پاورپوینت کامل صِدّیقُون (لغاتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل صِدّیقُون (لغاتقرآن) دارای ۵۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل صِدّیقُون (لغاتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل صِدّیقُون (لغاتقرآن) :
منبع: پاورپوینت کامل صِدّیقُون (لغاتقرآن)
مقالات مرتبط: صدیقون (مفرداتقرآن)، صدق (مفرداتنهجالبلاغه)، صدق.
صِدّیقُون:
(أُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ)
[۱] حدید/سوره۵۷، آیه۱۹.
صِدّیقُون: جمع «صدّیق» صیغه مبالغه از «صدق» است.
صِدّیقُون به معنى کسى است که بسیار راستگوست.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، دار القلم، ص۴۷۸.
[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۵، ص۱۹۸.
فهرست مندرجات
۱ – ترجمه و تفسیر صِدّیقُون
۱.۱ – صِدّیقُون (آیه ۱۹ سوره حدید)
۱.۱.۱ – صِدّیقُون در المیزان و مجمع البیان
۱.۲ – صِدِّیقَه (آیه ۷۵ سوره مائده)
۱.۲.۱ – صِدِّیقَه در المیزان و مجمع البیان
۱.۳ – صادِقَ الْوَعْدِ(آیه ۵۴ سوره مریم)
۱.۳.۱ – صادِقَ الْوَعْدِ در المیزان و مجمع البیان
۱.۴ – صِدِّیقا (آیه ۵۶ سوره مریم)
۱.۴.۱ – صِدِّیقا در المیزان و مجمع البیان
۱.۵ – صِدِّیقا (آیه ۴۱ سوره مریم)
۱.۵.۱ – صِدِّیقا در المیزان و مجمع البیان
۱.۶ – صِدِّیقِین (آیه ۶۹ سوره نساء)
۱.۶.۱ – صِدِّیقِین در المیزان و مجمع البیان
۲ – صِدّیقُون در تفسیر نمونه
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – ترجمه و تفسیر صِدّیقُون
به مواردی از کاربرد صِدّیقُون در قرآن، اشاره میشود:
۱.۱ – صِدّیقُون (آیه ۱۹ سوره حدید)
(وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ)
[۴] حدید/سوره۵۷، آیه۱۹.
(کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند، آنها صدیقان و شاهدان نزد پروردگارشانند؛ براى آنان است پاداش اعمالشان و نور ایمانشان و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اهل دوزخند.)
[۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۴۰.
۱.۱.۱ – صِدّیقُون در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: مراد از جمله
(أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ)
این است که مؤمنین را به صدیقین و شهداء ملحق سازد و بفرماید: اینان نیز به آنان مىپیوندند، به قرینه اینکه فرمود: عند ربهم یعنى اینان نزد پروردگارشان صدیق و شهیدند و نیز فرمود:
(لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ)
یعنى اینان نیز اجر و نور آنان را دارند، پس معلوم مىشود هر چند در ظاهر آیه مؤمنین را صدیق و شهید خواند، ولى به قرینه دو جمله مذکور مىفهمیم که منظور این است که ملحق به صدیقان و شهداء هستند و با ایشان معامله آنان را مىکنند و نور و اجرى که به آنان مىدهند به اینان نیز مىدهند.
مراد از صدیقین کسانى هستند که ملکه صدق در گفتار و کردارشان سرایت کرده است، در نتیجه آنچه مىگویند انجام هم مىدهند، و آنچه مىکنند مىگویند، و شهدا عبارتند از کسانى که گواهان اعمال مردم در روز قیامتند، نه کشته شدگان در راه خدا.
در نتیجه مىفهمیم کسانى که ایمان به خدا و رسولان خدا دارند به صدیقان و شهدا مىپیوندند، و نزد خدا منزلتى چون منزلت آنان به ایشان مىدهند، و به حکم خدا (نه اینکه خودشان از نظر مقام با آنان برابر باشند، بلکه به حکم خدا) پاداش و نورى نظیر پاداش و نور آنان خواهند داشت.
[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۲۸۶.
[۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۶۲.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۲۳۱.
[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۳۵۹.
)
۱.۲ – صِدِّیقَه (آیه ۷۵ سوره مائده)
(مَّا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَهٌ کَانَا یَأْکُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الآیَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ)
[۱۰] مائده/سوره۵، آیه۷۵.
(مسیح فرزند مریم، فقط پیامبر خدا بود؛ پیش از وى نیز، پیامبرانى بودند؛ مادرش، زن بسیار راستگویى بود؛ هر دو، غذا مىخوردند؛ با این حال، چگونه ادعاى الوهیّت مسیح و پرستش مریم را دارید؟! بنگر چگونه نشانهها ى حق را براى آنها آشکار مىسازیم؛ سپس بنگر چگونه از حق منحرف مىشوند!)
[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۰.
۱.۲.۱ – صِدِّیقَه در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: محققا کسانى که گفتند: عیسى سومین خدا از سه خدا است، کافر شدند، چون هیچ معبودى به جز معبود یکتا نیست. مسیح پسر مریم به جز رسولى نبوده که قبل از او نیز رسولانى بودهاند و در گذشتهاند و مادرش (در ادعاى اینکه او را بدون شوهر زائیده) راستگو بوده، او و پسرش طعام مىخوردند، تو اى پیامبر ببین که چگونه آیات را براى این مردم بیان مىکنیم و سپس ببین که چگونه دروغها به ما مىبندند.
اگر از میان همه افعال، خوردن مسیح را به رخ مسیحیان کشید، براى این بود که خوردن از هر عمل دیگر بر مادیت و احتیاج او بیشتر دلالت مىکند و احتیاج و مادیت با الوهیت منافات دارند، چون هر کسى مىفهمد که شخصى که به خاطر طبیعت بشریش گرسنه و تشنه مىشود و با چند لقمه سیر و با شربتى آب سیراب مىگردد، از ناحیه خودش چیزى به جز حاجت و فاقه ندارد، حاجتى که باید دیگرى آن را برآورد، با این حال الوهیت چنین کسى چه معنایى مىتواند داشته باشد؟ آخر کسى که حاجت از هر سو احاطهاش کرده و در رفع آن حوائج نیاز به خارج از ذات خود دارد فى نفسه ناقص و مدبر به تدبیر دیگرى است و اله و غنى بالذات نیست، بلکه مخلوقى است مدبر به ربوبیت کسى که تدبیر او و همه عالم به وى منتهى مىشود.
[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۴۵۶.
[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۸۹.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۳۵.
[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۵۵.
)
۱.۳ – صادِقَ الْوَعْدِ(آیه ۵۴ سوره مریم)
(وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا)
[۱۶] مریم/سوره۱۹، آیه۵۴.
(و در این کتاب از اسماعیل نیز یاد کن، که او در وعدهاش صادق و رسول و پیامبرى بزرگ بود.)
[۱۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۰۹.
۱.۳.۱ – صادِقَ الْوَعْدِ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: مفسرین در اینکه این اسماعیل کیست اختلاف کردهاند، بیشتر
[۱۸] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۱۶، ص۱۰۴.
آنها گفتهاند که او فرزند ابراهیم خلیل الرحمن است و اگر او را تنها نام برده و از اسحاق و یعقوب نام نبرد براى این بوده که نسبت به خصوص او عنایت داشته است. و بعضى
[۱۹] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۱۶، ص۱۰۴.
گفتهاند: اسماعیل بن حزقیل یکى از انبیاى بنیاسرائیل است، چون اگر فرزند ابراهیم بود مىبایست اسحاق و یعقوب را هم نام مىبرد.
دلیلى که بیشتر مفسرین براى نظریه خود آوردهاند که به خصوص اسماعیل عنایت داشته حرف صحیحى نیست، زیرا اگر چنین بود جا داشت که نام وى را بعد از نام ابراهیم و قبل از داستان موسى ذکر کند نه بعد از داستان او ذکر کند.
[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۸۴.
در علل الشرائع به سند خود از ابن ابىعمیر و محمد بن سنان، از شخصى که نام برده، از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: اسماعیلى که خداى عز و جل در کتاب خود در بارهاش فرموده
(وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا)
اسماعیل (علیهالسلام) فرزند ابراهیم (علیهالسلام) نیست بلکه پیغمبرى دیگر از انبیاء بوده که خداى عزوجل به سوى قومش مبعوث نمود و مردمش او را گرفته و پوست سر و رویش را کندند، پس فرشتهاى نزدش آمده گفت: خداى عزوجل مرا نزد تو فرستاد تا هر امرى دارى اطاعت کنم، گفت: من باید به دیگر انبیاء اقتداء داشته و آنان را اسوه خود قرار دهم.
[۲۱] شیخ صدوق، علل الشرائع، ص۷۷.
مؤلف: این معنا را به سند خود از ابوبصیر از امام صادق (علیهالسلام) نیز روایت کرده که در آخر آن آمده: من باید حسین (علیهالسلام) را اسوه خود قرار دهم.
[۲۲] شیخ صدوق، علل الشرائع، ص۷۸.
در کتاب عیون به سند خود از سلیمان جعفری، از امام رضا (علیهالسلام) روایت کرده که فرمود: هیچ مىدانى چرا اسماعیل را صادق الوعد خواندند؟ عرض کردم: نه، نمىدانم. فرمود: با مردى وعده کرده بود، در همان موعد در آنجا حاضر شده تا یک سال به انتظارش نشست.
مؤلف: این معنا در کافى از ابن ابیعمیر از منصور بن حازم و از امام صادق (علیهالسلا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
