پاورپوینت کامل شیخ انصاری (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شیخ انصاری (فقه سیاسی) دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شیخ انصاری (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شیخ انصاری (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل شیخ انصاری (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: شیخ انصاری (مقالات مرتبط).
شیخ انصاری (۱۲۱۴–۱۲۸۱ هـ.ق)، از برجستهترین فقهای شیعه و مرجع عالی قدر عصر خود بود.
وی در دزفول متولد شد و تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدر و عموزادهاش گذراند.
در نوجوانی برای تکمیل علوم دینی به کربلا و نجف سفر کرد و از محضر فقهای برجسته آن دوران بهره برد.
سفرهای علمی او به ایران شامل کاشان، تهران، مشهد و اصفهان بود که در آنها از محضر علما و استادان مشهور بهرهمند شد.
پس از وفات استادان برجسته، در نجف اقامت گزید و به تدریس و تربیت طلاب مشغول شد.
از سال (۱۲۶۶ هـ.ق) تا زمان وفاتش ریاست حوزه علمیه نجف و یگانگی مرجعیت شیعیان جهان را بر عهده داشت.
وی به دلیل تسلط بر فقه و اصول، تدریس محتاط و پژوهش علمی، نقشی مؤثر در تثبیت مرجعیت شیعی و تربیت نسلهای بعدی فقها داشت.
فهرست مندرجات
۱ – معرفی شیخ انصاری
۲ – تحصیلات و استعداد علمی
۳ – آغاز تحصیل در عتبات
۴ – دیدار با سید محمد مجاهد
۵ – بازگشت و سفر دوم به عتبات
۶ – سفر علمی به ایران
۷ – مخالفت مادر و استخاره با قرآن
۸ – آغاز سفر علمی به ایران
۹ – دیدار با علما در تهران، مشهد و اصفهان
۱۰ – حضور در درس سید محمدباقر شفتی
۱۱ – بازگشت به دزفول
۱۲ – اقامت در نجف و مرجعیت
۱۳ – ارتباط با صاحب جواهر
۱۴ – مرجعیت و زعامت دینی (۱۲۶۶–۱۲۸۱ هـ.ق)
۱۵ – وفات
۱۶ – پانویس
۱۷ – منبع
۱ – معرفی شیخ انصاری
شیخ مرتضى انصارى روز هجدهم ذیالحجه – عید غدیر – سال (۱۲۱۴ هـ.ق)، در محله مشایخ انصارى دزفول تولد یافته است.
نام پدر او شیخ محمد امین از فضلاى خاندان انصارى دزفول بوده است.
وى سه پسر داشته که به ترتیب سن: مرتضى، منصور و محمدصادق نام داشتهاند و هر کدام از برادر بزرگتر خود، ده سال کوچکتر بودهاند.
مادر شیخ انصارى بانویى درس خوانده، مؤمنه، متعبده و از خاندان انصارىهاى دزفول بوده است.
گویند سعى داشته که هنگام شیر دادن به فرزند بزرگ خود – مرتضى – با وضو باشد.
۲ – تحصیلات و استعداد علمی
مرتضى از کودکى چنان شوق تحصیل داشته و با کوشش بسیار به درس و مطالعه مشغول بوده که کمتر به بازىهاى بچگانه مىپرداخته است.
چنانکه در دهسالگى کوچههاى نزدیک به خانه خود را نمىشناخته، گویند روزى پدرش خواست او را به جایى بفرستد که تا خانه آنها راه چندانى نبود، به پدرش گفت: کوچهاى را که نام مىبرى، نمىدانم کجاست!
در حالى که در همان زمان روزى جمعى از طلاب که به سن از او بسیار بزرگتر بودند، درباره معناى کلمه اسنى بحث مىکنند، مرتضاى دهساله به آنها مىگوید: اسنى یعنى روشنتر و توجه آنها را به شعر نصاب الصیبان: ضیاء نور و سنى روشنى افق چه کران… جلب کرد و به مباحثه، قیل و قال آنها خاتمه داد.
شیخ مرتضى به روزگار نوجوانى طلبهاى پرکار و خوشفکر و خدا ترس بود، اغلب تا نیمهشب به مطالعه و نوشتن درسهاى خود مشغول بود، اول شب شام نمیخورد تا خوابش نیاید و پس از رسیدگى به دروس خود، شام مىخورد.
۳ – آغاز تحصیل در عتبات
شیخ مرتضى ادبیات عرب و مقدمات را نزد پدرش و فضلاى دزفول خواند .
فقه و اصول دوره سطح را خدمت عموزاده خود شیخ انصارى که از فقهاى درجه اول دزفول بود، تحصیل کرد و سپس به همراه پدرش براى تکمیل تحصیلات، به عتبات – کربلا و نجف- رفت.
شیخ محمد امین به سال (۱۲۳۲ هـ.ق) براى زیارت کربلا و نجف اشرف به عراق رفت و فرزند هیجده سالهاش را با خود برد، تا در آنجا که از مراکز بزرگ علمى شیعه بود، دوره عالى فقه و اصول را ببیند و تحصیلات خود را کامل کند.
۴ – دیدار با سید محمد مجاهد
شیخ محمد امین در کربلا به خدمت سیدمحمد مجاهد که از فقهاى بزرگ شیعه در آن زمان بود و ریاست حوزه کربلا را داشت، رسید.
به ایشان عرضه داشت: فرزندم را براى استفاده از محضر مبارک آورده و به شیخ مرتضى که در آخر مجلس نشسته بود، اشاره کرد.
سید نگاهى خاص به شیخ مرتضى کرد! زیرا کمتر کسى با این سن و سال کم مىتوانست از محضر درس استاد و فقیهى بزرگ چون او استفاده کند.
براى آزمایش معلومات فقهى طلبه جوان مسئلهاى پیش آورد و گفت: شنیدهام برادرم شیخ حسین در دزفول نماز جمعه مىخواند در حالى که برخى از فقهاى شیعه، اقامه نماز جمعه را در زمان غیبت ولیعصر (عج) جایز نمیدانند!
در این موقع شیخ مرتضى دلایلى در وجوب نماز جمعه در زمان غیبت آورد که سید مجاهد از تقریر دلایل، بیان مطلب او شگفتزده شد و به شیخ محمد امین رو کرد و گفت:
این جوان نبوغ ذاتى دارد، او را به صاحب این حرم – اشاره به بارگاه امام حسین (علیهالسلام) کرد – بسپارید.
۵ – بازگشت و سفر دوم به عتبات
شیخ مرتضى چهار سال از محضر دو فقیه بزرگ یعنى سید مجاهد و شریف العلما استفاده کرد، بعد از آن براى ملاقات با پدر به دزفول مراجعت کرد.
شیخ انصارى چون شوق تحصیل علم در وجودش جوشش مىکرد و مقام علمى فقهاى کربلا و نجف را درک کرده بود، بیش از یک سال نتوانست در دزفول بماند .
سال (۱۲۳۷ هـ.ق) براى بار دوم به عتبات رفت و یک سال از مجلس درس شیخ موسى فرزند شیخ جعفر کاشف الغطا بهرهمند شد و پس از دو سال به دزفول باز گشت.
در ظاهر توقف کوتاه شیخ انصارى در سفر دوم، سببش آن بوده که خودش را از درس و بحث علما بىنیاز دانسته و محاصره کربلا توسط داود پاشا حاکم دولت عثمانى در بغداد، که به سال (۱۲۳۹ هـ.ق). بوده، او را نگران کرده است.
در این زمان که شیخ انصارى ۲۵ سال داشت با دختر شیخ حسین – استاد نخستین خود – ازدواج کرد.
۶ – سفر علمی به ایران
شیخ در سال (۱۲۴۱ هـ.ق) عازم مسافرت به شهرهاى معروف ایران (که حوزه علمیه داشتند) شد و به خویشاوندان خود گفت که از فقهاى مشهور عراق – کربلا و نجف – استفاده لازم را بردهام، اکنون مىخواهم به شهرهاى بزرگ ایران بروم و از محضر علماى آنجا بهرهمند شوم.
نظر و فکر شیخ نشان مىدهد که وى بسیار علم دوست، محقق و متواضع بوده است، زیرا با آنکه استادانى فقیه و مشهور به او گفته بودند که مجتهد هستید و احتیاج به استاد ندارید؛ به گفته آنان قناعت نمىکند و تصمیم مىگیرد، از علماى معروف ایران نیز دیدن کند.
۷ – مخالفت مادر و استخاره با قرآن
شیخ به برادرش – شیخ منصور – مىگوید: آیا کفایت مىکند که چند فقیه عالم ما را مجتهد بدانند و ما به گفته آنان مغرور شویم؟ آیا بهتر نیست علم خود را به رجال و بزرگان این فن در ایران عرضه بداریم و در صورت لزوم از آنها استفاده کنیم؟
مادر شیخ با مسافرت او مخالفت مىکند و مىگوید طاقت دورى تو را ندارم! شیخ انصارى با اینکه مادرش را بسیار احترام مىکرد، در رفتن به مسافرت، اصرار بسیار مىکند، پس بنابر استخاره با قرآن گذاشتند.
آیه هفتم سوره قصص آمد:
(وَ أَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لَا تَخَافِی وَ لَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ)
[۱] قصص/سوره۲۸، آیه۷.
«و به مادر موسی وحى کردیم که: شیرش بده و اگر بر او بیمناک شدى به دریایش بینداز و مترس و غمگین مشو، او را به تو باز مىگردانیم و در شمار پیامبرانش مىآوریم.»
مادر شیخ که زنى باسواد و با معرفت بود، با دیدن آیه،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
