پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در دوره پهلوی
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در دوره پهلوی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در دوره پهلوی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در دوره پهلوی :
منبع: مقتل جامع سیدالشهداء
مقالات مرتبط: تاریخچه عزاداری برای امام حسین.
پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در دوره پهلوی، از مباحث مرتبط با تاریخچه عزاداری برای امام حسین (علیهالسّلام) است. در دوره پهلوی، حکومت تلاش میکرد میراثهـای فرهنگی ایران را نابود، و فرهنگ غرب را جایگزین آن کند. یکی از مهمترین عناصـر فرهنگی ایران، مراسـم عزاداری بـرای امام حسین (علیهالسّلام) بود که به دستور رضاشاه طرح ممنوعیت کامل عزاداری در همه اشکال و ابعاد را در تمام ایران به اجرا درآمد، اما با مخالفت عامه مردم و روحانیون و علما مواجه شد.
پس از رضاشاه، محمدرضاشاه گرچه به مخالفت علنی با مجـالس عزاداری برنخاست، اما از روشهای دیگری مانند ترویج بیاخلاقی و غربزدگی برای مبارزه با اسلام و کمرنگ نمودن سنتهای مذهبی و مراسمات عـزاداری بهره گرفت.
فهرست مندرجات
۱ – مقدمه
۲ – نقشههای استعمار برای مبارزه با عزاداری
۳ – تظاهر رضاخان به دینداری پس از کودتا
۴ – عزاداری رضاخان برای مردمفریبی
۴.۱ – خاطرات عین السلطنه
۴.۲ – خاطرات یحیی دولت آبادی
۴.۳ – خاطرات آیت الله بدلا
۴.۴ – خاطرات محمدتقی فلسفی
۴.۵ – خاطرات عبدالله مستوفی
۴.۶ – خاطرات امام خمینی
۵ – زمینهسازی برای ممنوعیت عزاداری امام حسین
۵.۱ – محدودیت روضههای دولتی و اقسام عزاداری
۵.۲ – تغییر ظاهری عزاداری به مراسم کلیسا
۵.۳ – خرافه شمردن عزاداری
۵.۴ – ممنوعیت کامل عزاداری
۵.۵ – خاطرات آیتالله بدلا
۶ – واکنش مردم در مقابل ممنوعیت عزاداری
۶.۱ – برپایی مجالس زیرزمینی روضهخوانی
۶.۱.۱ – خاظرات سعید امانی
۶.۱.۲ – خاطرات آیت الله بدلا
۶.۱.۳ – خاطرات علی دوانی
۶.۲ – مبارزه علمای بزرگ با ممنوعیت عزاداری
۶.۲.۱ – مبارزات آیتالله شاه آبادی
۶.۲.۲ – ارسال کمکهای مالی
۶.۲.۳ – مبارزات آیتالله حائری
۷ – وضعیت عزاداری بعد از رضاشاه
۸ – پانویس
۹ – منبع
۱ – مقدمه
یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ ایران زمین، دوره سلطنت دو شاه پهلوی است. ایران در این دوران، وضعیتی نیمـه مـستعمره داشت و از لحاظ فرهنگی، در
بدترین وضعیت خود به سر میبرد. حکومت پهلوی تلاش میکرد میراثهـای فرهنگی ایران را نابود، و فرهنگ غرب را جایگزین آن کند. یکی از عناصـر فرهنگی ایـن مرز و بـوم، مراسـم عزاداری بـرای امام حسین (علیهالسّلام) است که رضاشاه پهلوی در مسیر تغییرات فرهنگی گستردهای که آغاز کرده بود، میخواست در آن نیـز دسـت ببرد.
۲ – نقشههای استعمار برای مبارزه با عزاداری
در دوره ناصرالدین شاه، حکومت اهتمام ویژهای به عزاداری در ایام محرم و صفر داشت. بعد از مشروطه دوم از آن رونق عزاداری تا حدی کاسته شد؛ اما احمدشاه در تلاش بود تا وضعیت سابق را زنده کند. برای همین، خود در مراسم عزاداری حاضر میشد و دولتمردان را نیز به شرکت در آن مراسم تشویق میکرد.
[۱] بدلا، حسین، هفتاد سال خاطره از آیتالله حسین بدلا، ص۱۶-۱۷.
در آستانه محرم ۱۳۳۸ قمری (۱۲۹۸ش)، ایران در اوج مبارزه با قرارداد ۱۹۱۹ بود. در ذیحجه ۱۳۳۷ قمری، محصلان تهرانی با انتشار اعلامیهای، از علما خواستند که فرمان سیاهپوش کردن مساجد را صادر، و مردم را به قیام بر ضد این قرارداد ترغیب و دعوت کنند. جمعی از وعاظ نیز در مجالس روضهخوانی در مسجد شیخ عبدالحسین (مسجد آذربایجانیها) بر ضد این قرارداد سخنرانی کردند.
[۲] مجله آینده، سال چهاردهم، ش۹ـ۱۲، آذر و اسفند ۱۳۶۷، ص۵۸۸.
[۳] فقیه حقانی، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال ششم، ش۲۱-۲۲، ص۵۲۲.
در پی اقدامات علما و با استقامت ملت ایران، قرارداد ۱۹۱۹ به شکست انجامید. از این رو استعمار سناریوی کودتا را برای این ملت طراحی کرد. با وقوع کودتای سـوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی (۲۲ فوریه ۱۹۲۰م) روند جدیدی در عرصه سیاسی ایران آغـاز شد، که به مرور زمان ابعاد مختلف آن برملا شد. حسن اعظـام قدسی (از رجـال دوره رضاخان) به نقل از یکی از دوستان خود که در دوره چهارم از خراسان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شده بود، رئوس برنامههای استعمار را در این روند بازگو میکند. نماینده خراسان در ملاقاتی که با کنسول انگلیس در مشهد داشته، از او درباره کودتای ۱۹۲۰ میلادی و اهداف آن پرسیده و کنسول چنین پاسخ داده است: «پس از شکست قرارداد ۱۹۱۹ از ناحیه نایب السلطنه چند ماده ذکر شده بود که برای آتیه ایران باید عملی و اجرا گردد…:
– از بین بردن روحانیون و ضعیف کردن آنان از راه اعمال و رفتار خودشان که در بین جامعه ایران است؛
– بر هم زدن بساط عزاداری که خود بزرگترین وسیله برای خنثی نمـودن سیاست استعماری دولت بریتانیا است؛
– گرفتن کارهای بزرگ از مردان مآلاندیش، و دادن به دسـت مـردان جـوان فرومایه بیایمان و تعصب».
[۴] اعظام قدسی، حسن، خاطرات من یا تاریخ صدساله ایران، ج۲، ص۱۵-۱۶؛
[۵] فقیه حقانی، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال ششم، ش۲۱-۲۲، ص۵۲۲-۵۲۳.
۳ – تظاهر رضاخان به دینداری پس از کودتا
استعمار برای اجرای گام به گام این سیاسـتهـا، رضاخان را برگزید. استعمار کـه بعـد از مشروطه دوم با سرکوب علما خیال میکرد آنها را از صحنه خارج کرده است، با شکست قرارداد ۱۹۱۹ مجدداً به قدرت بینظیر علما و مردم متدین پی برده بود؛ از این رو میدانست برای آنکه بتواند نقشههای خود را اجرا کند، نیاز به حمایت علما یـا حـداقل سکوت آنها دارد. بنابراین رضاخان نیز برای آنکه بتواند آن سیاستها را اجرا کند، باید ابتدا در بین علما و مردم موقعیت خوبی به دست میآورد؛ زیرا اگر علما، مردم و مجلس، از نیات واقعی او آگاه میشدند، او را در اجرای برنامههایش ناکام میگذاشتند (چنـان کـه در جریـان طـرح جمهوریخواهی او این کار را کردند). به همین دلیل رضاخان تلاش کرد بـا بـه کـارگیری سفارشهای لازم برای کسب وجهه مذهبی، راه خود را برای اقدامات بعدی هموار کنـد. او برای رسیدن به مقاصد خود و اجرای برنامههای بیگانگان، ابتدا تظاهر به دیانت کرد و در این راه آن قدر پیش رفت که خیلیها پنداشتند او در صدد ایجاد حکومت اسلامی است!
داود امینی در این باره مینویسد: «رضاخان در ماه رمضان برای اینکه توجه مردم را به دینداری خود جلب کند، به روزه گرفتن فرمان داد و کارکنان سازمانهای نظامی و انتظامی را به ادای فرایض مذهبی وادار کرد و حتـی بـه منظـور رعایت دقیـق مـوازین شرعی، ناظر شرعیات تعیین کرد».
[۶] امینی، داود، چالشهای روحانیت با رضاشاه، ص۷۸.
رضاشاه در همین مسیر پس از کودتای ۱۲۲۹ شمسی وقتی به فرماندهی لشکر قزاق منصوب شد، دو ورقه اعلامیه منتشر کرد که اولی دارای نه ماده بود و با جمله «من حکم میکنم» آغـاز مـیشـد. مـاده شـشم آن اعلامیه چنین بود: «تمـام مـغـازههـای شرابفروشی و عرقفروشی، تئاتر و سینما، فتوگرافها و کلوپهای قمار بایـد بـسته شود و هرکه مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد».
[۷] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۱، ص۲۳۶.
[۸] مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۳، ص۲۱۵.
بعد از شکست طرح جمهوریخواهی نیز، رضاخان در اعلامیهای که به نام دولت صادر کرد، با تجلیل از علما خود را مطیع روحانیت و طرف دار حکومت اسلامی نشان داد. در بخشهایی از این بیانیه آمده است: «لیکن از طرف دیگر چون یگانه مرام و مسلک شخصی من از اولین روز، حفظ و حراست عظمت اسلام و استقلال ایران و رعایت کامل مصالح مملکت بوده و هست… و چون من و کلیه آحاد و افراد قشون از روز نخستین، محافظـت و صیانت ابهت اسلام را یکی از بزرگترین وظایف و نصب العین خود قرار داده و همواره در صدد آن بودهایم که اسلام روزبه روز رو به ترقی و تعالی گذاشته و احترام مقام روحانیت کاملاً رعایت و محفوظ گردد…».
[۹] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج۲، ص۵۴۶-۵۴۷.
[۱۰] مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۳، ص۶۰۱.
۴ – عزاداری رضاخان برای مردمفریبی
رضاخان به خوبی فهمیده بود که بهترین راه برای تظاهر به دینداری و فریـب مـردم، شرکت در مجالس عزاداری برای امام حسین (علیهالسّلام) است. حسن اعظام قدسی در خاطراتش هنگام ذکر وقایع سال ۱۳۰۱ شمسی (۱۳۴۱ق) مینویسد: «سردارسپه پس از موفقیتهای فوقالذکر به فکر افتاد که حالا باید توجه مردم را به خود جلب و معتقد به خود نماید و بهترین راه هم اعمال مذهبی، خاصه عزاداری است که عامه طبقات متوجه خواهند گردید. من الاتفاق ماه محرم که عـمـوم مـردم مشغول عزاداری هستند و مجـالس در تمـام تهران دایـر است، سردارسپه روز دهم محرم (عاشورا) همراه با دسـتـه قـزاق با یک هیئت از صاحب منصبان در جلو و افراد با بیرقها و کتل با نظـم و تشکیلات مخصوص از قزاق خانه حرکت کردند و از میدان توپخانه، خیابان ناصریه به بازار آمده، صاحب منصبان در جلو و جلو آنهـا سردارسپه با یقه باز و روی سرش کاه و غالب آنها به سرشـان گل زده بودند و پای برهنه وارد بازار شدند و دسته سینهزن از افراد، چند قدم ایستاده، نوحهخوان میخواند و افراد سینه میزدند.
پر واضح است که مشاهده این حال در مردم خوشباور خالی از تاثیر نبـود و شخص وزیر جنگ از این پس بین عامه مردم، یک شخص مذهبی و مخصوصاً پابند به عزاداری که ایرانیان خیلی به آن علاقمند میباشند معرفـی شـده؛ و ایشان شبها نیز به مجالس روضه اصناف میرفت و در مجالس روضه آنـان شرکت میجست. بعضی از وعاظ و روضهخوانها روی منابر از او تعریف و او را دعا میکردند. مردم از زن و مرد متوجه میشدند که وزیر جنگ به روضه میآید و نویسنده خـود، چه در خیابان ناصـریه و چه در مسجد شیخ عبدالحسین (ترکها) دسته قزاق را به طوری که ذکر شد (وزیر جنگ در جلو سینهزنها) مشاهده نمودم.
روز عاشورا هم پس از به هم خوردن دسته عزاداران قزاق، عدهای از آنان به زندان شهربانی ریختند و متجاوز از سیصد نفر از محبوسین را به زور متخلص کردند؛ و نیز شب یازدهم دسته قزاقها به بازار آمده، با در دست داشتن شمع، شام غریبان گرفته بودند و خود سردارسپه سر و پای برهنـه، شمع در دسـت گرفته و در مسجد جامع که متعلق به کاشـیهـا و مسجد شیخ عبدالحسین (ترکها) که از بزرگترین مجالس روضه آن روز بود آمدند و یک دور، دور مجلس گشتند؛ و نیز در قزاقخانه مجلس روضه دایر بود. از تمـام مـحـلات تهران و شمیرانات به آن مجالس میرفتند».
[۱۱] اعظام قدسی، حسن، خاطرات من یا تاریخ صدساله ایران، ج۲، ص۵۱-۵۲.
۴.۱ – خاطرات عین السلطنه
عین السلطنه سالور در توصیف محرم آن سال مینویسد: «در مسجد شیخ عبدالحسین آقای دستغیب شیرازی نماینده مجلـس و میرزاعبدالله واعظ، وعظ میکردند و بیشتر، از سیاست و تدین اسلام میگفتند و از جراید بد میگفتند. در شب و روز عاشورا دسـتـههـای مفصلی حرکت کردند. در این سالها دستههای تهران از محلی، به صنفی تبدیل شده بود. هر یک از اصناف دستهای داشتند و دستهجمعی حرکت میکردند. تشریفات عزاداری کم، ولی بر سوگواری افزوده شده بود. سردارسپه نیز ناظر حرکت دستهها بود. دستههای ارتشی نیز با موزیک در حرکت بوده و به سر و سینه میزدند و میخواندند: «ز بیداد کوفی و از جور شامی چکد خون ز چشم نظامی!!»
در شب شام غریبان دستهجات شب غریب گرفته بودند که سابقاً در تهران معمول نبود. تمام افراد سینهزن یک شمع روشن دست گرفته، بچـه هـا جـلـو
بزرگها عقب، اشعار سوزناکی در غریبی اهل بیت میخواندند».
[۱۲] ر. ک: عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۸، ص۶۵۰۶-۶۵۰۰.
[۱۳] فقیه حقانی، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال ششم، ش۲۱ـ۲۲، ص۵۲۴-۵۲۵.
شنبه دهم محرم ۱۳۴۴ قمری: امروز عاشورا بود. من فقط جلو بازار خودمان ایستاده، تماشای دسته جات را میکردم. همـه خبرهـا همین جاسـت. دسـته نظامیان گذشت خیلی مبکی و باشکوه. اول کتل و یدک و سواره نیزه دار، بعـد موزیک و شاگردان مدرسه نظام، بعد پیاده نظام، توپخانه، سـواره همـه با سرهای باز، بعضی دستهجات لخت، صاحبمنصبان سربرهنه جلو، بعد اصناف متعلق به نظام از قبیل خباز، کفاش، خیاط. دو ذوالجنـاح هـم داشتند: یکی ترکها، یکی فارسها. ترک و فارس هم جدا بود. آنها فارسی و اینهـا ترکی نوحهسرایی میکردند. واقعاً رقتآور بود. در حقیقت از دیشب الی یک ساعت بعد از ظهر. بلافاصله از اینجا دستهجات سینهزن گذشت…. فقـط زنهـا در خیابانها حق توقف داشتند؛ اما مردها را چرا در سبزه میدان راه نمیدادند، یکی از اسرار بود و مکتوم ماند. از شب هم دستهجات شـب غـریـب شـروع میشود تا صبح. بلدیه امروز به حال مردم شفقت کرده، فاصـلـه بـه فـاصـله «دوسکومی» آب گذاشته بود».
[۱۴] عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۹، ص۷۳۰۷.
[۱۵] فقیه حقانی، موسی، «محـرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال ششم، ش۲۱-۲۲، ص۵۲۸.
۴.۲ – خاطرات یحیی دولت آبادی
یحیی دولت آبادی (از مشاوران مخصوص رضاخان) نیز مینویسد: «ماه محرم رسیده است و در اداره قشونی روضهخوانی میکنند. شاه به ملاحظه سردارسپه به مجلس روضهخوانی نظامیان آمـده اسـت و در غرفهای روی صندلی نشسته و در کنار این غرفه چند تن از روحانیان نشستهاند. سردارسپه هم با مشیرالدوله رئیس الوزرا اندکی دورتر؛ نگارنده به کرسی شاه از همـه نزدیک تر است…».
[۱۶] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۴، ص۲۹۹.
داود امینی در این باره مینویسد: «وی (رضاخان) در نمایشی مذهبی در مراسم عزاداری ماه محرم شرکت کرد، پیشاپیش دستههای سینهزنی حرکت نمود، پای خویش را برهنه ساخت و کاه و گل بر سر ریخت. در حالی که سردارسپه بود، در مراسم شام غریبان دسته قزاقها شرکت، و با بازوبند مشکی، سـری برهنه و شمعی در دست به نوحهسرایی و سوگواری پرداخت».
[۱۷] امینی، داود، چالشهای روحانیت با رضاشاه، ص۷۸-۷۷.
۴.۳ – خاطرات آیت الله بدلا
آیت الله بدلا (از علمای بزرگ و مشهور قم) نیز در خاطرات خود درباره مراسـم عزاداری در تهران مینویسد: «یکی از خاطراتی که… به یاد دارم، مربوط به ایام عاشوراست…. یک بار در شب شام غریبان اطلاع دادند که دستهای از قزاق هـا قـرار است در مراسم روضه شرکت کنند…. معروف بود که میگفتند در این دسته یک سـر سـوزن ضعف و سستی و بینظمی وجود ندارد. خـود رضاخان مانند فرفره به همه جای ستون سر میزد و در حالی که در عزای امام حسین (علیهالسّلام) گل به پیشانی مالیده بود قزاقها را مرتب میکرد… . دسته قزاقها با شمعی که افرادشان به نشانه عزای امام حسین (علیهالسّلام) در شام غریبـان بـه دسـت داشـتند، وارد شدند و دقایقی بعد نشستند. رضاخان مقابل آقا سید کمال الدین (یکی از علمای بـزرگ تهران) روی زمین نشست و گفت: «این قزاقها همه، یاران شما و امام زمان هستند و آمدهاند تا سر بسپارند و از دعای خیر شما بهره مند شوند. دعا کـنیـد خدا توفیق دهد تا اینها به اسلام و مملکت خدمت کننـد. مـا که وارد بیـت علمـا میشویم، هدفمان این است که وابستگی خودمان را به مردم و علما اثبات کنیم».
خلاصه رضاخان مضمون این جملات را با یک لحن عـوامفریبانـه بـه زبـان آورد. آن سنوات، قریب سه یا چهار سال قبل از حکومت و سلطنت رضاخان بود و من دوازده الی سیزده سال سن داشتم…. رضاخان برای جلـب افکـار عمومی، مجلس روضه مفصلی را در قزاقخانه و در یک جای وسیع برپا میکرد. وقتی از قسمت شمال غربی میدان توپخانه خارج میشدی، به یک فضای وسیع و بیابان گونهای میرسیدی که به آن، میدان مشق میگفتند. ایـن میدان در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، امام حسین (علیهالسّلام) یک پارچه سیاه پوش و عزادار میشد و وعاظ و خطبای برجسته به منبر میرفتند و روضه میخواندند و میزبانان جلسه هم، که قزاقها بودند، از مردم به خوبی پذیرایی میکردند. این محافل و مجالس، باعث رونق کار قزاقها شد و رضاخان هـم کارش بالا گرفت و به سردستگی تمام قزاقهای ایران منصوب، و با لقـب «سردارسپه» مشغول به کار شد».
[۱۸] بدلا، حسین، هفتاد سال خاطره از آیتالله حسین بدلا، ص۲۵.
۴.۴ – خاطرات محمدتقی فلسفی
مرحوم حجتالاسلام فلسفی، واعظ شهیر نیم قرن اخیر ایران، نیز در خاطراتش نوشته است: «یک بار او (رضاخان) را دیدم که داخل جمعیت عزاداران بود. یک دانه شـمع در دست گرفته و یک تکه مقوای گردی را سوراخ کرده بود که اشـک شـمع در آن جاری شود و روی دستش نریزد که بسوزد. او را در حالی دیدم که شمع گچی، نصف شده و سوخته بود، ولی نصف دیگر شمع میسوخت و او همراه جمعیت میرفت».
[۱۹] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، ص۷۵.
با توجه به شناختی که بسیاری از مردم تهران دورادور از شخصیت رضاخان داشتند، این عمل او و سایر قزاقها برای آنان بسیار تعجبآور و دور از انتظـار بـود و بسیاری از مردم که خبر از وقایع پشت پرده نداشتند، گمانه زنیهـای اغراقآمیزی درباره او داشتند؛ چنان که عین السلطنه مینویسد: «… خـود سـردار هـم سـر و پای برهنه بود. به همه مساجد رفته بود و بسیار جالب توجه واقع گردید. حقیقتـاً تـهـران هـمـان طور که مرکز مملکت است، مرکز عزاداری هم هست، و این حقیقتاً معجزه امـام اسـت؛ زیرا به تمام ارکان و جوارح مذهب ما در این سنوات خلـل وارد شـده، جـز بـه عـزاداری حضرت خامس آل عبا».
[۲۰] عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۸، ص۶۵۰۶.
چنان که از عبارت عین السلطنه برمی آید، او از شرکت کردن امثـال سردارسپه در عزاداری آن سال شگفت زده شده است؛ زیرا میبیند با وجود هجمههای متعددی که به دین اسلام از طرف مطبوعات و ارکان دولتی میشود و دست علما از سیاست کوتاه شده، دستههای عزاداری دوباره عظمت دیرینه خود را بازیافتـه انـد و افرادی در دسته عزاداری امام حسین (علیهالسّلام) شرکت میکنند که پیشتر آن را مسخره میکردند و حتی او مشاهده میکند کسانی آن سال در عزاداری شرکت میکنند که اصلاً مسلمان نیستند و اعتقادی به دین اسلام ندارند و او این اتفاق را معجزه امام زمان را میداند که اینها را به طرف دیانت کشانده است.
۴.۵ – خاطرات عبدالله مستوفی
عبدالله مستوفی نیز نقل میکند: «این اقدامات… به قدری سردارسپه را در نظر عامـه آخوندان و آخوندمنشان محبوب کرد که مجلسیان را هم که هیچ معتقد به این کارها نبودند، به فکر باز کردن دکان وجاهت در بغل دکان سردارسپه انداخت و آنها هم از ۱۱ تا ۱۳ محرم به مباشرت ارباب کیخسر زرتشتی در مجلس، عزاداری برپا کردند و مثل سردارسپه طاقه شال به علمهای دسته محلات بستند… و اگر موقع نگذشته بود شاید دسته هم راه میانداختند».
[۲۱] مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۳، ص۴۶۲.
این گونه رفتارها برای مردم عادی این تصور را پیش میآورد که کودتاگران در صـدد تشکیل حکومت اسلامی برآمدهاند. البته علمای آگاه و بیـدار آن زمان هماننـد مـرحـوم مدرس و آیتالله شاه آبادی، از نیات پلید رضاخان آگاهی یافته بودند؛ چنان که مرحـوم آیت الله شاه آبادی بارها به آیتالله مدرس گفته بود: «این مردک الآن که به قدرت نرسیده است چنین به دستبوس علما و مراجع میرود و تظاهر به دینداری میکند و از محبت اهل بیت دم میزند؛ لکن به محض آنکه به قدرت رسید، به علما پشت میکند و اول کسی را هم که لگد خواهد زد خود شما هستید».
[۲۲] هیئت تحریریه مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، آسمانی، ص۱۱۳.
۴.۶ – خاطرات امام خمینی
امام خمینی (رحمهاللهعلیه) که خود ناظر اقدامات رضاخان بود، در این باره میفرماید: «من از همان زمان کودتای رضاخان تا امروز شاهد همه مسائل بودهام. رضاخان آمد و ابتدا با چاپلوسی و اظهار دیانت و سینه زدن و روضـه به پا کردن و از این تکیه به آن تکیه رفتن در ماه محرم، مردم را اغفال کرد. پس از آنکه مستقر شد حکومتش، شروع کرد به مخالفت با اسلام و روحانیین؛ به طوری که مجالس روضه ما هیچ امکان نداشت که منعقد بشود.
[۲۳] امام خمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، ج۷، ص۲۴۹، تاریخ سخنرانی: ۱۳۵۸/۲/۲۲.
رضاخان بعد از اینکه کودتا کرد و آمد تهران را گرفت بـه صـورت یک آدم مقدس اسلامی خدمتگزار به ملت درآمد؛ حتی در جلسههایی که در محرم انجام میگرفت در تکیههای زیادی که در تهران بود، آن وقت میگفتند او میرود و شرکت میکند، و دستهجاتی که از نظامیها در تهران بیرون میآمد مـن خـودم دیدهام و مجلس روضهای که از طرف خود رضاخان با شرکت خودش تاسیس میشـد من یکیش را خودم دیدهام. این بود تا وقتی حکومتش مستقر شد. اغفال کرد ملت را؛ اغفال کرد همه قشرها را تا اینکه جای پایش محکم شد».
[۲۴] امام خمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، ج۱۲، ص۳۲۸، تاریخ سخنرانی: ۱۳۵۹/۳/۳.
[۲۵] معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تاریخ معاصر از دیدگاه امام خمینی، ص۸۲.
۵ – زمینهسازی برای ممنوعیت عزاداری امام حسین
رضاشاه، که تا پیش از رسیدن به سلطنت با شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (علیهالسّلام) تلاش داشت نزد مردم وجههای مذهبی کسب کند، پس از رسیدن به سلطنت، ناگهـان تغییر رویه داد. نخستین نشانههای محدودیت عزاداری از سال ۱۳۰۴ شمسی ظاهر شد؛ به این ترتیب که چهل روز قبل از محرم ۱۳۴۴ قمری، رضاخان به آذربایجان سفر کرد و در ۱۹ خرداد ۱۳۰۴ شمسی وارد تبریز شد. هنگام اقامت وی در تبریز شـبنـامـههـایی از طرف وابستگان به دربار پخش شد که در آن از «حضرت اشرف» خواسته شـده بـود حدی برای روضه و ایام آن معین شود. رضاشاه با انتشار این شبنامهها میخواست وانمود کند که محدود کردن عزاداری خواست ملت است. مردم و علمای آگاه تبریز نیز که به نیات واقعی نظام از پخش این شبنامهها پی برده بودند، برای آنکه آنان را در رسیدن ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
