پاورپوینت کامل طَعْم (مفردات‌قرآن)


در حال بارگذاری
18 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل طَعْم (مفردات‌قرآن) دارای ۱۰۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طَعْم (مفردات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل طَعْم (مفردات‌قرآن) :

منبع: طَعْم (مفردات نهج البلاغه (جلد ۴))

مقالات مرتبط: طعام (لغات‌قرآن)، طَعْم (مفردات‌نهج‌البلاغه)، طعام.

طَعْم (به فتح طاء و سکون عین) از واژگان قرآن کریم به معنای طعام خوردن و نیز به معنی مزه آمده است.
طعام که مصدر بوده به معنی طعام خوردن و نیز به معنی خوردنی است‌.
در قرآن آیاتی نسبت به حلال بودن طعام اهل کتاب و همچنین نکاح با زنان آن‌ها آمده است.
مفسران مفصلا به بحث آن پرداخته‌اند.
مشتقات طَعْم که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

طَعِمْتُمْ‌ (به فتح طاء و کسر عین) به معنای طعام خوردید؛

طَعْمُهُ‌ (به فتح طاء و سکون عین) به معنای طعم آن؛

یَطْعَمْ (به فتح یاء و سکون طاء) به معنای می‌نوشد؛

طَعامٌ‌ (به فتح طاء) به معنای طعامی؛

طَعِمُوا (به فتح طاء) به معنای خورده اند است.

فهرست مندرجات

۱ – معنای طَعْم
۲ – کاربردها
۲.۱ – طَعِمْتُمْ‌ (آیه ۵۳ سوره احزاب)
۲.۲ – طَعْمُهُ‌ (آیه ۱۵ سوره محمد)
۲.۳ – یَطْعَمْهُ‌ (آیه ۲۴۹ سوره بقره)
۲.۴ – طَعامٌ‌ (آیه ۳۶ سوره حاقه)
۲.۵ – طَعِمُوا (آیه ۹۳ سوره مائده)
۲.۶ – طَعامٍ‌ (آیه ۶۱ سوره بقره)
۲.۷ – طَعاماً (آیه ۱۹ سوره کهف)
۲.۸ – طَعامِ‌ (آیه ۳۴ سوره حاقه)
۲.۹ – طَعامِ‌ (آیه ۳ سوره ماعون)
۲.۱۰ – طَعامُهُ‌ (آیه ۹۶ سوره مائده)
۲.۱۱ – طَعام (آیه ۵ سوره مائده)
۲.۱۱.۱ – طعام اهل کتاب
۲.۱۱.۲ – زنان اهل کتاب‌
۳ – طعام از نظر روایات‌
۴ – پانویس
۵ – منبع

۱ – معنای طَعْم

طَعْم

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۲۱۳-۲۲۳.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۱۹.

[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۶، ص۱۰۵.

به معنای طعام خوردن است.
«طَعِمَ‌ طَعْماً و طَعَاماً: اَکَلَهُ»

[۴] شرتونی، سعید، أقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۳، ص۳۷۴.

به معنای مزه مثل شوری و شیرینی آمده است.
طعام مصدر به معنی طعام خوردن و خوردنی است.

۲ – کاربردها

به مواردی از طَعْم که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ – طَعِمْتُمْ‌ (آیه ۵۳ سوره احزاب)

(فَاِذا طَعِمْتُمْ‌ فَانْتَشِرُوا)

[۵] احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.

«پس چون در خانه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) طعام خوردید متفرق شوید.»

[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۵۰۵.

[۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۳۳۷.

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۱۶۱.

[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۶.

۲.۲ – طَعْمُهُ‌ (آیه ۱۵ سوره محمد)

(وَ اَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ‌)

[۱۰] محمد/سوره۴۷، آیه۱۵.

(و نهرهایى از شیر که طعم آن دگرگون نگشته است.)

[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۰۸.

[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۳۵۱.

[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۳۳.

[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۵۸.

[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۵۲.

طعم در این آیه به معنی مزه است.

۲.۳ – یَطْعَمْهُ‌ (آیه ۲۴۹ سوره بقره)

به‌ نظر بعضی طعم در آشامیدن نیز به کار می‌رود این آیه‌ را شاهد آورده‌اند که طالوت به لشکریان خویش گفت:

(فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ‌ یَطْعَمْهُ‌ فَاِنَّهُ مِنِّی اِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَهً بِیَدِهِ)

[۱۶] بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.

«هر که از آن نهر بنوشد از من نیست و هر که ننوشد از من است.»

[۱۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۴۴۲.

[۱۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۹۲.

[۱۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۹۰.

[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۶۱۷.

۲.۴ – طَعامٌ‌ (آیه ۳۶ سوره حاقه)

(وَ لا طَعامٌ‌ اِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ)

[۲۱] حاقه/سوره۶۹، آیه۳۶.

(و نه طعامى، جز از چرک و خون.)

[۲۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۸.

[۲۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۶۶۹.

[۲۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۴۰۱.

[۲۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۲۸۰.

[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۳.

می‌توان این آیه‌ را نیز شاهد آورد، بنابر آن‌که غسلین چرک و مایع است. ولی شیخ طبرسی (رحمهاللّه‌)

(«لَمْ یَطْعَمْهُ»)

را چشیدن معنی کرده

[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۴۷.

و در کتب لغت آمده:
«طَعِمَ‌ الشَّیْ‌ءَ طَعْماً: ذَاقَهُ»

[۲۸] حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم، ج۷، ص۸۵.

معنی آیه چنین می‌شود: «هر که آن‌را نچشد از من است.»

در تفسیر المیزان و تفسیر المنار نیز چشیدن گفته‌اند.

[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۱۳.

[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۳۴۲.

[۳۱] رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۷، ص۵۹.

علی هذا

(«اِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ»)

استثنا است از

(«فَمَنْ شَرِبَ»)

یعنی: «هر که از آن بنوشد از من نیست مگر کسی که با دست بخورد، و هر که از آن نچشد از من است.»

وجود

(«مَنْ لَمْ‌ یَطْعَمْهُ‌…»)

میان مستثنی و مستثنی منه معنی کلام را عوض کرده، اگر آن نبود معلوم می‌شد که نوشندگان از طالوت نیستند و با دست خورندگان از او هستند، ولی با ملاحظه جمله فوق لشکریان سه گروه می‌شوند: خورندگان. نچشندگان. با دست خورندگان. گروه سوم از گروه اول خارج شده‌اند، ولی دخولشان به گروه دوم معلوم نیست، و محتمل بود که در جنگ استقامت نکنند.

[۳۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۹۲.

[۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۴۲.

و در آیه‌

(«اِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ»)

ظاهرا نظر به غذائیت آن است نه به مایع بودن، به دلیل آن‌که در آیه بعدی فرموده:

(لا یَاْکُلُهُ اِلَّا الْخاطِؤُنَ)

وگرنه «لا یشربه» می‌آمد.

۲.۵ – طَعِمُوا (آیه ۹۳ سوره مائده)

(لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِیما طَعِمُوا اِذا مَا اتَّقَوْا)

[۳۴] مائده/سوره۵، آیه۹۳.

(بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، گناهى در آن‌چه قبل از نزول حکم تحریم شراب خورده‌اند نیست؛ هرگاه تقوا پیشه کنند.)

[۳۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۳.

[۳۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۱۸۵.

[۳۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۲۵.

[۳۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۷۰.

[۳۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۷۲.

در این آیه اگر عدم جناح در خمر قبل‌ از تحریم باشد، آن وقت طعم در نوشیدن به کار رفته است.

شیخ طبرسی در تفسیر آن فرموده: این کلمه به اکل و شرب هر دو صالح است.

[۴۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۱۳.

ظاهرا

(«طَعِمُوا»)

را به معنی چشیدن گرفته چنان‌که اختیار تفسیر المیزان نیز همان است،

[۴۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۲۵.

[۴۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۱۸۵.

ولی در تفسیر اهل بیت (علیهم‌السّلام) به طعام حلال معنی شده است.

در مفردات و النهایه نقل شده که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره آب زمزم فرموده‌اند:
«اِنَّهَا طَعَامُ‌ طُعْمٍ‌ وَ شِفَاءُ سُقْمٍ.»
آن طعام خوردنی و شفای مرض است.

[۴۳] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۱۹.

ابن اثیر گوید: یعنی آبش شخص را سیر می‌کند.

[۴۴] ابن اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج۲، ص۴۷۷.

۲.۶ – طَعامٍ‌ (آیه ۶۱ سوره بقره)

(وَ اِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی‌ لَنْ نَصْبِرَ عَلی‌ طَعامٍ‌ واحِدٍ)

[۴۵] بقره/سوره۲، آیه۶۱.

(و نیز به یاد آورید زمانى را که گفتید: «اى موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم.)

[۴۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۹.

[۴۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۲۶۱.

[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۸۷.

[۴۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ص۱۹۳.

[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان،ص۲۵۵.

۲.۷ – طَعاماً (آیه ۱۹ سوره کهف)

(فَلْیَنْظُرْ اَیُّها اَزْکی‌ طَعاماً)

[۵۱] کهف/سوره۱۸، آیه۱۹.

(پس بنگرد کدام یک از آن‌ها غذاى پاکیزه‌ترى دارند.)

[۵۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۵.

[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۶۱.

[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۶۰.

[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۳۱.

[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۶.

در قرآن مجید ظاهرا طعام به معنای مصدری نیامده مگر در این آیه‌ که می‌شود گفت به معنای مصدر است.

۲.۸ – طَعامِ‌ (آیه ۳۴ سوره حاقه)

(وَ لا یَحُضُّ عَلی‌ طَعامِ‌ الْمِسْکِینِ)

[۵۷] حاقه/سوره۶۹، آیه۳۴.

(و هرگز بر اطعام مستمندان تشویق نمى‌نمود.)

[۵۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۷.

[۵۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۶۶۹.

[۶۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۶۸.

[۶۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۲۸۰.

[۶۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۳.

به‌نظر مجمع البیان در این آیه مضاف مقدر است یعنی:

(«لا یحض علی اطعام طعام المسکین»)

[۶۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۴۶.

در تفسیر الکشّاف بجای اطعام «بذل» مقدّر کرده است، و در سوره حاقّه ذیل آیه فوق گفته: در این آیه دو دلیل قوی است بر بزرگی گناه حرمان مسکین. یکی اینکه: عطف است بر کفر در آیه سابق، دیگری ذکر حضّ است نه فعل آن تا شخص بداند.
اگر ترک تشویق دیگران به طعام مسکین اینقدر بزرگ باشد ترک اطعام او از آن بزرگتر است.

[۶۴] زمخشری، جارالله، الکشّاف، ج۴، ص۶۰۵.

در لغت و تفاسیر، طعام به معنی اطعام پیدا نشد.
ناگفته نماند گفته‌اند: لفظ طعام در گندم غلبه دارد گرچه به هر خوردنی نیز شامل است، چنان‌که در مفردات، الصحاح و اقرب الموارد تصریح شده و در هر سه کتاب این حدیث از ابی‌سعید نقل شده:
«اِنَّ النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَمَرَ بِصَدَقَهِ الْفِطْرِ صَاعاً مِنْ‌ طَعَامٍ‌ اَوْ صَاعاً مِنْ‌ شَعِیرٍ.»

[۶۵] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۱۹.

[۶۶] جوهری، ابونصر، الصحاح‌ تاج اللغه و صحاح العربیه، ج۵، ص۱۹۷۴.

[۶۷] شرتونی، سعید، أقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۳، ص۳۷۵.

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در زکات فطره امر کردند که صاعی از گندم و یا صاعی از جو باشد.»
لفظ حدیث از مفردات است.

در النهایه گوید: به قول بعضی مراد از طعام در حدیث گندم و به قولی خرماست، ولی خرما بهتر است،

[۶۸] ابن اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج۳، ص۱۲۷.

که آن وقت اهل مدینه گندم کم داشتند.
در قاموس المحیط معنای اولی را گندم گفته است.

[۶۹] فیروزآبادی، مجدالدین، قاموس المحیط، ج۱، ص۱۱۳۳.

در تفسیر المیزان فرموده: در لسان العرب هست: اهل حجاز چون لفظ طعام را اطلاق کردند از آن فقط گندم قصد کنند و خلیل گفته در کلام عالی عرب طعام فقط گندم است.

[۷۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۰۴.

[۷۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۲۸.

۲.۹ – طَعامِ‌ (آیه ۳ سوره ماعون)

(وَ لا یَحُضُّ عَلی‌ طَعامِ‌ الْمِسْکِینِ)

[۷۲] ماعون/سوره۱۰۷، آیه۳.

(و هرگز بر اطعام مستمندان تشویق نمى‌نمود.)

[۷۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۷.

[۷۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۶۳۳.

[۷۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۶۸.

[۷۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی،ج۲۷، ص۳۰۵.

[۷۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۳۴.

۲.۱۰ – طَعامُهُ‌ (آیه ۹۶ سوره مائده)

(اُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ‌ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ)

[۷۸] مائده/سوره۵، آیه۹۶.

(صید دریایى و طعام آن براى شما و کاروانیان حلال است.)

[۷۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۴.

[۸۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۲۰۷.

[۸۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۱.

[۸۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۸۴.

[۸۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۰.

درباره این آیه گفته‌اند مراد از طعام بحر، حیواناتی است که به صورت مرده از دریا کنار می‌افتند.

[۸۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.

به قولی مراد میوه‌ها و حبوباتی است که با آب دریا بوجود می‌آیند.

[۸۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.

به قول بعضی: اگر گوئیم طعام مصدر است، یعنی شکار دریا و خوردن آن هر دو حلال می‌باشد بهتر است.

[۸۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.

ولی در تفسیر اهل بیت (علیهم‌السّلام) منظور از طعام بحر ماهی شور و خشکیده است که برای بعد ذخیره می‌شود، آن وقت مراد از «صید البحر» ماهی تازه می‌شود. در تفسیر عیاشی از حریز از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «قَالَ‌ اُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ‌ مَتاعاً لَکُمْ، قَالَ: مَالِحُهُ الَّذِی یَاْکُلُونَ.»

[۸۷] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۴۶.

از زید شحام نقل شده که از آن حضرت درباره آیه پرسیدم فرمود: «هی الْحِیتَانُ الْمَالِحُ وَ مَا تُزُوِّدَتْ مِنْهُ اَیْضاً وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ مَالِحاً فَهُوَ مَتَاعٌ.»

[۸۸] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۴۶.

مفسران شیعه به پیروی از ائمه (علیهم‌السّلام) آن‌را ماهی شور تفسیر کرده‌اند.

[۸۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۱.

[۹۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۲۰۷.

۲.۱۱ – طَعام (آیه ۵ سوره مائده)

(الْیَوْمَ اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ‌ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ وَ طَعامُکُمْ‌ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ.)

[۹۱] مائده/سوره۵، آیه۵.

(امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده؛ و همچنین طعام اهل کتاب، براى شما حلال است؛ و طعام شما براى آن‌ها حلال؛ و نیز زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما به آن‌ها کتاب آسمانی داده شده، حلالند.)

[۹۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۷.

[۹۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۳۲۶.

[۹۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۰۳.

[۹۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۱۴.

[۹۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۵۱.

این آیه قابل دقت و معرکه الاراء است‌.
ظاهر آیه آن است که مطلق طعام اهل کتاب اعم از ذبائح و غیره‌ بر مسلمین حلال است، ولی این در صورتی است که ظهور لفظ طعام در گندم نباشد، چنا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.