پاورپوینت کامل شیوههای رهبری (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شیوههای رهبری (فقه سیاسی) دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شیوههای رهبری (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شیوههای رهبری (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل شیوههای رهبری (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: رهبری (مقالات مرتبط).
شیوههای رهبری، به مجموعه روشها، فنون هدایت و اداره جامعه گفته میشود.
انواع رهبری شامل مستبدانه، دموکراتیک، حزبی، گروهی، فاشیستی، جامعهگرا و طبقاتی است.
رهبری مستبدانه بر تمرکز قدرت در یک فرد و کنترل غیرمشارکتی تکیه دارد.
رهبری دموکراتیک بر اراده مردم و احترام به آزادیهای فردی مبتنی است.
رهبری حزبی به تسلط حزب بر ساختارهای سیاسی و ایدئولوژیک اشاره دارد.
رهبری فاشیستی و جامعهگرا، نظامهای اقتدارگرایانه با کنترل کامل بر جامعه هستند.
رهبری طبقاتی بر مبنای مبارزه طبقاتی و دیکتاتوری پرولتاریا شکل میگیرد.
انواع دیگر رهبری بر اساس اهداف ایدئولوژیک، ملیگرایی یا استراتژیهای خاص سیاسی تعریف میشوند.
هر سبک رهبری تأثیر متفاوتی بر ساختار و کارکرد جامعه دارد.
فهرست مندرجات
۱ – معرفی شیوه رهبرى
۲ – اشکال و اقسام شیوه رهبری
۳ – رهبرى مستبدانه
۴ – رهبرى دموکراتیک
۵ – رهبرى حزبى
۶ – رهبرى گروهى
۷ – رهبرى فاشیستى
۸ – رهبرى جامعه گرا (توتالیتر)
۹ – رهبرى طبقه
۹.۱ – توجیه لنین براى رهبرى طبقهاى
۹.۲ – هدایت فکرى و مقابله با دین
۱۰ – رهبرى ماکیاولى
۱۰.۱ – اصول رهبرى ماکیاولى
۱۰.۲ – محدودیت و خطرات این رهبرى
۱۰.۳ – شرط پایدارى قدرت
۱۰.۴ – نگاه ماکیاولى به جمهورى و مردم
۱۰.۵ – تأثیر و کاربرى شیوه ماکیاولى
۱۱ – رهبرى ملى و ناسیونالیستى
۱۲ – رهبرى بر اساس دموکراسى ارشاد شده
۱۲.۱ – انقلاب و خطرات آن
۱۲.۲ – نقش فرصتطلبان و بازیگران چند چهره
۱۲.۳ – دموکراسى غرب و خطرات آن
۱۲.۴ – راهکار رهبران انقلابى
۱۳ – رهبرى جهانى با خصیصه امپریالیستى و استکبارى
۱۴ – رهبرى مکتبى براساس حاکمیت اصول
۱۴.۱ – نمونهها و انواع رهبرى مکتبى
۱۴.۱.۱ – رهبرى برمبناى ایدئولوژى نژادى
۱۴.۱.۲ – رهبرى مکتبى دولتى
۱۴.۱.۳ – رهبرى مکتبى جهانشمول بر پایه تفکر الحادى
۱۴.۱.۴ – رهبرى مکتبى جهانى براساس جهانبینى توحیدى
۱۴.۱.۵ – رهبرى انبیا
۱۵ – ویژگیهای رهبرى در ولایت فقیه
۱۵.۱ – پیوند رهبر با مکتب و مردم
۱۵.۲ – رابطه خدا با رهبر
۱۵.۳ – رابطه مردم با رهبر
۱۶ – پانویس
۱۷ – منبع
۱ – معرفی شیوه رهبرى
شیوه رهبرى تکنیک و روشى که در اداره کشور، عرصه سیاست، هدایت جامعه به عمل و اجرا گذاشته مىشود، شاخص شیوه رهبرى است.
شاید مشکل به توان شیوههاى رهبرى را به شکل جامع و مانعى تعریف و یا تقسیمبندى منطقى کرد.
۲ – اشکال و اقسام شیوه رهبری
از مطالعه نمونههاى تجربه شده آن مىتوان اشکال و اقسام متفاوتى را به دست آورد، که موارد زیر از جمله آنها است:
رهبری مستبدانه، رهبری دموکراتیک، رهبری حزبی، رهبری گروهی، رهبری فاشیستی، رهبری جامعهگرا (توتالیتر)، رهبری طبقاتی (مارکسیستی)، رهبری ماکیاولی، رهبری ملی و ناسیونالیستی، رهبری مبتنی بر دموکراسی ارشاد شده، رهبری جهانی با خصیصه امپریالیستی و استکباری و رهبری مبتنی بر مکتب و اصول ایدئولوژیک.
۳ – رهبرى مستبدانه
وقتى قدرت به صورت شخصى و در اختیار خواستهها و اراده شخص قرار مىگیرد، رهبرى متکى به چنین قدرتى مستبدانه مىشود و رهبر راه خود را مىرود و اراده تمایلات او محور حرکتها و تحولات مىشود.
رهبرى مستبدانه چون فاقد رابطه منطقى و اصولى با مردم است، ناگزیر ایجاد رفاه و بهرهگیرى از شیوههاى تهدید و تطمیع، اساس سیاست چنین رهبرى است.
۴ – رهبرى دموکراتیک
هرگاه قدرت ناشى شده از تشکل سیاسى جامعه، به اتکاى آراى عمومى، در اختیار رهبر یا رهبرانى قرار گیرد و رهبرى به صورت تجلى قدرت و حاکمیت مردم ظهور کند، رهبرى به شیوه آزاد و دموکراتیک عمل مىکند. که در آن حداکثر آزادىها براى نیل به اهداف اجتماعى و فردى منظور مىشود.
رهبرى دموکراتیک معمولا متکى به آراى عمومى، تأمین حقوق و آزادیهاى فردى است؛ ولى در عمل با مشکلات فراوانى مواجه مىشود که بر اثر شیوههاى نادرست تبلیغات و شرایط خاص اقتصادى، فرهنگى و سیاسى به وجود مىآید.
۵ – رهبرى حزبى
یک تشکیلات سیاسى با افکار و ایدهها و عقائد خاص، به طور معمول سعى بر آن دارد رهبرى سیاسى جامعه را به دست گیرد و با قبولاندن فکر و ایده خود در عمل قدرت را کسب کند و در نهایت در دولت شرکت فعال داشته باشد و یا بتواند دولت و حکومت را به دست گیرد.
احزاب باید به دستگاه رهبرى خویش حالت دموکراتیک بدهند و نیز باید رهبرى حزبى به شکل منطقى و با استفاده از شیوههاى درست، با صداقت، دلسوزى و احترام به افکار عمومى و برخورد سالم با مخالفان اعمال شود.
ولى گاه تکنیکهاى غلط و گمراهکننده مانند تحریف واقعیتها، جوسازىها، ایجاد بحرانهاى مصنوعى، قهرمانسازى و عوامل فشار، استفاده مىشود رهبرى حزب خواهدشد.
۶ – رهبرى گروهى
در رهبرى گروهى، قدرت به جاى یک فرد در دست تعداد معدودى متمرکز مىشود و تصمیمگیرىها و تعیین خط مشىها به صورت جمعى صورت مىگیرد.
رهبرى گروهى اختصاص به مدیریتهاى حزبى ندارد ولى اغلب با نوعى همبستگى، تشکیلات و اشتراک در یک سلسله نقطه نظرها همراه است.
رهبرى گروهى در نهایت به نوعى رهبرى متکى به اراده فرد منتهى مىشود و به تدریج قدرت اعضاى گروه به یکى از آنها منتقل مىشود.
رهبرى گروهى معمولا از حکومت اولیگارشی هوادارى مىکند.
۷ – رهبرى فاشیستى
هدف نهایى در این شیوه رهبرى استقرار یک رژیم دیکتاتورى و ضد پارلمانى است که اساس آن بر بزرگداشت دولت و دشمنى آشکار با دموکراسی، لیبرالیزم و سوسیالیزم قرار دارد.
این نهضت و ایدئولوژى اصلا ایتالیایى است ولى قبل از موسولینى نیز طرفدار داشته است.
رهبرى فاشیستى نه به امکان صلح پایدار اعتقاد دارد و نه به سودمندى آن؛ ولى سخت به قدرت بىهمتاى دولت پافشارى مىکنند و وسائل ارتباط عمومى را در انحصار دارد و در سیاست خارجى هدفهاى امپریالیستی را دنبال مىکند.
برخى رهبرى فاشیستى را به مفهوم قبول مشروعیت اشرافى دانسته و به این معنا تفسیر کردهاند که قدرت باید در دست گروه زبدگان و برترها باشد و کسانى صلاحیت به دست گرفتن قدرت عالى سیاسى را دارند که به سبب داشتن قریحه طبیعى و شایستگىهاى اکتسابى، امکان بیشترى را براى استفاده از قدرت عالى، دارا هستند.
[۱] دوورژه، موریس، احزاب سیاسى، ص۱۶۷.
۸ – رهبرى جامعه گرا (توتالیتر)
این شیوه رهبرى که مبتنى بر فلسفه اجتماعى اصاله الاجتماع است، نظارت قدرت عالیه (رهبرى دولت) را بر تمامى فعالیتهاى اقتصادى، اجتماعى، نظامى و سیاسى حاکم مىداند و با حذف تمامى نظارتهاى دموکراتیک و آزاد در جامعه، فقط حاکمیت یک حزب را مشروع مىشمارد.
توسل به قدرت براى سرکوبى مخالفان را تنها وسیله حفظ قدرت مىشمارد و تمامى نیروهاى جامعه را در جهت نیل به هدفهاى عمومى، حزب و دولت بسیج مىکند و استقلال فرد را از میان مىبرد.
[۲] قالیباف خراسانی، محمد، فرهنگ سیاسى، ص۶۶.
نقش فرد را در جامعه مانند نقش سلول در ادامه حیات بدن تلقى مىنماید، در کل منافع عمومى را دنبال مىکند، به حقوق و آزادىهاى فردى کمترین بها را قائل مىشود و همواره آن را فداى منافع و مصالح عمومى جامعه مىکند.
۹ – رهبرى طبقه
سیاست مبتنى بر بینش و فلسفه مارکسیسم، مبارزات طبقاتى را ضرورتى اجتنابناپذیر مىداند و معتقد است که این مبارزه در نهایت به دیکتاتورى و رهبرى طبقه پرولتر منتهى مىشود.
از نظر کارل مارکس، دولت و رهبرى سیاسى جز دیکتاتوری انقلاب طبقه پرولتر نیست و صحبت از یک رهبرى تودهاى و آزاد به طور کامل بىمعنا است.
تا هنگامى که طبقه پرولتاریا به ارکان دولت نیاز دارد.
رهبرى طبقهاى هدفش آزادى نیست، بلکه سرکوب مخالفان، عمدهترین سیاست آن است؛ وقتى طبقه نباشد دولت هم نخواهد بود.
[۳] رایت میلز، چارلز، مارکس و مارکسیسم، مترجم: محمد رفیعی مهرآبادی، ص۲۷۴.
۹.۱ – توجیه لنین براى رهبرى طبقهاى
لنین در توجیه رهبرى طبقه پرولتاریا که منجر به قطع ید دیگر سازمانهاى سیاسى در امر رهبرى مىشد، گفت:
«بله این نوع دیکتاتورى را بدین اعتقاد پاى بند هستیم و نمیتوانیم نظر دیگرى را بپذیریم، چون این حزب کمونیست است که در عرض چندین دهه توانسته است موقعیت پیشاهنگ خود را به دست آورد و نماینده تمام کارگران کارخانهها و کارگاهها باشد و در واقع نماینده پرولتاریاى صنعتى باشد.»
[۴] لوساژ، میلان، نظام سیاسى اتحاد جماهیر شوروى و اروپاى شرقى، ص۲۹.
مکتب مارکسیسم براى راهاندازى رهبرى پرولتاریا و تثبیت رهبر حزب همراهى این طبقه را لازم دارد، والا این نوع رهبرى، وکالت بدون موکل خواهد بود.
۹.۲ – هدایت فکرى و مقابله با دین
براى همراه کردن طبقه پرولتاریا احتیاج به هدایت فکرى و بالأخره جایگزین کردن ایدههاى فلسفى خود در فکر و وجدان این طبقه دارد و در این راه افکار و عقائد دینى نیرومندترین عامل مخالف است.
از اینرو مارکس تأکید داشت که باید دین را براندازیم و براى این کار باید منابع ایمان و دین تودهها را با مفاهیم مادىگرا توضیح داد و ریشههاى اجتماعى دین را به نیروى بىامان سرمایه پیوند داد!
[۵] رایت میلز، چارلز، مارکس و مارکسیسم، مترجم: محمد رفیعی مهرآبادی، ص۲۸۴.
بىشک توسل به اینگونه شیوهها و چارهجویىهاى ناسالم به منظور شست و شوى مغزى، ارزش رهبرى را تا سرحد یک تاکتیک ماکیاولى براى رسیدن به قدرت پایین مىآورد.
۱۰ – رهبرى ماکیاولى
نیکولو ماکیاولى سیاستمدار ایتالیاى (۱۵۲۷-۱۴۶۹ م) در کتابى به نام شهریار، نوعى رهبرى و روشهاى چندارزشى را در سیاست به منظور رسیدن به هدف مطرح کرده است که بعدها به نام رهبرى شیوه ماکیاولى معروف شده است.
بنیاد ماکیاولیزم بر جدایى سیاست از ارزشهاى اخلاقى و تجویز هرنوع عمل براى رسیدن به اهداف سیاسى است.
۱۰.۱ – اصول رهبرى ماکیاولى
وى معتقد بود بدون شرارت هرگز قدرت نه به دست مىآید، نه حفظ مىشود و گاه رسیدن به قدرت و یا حفظ قدرت، اعمال زور، حیله، تزویر، خیانت، تقلب، دروغ، پیمانشکنى و بیرحمى را ایجاب مىکند.
رهبرى هنگامى موفق است که از تمامى این ابزار استفاده کند؛ زیرا همواره هدف وسیله را توجیه مىکند.
۱۰.۲ – محدودیت و خطرات این رهبرى
این نوع رهبرى در نهایت گور خود را به دست خویش مىکند. چنانکه رهبر نمونه ماکیاولى چزاره بورجا (سزار بورژیا) که مظهر کامل زور و حیلهگرى بود، در سن ۳۱ سالگى از راه همان زور و تزویر از میان برداشته شد و ناکام مرد.
وسائل و ابزارى که ماکیاولى توصیه مىکند بىشک ممکن است رهبرى را به قدرت برساند، ولى نمىتواند آن را حفظ و مستمر گرداند.
۱۰.۳ – شرط پایدارى قدرت
قدرتى پایدار مىماند که جایگاه حق داشته باشد؛ زیرا زور هیچگاه موجد و مولد حق نیست.
و اگر مرور توانسته است بماند بدان دلیل بوده است که کسانى توانستهاند آنرا تبدیل به حق کنند و تا ماهیتشان مکشوف نشده پایه اقتدارات خویش را تحکیم کنند.
۱۰.۴ – نگاه ماکیاولى به جمهورى و مردم
مىگویند ماکیاولى خود طرفدار نظام جمهورى و حکومت مردم بر مردم بوده و معتقد بوده است که انتخاب مردم بهترین انتخابها و تشخیص و رأى آنها به طور سحرآمیزى همواره با واقعیتها مطابقت داشته است و در کتاب شهریار نیز یادآورى مىکند که وى اطمینان ندارد یک انسان با فضیلت این وسائل را به کارگیرد.
۱۰.۵ – تأثیر و کاربرى شیوه ماکیاولى
ولى در هر حال شیوه پیشنهادى وى سالها مورد استفاده بسیارى از رهبران و احزاب سیاسى مادى گرا قرار گرفت و خسارتهاى جبرانناپذیرى را براى ملتهاى ستمدیده به بارآورد.
۱۱ – رهبرى ملى و ناسیونالیستى
بنیاد رهبرى ملى بر ایجاد وفادارى و علاقه و عشق به پیوندها و عناصرى است که ملت را همبسته و متحد مىکند.
رهبرى ملى سعى بر آن دارد که به عناصرى مانند نژاد، زبان، سنتها، فرهنگهاى ملى و تاریخ مشترک اهمیت بیشترى داده و آن را بر دیگر ارزشها ترجیح دهد.
به طور معمول در شرایط اشغال نظامی کشور و یا به خطر افتادن وحدت، همبستگى ملى و تمامیت ارضى یک کشور، این نوع رهبرى شکل مىگیرد و رهبرى ملى با تکیه بر پیوندهاى ملى روح فداکارى، ایثارگرى را احیاء و نیروى دفاعى را تقویت مىکند.
با درهم شکستن امپراطوریهاى بزرگ، ملىگرایى و رهبرى ملى رشد یافت و در دوران استعمار جدید به صورت شیوه مدرنى براى سوق دادن ملتها به آرمانگرایى و دور ماندن از واقعیتها و به زنجیر کشیدن آنها استفاده شد.
۱۲ – رهبرى بر اساس دموکراسى ارشاد شده
دموکراسى ارشاد شده، سیاستى بود که برخى از رهبران سیاسى براى اداره کشورهاى از بند رسته و آزاد شده خود انتخاب کردند، تا براى مقابله با توطئههاى خارجى و نا آگاهىهایى که در میان ملتهاى تازه رهایى یافته وجود دارد، راه میانهاى را بینابین دیکتاتورى و دموکراسی مطلق و بىدر و پیکر اتخاذ کنند.
۱۲.۱ – انقلاب و خطرات آن
در کشورهایى که نظامهاى وابسته با حرکتهاى انقلابى سرنگون مىشود، حرکت انقلابى همچون آب صاف و زلالى است که آرام مىجوشد و در مسیر جویبار، روان مىشود.
اما در طول راه بنا به شتاب فزایندهاى که دارد خار، خاشاک و انگلهاى زیادى نیز خود را در جهت جریان آب قرار مىدهند، تا آنجا که آب زلال و گوارا به لجن عفنى مبدّل خواهد شد.
۱۲.۲ – نقش فرصتطلبان و بازیگران چند چهره
با اوج پیروزى انقلابها، خیل انبوه ابن الوقتهاى فرصتطلب و بازیگران سیاسى چند چهره و حرفهاى بر کاروان انقلاب مىپیوندند و با استفاده از امکانات گوناگون، فاصله بین رهبرى انقلاب و توده مردم از بند رها شده را پر مىکنند و به اتکاى آزادىهاى موجود گاه تا رأس هرم قدرت نیز پیش مىتازند و آنگاه که به قدرت رسیدند، نقاب از صورت برمىگیرند و به جان فرزندان انقلابى مىافتند و سرانجام دست به تحریف و مس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
