پاورپوینت کامل شناسایی دولتها (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شناسایی دولتها (فقه سیاسی) دارای ۷۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شناسایی دولتها (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شناسایی دولتها (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل شناسایی دولتها (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: دولت (مقالات مرتبط).
شناسایى دولتها در نظام بینالملل عبارت است از عمل دولتهای موجود در به رسمیت شناختن دولتهای نوبنیاد و تصدیق استقلال سیاسى آنها.
این عمل تاریخی ابتدا به شکل عرفی انجام میشد و از سده هجدهم به بعد به نهاد حقوقی و ابزار عضویت در جامعه بینالمللی تبدیل شد.
شناسایى میتواند حقوقی و سیاسى باشد و در حالت حقوقی منجر به برقرارى روابط و اعطاى امتیازات میشود، بدون ایجاد مسئولیت حقوقی.
در فقه سیاسی اسلام، شناسایى با اصول دعوت به اسلام، جهاد، تشکیل حکومت واحد و حفظ مصالح امت اسلامی پیوند دارد و مشروعیت دولتهای غیر مسلمان محدود و مشروط تلقی میشود.
شناسایى در اسلام در دو حالت صلح و جنگ بررسی شده است و به معنای تأیید کامل مشروعیت سیاسى نیست، بلکه عمدتاً بر اساس ضرورت و ایجاد روابط محدود و امنیتی انجام میشود.
فهرست مندرجات
۱ – فهوم و اهمیت شناسایى دولتها
۱.۱ – تعریف مؤسسه حقوق بینالملل
۱.۲ – عناصر اصلی در تعریف شناسایى
۲ – انواع شناسایى دولتها
۲.۱ – شناسایى حقوقى (دوژوره)
۲.۲ – شناسایى سیاسى (دوفاکتو)
۳ – ماهیت شناسایى: حقوقى یا سیاسى
۴ – شناسایى از دیدگاه اسلام
۵ – دیدگاه مستشرقان درباره شناسایى در اسلام
۵.۱ – برناردلوییس
۵.۲ – مجید خدورى
۵.۳ – اختلاف آن دو در مسئله شناسایی
۶ – مبنای فقهی شناسایى دولتها
۷ – نهاد امان و مصونیت بیگانگان
۸ – نفی شناسایی سیاسی
۹ – دیدگاه تاریخی ـ سیاسی
۱۰ – نفی شناسایی دائمى
۱۱ – نظریه شناسایی مشروط
۱۱.۱ – شرایط سهگانه شناسایی
۱۲ – اسلام و نفی سلطهجویی
۱۳ – شناسایى و روابط مسالمتآمیز در اسلام
۱۴ – سیاست واقعگرایانه
۱۵ – نفی حاکمیت ملی
۱۶ – موضع فقها در مسئله شناسایی
۱۷ – شناسایى دولتها از ابعاد مختلف
۱۷.۱ – در حالت صلح
۱۷.۲ – در حالت جنگ
۱۸ – پانویس
۱۹ – منبع
۱ – فهوم و اهمیت شناسایى دولتها
مسئله شناسایى دولتها که در نظام بینالمللى مبناى عضویت در جامعه بینالمللى تلقى مىشود، عبارت از عملى است که از طرف دولتهاى قدیمى در جهت به رسمیت شناختن دولتى نوبنیاد انجام مىشود، به اینگونه که دولتى گواهى مىکند جمعیتى با یک قدرت مستقل سیاسى در سرزمینى استقرار یافته است.
عمل شناسایى دولتها در تاریخ گذشته روابط ملتها، به صورت یک امر سنتى در صحنه روابط بینالمللى انجام مىشده و در حد یک قاعده عرفى عمل مىشده است.
به تدریج از سده هیجدهم به شکل یک نهاد حقوقى درآمد و با تشکیل سازمانهاى بینالمللى به عنوان یک ضرورت در استیفاى حقوق بینالمللى و مزایاى ناشى از عضویت در جامعه بینالمللى مطرح شد.
۱.۱ – تعریف مؤسسه حقوق بینالملل
مؤسسه حقوق بینالملل در اجلاسیه (۱۹۳۶ م) موضوع شناسایى دولتها را چنین تعریف کرد:
«شناسایى عملى است که به موجب آن دولتهاى قدیمى، وجود یک جامعه سیاسى جدید و مستقل را که قادر به رعایت حقوق بینالملل است، تصدیق و تأیید مىکنند و اراده خود را مبنى بر شناسایى آن به عنوان عضو بینالمللى اعلام مىنمایند.»
۱.۲ – عناصر اصلی در تعریف شناسایى
در این تعریف وجود عناصرى چون: «دولتهاى قدیمى»، «تولد یک جامعه سیاسى مستقل و نوبنیاد»، «بنیاد حقوق بینالملل»، «توانایى دولتها» و «عضویت در جامعه بین المللى» مفروض گرفته شده است.
با چنین پیشفرضهایى مسئله شناسایى تعریف شده است، به این معنا که خواه ناخواه بدون این عناصر مسئله شناسایى از دید حقوقى اعتبار نخواهد داشت.
۲ – انواع شناسایى دولتها
عمل شناسایى را به دو صورت زیر مىتوان تصور کرد:
۲.۱ – شناسایى حقوقى (دوژوره)
دولت قدیمى به دلیل اینکه دولت جدید عناصر تشکیل دهنده موجودیت و مشروعیت جامعه جدید سیاسى را دارد، نظر خود را اعلام مىدارد و این نوع شناسایى از اراده آزاد دولت قدیمى، حق موجودیت و مشروعیت دولت جدید ناشى مىشود.
اثر حقوقى این نوع شناسایى، برقرارى روابط سیاسى، همکارى، اعطاى امتیازات و یا مبادله مزایا بین آن دو دولت است.
ولى عمل شناسایى در رابطه با دولت جدید و دولتهاى دیگر قدیمى نمىتواند حقى را اثبات و یا حقى را نفى کند و همچنین مسئولیتى را ایجاب کند.
۲.۲ – شناسایى سیاسى (دوفاکتو)
در مواردی که دولتهاى قدیمى شخصیت و مشروعیت دولت جدید را به لحاظ حقوقى یا سیاسى، به طور کامل احراز نکردهاند، آنچه که در روابط بینالمللى در چنین حالتى معقول است، مفروض الوجود گرفتن پدیده سیاسى است که خود را به عنوان دولت جدید مطرح کرده است.
این نوع شناسایى در تمامى موارد حتى در مورد دولتهاى نامشروع و غاصب نیز قابل صدق است.
زیرا در شرایط جنگ نیز بدون مفروض الوجود گرفتن دولتى امکان اعلان جنگ و یا ادامه آن و حتى محکوم کردن در مورد دولتى که اصل موجودیت آن نفى مىشود، قابل تصور نیست.
۳ – ماهیت شناسایى: حقوقى یا سیاسى
در مورد معناى اول شناسایى، از آنجا که دولت جدید به دلیل اجتماع سه عامل: جمعیت، قلمرو و قدرت سیاسى، مشروعیت و حق شناخته شدن را احراز مىکند، مىتوان شناسایى را از طرف دولتهاى قدیمى یک عمل حقوقى تلقى کرد.
در غیر این صورت، شناسایى چه به معناى اعلام مشروعیت و شخصیت بینالمللى و چه به معناى مفروض الوجود گرفتن، یک عمل سیاسى خواهد بود.
در تعریفى که مؤسسه حقوق بینالملل اجلاسیه (۱۹۳۶ م) از عمل شناسایى ارائه داده، شناسایى عملى آزادانه و حرکتى سیاسى تلقى شده است.
در عرف بینالملل کنونى، با عمل شناسایى به عنوان یک جریان سیاسى برخورد مىشود.
دولتهاى قدیمى به مجرد استقرار حکومت جدید و تسلط رهبران آن بر اوضاع و سرکوب قدرتهاى مخالف در داخل کشور، دولت جدید را مورد شناسایى قرار مىدهند.
هر چند که دولت جدید قدرتى سرکوبگر، فاقد مشروعیت مردمى و قانونى باشد.
۴ – شناسایى از دیدگاه اسلام
اسلام، جامعه اسلامى را در روابط خارجى، موظف به «دعوت ملتها به اسلام و آیین توحید»، «جهاد» و «تشکیل حکومت واحد جهانى» نموده است و همین امر موجب شده که برداشتهاى متفاوت و نقطه نظرهاى مختلفى در زمینه روابط بینالمللى اسلام و مسئله شناسایى دولتها، از طرف فقها و نویسندگان مسلمان و غیر مسلمان (مستشرقان) ابراز شود.
از آنجا که سه اصل نامبرده تنها اصول مشخصکننده روابط بینالملل اسلام نیست، بلکه اصول و قواعد دیگرى نیز وجود دارد که در تبیین جامعه جهانى از دیدگاه اسلام مؤثر است، ناگزیر مسئله شناسایى در نظریه اسلامى با پیچیدگى خاص همراه شده است.
اصل تفاهم بین ملتها، لزوم پذیرش صلح، اصل اعتزال و نظائر آن از یکسو و اصل عدم اعتراف به آئینى جز اسلام، عدم رکون به ملتهاى کافر، دوستى نگرفتن آنان و مشابه این اصول از سوى دیگر، بر پیچیدگى روابط بینالملل و مسئله شناسایى از دیدگاه اسلام افزوده است.
در حقیقت هر کدام از صاحبنظران، یک یا چند بعد را مورد توجه قرار داده و ابعاد دیگر مسئله را نادیده گرفتهاند.
۵ – دیدگاه مستشرقان درباره شناسایى در اسلام
عمدهترین نظرات در زمینه مسئله شناسایى از دیدگاه اسلام را نخست از نقطه نظرهاى مستشرقان آغاز مىکنیم و سپس به نظرات نویسندگان مسلمان و آنگاه به آراى فقها مىپردازیم:
۵.۱ – برناردلوییس
برناردلوییس – مستشرق معروف انگلیسى – معتقد است که اسلام جز کشور اسلامى را به رسمیت نمیشناسد و بر این اعتقاد چنین استدلال مىکند:
اسلام خود را تنها دین بر حق، نهایى و جهانى مىشناسد و براساس تفوق و برترى مسلمانان و کشور اسلامى، سیاستگذارى کرده است و جهان را به دو ناحیه اساسى:
دار الاسلام و دار الحرب تقسیم کرده و بین آن دو حالت جنگى دائمى برقرار کرده است، تا آنجا که همه افراد و جهان را تحت کنترل خود در آورد.
از نظر اسلام، بر مسلمانان وظیفه و واجب کفایی بوده است که از راه جهاد، کفار را مسلمان کرده و یا تحت نفوذ و کنترل حکومت اسلامى در آورند.
این حالت جنگ و منازعه همیشگى هیچگاه قطع نمىشده است، مگر به طور موقت و از راه آتشبس که امروزه معمول است.
حکومت اسلامی همواره بر این عقیده است که همه مردم جهان یا مىباید مسلمان شوند و یا خود را براى جنگ با اسلام آماده کنند.
مستشرق نامبرده سپس اظهار مىکند که این اعتقاد تا زمان شکست امپراتورى عثمانى در جریان تسخیر وین در (۱۵۲۹ م) ادامه داشت.
تنها از این زمان بود که مسئله شناسایى دولتها از طرف حکومت اسلامى مطرح شد و ایجاد روابط دوستانه و دیپلماسى با جهان غیر مسلمان آغاز شد.
از آن پیش نیز شکست مسلمانان در برابر دولت مسیحی بیزانس به سال (۷۱۸ هـ.ق) در قسطنطنیه، زمینه تحولاتى را درباره اعتقاد به جهانى کردن اسلام فراهم آورده بود.
[۱] بهزادى، حمید، «اصول روابط بینالملل و تحولات آن در اسلام»، ص۱۳۰.
۵.۲ – مجید خدورى
مجید خدورى – نویسنده مسیحى عراقى – مىگوید:
[۲] بهزادى، حمید، جنگ و صلح در اسلام، ص۷۲.
هم مسیحیت و هم اسلام که در هر دو جنبه تئوکراسى الهى (حکومت قانون الهى) داشتند، مروج این معنا بودند که بشریت یک امت است، باید مقید و ملزم در اجراى یک قانون باشد و با ملازمه باید تحت حکومت فرمانرواى واحدى اداره شود.
هدف هر دو، این بود که همه افراد بشر را تحت دین واحدى در آورند.
از اینرو بود که قواعد و مقرراتى را که براى بیگانگان در نظر مىگرفتند، عبارت از قواعد و نظامات یک دولت امپراتورى بود که براى هیچ طرفى (یا طرفهایى) چه در حال جنگ و چه در حال صلح، وضع اجتماعى خاصى را با شرایط مساوى به رسمیت نمىشناختند.
اسلام براى اینکه به هدفهاى خود برسد، باید با جوامع دیگر ایجاد رابطه کند و هدف در این رابطه آن بوده است که اسلام پیشرفت کند و حکومت واحد جهانى تحقق بیابد.
ولى اسلام جون از مسلمان کردن همه مردم عاجز بود، فرقههاى غیر مسلمانى را که در خارج از مرزهاى اسلام مىزیستهاند و در طول تاریخ باید با آنها ارتباط برقرار کند به حال خودشان واگذاشت.
روابط کشور اسلامى با دیگران مبنى بر تراضى طرفین نبود؛ بلکه مبتنى بر تفسیر و تعبیر سیاسى و اخلاقى خود بود که آن را برتر مىدانستند.
در نهایت باید تمام جهان تابع یک نظم قانونى و دینى باشند و این نظم فائقه به وسیله قدرت امام اجرا مىشد.
از اینرو اسلام غیر از ملت اسلام، هیپ ملتى را به رسمیت نمىشناسد.
۵.۳ – اختلاف آن دو در مسئله شناسایی
این دو نظریه با وجود مشترکاتى که از نظر استدلال دارند، از این نقطه نظر متفاوتند که خدورى در عین نفى شناسایى به صورت یک عمل دائمى، نوعى شناسایى موقت و اجبارى را مى پذیرد، که اسلام تا رسیدن به هدف نهایى خود دیگر کشورها و ملتها را به طور موقت به حال خود رها مىکند و در این مدت روابطى را با آنها بر اساس تفاهم و صلح موقت برقرار مىکند.
در صورتى که برناردلوییس هرگونه شناسایى و رابطه صلحآمیز را بین دار الاسلام و دار الکفر نفى مىکند.
۶ – مبنای فقهی شناسایى دولتها
برخى از نویسندگان مسلمان
[۳] ابراهیمی، محمد، حسینی، سیدعلیرضا، کتاب اسلام و حقوق بینالملل عمومى، ص۶۹.
معتقدند که تأسیس حقوقى «استیمان»، این اجازه را به دولت اسلامی داده است که با کشورهاى دیگر رابطه صلحآمیز برقرار کند و آنها را به رسمیت بشناسد.
وى پس از آنکه صلح رومى، صلح مسیحى و صلح به مفهوم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
