پاورپوینت کامل بنی افطس
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بنی افطس دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بنی افطس،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بنی افطس :
بَنیْ اَفْطَس، از دولتهای ملوک الطوایف اندلس که پس از فروپاشی خلافت اموی، بر باختر میانی اندلس فرمانروایی کرد. (۴۱۳- ۴۸۷ق/۱۰۲۲-۱۰۹۴م)
فهرست مندرجات
۱ – بنیانگذار دولت بنیافطس
۱.۱ – قلمرو این دولت
۲ – نخستین حاکم افطسی
۳ – کینه میان بنیافطس و بنیعباد
۴ – مرگ المنصور
۵ – فرمانروایی المظفر
۵.۱ – آثار المظفر
۵.۲ – ادیب عصر خود
۶ – فرزندان المظفر
۶.۱ – کشاکش میان دو برادر
۷ – عمر المتوکل
۸ – آلفونسو در مقابل مسلمانان
۹ – خصوصیات المتوکل
۱۰ – فهرست منابع
۱۱ – پانویس
۱۲ – منبع
۱ – بنیانگذار دولت بنیافطس
شالوده این دولت را یکی از غلامان ایرانی فائق، از موالی الحَکَم، ملقب به المستنصربالله اموی (حک ۳۵۰-۳۶۶ق/۹۶۱-۹۷۷م،) به نام شاپور (سابور الفارسی) ریخت. در اوایل سده ۵ ق که خلافت اموی روی به ضعف نهاد و آشوب و پراکندگی اندلس را فرا گرفت، شاپور هم که در زمان هشام ثانی، ملقب به المؤید (حک ۳۶۶-۳۹۹ق/۹۷۶-۱۰۰۹م) والی ولایت غرب بود، نیمه شمالی ولایت غربی اندلس (ثَغرالجوفی) را با شهرهای معروف آن مانند بَطَلیوس، شَنتَرین و اُشبونه در اختیار گرفت.
[۱] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۳۳۶، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۲] آشباخ، یوزف، تاریخ الاندلس فی عهد المرابطین و الموحدین، ج۱، ص۳۷، ترجمه محمد عبدالله عنان، قاهره، ۳۷۷ق.
و ۱۳ سال بر آن حکم راند. شاپور با آنکه مردی دلیر بود، کشورداری نمیدانست و وزیرش ابومحمد عبدالله ابن افطس رشته کارها را در دست داشت. شاپور در ۴۱۳ق/ ۱۰۲۲م درگذشت و دو پسر نابالغ به نامهای عبدالملک و عبدالعزیز بر جای نهاد و وصیت کرد که عبدالله تا رسیدن این کودکان به سن رشد کارها را اداره کند؛ اما وی بر همه امور مسلط شد و بر ما ترک شاپور چنگ انداخت و عملاً فرمانروای سرزمینی شد که حتی زمانی به اِشبیلیه هم رسید.
[۳] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۳۳۶، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۴] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۰ -۸۱، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
۱.۱ – قلمرو این دولت
دولت افطسی در واقع با مرگ شاپور و استقلال عبدالله بنیاد یافت. قلمرو این دولت که گاه به نام مرکز سیاسی آن، مملکت بطلیوس هم نامیده شده است، در قسمت باختری اندلس قرار داشت و در جنوب تقریباً تا خاک پرتغال را در برمیگرفت و جز شهرهای یاد شده، شهرهای دیگری چون مارِده، یا بُره، شِنتَره، قُلَمریه و بازو نیز از توابع این دولت شمرده میشدند.
[۵] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۰، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
دولت بنی ذوالنون طُلیطله (۴۲۷- ۴۷۸ق/۱۰۳۵- ۱۰۸۵م) همسایه خاوری، و دولت بنی عباد اشبیلیه که مهمترین دولت عصر ملوک الطوایف اندلس به شمار میرفت، همسایه جنوبی دولت افطسی بودند. رشته کوههای بزرگ الشارات الکبری دو دولت بنی افطس و بنی عباد را تقریباً از هم جدا میکرد.
[۶] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ص۸۰، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
بیآنکه مانع تیرگی و درگیری میان آنها شود.
۲ – نخستین حاکم افطسی
نخستین حاکم افطسی مملکت بطلیوس، ابومحمد عبدالله بن محمد ابن مَسلَمه بن افطس، نیاکانش از بربرهای مِکناسه بودند که در فَحص البَلّوط قرطبه اقامت گزیده بودند.
[۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۲۸۸.
[۸] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۳۵، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۹] IA، ج۴، ص۱۹۳..
ابن حیان از اینکه عبدالله را به تُجیب (از قبایل یمن) نسبت داده، او را ابن مَسلَمه تُجیبی میخواندند،
[۱۰] ابن ابار، محمد، الحله السیراء، ج۲، ص۹۶-۹۷، به کوشش حسین مونس، قاهره، ۹۸۵م.
اظهار شگفتی کرده است.
[۱۱] IA، ج۴، ص۱۹۳.
عبدالله پس از استقلال، لقب المنصور گرفت، بطلیوس را مرکز حکومت خود قرار داد و پسرش ابوبکر محمد (المظفر) را ولیعهد خود گردانید.
[۱۲] ابن بسام شنترینی، علی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، ج۴، ص۶۴۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۹۷۵م.
۳ – کینه میان بنیافطس و بنیعباد
المنصور اگرچه هم پیمانهای نیرومندی از تُجیبیهای بنی هود در سرقسطه دور دست داشت، اما همسایگان نزدیکش چون بنی جَهْوَر در قرطبه و بنی عبّاد در اشبیلیه و بنی بِرْزال در قَرْمونه به مقابله با او برخاستند و یکی از جنگهای خطرناک او با بنیانگذار دولت بنی عباد (قاضی ابوالقاسم محمد) بر سر استیلا بر شهر باجه در گرفت. امیرعبادی پسرش اسماعیل را به سرکردگی جمعی از برگزیدگان سپاه خویش، همراه با نیروهای بربرِ محمد بن عبدالله برزالی به مقابله عبدالله فرستاد. شهر باجه پس از دادن کشته و اسیر بسیار به دست نیروهای مشترک افتاد. محمد ولیعهد دولت افطس هم در میان اسیران بود که چندی در زندان قرمونه ماند تا در ۴۲۱ق/۱۰۳۰م آزاد شد.
[۱۳] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۱- ۸۲، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
[۱۴] IA، ج۴، ص۱۹۴.
المنصور انتقام این شکست بزرگ را ۴ سال بعد گرفت، آنگاه که به نیروی عبادی اجازه داد از سرزمین او برای جنگ با مملکت مسیحی لیون بگذرد، اما در بازگشت بر آن شبیخون زد و بسیاری را کشت و اسماعیل عبادی به سختی جان به در برد و به اشبونه گریخت. بدینسان، ریشههای کینه میان بنی افطس و بنی عباد قویتر شد.
[۱۵] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۲، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
[۱۶] عبدالحلیم، رجب محمد، العلاقات بین الاندلس الاسلامیه و اسبانیا النصرانیه فی عصر بنی امیه و ملوک الطوائف، ج۱، ص۲۸۵، قاهره، دارالکتب الاسلامیه.
المنصور یک بار نیز گرفتار شورشی در دورترین مرزهای قلمرو خود در اشبونه شد و سبب آن، قیام عبدالملک پسر شاپور بود که به زودی سرکوب شد و عبدالملک به قرطبه گریخت و تا آخر عمر در آنجا ماند.
[۱۷] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۳۳۷، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
۴ – مرگ المنصور
المنصور در جمادیالاخر ۴۳۷/دسامبر ۱۰۴۵ درگذشت.
[۱۸] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۳۶، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۱۹] ابن خلدون، العبر، ج۴، ص۲۰۵، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۴۰۱ق/۹۸۱م.
که تاریخ فوت المنصور را به اشتباه ۴۶۱ق آورده است.
۵ – فرمانروایی المظفر
پس از المنصور، پسرش ابوبکر محمد، ملقب به المظفر بر تخت نشست. چند سال نخستین فرمانروایی المظفر به درگیری با همسایگان ذیالنونی و عبادی خود گذشت. وی زمانی برای یاری رساندن به ابن یحیی امیر لَبله با المعتضد عبادی جنگید و در ۴۳۹ق/۱۰۴۷م شکست سختی بر لشکریان اشبیلیه وارد آورد؛ اما در ۴۴۲ق/۱۰۵۰م بر اثر دشمنی با ابن یحیی و حمله به لبله، از المعتضد شکست فاحشی خورد و در چند درگیری دیگر هم با ناکامی روبهرو شد و احوال مملکت بطلیوس روی به پریشانی نهاد. تنها وسیلهای که او را نجات داد، مداخله وزیر ابوالولید ابن جهور بود که برای تأمین اهداف خود میان المعتضد و المظفر پا در میانی کرد و در ۴۴۳ق/۱۰۵۱م پیمان آشتی میان آن دو بسته شد.
[۲۰] ابن خلدون، العبر، ج۴، ص۲۰۵، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۴۰۱ق/۹۸۱م.
[۲۱] ابن بسام شنترینی، علی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، ج۱، ص۳۸۶-۳۸۷، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۹۷۵م.
[۲۲] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۳۷، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۲۳] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۴۰، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۲۴] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۳ -۸۴، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
[۲۵] آشباخ، یوزف، تاریخ الاندلس فی عهد المرابطین و الموحدین، ج۱، ص۴۵-۴۶، ترجمه محمد عبدالله عنان، قاهره، ۳۷۷ق.
در اثنای این کشاکشها، تهدید دیگری از سوی نیروهای مسیحی شمال هم بر نگرانی و گرفتاری ابن افطس میافزود. فرناندوی اول پسر سانچو، پادشاه قشتاله ولیونِ متحد شده، با استفاده از تفرقه امرای مسلمان، چشم طمع به شهرهای شمالی دور افتاده و بیدفاع سرزمین بطلیوس دوخت و در ۴۴۹ق/۱۰۵۷م بر آنها تاخت. شهرهای لَمیقه (لامیگو) و بازو (در شمال پرتغال) را گرفت و مسلمانان را اسیر و برده کرد و مسیحیان را به جای آنان نشاند، ولی نتوانست امیر افطسی را به تأدیه خراج وادارد. با اینهمه، چند سال بعد که شهر شنترین هدف تعرض نیروهای فرناندو قرار گرفت، المظفر به ناچار پذیرفت که سالانه ۵ هزار دینار به امیر مسیحی بپردازد. در ۴۵۶ق/۱۰۶۴م شهر قلمریه در شمال پرتغال – که در دست یکی از غلامان ابن افطس بود – به علت خیانت حاکمش به دست مسیحیان افتاد.
[۲۶] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۳۸-۲۳۹، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۲۷] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۵۳، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۲۸] محمدعبدالله عنان، دول الطوائف، ج۱، ص۸۴ – ۸۵، قاهره، ۳۸۰ق/۹۶۰م.
المظفر در ۴۶۰ق/۱۰۶۸م درگذشت.
[۲۹] ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، ج۱، ص۱۸۴، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ۹۵۶م.
۵.۱ – آثار المظفر
المظفر را به دلیری و فضل و دانش ستودهاند.
[۳۰] ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، ج۱، ص۱۸۳، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ۹۵۶م.
در واقع آنچه بیشتر مایه نامآوری و ماندگاری یاد او شده است، اثر بزرگ تاریخی و ادبی او با عنوان المظفری یا التذکره و کتاب المظفر
[۳۱] ابن بسام شنترینی، علی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، ج۴، ص۶۴۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۹۷۵م.
[۳۲] مقری، احمد، نفح الطیب، ج۳، ص۳۸۰.
التذکر المظفری است که گویا شخصاً فراهمش آورد و جز کاتبش ابوعثمان سعید بن خیره از کسی دیگر در تدوین آن یاری نگرفت. این کتاب که جز اندکی از آن در دست نیست، در حدود ۵۰ مجلد ۱۰۰ مجلد
[۳۳] ابن سعید مغربی، المغرب فی حلی المغرب، ج۱، ص۳۶۴، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۹۵۳- ۹۵۵م.
و بهسان دائره المعارفی شامل مغازی، سیر، مثل، آداب نیکو، نوادر و لغات غریب بوده است. به علت بزرگی کتاب، هر کسی را توان به دست آوردن آن نبود و تنها در گنجینه شاهان میتوانست باشد.
۵.۲ – ادیب عصر خود
المظفر در میان شاهان عصر خود ادیبی بیرقیب و معاشر اهل علم بود. شعر بیشتر شاعران زمانش را نمیپسندید و میگفت «هر کسی نمیتواند مانند متنبی و معری شعر بسراید، بهتر است که خاموش باشد»
[۳۴] ابن بسام شنترینی، علی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره، ج۴، ص۶۴۰ -۶۴۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۹۷۵م.
[۳۵] ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج۳، ص۲۳۶-۲۳۷، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، بیروت، ۹۳۰م.
[۳۶] مقری، احمد، نفح الطیب، ج۳، ص۳۸۰.
[۳۷
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
