پاورپوینت کامل تعزیر (فقه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تعزیر (فقه) دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تعزیر (فقه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تعزیر (فقه) :
مقالات مرتبط: تعزیر (مقالات مرتبط).
در اسلام به منظور جلوگیری از جرایمی غیر از زنا و لواحق آن، سرقت، شرابخواری و… مجازاتهایی مقرر گردیده است که در فقه از آن به «تعزیرات» یاد میشود.
فهرست مندرجات
۱ – تعریف تعزیر
۲ – تعریف لغوی و اصطلاحی تعزیر در مسالک الافهام
۳ – تعزیر درشرایع گذشته
۴ – مصادیق تعزیرات در شرایع گذشته
۴.۱ – تازیانه زدن
۴.۲ – به بردگی گرفتن
۴.۳ – منزوی کردن و مصادره اموال
۵ – تعزیر در اسلام
۵.۱ – مشروعیت تعزیر در اسلام با توجه به آیات
۵.۲ – مصادیق تعزیر در روایات
۶ – انواع و شیوههای تعزیر در اسلام
۶.۱ – ایذاء
۶.۲ – بیرون راندن از موطن و تخریب اموال
۶.۳ – ممنوعیت معاشرت با مجرم
۶.۴ – محرومیت از حضور در جنگ و بهرهمندی از غنایم
۶.۵ – نپذیرفتن زکات
۷ – تعریف تعزیر در قانون مجازات اسلامی
۸ – نظر مشهور
۹ – شرط تعزیر
۱۰ – مقدار تعزیر
۱۱ – انواع تعزیر
۱۲ – تعزیر شرعی
۱۳ – کارهایی که تعزیر شرعی دارد
۱۳.۱ – جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی
۱۳.۲ – هتک حرمت اشخاص
۱۳.۳ – دشنام دادن
۱۳.۴ – قذف بچه ممیّز
۱۳.۵ – نسبتهای ناروا غیر از زنا
۱۳.۶ – سرقت اطفال
۱۳.۷ – سرقتهای فاقد شرایط اجرای حد
۱۳.۸ – استمنا کردن
۱۴ – اثبات تعزیرات شرعی
۱۵ – تعزیر حکومتی
۱۶ – مجازات های بازدارنده
۱۷ – کارهایی که تعزیر حکومتی دارد
۱۷.۱ – گرانفروشی
۱۷.۱.۱ – تعزیرات گرانفروشی
۱۷.۲ – کمفروشی و تقلب
۱۷.۳ – احتکار
۱۷.۳.۱ – تعزیرات احتکار
۱۸ – تعزیر کودک و برده
۱۹ – اثبات جرم موجب تعزیر
۲۰ – مرگ در حال تعزیر
۲۱ – کیفیت مجازاتها
۲۲ – پانویس
۲۳ – منبع
۱ – تعریف تعزیر
تعزیر یعنی کیفری که در شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در مقابل حد است و در فقه بر کیفرى اطلاق مىشود که برخلاف حد، شارع مقدّس اندازهاى براى آن تعیین نکرده است.
[۱] جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۵۴.
جایگاه اصلى بحث آن، باب حدود است؛ گرچه در بابهایى مانند صوم، حج، تجارت و نکاح نیز به مناسبت از آن سخن رفته است.
۲ – تعریف لغوی و اصطلاحی تعزیر در مسالک الافهام
در مسالک الافهام در تعریف تعزیر چنین آمده است که «تعزیرات» جمع «تعزیر»، در لغت به معنای ادب کردن و در اصطلاح شرع عبارت از عقوبتی است که در غالب موارد در اصل شرع برای آن اندازهای معین نگردیده است.
[۲] مسالک الافهام ج۱۴، ص۳۲۵.
۳ – تعزیر درشرایع گذشته
در شرایع الهی پیشین افزون بر مجازاتهای با قانون ثابت و غیر قابل انعطاف، مانند قصاص
[۳] مائده/سوره۵، آیه۴۵.
و حدّ مرتد
[۴] کتاب مقدس، تثنیه، ۱۷: ۱ ـ ۷؛ لاویان، ۲۴: ۱۵ ـ ۱۶.
، مجازاتهایی نیز وجود داشت که جنبه عمومی و ثابت نداشت، بلکه به تناسب نوع جرم و شخصیت مجرمان تعیین میشد.
۴ – مصادیق تعزیرات در شرایع گذشته
شماری از مهمترین موارد این مجازاتها که میتوان آنها را به عنوان مصادیق تعزیرات در این شرایع برشمرد و در قرآن مورد اشاره قرار گرفته، عبارتاند از:
۴.۱ – تازیانه زدن
یکی از روشهای تعزیر در شریعت حضرت ایوب(علیه السلام) تازیانه زدن بود، از اینرو چون در هنگام بیماری ِ او، همسرش تخلفی کرد، سوگند یاد کرد که در صورت بهبودی، او را صد تازیانه بزند؛ اما پس از بهبودی همسرش را بخشید
[۵] التبیان، ج۸، ص۵۶۸.
[۶] فتح القدیر، ج۴، ص۴۳۹.
؛ ولی برای فرار از ارتکاب حَنْث (شکسته شدن) سوگند، به دستور الهی چندین تازیانه را به هم منضم کرد و یک ضربه به او زد:«و خُذ بِیَدِکَ ضِغثـًا فَاضرِب بِهِ و لاتَحنَث».
[۷] ص/سوره۳۸، آیه۴۴.
درباره نوع تخلف همسر ایوب و علت تعیین این مجازات برای وی، مفسران امور مختلفی را ذکر کردهاند.
[۸] مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۵.
[۹] فتح القدیر، ج۴، ص۴۳۹.
[۱۰] نمونه، ج۱۹، ص۲۹۹.
۴.۲ – به بردگی گرفتن
یکی از کیفرهای سرقت در میان بنیاسرائیل در عصر حضرت یوسف(علیه السلام)به بردگی گرفتنِ همیشگی یا موقت سارق بود
[۱۱] التبیان، ج۶، ص۱۷۳.
[۱۲] مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۵.
[۱۳] نمونه، ج۱۰، ص۴۰.
، بر همین اساس هنگامی که بنیامین، برادر یوسف، به سرقت متهم شد، برادران وی تملک خود سارق را مجازات سرقت او دانستند: «قالوا جَزؤُهُ مَن وُجِدَ فی رَحلِهِ فَهُوَ جَزؤُهُ کَذلِکَ نَجزِی الظّــلِمین».
[۱۴] یوسف/سوره۱۲، آیه۷۵.
به نظر برخی، این مجازات تنها در میان مردم کنعان و شریعت حضرت یعقوب(علیه السلام) معمول بوده است و آنان سارق را به تناسب ارزشِ مال مسروق تا زمانی به بردگی میگرفتند
[۱۵] مجمع البیان،ج۵، ص۴۳۵.
[۱۶] تفسیر قرطبی، ج۹، ص۲۳۵.
؛ اما مجازات سرقت در مصر جز این بود، زیرا آنان سارق را با تازیانه زدن و دریافت غرامتهای سنگین مجازات میکردند
[۱۷] مجمع البیان، ج۵، ص۴۳۶.
[۱۸] الصافی، ج۳، ص۳۵.
[۱۹] فتح القدیر، ج۳، ص۴۳.
، از اینرو حضرت یوسف(علیه السلام)نمیتوانست طبق قانون حاکم بر مصر، بنیامین را نزد خود نگاه دارد: «کَذلِکَ کِدنا لِیوسُفَ ما کانَ لِیَأخُذَ اَخاهُ فی دینِ المَلِکِ».
[۲۰] یوسف/سوره۱۲، آیه۷۶.
۴.۳ – منزوی کردن و مصادره اموال
در آیه ۹۷ سوره طه
[۲۱] طه/سوره۲۰، آیه۹۷.
از مجازات سامری به سبب جرم بزرگ او، یعنی گمراه کردن بنیاسرائیل، یاد شده که حضرت موسی(علیه السلام) او را از مراوده با مردم منع کرد: «قالَ فَاذهَب فَاِنَّ لَکَ فِیالحَیوهِ اَن تَقولَ لامِسَاسَ».برخی مفسران گفتهاند: آن حضرت به مردم فرمان داد که با سامری سخن نگویند، غذا نخورند و هیچ تماسی با او نداشته باشند. در پی این فرمان، سامری شهر را ترک کرد و رو به بیابان نهاد.
[۲۲] جامع البیان، ج۱۶، ص۲۵۶.
[۲۳] مجمع البیان، ج۷، ص۵۴.
[۲۴] المیزان، ج۱۴، ص۱۹۷.
عدهای نیز برآناند که تعبیر «لامِساسَ»به یکی از قوانین جزایی شریعت موسی(علیه السلام) درباره مرتکبان گناهان سنگین اشاره دارد و بر پایه آن، مجرم چنان پلید و گناهکار تلقی میشد که هیچکس با او تماس نمیگرفت.
[۲۵] فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۳۴۹.
مجازات دیگر سامری، گرفتن گوساله وی و سوزاندن و به دریا افکندن آن بود: «وانظُر اِلی اِلـهِکَ الَّذی ظَـلتَ عَلَیهِ عاکِفـًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الیَمِّ نَسفـا».
[۲۶] طه/سوره۲۰، آیه۹۷.
شماری از فقها این کار حضرت موسی(علیه السلام)را مصداق تعزیر مالی دانستهاند که در شریعت اسلام نیز جاری است.
[۲۷] دراسات فی ولایه الفقیه، ج۲، ص۳۳۳.
۵ – تعزیر در اسلام
اسلام نیز همچون دیگر شرایع الهی برای پاک کردن جامعه از ظلم و فساد، افزون بر تشریع حدود در مورد جرایمی خاص، مرتکبان دیگر جرایم را نیز مستحق مجازات دانسته است.
۵.۱ – مشروعیت تعزیر در اسلام با توجه به آیات
از مفهوم آیه: «والَّذینَ یُؤذونَ المُؤمِنینَ والمُؤمِنـتِ بِغَیرِ مَا اکتَسَبوا فَقَدِ احتَمَلوا بُهتـنـًا و اِثمـًا مُبینـا»
[۲۸] احزاب/سوره۳۳، آیه۵۸.
، میتوان مشروعیت تعزیر را در شریعت اسلام استفاده کرد، زیرا این آیه کسانی را مذمت میکند که مسلمانان را بدون ارتکاب هیچگونه جرمی بیازارند، بنابراین مفهوم آن دلالت دارد که اذیت کردن دیگران، مانند اجرای حد و تعزیر، در صورتی که شخص مرتکب جرمی شده باشد مجاز است.
[۲۹] التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۲۹.
[۳۰] المیزان، ج۱۶، ص۳۳۹.
[۳۱] نمونه، ج۱۷، ص۴۲۳.
در آیه ۱۹ سوره نور اشاعه دهندگان کارهای زشت در مورد مؤمنان، مستحق مجازات دردناک شناخته شدهاند:«اِنَّالَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفـحِشَهُ فِی الَّذینَ ءامَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ».
[۳۲] نور/سوره۲۴، آیه۱۹.
واژه «فاحشه» در این آیه را گوناگون تفسیر کردهاند؛ مانند زنا
[۳۳] زبدهالبیان،ص۳۸۷.
[۳۴] مجمعالبیان، ج۷، ص۲۳۲.
[۳۵] زادالمسیر، ج۵، ص۳۴۹.
، سخن یا کار زشت
[۳۶] زبدهالبیان،ص۳۸۷.
[۳۷] زادالمسیر، ج۵، ص۳۴۹.
و چیزی که سبب خواری مؤمن و سقوط شخصیت او نزد دیگران میشود.
[۳۸] المکاسب، ج۱، ص۳۲۷.
مقصود از تعبیر «یُحِبّون اَن تَشیع» به نظر برخی اقدام عملی برای ترویج این کارها
[۳۹] فقهالصادق(علیه السلام)، ج۱۴، ص۳۴۰.
[۴۰] منهاجالفقاهه،ج۲، ص۷.
[۴۱] الموسوعه الفقهیه، ج۳، ص۳۰۲.
و مراد از «عَذابٌاَلیمٌ» به نظر برخی حد
[۴۲] جامعالبیان، ج۱۸، ص۱۳۳.
[۴۳] التبیان، ج۷، ص۴۱۹.
[۴۴] تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۲۰۶.
و به نظر عدهای دیگر تعزیر
[۴۵] زبده البیان، ص۳۸۷.
است.
جواز تعزیر از آیات دیگری که به برخی مجازاتهای موقتی مجرمان اشاره دارند نیز قابل استفاده است.
۵.۲ – مصادیق تعزیر در روایات
در برخی احادیث شیعه
[۴۶] وسائل الشیعه، ج۲۸،ص۸۱-۹۱.
[۴۷] الاستبصار، ج۴، ص۱۴-۱۷.
[۴۸] الکافی، کلینی، ج۷، ص۱۸۱.
و اهل سنت
[۴۹] مسند احمد، ج۳، ص۴۶۶.
[۵۰] صحیح البخاری، ج۸، ص۳۱-۳۲.
[۵۱] سنن ابن ماجه، ج۲، ص۸۶۷.
تنها تازیانه زدن (جَلْد) به عنوان تعزیر ذکر شده است. نظر برخی از فقها نیز همین است.
[۵۲] شرایع الاسلام، ج۱، ص۱۴۵.
[۵۳] التعزیر انواعه و ملحقاته، ص۶۷.
[۵۴] دراسات فی ولایه الفقیه، ج۲، ص۳۲۷.
در برابر، احادیثی دیگر، مصادیق دیگری را برای تعزیر ذکر کردهاند.
[۵۵] وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۳۳۴.
[۵۶] التعزیر فی الفقه الاسلامی، ص۳۱-۳۴.
[۵۷] مجمع الزوائد، ج۶، ص۲۸۱.
بسیاری از فقها با استناد به این دسته از احادیث و برخی آیات قرآن، علاوه بر جَلْد، مجازاتهای دیگری را نیز مصداق تعزیر دانستهاند؛ مانند توبیخ، زندانی کردن، سختگیری در خوراک، تبعید، تراشیدن موی سر، گرداندن در شهر، سیاه کردن صورت، محروم کردن از اشتغال به شغلها و مناصب خاص و گرفتن اموال.
[۵۸] التعزیر فی الفقه الاسلامی، ص۲۷-۳۰.
[۵۹] پیام قرآن، ج۱۰، ص۲۱۳-۲۱۵.
[۶۰] الفقه الاسلامی، ج۷، ص۵۵۹۱-۵۵۹۹.
۶ – انواع و شیوههای تعزیر در اسلام
مهمترین انواع و شیوههای تعزیر که در قرآن کریم بدانها اشاره شده، عبارتاند از:
۶.۱ – ایذاء
آیه «والَّذانِیَأتِیـنِها مِنکُم فَـاذوهُما»
[۶۱] نساء/سوره۴، آیه۱۶.
مسلمانان را امر میکند که مردان و زنان مرتکب عمل فحشا را آزار دهند: .برخی مراد آیه را همه مردان و زنان، چه همسردار و چه بیهمسر
[۶۲] مجمع البیان، ج۳، ص۴۱.
[۶۳] المیزان، ج۴، ص۲۳۴.
دانستهاند؛ اما بیشتر مفسران آن را مختص مردان و زنان زناکار بیهمسر میدانند
[۶۴] جامعالبیان، ج۴، ص۳۹۰-۳۹۱.
[۶۵] مجمع البیان، ج۳، ص۴۱.
[۶۶] المیزان، ج۴، ص۲۳۵.
[۶۷] تفسیرقرطبی، ج۵، ص۸۶.
و برخی مراد از فاحشه که در آیه قبل آمده و ضمیر«یَأتِیـنِها»در آیه مذکور به آن اشاره دارد را لواط و مساحقه دانستهاند.
[۶۸] فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۶.
[۶۹] مجمعالبحرین، ج۱، ص۶۰.
[۷۰] فقهالسنه، ج۲، ص۴۰۵.
مراد از «ایذاء» در این آیه، توبیخ زبانی یا ضربه زدن با کفش
[۷۱] التبیان، ج۳، ص۱۴۴.
[۷۲] زادالمسیر، ج۲، ص۹۷.
[۷۳] تفسیر قرطبی، ج۵، ص۸۶.
یا دست
[۷۴] جامع البیان، ج۴، ص۳۹۳.
است. برخی مراد از آن را هرگونه آزار زبانی و عملی دانستهاند.
[۷۵] جامع البیان، ج۴، ص۳۹۳.
در برخی احادیث، ایذاء دراینآیه به زندانی کردن تفسیر شده است.
[۷۶] تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۲۸.
[۷۷] نورالثقلین، ج۱، ص۴۵۶.
[۷۸] بحار الانوار، ج۷۶، ص۵۱.
مجازات تعزیری مذکور در این آیه برای این مجرمان به صدر اسلام اختصاص داشت و با نزول آیات مربوط به حدود، این مجازات نسخ گردید.
[۷۹] مجمعالبیان،ج۳، ص۴۱.
[۸۰] المنیر،ج۴، ص۲۹۱.
[۸۱] پیامقرآن، ج۱۰، ص۲۱۹-۲۲۰.
به این نسخ در احادیث اهل بیت(علیهم السلام) نیز اشاره شده است.
[۸۲] وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۶۷.
[۸۳] بحارالانوار، ج۹۰، ص۶.
۶.۲ – بیرون راندن از موطن و تخریب اموال
یکی از مجازاتهای تعزیری، بیرون راندن مجرم از شهر خود و نیز مصادره یا از بین بردن اموال اوست.
[۸۴] التعزیر فی الفقه الاسلامی، ص۲۷-۳۰.
[۸۵] الفقه الاسلامی، ج۷، ص۵۵۹۱-۵۵۹۹.
[۸۶] پیام قرآن، ج۱۰، ص۲۱۳-۲۱۵.
بر همین اساس بود بیرون کردن بنینضیر از خانه و سرزمین خود و تخریب نخلستانهای آنان: «هُوَ الَّذی اَخرَجَ الَّذینَ کَفَروا مِن اَهلِ الکِتابِ مِن دیارِهِم لاَِوَّلِ الحَشرِ ما ظَنَنتُم اَن یَخرُجوا و ظَنّوا اَنَّهُم ما نِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللّهِ… ما قَطَعتُم مِن لینَه اَو تَرَکتُموها قائِمَهً عَلی اُصولِها فَبِاِذنِاللّهِ و لِیُخزِیَ الفاسِقین».
[۸۷] حشر/سوره۵۹، آیه۲-۵.
جرم آنان نقض پیمانی بود که با پیامبر و مسلمانان بسته بودند.
[۸۸] مجمعالبیان، ج۹، ص۴۲۵.
[۸۹] تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۶.
[۹۰] نمونه، ج۲۳، ص۴۸۷-۴۹۳.
به نقلی دیگر، آنان با طرح نقشهای قصد کشتن پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)را داشتند که خداوند آن حضرت را از این توطئه آگاه کرد.
[۹۱] التبیان، ج۹، ص۵۵۹.
[۹۲] مجمع البیان، ج۹، ص۴۲۵.
[۹۳] بحار الانوار، ج۲۰، ص۱۶۹.
نمونه قرآنی دیگر، تهدید منافقان و شایعه سازان به تبعید از شهر مدینه است: «لـَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ والَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ والمُرجِفونَ فِیالمَدینَهِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرونَکَ فیها اِلاّ قَلیلا». (احزاب/۳۳،۶۰) جرم آنان را برخی منابع آزار دادن زنان مدینه ذکر کردهاند.
[۹۴] مجمع البیان، ج۸، ص۱۸۱-۱۸۲.
[۹۵] تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۲۴۵.
[۹۶] زادالمسیر، ج۶، ص۲۱۶.
نیز گفته شده که برخی از آنها برای تضعیف روحیه مسلمانان اخباری نادرست، مانند شکست خوردن مسلمانان یا کشته شدن همه آنان در جنگها را منتشر میکردند.
[۹۷] مجمع البیان، ج۸، ص۱۸۲.
[۹۸] تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۶-۱۹۷.
[۹۹] زادالمسیر، ج۶، ص۲۱۶.
نمونه دیگر اینکه در پی ساختن مسجدی به دست منافقان با هدف تفرقه انداختن میان مسلمانان و ایجاد پایگاهی برای دشمنان خدا و رسول، و نزول آیاتی، مبنی بر منع پیامبر(صلی الله علیه وآله) از نماز خواندن در آن: «والَّذینَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وکُفرًا وتَفریقـًا بَینَ المُؤمِنینَ واِرصادًا لِمَن حارَبَ اللّهَ و رَسولَهُ مِن قَبلُ و لَیَحلِفُنَّ اِن اَرَدنا اِلاَّ الحُسنی واللّهُ یَشهَدُ اِنَّهُم لَکـذِبون • لا تَقُم فیهِ اَبَدًا»
[۱۰۰] توبه/سوره۹، آیه۱۰۷-۱۰۸.
آن حضرت، به دو نفر از مسلمانان به نام عاصم بن عوف و مالک بن دخشم دستور داد که مسجد منافقان را تخریب کنند و آن را آتش بزنند.
[۱۰۱] مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۶.
[۱۰۲] جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲.
[۱۰۳] الدرالمنثور، ج۳، ص۲۷۷.
۶.۳ – ممنوعیت معاشرت با مجرم
آیه «و عَلَی الثَّلـثَهِ الَّذینَ خُلِّفوا حَتّی اِذا ضاقَت عَلَیهِمُ الاَرضُ بِما رَحُبَت و ضاقَت عَلَیهِم اَنفُسُهُم وظَنّوا اَن لا مَلجَاَ مِنَ اللّهِ اِلاّ اِلَیهِ ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتوبوا اِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیم»
[۱۰۴] توبه/سوره۹، آیه۱۱۸.
از ماجرای سه مسلمان سخن به میان آورده که عرصه بر آنان تنگ شده بود و راهی جز توبه و بازگشت به سوی خدا نداشتند: . این آیه، درباره کعب بن مالک، مراره بن ربیع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
