پاورپوینت کامل عیسی (لغات‌قرآن)


در حال بارگذاری
26 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل عیسی (لغات‌قرآن) دارای ۶۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عیسی (لغات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل عیسی (لغات‌قرآن) :

منبع: پاورپوینت کامل عیسی (لغات‌قرآن)

مقالات مرتبط: عیسی (مفردات‌قرآن)، عیسی (مفردات‌نهج‌البلاغه)، حضرت عیسی.

عیسی:

(الْمَسِیحُ عِیسَى)

[۱] نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.

[۲] آل عمران/سوره۳، آیه۵۹.

[۳] آل عمران/سوره۳، آیه۴۵.

[۴] مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.

عیسی: (من اعلام القرآن) اگر تولد یحیی از پدرى پیر و فرتوت و مادرى نازا عجیب بود، تولد عیسى از مادر بدون پدر عجیب‌تر است.

[۵] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، دار القلم، ص۵۹۶.

[۶] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۴، ص۸۸.

اگر رسیدن به مقام عقل و نبوت در کودکى، شگفت‌انگیز است، سخن گفتن در گهواره آن هم از کتاب و نبوت، شگفت‌انگیزتر است.
به هر حال هر دو آیتى است از قدرت خداوند بزرگ، یکى از دیگرى بزرگتر و اتفاقا هر دو مربوط به کسانى است که با هم قرابت بسیار نزدیک از جهت نسب داشتند.
چرا که مادر یحیى خواهر مادر مریم بود و هر دو زنانى نازا و عقیم بودند و در آرزوى فرزندى صالح به سر مى‌بردند.

فهرست مندرجات

۱ – ترجمه و تفسیر عیسی
۱.۱ – عیسی (آیه ۱۷۱ سوره نساء)
۱.۱.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان
۱.۲ – عیسی (آیه ۵۹ سوره آل عمران)
۱.۲.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان
۱.۳ – عیسی (آیه ۴۵ سوره آل عمران)
۱.۳.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان
۱.۴ – عیسی (آیه ۱۱۰ سوره مائده)
۱.۴.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان
۱.۴.۲ – عیسی در تفسیر نمونه
۲ – پانویس
۳ – منبع

۱ – ترجمه و تفسیر عیسی

به موردی از کاربرد عیسی در قرآن، اشاره می‌شود:

۱.۱ – عیسی (آیه ۱۷۱ سوره نساء)

(یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ وَ لاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَهٌ انتَهُواْ خَیْرًا لَّکُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَات وَ مَا فِی الأَرْضِ وَ کَفَى بِاللّهِ وَکِیلً)

[۷] نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.

(اى اهل کتاب! در دین خود، غلّو و زیاده‌روى نکنید و درباره خدا، غیر از حق نگویید. مسیح- عیسى بن مریم- فقط فرستاده خدا و کلمه و مخلوق اوست؛ که او را به مریم القا نمود و روحى شایسته از طرف او بود. پس به خدا و پیامبران او، ایمان بیاورید و نگویید: « (خداوند سه گانه است.» از این سخن خوددارى کنید که براى شما بهتر است. خدا، تنها معبود یگانه است؛ او منزّه است که فرزندى داشته باشد؛ بلکه از آن اوست آنچه در آسمان‌ها و زمین است و براى تدبیر و سرپرستى آن‌ها، خداوند کافى است.)

[۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۰۵.

۱.۱.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: در حقیقت از باب خصوصى کردن خطابى عمومى است تا تکلیف خاص طائفه خاصى‌ از مخاطبین را بیان کند.

[۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۲۴۳.

[۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۴۹.

(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:

[۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۱۶۱.

[۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۲۲.

)

۱.۲ – عیسی (آیه ۵۹ سوره آل عمران)

(إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ)

[۱۳] آل عمران/سوره۳، آیه۵۹.

(مَثَل خلقت عیسى در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «موجود باش!» و بى درنگ موجود شد. بنابراین، ولادت عیسى بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.)

[۱۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۷.

۱.۱.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: این آیه شریفه هدف اصلى از ذکر داستان عیسى (علیه‌السلام) را به طور خلاصه بیان مى‌کند و در حقیقت اجمالى است بعد از تفصیل و این کار (یعنى خلاصه‌گیرى از گفتار، مخصوصا آن‌جا که پاى احتجاج در بین باشد) از مزایاى کلام شمرده مى‌شود و آیات این داستان هم به همین منظور یعنى به منظور احتجاج نازل شده و مى‌خواهد وضع نصارای نجران را که در آن ایام به مدینه آمده بودند، روشن سازد. و به همین جهت جاى آن بود که بعد از ذکر سرگذشت عیسى (علیه‌السلام) خلاصه‌اى از آن را به عنوان نتیجه‌گیرى ذکر نموده و بفهماند که کیفیت ولادت عیسى بیش از این دلالت ندارد که وى بشرى است نظیر آدم ابو البشر و خلقتش غیر معمولى است پس جایز نیست درباره وى سخنى زائد بر آن‌چه درباره آدم گفته مى‌شود، بیان گردد.
درباره آدم مى‌گوییم: او انسانى است که خدای تعالی او را بدون پدر و مادر آفریده است و در باره عیسى (علیه‌السلام) هم مى‌گوئیم: انسانی است که خداى تعالى او را بدون پدر آفریده. پس معناى آیه این است که: مثل عیسى نزد خدا و صفت و واقعیتى که او نزد خدا دارد و یا به عبارتى آنچه خود خداى تعالى (آفریدگار وى به دست خود) از خلقت او اطلاع دارد، این است که کیفیت خلقت او شبیه به خلقت آدم است و کیفیت خلقت آدم این بوده که اجزایى از خاک جمع کرد و سپس به آن فرمان داد که باش و آن خاک به صورت و سیرت یک بشر تمام عیار، تکون یافت، بدون اینکه از پدرى متولد شده باشد. پس از این بیان به حسب حقیقت، دو حجت و دلیل باز مى‌شود که تک تک آن دو براى نفى الوهیت عیسى (علیه‌السلام) کافى است.
حجت اول این‌که: عیسى مخلوق خدا است و خداى تعالى از کیفیت خلقت او آگهى دارد و جنابش هرگز در آگهى‌هایش به خطا نمى‌رود و او خبر داده که عیسى (علیه‌السلام) مخلوق من است، هر چند که پدر نداشته باشد و کسى که به دست دیگرى خلق شده باشد عبد است نه رب.
حجت دوم این‌که: در خلقت او چیزى زائد بر خلقت آدم نیست که باعث شود شما او را معبود بخوانید و اگر سنخ و کیفیت خلقت او مقتضى الوهیتش باشد، باید این اقتضا در آدم ع نیز باشد با اینکه مسیحیان آدم را معبود نمى‌دانند، پس باید در عیسى (علیه‌السلام) نیز ندانند، چون مماثلت این را اقتضا مى‌کند.
از آیه شریفه این معنا برمى‌آید که خلقت عیسى (علیه‌السلام) مانند خلقت آدم طبیعى و مادى است، هر چند که بر خلاف سنت جاریه الهى در نسل‌ها بوده، که هر نسلى در تکون و پیدایش خود نیازمند به پدر است و نیز از ظاهر عبارت برمى‌آید که جمله: فیکون حکایت حال گذشته است، پس ظاهر صیغه فیکون که براى آینده است منظور نیست، چون جریان گذشته را شرح مى‌دهد.

[۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۳۳۲.

[۱۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۱۲.

(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:

[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۰۰.

[۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۶۳.

)

۱.۳ – عیسی (آیه ۴۵ سوره آل عمران)

(إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَ الآخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ)

[۱۹] آل عمران/سوره۳، آیه۴۵.

(به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى (وجود با عظمتى‌) از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش «مسیح، عیسى پسر مریم» است؛ در حالى که در دنیا و آخرت، آبرومند و از مقرّبان الهى خواهد بود.)

[۲۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۵.

۱.۱.۱ – عیسی در المیزان و مجمع‌ البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: آن وجهى که مى‌توان به آن اعتماد نمود این است که لفظ مسیح در ضمن بشارتى که جبرئیل به مادرش داده بود آمده و قرآن آن بشارت را چنین حکایت نموده:

(إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ…)

، پس قبل از آن‌که آن جناب کورى را بینا کند و یا بیمارى را شفا دهد و اصولا به حکم این آیه قبل از ولادت، مسیح نامیده شده بود.
کلمه مسیح عربى کلمه مشیحا ى عبرى است که در کتب عهدین عبرى زبان آمده و به طورى که از آن دو کتاب استفاده مى‌شود، رسم بنی‌اسرائیل چنین بوده که هر پادشاهى تاجگذارى مى‌کرده، از جمله مراسم تاجگذارى این بوده که کاهنان او را با روغن مقدس مسح‌ مى‌کردند تا سلطنتش مبارک شود و به این مناسبت پادشاه را مشیحا مى‌گفتند، که یا به معناى خود شاه است و یا به معناى مبارک است.
از کتب بنى‌اسرائیل استفاده مى‌شود که عیسى (علیه‌السلام) را از این جهت مشیحا نامیدند که در بشارت آمدنش خوانده بودند، او به زودى در بنى‌اسرائیل ظهور مى‌کند و او بر ایشان حکم مى‌راند و منجى ایشان است، از آن جمله عبارت انجیل لوقا است که این معنا از آن به خوبى استفاده مى‌شود، در آن‌جا مى‌گوید: وقتى فرشته مریم در آمد و گفت: سلام براى تو اى کسى که سرشار از نعمت ربى، از نعمت مبارک او و تو در میان زنان، زنى مبارک هستى، مریم وقتى فرشته را دید معطل ماند که چه بگوید و این سلام که او کرد چه معنا دارد، فرشته گفت: اى مریم مترس که به نعمتى از ناحیه خدا ظفر یافتى و تو به زودى حامله مى‌شوى و پسرى میزایى و نامش را یسوع مى‌گذارى و این به زودى مردى عظیم مى‌شود که حتى او را پسر خداى على مى‌خوانند و رب به او کرسى داوود پدرش را خواهد داد و تا ابد بر بیت یعقوب حکمرانى خواهد نمود و ملک او آخر ندارد.
پس یهودیان از این بشارت فهمیدند که پیغمبرى که مژده‌اش را داده‌اند حکمرانى خواهد کرد و به همین جهت و به این بهانه بود که یهودیان از قبول دعوت و نبوت عیسى بن مریم (علیه‌السلام) تعلل ورزیدند، چون در عیسى بن مریم سلطنتى ندیدند و تا چندى که آن جناب در بین ایشان بود به سلطنت نرسید. و باز به خاطر وجود این عبارت در آن بشارت بود که بعضى از علماى نصارا و به تبع آنان بعضى از مفسرین اسلام در مقام توجیه بر آمده و گفته‌اند: منظور از ملک و سلطنت عیسى (علیه‌السلام) ملک معنوى است نه سلطنت ظاهرى و صورى. مؤلف قدس سره: این توجیه بعید نیست: از این

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.