توان و مشکلى که راه خروج ندارد آمده است.
۲ – منابع لغوی
در مجمع البحرین بعد از آنکه حرج را به معناى ضیق ذکر مىکند، مىگوید «الحرج الذى لا مدخل له و الضیق ما یکون له مدخل»
[۲] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۴۸۳.
در قاموس محیط مىنویسد: «الحرج (محرکه) المکان الضیق الکثیر الشجر»
[۳] فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ص۱۸۳.
راغب در مفردات مىگوید: «اصل الحرج و الحراج مجتمع الشى و تصور منه ضیق ما بینهما فقیل للضیق حرج و للا ثم حرج»
[۴] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۱۲.
۳ – منابع قرآنی
سپس به آیات زیر استناد مىکند
(فَلاَ وَ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ)
[۵] نساء/سوره۴، آیه۶۵.
(فَلاَ یَکُن فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِّنْهُ)
[۶] اعراف/سوره۷، آیه۲.
(یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا)
[۷] انعام/سوره۶، آیه۱۲۵.
(لَیْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَ لَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ)
[۸] نور/سوره۲۴، آیه۶۱.
۴ – معناشناسی مفاهیم «عسر»، «حرج» و واژگان مقابل
در مقابل کلمات عسر، حرج و ضیق آنها یسر، سهل، شرح و سماحه قرار دارد، ولى باید توجه داشت که به هر امر مشکل، دشوار و ضیقى حرج گفته نمیشود.
حرج آن نوع مشکل و دشوارى است که راه خلاصى در آن قابل پیشبینى نباشد و براى تشخیص گریزى از آن نیست.
۵ – بیان کلی مفاد قاعده نفی حرج
مفاد قاعده «نفى حرج» را مىتوان چنین بیان کرد:
در اسلام هیچ گونه حکمى که انسان را به دشوارى، تنگنا و مشقت وادارد، به طورى که او را از آن گریزى نباشد وجود ندارد.
همه احکام اسلام قابل عمل و اجرا است و هرگز با بنبست، مشقت و تنگناها که عمل و اجراى حکم را دشوار کند مواجه نمیشود.
به تعبیر دیگر: عمل به احکام اسلامى سهل، آسان و راه آن هموار و باز است.
هر حکمى که فاقد این خصوصیت باشد و در عمل مکلف به سختى، دشوارى و تنگنا گرفتار کند، از اسلام نیست.
تمامى احکام و قوانین حقوقى اسلام با این قاعده سنجیده مىشوند.
معناى این کلام آن نیست که در اسلام احکام مشقت آور وجود ندارد.
زیرا احکامى مانند: جهاد با دشمن، حتى جهاد با نفس و روزه در ایام طولانى و گرم تابستان با مشقتهایى همراه است، ولى همانطور که در بحثهاى آینده روشن خواهد شد، اینگونه احکام مشمول قاعده نفى حرج نیست.
۶ – تمایز میان حرج نوعی و حرج شخصی
نکته مهمى که در مورد موضوع بحث در قاعده حرج باید توجه داشت، معناى حرج از نظر نوعى و شخصى بودن آن است.
زیرا اگر حرج نوعى، در قاعده، معیار باشد بىشک بیشتر واجبات و محرمات در اسلام از نظر نوعى با مشقتها و حرجهایى همراه است.
به این معنى که احکام الزامیه در برخى موارد استثنایى نسبت به برخى افراد ایجاد مشقت، عسر و حرج مىکند .
این نوع مشقت و حرج نوعى نمىتواند ملاک اجراى قاعده نفى حرج تلقى شود و الاّ بیشتر احکام الزامى اسلام به دلیل مشقت نوعى آنها، مبدل به حکم ترخیصى ثانوى مىشوند.
بنابراین باید معیار را حرج شخصى دانست و در مواردى که احکام موجب مشقت و حرج شخصى است، به مقتضاى قاعده، منتفى و به احکام ثانویه ترخیصى مبدل خواهد شد.
منظور از حرج شخصى به مفهوم عرفى آن است که تشخیص آن نیز بر عهده عرف و عادت است و به همین دلیل صدق مشقت و حرج در مورد اشخاص مختلف فرق مىکند.
شاید انجام واجبى براى شخصى حرجى و براى دیگرى همراه با مشقت و حرج نباشد.
۷ – نسبت حرج، اضطرار و ضرورت
گاه از مشقت، حرج و عسر به ضرورت و شرایط اضطرارى تعبیر مىکنند که تطابق این عناوین در برخى موارد قابل تردید است.
ضرورت و اضطرار عنوان جداگانهاى است که در حدیث معروف «رفع» به صورت مستقل یاد شده است. «رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْعَهٌ الْخَطَأُ وَ النِّسْیَانُ…. وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ.»
[۹] علامه مجلسی، محمدباقر، مرآه العقول، ج۱۱، ص۳۹۴.
[۱۰] علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۲۸۰.
[۱۱] مجلسی، محمد تقی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۱۳، ص۱۸۶.
[۱۲] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۶۳.
در آیه:
(وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ)
[۱۳] حج/سوره۲۲، آیه۷۸.
بىشک نفى جعل حرج به معنى اخبارى و تکوینى نیست و سیاق آیه در مقام تشریع، قانونگذارى و نفى تشریع حرجى است.
به معناى آن است که در دین به طور مطلق و یا در اسلام هیچ گونه حکمى که حرجى باشد جعل و تشریع نشده است و هر حکمى که حرجى باشد، به دلیل این آیه برداشته شده است.
از آنجا که آیه در مقام امتنان، بیان لطف و شفقت خاص الهى بر بندگانش است، ناگزیر مفاد آن تنها نفى حکم غیرمقدور نخواهد بود.
۸ – دلالت آیات قرآن بر قاعده نفی حرج
چنانکه در آیه
(مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ)
[۱۴] مائده/سوره۵، آیه۶.
نکته اصلى که در این آیه وجود دارد، نفى اراده جعل حکم حرجى است.
منظور از نفى اراده به معناى خبرى و تکوینى آن نیست و اراده در این آیه به معناى اراده تشریعى است که در مقام قانونگذارى آورده مىشود.
در آیه:
(یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ)
[۱۵] بقره/سوره۲، آیه۱۸۵.
به جاى حرج کلمه عسر به کار گرفته شده و همانطورى که گفته شد این دو کلمه مترادف بوده و معناى واحدى را افاده مىکنند.
مفهوم یک حق عمومى بودن نفى حرج را مىتوان با دقت در آیه:
(رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَهَ لَنَا بِهِ)
[۱۶] بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.
به وضوح به دست آورد.
اصر به معنى گره خوردن، یکجا ماندن و از حرکت باز ماندن است، از اینرو است که به عقد پیمان نیز اصر گفته مىشود
(قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی)
[۱۷] آلعمران/سوره۳، آیه۸۱.
بىشک حکم دشوار و حرجى انسان را از عمل و حرکت باز مىدارد و نوعى اصر محسوب مىشود.
آیه گرچه به زبان دعا است ولى مفاد آن واقعیتى است که در حقیقت به منزله استجابت این دعا است.
اگر این آیات را در مقام بیان تأسیس حقوقى و تشریع بدانیم، ناگزیر مفهوم مشترک این آیات چنین است که خداوند توانایى انسانها را در تشریع احکام ملحوظ داشته است.
هرکس به میزان تواناییش که او را به سختى و تنگنا دچار نکند، مورد تکالیف الهى قرار گرفته است.
مقتضاى امتنان در آیه این است که مفاد آن بیش از نفى حکم به «بما لا یطاق» باشد.
۹ – روایات مؤید قاعده نفی حرج
این مفاد که بیانگر یک حق عمومى انسانها در برابر قوانین و مسئولی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
