پاورپوینت کامل دعاهای امام حسین در عاشورا برای‌ اصحابش


در حال بارگذاری
15 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
1 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دعاهای امام حسین در عاشورا برای‌ اصحابش دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دعاهای امام حسین در عاشورا برای‌ اصحابش،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دعاهای امام حسین در عاشورا برای‌ اصحابش :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

مقالات مرتبط: دعاهای امام حسین در روز عاشورا.

پاورپوینت کامل دعاهای امام حسین در عاشورا برای‌ اصحابش، از مباحث مرتبط به دعاهای امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا است. امام حسین (علیه‌السّلام) در طول حیات پربار خویش، به ویژه در لحظات سخت و طاقت‌فرسای نبرد عاشورا، همواره با توسل به دعا و نیایش به درگاه الهی، مراتب تسلیم، توکل و عشق حقیقی خود به معبود را به نمایش می‌گذاشتند و برای اصحاب و یارانش روسفیدی در آخرت، رحمت الهی، هم‌نشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در بهشت و اجر پرهیزگاران را از خداوند متعال می‌طلبیدند. گوشه ای از دعاهای امام (علیه السلام) برای اصحاب و یاران باوفایش در برخی منابع و مقاتل گزارش شده است که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

فهرست مندرجات

۱ – دعای امام حسین برای یزید بن زیاد
۱.۱ – معرفی اجمالی
۱.۲ – مضمون دعا
۲ – دعای امام حسین برای مالک بن عبد
۲.۱ – معرفی اجمالی
۲.۲ – محتوای دعا
۳ – دعای امام حسین برای‌ ام وهب
۳.۱ – معرفی اجمالی
۳.۱.۱ – ام وهب همسر عبدالله کلبی
۳.۱.۲ – ام وهب مادر وهب نصرانی
۳.۲ – متن دعا
۴ – دعای امام حسین برای جون
۴.۱ – معرفی اجمالی
۴.۲ – گفتار امام حسین
۵ – دعای امام حسین برای سیف بن حارث
۵.۱ – معرفی اجمالی
۵.۲ – مفاد دعا
۶ – پانویس
۷ – منبع

۱ – دعای امام حسین برای یزید بن زیاد

ابوالشعثاء یزید بن زیاد مهاصر کِنْدی از اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) و یکی از شهدای کربلا است. او که مردی شجاع و بی‌باک بود و در تیراندازی مهارتی ویژه داشت، پس از کشتن شماری از سپاه دشمن به شهادت رسید. امام حسین (علیه‌السلام) در حق او چنین دعا نمودند: “خداوندا تیرش را به هدف بنشان و پاداش وی را بهشت قرار ده!”.

۱.۱ – معرفی اجمالی

ابوالشعثاء یزید بن زیاد مهاصر کِنْدی از اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) و شهیدان کربلا است.

[۱] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۷۷.

[۲] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷.

[۳] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۸.

[۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹.

[۵] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲۹، ص۸۰.

نام وى زیاد و زائده نیز آمده است.

[۶] صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۲۵.

[۷] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۲۰.

[۸] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۹۸، ص۳۴۱.

ابوالشّعثا، مردی شریف، شجاع و بی‌باک بود، و در تیراندازی مهارتی ویژه داشت.

[۹] سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین علیه‌السلام، ص۱۷۱.

[۱۰] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲۹، ص۸۰.

در چگونگی پیوستن وی به کاروان حسینی میان مورخان اختلاف است، برخی گفته‌اند: ابوالشعثا همراه عمرسعد از کوفه به کربلا آمد و آن‌گاه که او پیشنهادهای امام حسین (علیه‌السلام) را رد کرد از لشکرش جدا شد و به سپاه امام (علیه‌السلام) پیوست و با آن حضرت بود تا در رکابش به شهادت رسید.

[۱۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷۱۹۸.

[۱۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹.

[۱۳] ابن اثیر، ابوالحسن، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۳.

[۱۴] امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۲، ص۳۶۱.

برخی دیگر آورده‌اند که ابوالشّعثا از کوفه بیرون آمد و پیش از رسیدن سپاه حرّ به امام حسین (علیه‌السلام) در میان راه به امام (علیه‌السلام) پیوست. هنگامی که فرستاده ابن زیاد، برای حُر پیام آورد که بر امام حسین (علیه‌السّلام) سختگیری کند، ضمن برخوردی تند، به او گفت: پروردگارت را نافرمانی کردی و در نابودی خود، از پیشوایت، پیروی کردی و برای خود، ننگ و آتش دوزخ را کسب کردی. خداوند (عزّوجلّ) فرموده است: «و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به سوی آتش، فرا می‌خوانند و روز قیامت، یاری نمی‌شوند». پس او (ابن زیاد)، پیشوای توست.

[۱۵] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۳۹۱.

وی پس از وداع با امام حسین (علیه‌السلام)

[۱۶] ابن کثیر، اسماعیل، البدایه والنهایه، ج۸، ص ۱۸۵-۱۸۶.

به میدان رفت و پس از جنگی دلیرانه، اسبش به وسیله سپاه عمر سعد پی شد.

[۱۷] سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین علیه‌السلام، ص۱۷۱.

ابومخنف از فضیل بن خدیج کندی نقل می‌کند که گفت: آن دلاورمرد کنار امام (علیه‌السلام) زانو زد و دشمن را هدف تیر قرار داد. ابوالشّعثا پس از پرتاب صد تیری که به همراه داشت برخاست و گفت: جز پنج تیر خطا نرفت و بر من معلوم شد که -دست کم‌- پنج تن از نیروهای دشمن را کشتم.

[۱۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹.

با پایان یافتن تیرها، ابوالشعثا برخاست و شمشیر کشید و به دشمن حمله برد

[۱۹] سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین علیه‌السلام، ص۱۷۱.

و پس از کشتن شماری از سپاه دشمن به شهادت رسید.

[۲۰] صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۲۵.

[۲۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۴۰.

[۲۲] امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۹۸.

[۲۳] صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۲۵.

[۲۴] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ج۲، ص۲۹.

[۲۵] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۸.

[۲۶] ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی ‌طالب (علیهم‌السلام)، ج۳، ص۲۵۲.

۱.۲ – مضمون دعا

بر اساس نقل منابع و مقاتل امام حسین (علیه‌السلام) برای وی چنین دعا کرد: خداوندا تیرش را به هدف بنشان و پاداش وی را بهشت قرار ده!
• «عن فضیل بن خُدیج الکندی: انَّ یَزیدَ بنَ زِیادٍ وهُوَ ابُو الشَّعثاءِ الکِندِیُّ مِن بَنی بَهدَلَهَ، جَثا عَلی رُکبَتَیهِ بَینَ یَدَیِ الحُسَینِ علیه السلام، فَرَمی بِمِئَهِ سَهمٍ ما سَقَطَ مِنها خَمسَهُ اسهُمٍ، … ویَقولُ حُسَینٌ (علیه‌السّلام): اللّهُمَّ سَدِّد رَمیَتَهُ، وَ اجعَل ثَوابَهُ الجَنَّهَ. فَلَمّا رَمی بِها قامَ فَقالَ: ما سَقَطَ مِنها الّا خَمسَهُ اسهُمٍ، ولَقَد تَبَیَّنَ لی انّی قَد قَتَلتُ خَمسَهَ نَفَرٍ، وکانَ فی اوَّلِ مَن قُتِلَ.»

[۲۷] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۳۹۴.

[۲۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۴۰.

[۲۹] ابن اثیر، علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۳.

[۳۰] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ج۲، ص۲۹.

در کتاب تاریخ طبری به نقل از فُضَیل بن خدیج کِنْدی آمده است: یزید بن زیاد، یعنی همان ابوشَعثای کِنْدی، از تیره بنی بَهدَله، پیشِ روی حسین (علیه‌السلام)، دوزانو نشست و صد تیر‌انداخت که پنج تیر از آنها هم به خطا نرفت. … حسین (علیه‌السّلام) نیز می‌فرمود: «خدایا! پرتابش را درست و و پاداشش را بهشت قرار بده». پس چون تیرهایش را‌ انداخت، برخاست و گفت: تنها پنج تیر به خطا رفت. برایم روشن است که پنج نفر را کشته ام. او در زمره نخستین شهیدان بود.

[۳۱] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۳۹۵.

در «زیارت رجبیّه» نام وی برده شده است: «السَّلامُ عَلی زائِدَهَ بنِ مُهاجِرٍ»

[۳۲] سید ابن‌ طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۳۴۶.

و همچنین در «زیارت ناحیه مقدّسه» درباره وی چنین آمده است: «السَّلامُ عَلی یَزیدَ بنِ زِیادِ بنِ المُظاهرِ الکِندِیِّ»

[۳۳] مشهدی، محمد بن جعفر، المزار، ص۴۹۴.

۲ – دعای امام حسین برای مالک بن عبد

مالک بن عبد بن سریع از یاران جوان امام حسین (علیه‌السلام) و یکی از شهدای کربلا است. امام حسین (علیه‌السلام) در حق او چنین دعا نمودند: “خداوند برای علاقه و همدردی‌تان با من، بهترین پاداش پرهیزکاران را نصیبتان گرداند”.

۱.۱ – معرفی اجمالی

مالک بن عبدالله بن سریع جابری از یاران جوان امام حسین (علیه‌السلام) و یکی از شهدای کربلا است که منابع به صورتهاى گوناگون از وی، نام برده‌اند: مالک بن عبد و و مالک بن سریع.

[۳۴] تاریخ طبری، طبری، ابو جعفر، ج۵، ص۴۴۲.

[۳۵] رجال طوسی، طوسی، محمد بن حسن، ج۱، ص۱۰۵.

وی همراه سیف ، عموزاده و برادر مادری‌اش، با مولای خود، شبیب به کربلا آمد و به امام حسین علیه السلام پیوست.

[۳۶] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین فی انصار الحسین (علیه‌السلام)، ج۱، ص۱۳۲.

هنگامی که بسیاری از اصحاب کشته شده بودند و سپاه کوفه به خیمه ‌گاه اباعبدالله (علیه‌السلام) نزدیک می ‌شد، مالک بن عبد بن سریع با پسرعمو و برادر مادری‌ اش، سیف بن حارث با چشم اشکبار خدمت امام حسین (علیه‌السلام) آمد و اجازه میدان گرفت. امام (علیه‌السلام) فرمود: ای برادرزادگانم چرا می ‌گریید؟ امیدوارم به زودی از فرط شادی دیدگانتان روشن شود. گفتند: سوگند به خدا برخود نمی‌ گرییم. بلکه گریه ما برای شما است که دشمن شما را محاصره کرده و ما جز جان، چیزی که در راه شما تقدیم کنیم نداریم. امام (علیه‌السلام) بر ایشان دعای خیر کرد و فرمود: ای پسران برادر! برای علاقه و همدردی‌ تان، بهترین پاداش پرهیزکاران نصیبتان باد. در این حال حنظله بن سعد به میدان رفت و دشمن را موعظه کرد و در حال نبرد به فیض شهادت نایل گردید. مالک و سیف در حالی که متوجه امام (علیه‌السلام) بودند به سرعت به سوی دشمن رفته و خطاب به امام (علیه‌السلام) گفتند: ای پسر رسول خدا درود و رحمت الهی بر تو باد! امام (علیه‌السلام) فرمود: بر شما نیز درود و رحمت الهی باد! آن‌گاه هر دو با مواظبت از یکدیگر جنگیدند و به درجه رفیع شهادت نایل گشتند.

[۳۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۲.

[۳۸] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین فی انصارالحسین (علیه‌السلام)، ج۱، ص۱۳۲.

[۳۹] ابن درید، محمد بن حسن، الاشتقاق، ج۱، ص۴۲۰.

[۴۰] حلی، ابن نما، مثیرالاحزان، ج۱، ص۴۹.

[۴۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۸.

[۴۲] طباطباوی، عبدالعزیز، الحسین و السنه، ج۱، ص۸۳.

[۴۳] موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ج۱، ص۲۳۹.

[۴۴] امین، محسن، اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۵.

[۴۵] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۳۴، ص۲۷۳-۲۷۴.

[۴۶] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۱.

۲.۲ – محتوای دعا

امام حسین (علیه‌السّلام) به آن دو جوان جابری فرمود: ‌ای برادرزاده‌ها، چرا گریه می‌کنید؟ امیدوارم به زودی چشمانتان روشن گردد و شادمان شوید. آن دو گفتند: خداوند ما را فدای تو گرداند، اما برای تو گریه می‌کنیم، نه برای خود؛ چون می‌بینیم در محاصره دشمنان قرار گرفته‌ای و ما قادر به دفع دشمن از تو نیستیم. امام فرمود: ‌ای برادرزادگان، خداوند بر این فداکاری و دوستی و همدلی شما با من، نیکوترین پاداش‌های پارسایان را عطا فرماید.

[۴۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۲-۴۴۳.

تا اینکه پس از شهادت حنظله، آن دو جوان جابری نزد امام آمدند. آن دو رو به امام (علیه‌السّلام) کردند (و به عنوان سلام وداع) عرض کردند: سلام بر تو‌ای فرزند رسول خدا، امام در جواب فرمودند: درود و رحمت خدا بر شما باد. آنگاه به میدان رفتند و جنگیدند تا به شهادت رسیدند.

[۴۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۳.

• «عن محمّد بن قیس: جاءَ الفَتَیانِ الجابِرِیّانِ: سَیفُ بنُ الحارِثِ بنِ سُرَیعٍ، ومالِکُ بنُ عَبدِ بنِ سُرَیعٍ، وهُمَا ابنا عَمٍّ واخَوانِ لِاُمٍّ، فَاَتَیا حُسَینا (علیه‌السّلام) فَدَنَوا مِنهُ وهُما یَبکیانِ. فَقالَ: ایِ ابنَی اخی، ما یُبکیکُما؟ فَوَاللّه ِ انّی لَاَرجو ان تَکونا عَن ساعَهٍ قَریرَی عَینٍ. قالا: جَعَلَنَا اللّه ُ فِداکَ! لا وَاللّه ِ ما عَلی انفُسِنا نَبکی، ولکِنّا نَبکی عَلَیکَ، نَراکَ قَد اُحیطَ بِکَ ولا نَقدِرُ عَلی ان نَمنَعَکَ. فَقالَ: جَزاکُمَا اللّه ُ یا بَنی اخی بِوَجدِکُما مِن ذلِکَ ومُواساتِکُما ایّایَ بِاَنفُسِکُما احسَنَ جَزاءِ المُتَّقینَ… ثُمَّ استَقدَمَ الفَتَیانِ الجابِرِیّانِ یَلتَفِتانِ الی حُسَینٍ (علیه‌السّلام) ویَقولانِ: السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسولِ اللّه ِ، فَقالَ: وعَلَیکُمَا السَّلامُ ورَحمَهُ اللّه ِ، فَقاتَلا حَتّی قُتِلا.»

[۴۹] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۲۲۲.

[۵۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۳۷.

[۵۱] ابن اثیر، علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۲.

[۵۲] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ج۲، ص۲۷.

در کتاب تاریخ طبری به نقل از محمّد بن قیس آمده است: دو جوان جابری: سیف بن حارث بن سریع و مالک بن عبد بن سریع که پسرعمو و برادرِ مادری یکدیگر بودند، نزد حسین (علیه‌السّلام) آمدند و در حالی که می‌گریستند، به او نزدیک شدند. امام (علیه‌السّلام) فرمود: ‌ای پسران برادرم! چرا گریه می‌کنید؟ به خدا سوگند، من امیدوارم که به زودی، چشمتان روشن شود!». آن دو گفتند: خداوند، ما را فدایت کند! به خدا سوگند که برای خود، گریه نمی‌کنیم؛ بلکه بر تو می‌گِرییم! می‌بینیم که محاصره شده‌ای و کاری از ما بر نمی‌آید. امام (علیه‌السّلام) فرمود: «ای پسران برادرم! خداوند، شما را بر این غمخواری و همدردی و جانبازی تان برای ما، بهترین پاداش پرواپیشگان را عطا فرماید». … سپس، آن دو جوان پیش رفتند و در همان حال، به سوی حسین (علیه‌السّلام) رو کرده، گفتند: سلام بر تو، ‌ای فرزند پیامبر خدا! امام (علیه‌السّلام) نیز پاسخ داد: «و بر شما باد سلام و رحمت خدا!». سپس جنگیدند تا به شهادت رسیدند.

[۵۳] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۲۲۳.

در زیارت ناحیه از وی چنین یاد شده است: «السَّلامُ عَلی مالِک بن عَبدِ بن سَریع»

[۵۴] ابن طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۷۹.

و در زیارت رجبیه چنین بر او درود فرستاده شده است: السَّلامُ عَلی مالک بن عبدالله الحائری.

[۵۵] ابن طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۳۴۵.

۳ – دعای امام حسین برای‌ ام وهب

ام وهب، نام یکی یا دو تن از زنان حاضر در کربلا بوده است. هویت این بانوی شجاع در منابع تاریخی آشفته گزارش شده است. با اتکا به شواهد تاریخی معتبر، به نظر می‌رسد که دو زن با کنیه “ام وهب” در واقعه کربلا حضور داشته‌اند: یکی ام وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی که توسط غلام شمر به شهادت رسید و دیگری ام وهب مادر وهب نصرانی است. به هر حال شجاعت و از خودگذشتگی ام وهب در دفاع از حریم اهل بیت و تهییج همسر (بنابر قولی) یا فرزندش (بنابر قول دیگر)، مورد توجه و ستایش امام حسین (علیه‌السلام) قرار گرفت و امام (علیه‌السلام) در حق این بانوی فداکار دعا کرده و از خداوند متعال برای او رحمت الهی و همراهی با پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در بهشت را طلبیدند.

۱.۱ – معرفی اجمالی

ام وهب، نام یکی یا دو تن از زنان حاضر در کربلا بوده است. شخصیت این بانوی شجاع در منابع تاریخی آشفته گزارش شده است. به همین جهت برخی از مورخان در ذکر ماجرای وهب بن عبدالله بن حباب و عبدالله بن عمیر دچار خلط شده‌اند. بعضی تنها یک ‌ام‌وهب را ذکر کرده و داستان او را صورت آمیخته به هم آورده‌اند؛ به همین سبب هویت این بانوی شجاع در منابع تاریخی با ابهاماتی گزارش شده است. با اتکا به شواهد تاریخی معتبر، به نظر می‌رسد که دو زن با کنیه “ام وهب” در واقعه کربلا حضور داشته‌اند و این دو نفر با هم متفاوت‌اند. شاید علت خلط مبحث، نام ‌ام‌ وهب باشد که هر دو به این کنیه معروف بودند.

۳.۱.۱ – ام وهب همسر عبدالله کلبی

یکی از زنان مکنی به کنیه ام وهب، همسر ابو وهب، عبدالله بن عُمَیر کلبی؛ از اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهماالسلام) است. او پس از شهادت همسرش بر بالین او حاضر شد و توسط رستم غلام شمر به شهادت رسید. منابع تاریخی شهادت وی را چنین گزارش داده‌اند:
پس از شهادت عبدالله بن عمیر توسط هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حَی تَمیمی

[۵۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۰.

[۵۷] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ج۲، ص۱۶.

[۵۸] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۲- ۱۳.

[۵۹] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین، ج۱، ص۱۷۹- ۱۸۱.

[۶۰] ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۶۰.

همسر عبدالله از خیمه بیرون آمد و به طرف همسرش رفت و بالای سر وی نشست تا خاک از چهره وی پاک بنماید؛ در آن حال می‌گفت: بهشت بر تو مبارک باد. شمر به غلامش رستم گفت: با عمود خیمه بر سر وی بکوب. او با عمود خیمه سر وی را شکافت؛ که درجا جان سپرد.

[۶۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۸.

[۶۲] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۴.

[۶۳] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۱.

[۶۴] ذخیره الدارین، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۲۰۳- ۲۰۵.

[۶۵] محلاتی، ذبیح الله، فرسان الهیجاء، ج۱، ص۲۵۳.

۳.۱.۲ – ام وهب مادر وهب نصرانی

ا‌ز دیگر زنان حاضر در کربلا ام‌ وهب، مادر وَهْب بن حباب (جناب) کلبی بود که به همراه پسر و عروسش به کربلا وارد شده بود.

[۶۶] ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف، ص۱۰۵.

او زنی مسیحی بود که به همراه فرزندش وهب، خدمت امام حسین (علیه‌السلام) آمد و مسلمان شد.

[۶۷] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ج۲، ص۱۶.

پس از شهادت وهب، دشمنان سر او را از بدن جدا کردند و سپس آن را به سمت اردوگاه امام (علیه‌السلام) پرتاب کردند. ‌ام وهب، سر فرزند را برداشت و آن را به سمت دشمن انداخت. سر وهب به مردی از سپاه دشمن اصابت کرد و او را کشت. سپس ‌ام وهب شمشیری برداشت و به سوی میدان شتافت. امام او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «ام وهب (برگرد و) جای خود بنشین؛ خداوند جهاد را از شما زنان برداشته است. همانا تو و فرزندت، همراه جدم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در بهشت خواهید بود».

[۶۸] صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۲۲۵.

[۶۹] فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین، ج۱، ص۱۸۷.

[۷۰] بحرانی، عبدالله، العوالم الامام الحسین (علیه‌السلام)، ص۱۷۰.

در روایتی دیگر آمده که وهب پس از مدتی مبارزه به اسارت دشمن درآمد و به دستور عمر بن سعد گردن زده شد. سر مطهر او را به سمت اردوگاه امام (علیه‌السلام) پرتاب کردند، پس مادر وهب سر او را برداشت و بوسید و سپس سر را به سوی دشمن پرتاب کرد و آن‌گاه عمود خیمه‌ای را برداشت و به سوی دشمن حمله برد و دو تن از آنان را کشت. امام (علیه‌السلام) به او فرمود: «ای‌ام وهب برگرد خداوند جهاد را از شما زنان برداشته است. همانا تو و فرزندت، همراه جدم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در بهشت خواهید بود؛ به‌درستی که خداوند جهاد را از شما زنان برداشته است». او بازگشت در حالی که می‌گفت: «پروردگارا امیدم را ناامید مکن». امام (علیه‌السلام) فرمود: «خداوند امیدت را ناامید نخواهد کرد؛ همانا تو و فرزندت، با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) محشور خواهید بود».

[۷۱] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۸.

[۷۲] بحرانی، عبدالله، العوالم الامام الحسین (علیه‌السلام)، ص۲۶۱.

از آنجا که برخی متون مربوط به وَهْب، مشابهت‌ها و مشترکاتی با متون مربوط به عبداللّه بن عُمَیر دارند؛ همین باعث شده تا برخی محقّقان، معتقد شوند که وَهْب نصرانی، وجودِ خارجی نداشته و در واقع، همان عبداللّه بن عُمَیر است که نامش بر اث

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.