پاورپوینت کامل قوم تبّع (لغاتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قوم تبّع (لغاتقرآن) دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قوم تبّع (لغاتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قوم تبّع (لغاتقرآن) :
منبع: پاورپوینت کامل قوم تبّع (لغاتقرآن)
مقالات مرتبط: تُبَّع (مفرداتقرآن)، تُبَّع (مفرداتنهجالبلاغه)، قوم تبّع.
قوم تبّع:
(أَهُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ)
[۱] دخان/سوره۴۴، آیه۳۷.
[۲] ق/سوره۵۰، آیه۱۴.
قوم تبّع: سرزمین یمن که در جنوب جزیر عربستان قرار دارد از سرزمینهاى آباد و پربرکتى است که در گذشته مهد تمدن درخشانى بوده است، پادشاهانى برآن حکومت مىکردند که «تبع» (جمع آن «تبابعه») نام داشتند، به خاطر این که مردم از آنها «تبعیت» مىکردند و یا از این نظر که یکى بعد از دیگرى روى کار مىآمدند.
[۳] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن-دار القلم، ص۱۶۳.
[۴] الطریحی النجفی، فخر الدین، مجمع البحرین ت-الحسینی، ج۴، ص۳۰۵.
به هر حال «قوم تبّع» جمعیتى بودند با قدرت و نیروى فراوان و حکومت پهناور و گسترده است. تنها در دو مورد از قرآن مجید واژ «تبّع» آمده است.
[۵] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ط-دار الکتب الاسلامیه، ج۲۱، ص۱۹۱- ۱۹۲.
فهرست مندرجات
۱ – تاریخچه قوم تبع
۲ – ترجمه و تفسیر قوم تبّع
۲.۱ – قوم تبّع (آیه ۳۷ سوره دخان)
۲.۱.۱ – قوم تبّع در المیزان و مجمع البیان
۲.۱.۲ – قوم تبّع در تفسیر نمونه
۲.۲ – قوم تبّع (آیه ۳۷ سوره ق)
۲.۲.۱ – قوم تبّع در المیزان و مجمع البیان
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – تاریخچه قوم تبع
همان گونه که قبلا نیز اشاره شد «تبّع» یک لقب عمومى براى ملوک و شاهان یمن بود مانند «کسرى» براى سلاطین ایران و «خاقان» براى شاهان ترک و «فرعون» براى سلاطین مصر و «قیصر» براى سلاطین روم.
این تعبیر «تبّع» از این نظر بر ملوک یمن اطلاق مىشد که مردم را به پیروى خود دعوت مىکردند، یا یکى بعد از دیگرى روى کار مىآمدند.
ولى ظاهر این است که قرآن از خصوص یکى از شاهان یمن سخن مىگوید، (همان گونه که فرعون، معاصر موسی (علیهالسلام) که قرآن از او سخن مىگوید شخص معینى بود) و در بعضى از روایات آمده است که نام او «اسعد ابو کرب» بود.
جمعى از مفسران معتقدند که او شخصا مرد حقجو و مؤمنى بود و تعبیر به «قوم تبّع» در دو آیه از قرآن را دلیل بر این معنى گرفتهاند، زیرا در این دو آیه از شخص او مذمت نشده، بلکه از قوم او مذمت شده است.
روایتى که از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده نیز شاهد این معنى است در این روایت مىخوانیم که فرمود: «لا تسبّوا تبّعا فانّه کان قد اسلم» «به «تبّع» بد نگویید، چرا که او اسلام آورد.»
[۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۰۰.
[۷] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۱۳، ص۱۲۵.
در روایت دیگرى آمده است هنگامى که «تبّع» در یکى از سفرهاى کشورگشایى خود، نزدیک «مدینه» آمد براى علماى یهود که ساکن آن سرزمین بودند پیام فرستاد که من این سرزمین را ویران مىکنم تا هیچ یهودى در آن نماند، و آیین عرب در این جا حاکم شود.
«شامول» یهودى که اعلم علماى یهود در آنجا بود گفت: اى پادشاه این شهرى است که هجرتگاه پیامبرى از دودمان اسماعیل است که در مکّه متولد مىشود، سپس بخشى از اوصاف پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را بر شمرد، «تبّع» که گویا سابق ذهنى دراینباره داشت گفت: بنابراین من اقدام به تخریب این شهر نخواهم کرد.
[۸] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۱۳، ص۱۲۶.
حتى در روایتى در ذیل همین داستان آمده است که او به بعضى از قبیل اوس و خزرج که همراه او بودند دستور داد که در این شهر بمانید و هنگامى که پیامبر موعود خروج کرد او را یارى کنید و فرزندان خود را به این امر توصیه کنید، حتى نامهاى نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار ایمان به پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) کرد.
[۹] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۱۳، ص۱۲۷.
نویسند «اعلام قرآن» چنین نقل کرده است که: «تبّع یکى از پادشاهان جهانگشاى یمن بود که تا هند لشکرکشى کرد و تمام کشورهاى آن منطقه را به تصرف خویش در آورد. ضمن یکى از لشکرکشیها وارد مکّه شد و قصد داشت کعبه را ویران کند، بیمارى شدیدى به او دست داد که اطبّا از درمان او عاجز شدند. در میان ملازمان او جمعى از دانشمندان بودند و رئیس آنان حکیمى به نام «شامول» بود، او گفت بیمارى تو به خاطر قصد سوء دربار خان کعبه است و هرگاه از این فکر منصرف گردى و استغفار کنى شفا خواهى یافت. «تبّع» از تصمیم خود بازگشت و نذر کرد خان کعبه را محترم دارد و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
