پاورپوینت کامل خَلْف (مفردات‌قرآن)


در حال بارگذاری
15 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل خَلْف (مفردات‌قرآن) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خَلْف (مفردات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل خَلْف (مفردات‌قرآن) :

منبع: خَلْف (قاموس قرآن (جلد ۲))

مقالات مرتبط: خَلْف (لغات‌قرآن)، خَلْف (مفردات‌نهج‌البلاغه)، اختلاف (مقالات مرتبط).

دیگر کاربردها: خلف (ابهام‌زدایی).

خَلْف (به فتح خاء و سکون لام) از واژگان قرآن کریم به معنای پس و پشت سر است.
خوالف فقط دو بار و اختلاف شب و روز پنج بار در قرآن آمده است.
مشتقات خَلْف که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

خَلْفَکَ‌ (به فتح خاء و سکون لام) به معنای پس؛

خَلْفَکُمْ‌ (به فتح خاء و سکون لام) به معنای پشت سرت تو؛

فَأَخْلَفْتُکُمْ‌ (به فتح فاء، لام و سکون خاء) به معنای تخلف کردم؛

مُخْلِفَ‌ (به ضم میم، سکون خاء و کسر لام) به معنای تخلّف کند؛

خِلْفَهً (به کسر خاء و سکون لام) به معنای یکى از پى دیگرى در‌آمدن؛

خِلافَ‌ (به کسر خاء) به معناى مخالفت و ناسازگارى؛

الْخالِفِینَ‌ (به کسر لام) به معناى بازماندگان؛

الْخَوالِفِ‌ (به فتح خاء) به معنای بازمانده؛

الْمُخَلَّفُونَ‌ (به ضم میم، فتح خاء و لام) به معنای بازگذاشتگان؛

خُلِّفُوا (به ضم خاء و کسر لام مشدد) به معنای تخلّف کردند؛

لِلْمُخَلَّفِینَ‌ (به کسر لام، ضم میم و فتح خاء) به معنای متخلّفان؛

خَلائِفَ‌ (به فتح خاء) به معنای جانشینان و نمایندگان؛

خَلِیفَهً (به فتح خاء) به معناى جانشین و نماینده؛

اخْتِلافِ‌ (به کسر الف، سکون خاء و کسر تاء) به معنای اختلاف؛

یَسْتَخْلِفْ‌ (به فتح یاء، سکون خاء و کسر لام) به معنای از پس شما جانشین می‌کند؛

خُلَفاء (به ضم خاء و فتح لام) به معنای جانشینان؛

مُخْتَلِفِینَ‌ (به ضم میم، سکون خاء و کسر لام) به معنای اختلاف است.

فهرست مندرجات

۱ – معنای خَلْف
۲ – کاربردها
۲.۱ – خَلْفَکَ‌ (آیه ۹۲ سوره یونس)
۲.۲ – خَلْفَکُمْ‌ (آیه ۴۵ سوره یس)
۲.۳ – فَخَلَفَ‌ (آیه ۱۶۹ سوره اعراف)
۲.۴ – فَخَلَفَ‌ (آیه ۵۹ سوره مریم)
۲.۵ – خُلْف
۲.۵.۱ – فَأَخْلَفْتُکُمْ‌ (آیه ۲۲ سوره ابراهیم)
۲.۵.۲ – مُخْلِفَ‌ (آیه ۴۷ سوره ابراهیم)
۲.۶ – خِلْفه
۲.۶.۱ – خِلْفَهً (آیه ۶۲ سوره فرقان)
۲.۷ – خِلاف
۲.۷.۱ – خِلافَ‌ (آیه ۸۱ سوره توبه)
۲.۷.۲ – خِلافَکَ‌ (آیه ۷۶ سوره اسراء)
۲.۷.۳ – خِلافٍ‌ (آیه ۱۲۴ سوره اعراف)
۲.۷.۴ – خِلافٍ‌ (آیه ۷۱ سوره طه)
۲.۷.۵ – خِلافٍ‌ (آیه ۴۹ سوره شعراء)
۲.۸ – خالف
۲.۸.۱ – الْخالِفِینَ‌ (آیه ۸۳ سوره توبه)
۲.۹ – خالَفه
۲.۹.۱ – الْخَوالِفِ‌ (آیه ۸۷ سوره توبه)
۲.۹.۲ – الْخَوالِفِ‌ (آیه ۹۳ سوره توبه)
۲.۱۰ – مخلّف
۲.۱۰.۱ – الْمُخَلَّفُونَ‌ (آیه ۱۱ سوره فتح)
۲.۱۰.۲ – خُلِّفُوا (آیه ۱۱۸ سوره توبه)
۲.۱۰.۳ – لِلْمُخَلَّفِینَ‌ (آیه ۱۶ سوره فتح)
۲.۱۱ – خَلِیفَه
۲.۱۱.۱ – خَلائِفَ‌ (آیه ۱۶۵ سوره انعام)
۲.۱۱.۲ – خَلِیفَهً (آیه ۲۶ سوره ص)
۲.۱۲ – اختلاف
۲.۱۲.۱ – فَاخْتَلَفَ‌ (آیه ۳۷ سوره مریم)
۲.۱۲.۲ – اخْتَلَفَ‌ (آیه ۱۹ سوره آل عمران)
۲.۱۳ – اختلاف شب و روز
۲.۱۳.۱ – اخْتِلافِ‌ (آیه ۶ سوره یونس)
۲.۱۴ – اختلاف ممدوح و مذموم‌
۲.۱۴.۱ – مُخْتَلِفِینَ‌ (آیه ۱۱۸ سوره هود)
۲.۱۴.۲ – اخْتَلَفَ‌ (آیه ۲۱۳ سوره بقره)
۲.۱۴.۳ – اخْتَلَفَ‌ (آیه ۱۹ سوره آل عمران)
۲.۱۴.۴ – اخْتَلَفُواْ (آیه ۱۰۵ سوره آل عمران)
۲.۱۵ – استخلاف
۲.۱۵.۱ – یَسْتَخْلِفْ‌ (آیه ۱۳۳ سوره انعام)
۲.۱۵.۲ – خَلِیفَهً (آیه ۳۰ سوره بقره)
۲.۱۵.۳ – خَلائِفَ‌ (آیه ۱۶۵ سوره انعام)
۲.۱۵.۴ – خَلائِفَ‌ (آیه ۳۹ سوره فاطر)
۲.۱۵.۵ – خَلائِفَ‌ (آیه ۱۴ سوره یونس)
۲.۱۵.۶ – خُلَفاءَ (آیه ۶۹ سوره اعراف)
۲.۱۵.۷ – خُلَفاء (آیه ۷۴ سوره اعراف)
۲.۱۵.۸ – خُلَفاء (آیه ۶۲ سوره نمل)
۲.۱۵.۹ – خَلِیفَهً (آیه ۲۶ سوره ص)
۲.۱۵.۱۰ – خَلِیفَهً (آیه ۳۰ سوره بقره)
۳ – تعداد کاربردها
۴ – پانویس
۵ – منبع

۱ – معنای خَلْف

خَلْف

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۲۸۴.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۳.

[۳] طریحی نجفی، فخر‌الدین، مجمع البحرین، ج۱، ص.۶۸۸

به معنای پس و پشت سر است.
راغب می‌گوید: خَلْف ضدّ قدّام است‌.

[۴] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۳.

۲ – کاربردها

به مواردی از خَلْف که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ – خَلْفَکَ‌ (آیه ۹۲ سوره یونس)

(فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ‌ خَلْفَکَ‌ آیَهً.)

[۵] یونس/سوره۱۰، آیه۹۲.

«امروز پیکر تو را نجات می‌دهیم و از آب بیرون می‌افکنیم تا از براى کسانی‌که از پس تواند عبرتى باشى.»

[۶] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۰، ص۱۷۴.

[۷] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۱۱۸.

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۳۵۲.

[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۲۴.

(ببینید: فِرْعَوْن (مفردات‌قرآن))

۲.۲ – خَلْفَکُمْ‌ (آیه ۴۵ سوره یس)

(اتَّقُوا ما بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَ ما خَلْفَکُمْ‌.)

[۱۰] یس/سوره۳۶، آیه۴۵.

(از آن‌چه پیش رو و پشت سر شماست از عذاب دنیا و آخرت بپرهیزید.)

[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۴۳.

[۱۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۷، ص۱۳۷.

[۱۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۹۲-۹۳.

[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۴۱۳.

[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۲۷۸.

خلف در این آیه و غیره به معنى پس و پشت سر است. در تمام مشتقّات آن این معنى ملحوظ می‌باشد.

۲.۳ – فَخَلَفَ‌ (آیه ۱۶۹ سوره اعراف)

(فَخَلَفَ‌ مِنْ بَعْدِهِمْ‌ خَلْفٌ‌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‌.)

[۱۶] اعراف/سوره۷، آیه۱۶۹.

(پس از آن‌ها، فرزندانى ناصالح جاى آن‌ها را گرفتند که وارث کتاب تورات شدند امّا با این حال، متاع زودگذر این دنیاى پست را گرفته اند.)

[۱۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۷۲.

[۱۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۸، ص۳۸۹.

[۱۹] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۹۸.

[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۱۰۳.

[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۳۸۷-۳۸۸.

ایضا خلف وصف است به معنى جانشین بد و آخر مانده بد.

۲.۴ – فَخَلَفَ‌ (آیه ۵۹ سوره مریم)

(فَخَلَفَ‌ مِنْ بَعْدِهِمْ‌ خَلْفٌ‌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ‌.)

[۲۲] مریم/سوره۱۹، آیه۵۹.

(امّا پس از آنان، فرزندان ناشایسته‌اى جاى آن‌ها را گرفتند که نماز را تباه کرده و از شهوات پیروى نمودند.)

[۲۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۹.

[۲۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۴، ص۱۰۳-۱۰۴.

[۲۵] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۷۷-۷۸.

[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۸۳.

[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۱-۴۳۲.

ابن اثیر در نهایه می‌گوید: خلف به تحریک و سکون هر کسى است که پس از رفتن دیگرى در‌آید لیکن به فتح اوّل و دوّم در جانشین خوب و به فتح اوّل و سکون دوّم در جانشین بد به کار می‌رود گویند خَلَف صدقٍ و خَلَفُ سَوْءٍ قول.

[۲۸] ابن اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج۲، ص۶۵-۶۶.

طبرسی و راغب نظیر قول نهایه می‌باشد.

[۲۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۰.

[۳۰] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۳.

۲.۵ – خُلْف

خُلْف به معنى مخالفت در وعده و وفا نکردن به آن است و فعل آن همه از باب افعال به کار رفته است.

۲.۵.۱ – فَأَخْلَفْتُکُمْ‌ (آیه ۲۲ سوره ابراهیم)

(إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ‌ فَأَخْلَفْتُکُمْ‌.)

[۳۱] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۲۲.

( خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده باطل دادم و تخلّف کردم.)

[۳۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۲، ص۶۳.

[۳۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۴۶.

[۳۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۲۲.

[۳۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۲.

۲.۵.۲ – مُخْلِفَ‌ (آیه ۴۷ سوره ابراهیم)

(فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ‌ مُخْلِفَ‌ وَعْدِهِ رُسُلَهُ.)

[۳۶] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۷.

(پس هرگز گمان مبر که خدا از وعده‌اى که به پیامبرانش داده، تخلّف کند.)

[۳۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۶۱.

[۳۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۲، ص۱۲۴.

[۳۹] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۸۵.

[۴۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۵۹.

[۴۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۹۴.

۲.۶ – خِلْفه

خِلْفه در جایى گفته می‌شود که یکى از پى دیگرى در‌آید.

[۴۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۴.

۲.۶.۱ – خِلْفَهً (آیه ۶۲ سوره فرقان)

(وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَهً لِمَنْ أَرادَ أَنْ یَذَّکَّرَ أَوْ أَرادَ شُکُوراً.)

[۴۳] فرقان/سوره۲۵، آیه۶۲.

«او کسى است که شب و روز را در پى هم قرار داده براى کسی‌که متذکّر باشد یا شکر گذارد.»

[۴۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۵، ص۳۲۶.

[۴۵] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۳۶.

[۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۷، ص۲۲۲.

[۴۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۱۰.

در اقرب گوید: اسم‌ است از جانشین گذاشتن یا جانشین شدن.

[۴۸] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۹۳.

در مجمع نقل شده: شب خِلْفه روز و روز خِلْفه شب است زیرا یکى از آن دیگرى جانشین می‌شود.

[۴۹] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۵، ص۴۹.

۲.۷ – خِلاف

خِلاف مصدر باب مفاعله به معنى مخالفت و ناسازگارى است و به گمان ابو‌عبیده به معنى بعد (پس) است‌.

[۵۰] ابو عبیده، معمر بن المثنی، مجاز القران، ج۱، ص۳۸۷.

۲.۷.۱ – خِلافَ‌ (آیه ۸۱ سوره توبه)

(فَرِحَ‌ الْمُخَلَّفُونَ‌ بِمَقْعَدِهِمْ‌ خِلافَ‌ رَسُولِ اللَّهِ‌.)

[۵۱] توبه/سوره۹، آیه۸۱.

«باز گذاشتگان به قعودشان بر خلاف رسول خدا شاد شدند.

[۵۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۹، ص۴۸۴.

[۵۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۵۸-۳۵۹.

[۵۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۱۷۲.

[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۹۸.

۲.۷.۲ – خِلافَکَ‌ (آیه ۷۶ سوره اسراء)

(وَ إِذاً لا یَلْبَثُونَ‌ خِلافَکَ‌ إِلَّا قَلِیلًا.)

[۵۶] اسراء/سوره۱۷، آیه۷۶.

«آن‌گاه در مخالفت تو جز اندکى توقّف نمی‌کنند.»

[۵۷] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۳، ص۲۳۹.

[۵۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۷۳-۱۷۴.

[۵۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۱۸۸-۱۸۹.

[۶۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۲۸۰.

بنا‌بر قول ابو‌عبیده معنى آن در هر دو آیه پس است یعنى از پس تو جز اندکى نمانند.

[۶۱] ابو عبیده، معمر بن المثنی، مجاز القران، ج۱، ص۳۸۷.

هکذا آیه اوّل.

۲.۷.۳ – خِلافٍ‌ (آیه ۱۲۴ سوره اعراف)

(لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ‌ خِلافٍ‌.)

[۶۲] اعراف/سوره۷، آیه۱۲۴.

( سوگند مى‌خورم که دست‌ها و پاهاى شما را به طور مخالف یکى از راست و دیگرى از چپ قطع مى‌کنم.)

[۶۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۶۵.

[۶۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۸، ص۲۷۶-۲۷۷.

[۶۵] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۱۷.

[۶۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۲۱۴.

[۶۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۳۳۳.

قطع از خلاف آن است که مثلا دست راست را با پاى چپ و یا بالعکس ببرند. این سخن فرعون است نسبت به ساحران که به موسی ایمان آوردند در سوره طه آیه ۷۱ و سوره شعراء آیه ۴۹ نیز آمده است.

۲.۷.۴ – خِلافٍ‌ (آیه ۷۱ سوره طه)

(فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ.)

[۶۸] طه/سوره۲۰، آیه۷۱.

(به یقین دست‌ها و پاهایتان را به طور مخالف قطع مى‌کنم.)

[۶۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۱۶.

[۷۰] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۴، ص۲۵۱.

[۷۱] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۸۰.

[۷۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۴۸.

[۷۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۴.

۲.۷.۵ – خِلافٍ‌ (آیه ۴۹ سوره شعراء)

(لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ.)

[۷۴] شعراء/سوره۲۶، آیه۴۹.

(دست‌ها و پاهاى شما را به عکس یک‌دیگر دست راست با پاى چپ یا به عکس قطع مى‌کنم.)

[۷۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۶۹.

[۷۶] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۵، ص۳۸۵.

[۷۷] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۷۶.

[۷۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۲۰.

[۷۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۶.

۲.۸ – خالف

خالَف به معنى مانده مثل ترک شده است.

[۸۰] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۵.

۲.۸.۱ – الْخالِفِینَ‌ (آیه ۸۳ سوره توبه)

(فَاقْعُدُوا مَعَ‌ الْخالِفِینَ‌.)

[۸۱] توبه/سوره۹، آیه۸۳.

«بنشینید با بازماندگان.»

[۸۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۹، ص۴۸۶.

[۸۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۵۹-۳۶۰.

[۸۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۱۷۴.

[۸۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۹۹.

(مثل زنان و اطفال که مى‌مانند و به جهاد بیرون نمی‌شوند.)

۲.۹ – خالَفه

خالَفه به معنى عمود آخر خیمه است و گاهى از زنان به مناسبت ماندن در خانه و خارج نشدن به جنگ، خوالف تعبیر می‌کنند.

[۸۶] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۵-۲۹۶.

۲.۹.۱ – الْخَوالِفِ‌ (آیه ۸۷ سوره توبه)

(رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ‌ الْخَوالِفِ‌.)

[۸۷] توبه/سوره۹، آیه۸۷.

«راضى شدند که با زنان بازمانده، باشند.»

[۸۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۹، ص۴۹۷-۴۹۸.

[۸۹] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۶۷-۳۶۸.

[۹۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۱۷۹.

[۹۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۰۲.

۲.۹.۲ – الْخَوالِفِ‌ (آیه ۹۳ سوره توبه)

(رَضُواْ بِأَن یَکُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ.)

[۹۲] توبه/سوره۹، آیه۹۳.

آن‌ها راضى شدند که با واماندگان و افراد معذور و ناتوان بمانند.)

[۹۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۰۱.

[۹۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۹، ص۴۹۷-۴۹۸.

[۹۵] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۶۷-۳۶۸.

[۹۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۱۷۹.

[۹۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۰۲.

طبرسى از زجاج نقل می‌کند: زنان را خوالف گویند به علّت تخلّف از جهاد ولى جایز است که جمع خالفه باشد و در مردان استعمال شود خالف و خالفه آن است که نانجیب باشد در دو محل جمع فاعل فواعل آمده مثل فارس فوارس و هالک هوالک.

[۹۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۹۹.

معنى آیه به عقیده طبرسى آن است: راضى شدند این‌که با زنان و اطفال و مریضان و بازنشستگان باشند.

[۹۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۰۲.

۲.۱۰ – مخلّف

مُخَلَّف کسى است که ترک شده و باز گذاشته شود.

۲.۱۰.۱ – الْمُخَلَّفُونَ‌ (آیه ۱۱ سوره فتح)

(سَیَقُولُ لَکَ‌ الْمُخَلَّفُونَ‌ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا.)

[۱۰۰] فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.

«بازگذاشتگان از اعراب بادیه‌نشین خواهند گفت که: اموال و اهل ما را از خروج به جهاد مشغول کردند.»

[۱۰۱] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۸، ص۴۱۵-۴۱۶.

[۱۰۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۷۸.

[۱۰۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۱۲۴-۱۲۵.

[۱۰۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۹۰.

۲.۱۰.۲ – خُلِّفُوا (آیه ۱۱۸ سوره توبه)

(وَ عَلَى الثَّلاثَهِ الَّذِینَ‌ خُلِّفُوا.)

[۱۰۵] توبه/سوره۹، آیه۱۱۸.

(و هم‌چنین آن سه نفر که از شرکت در جنگ تبوک تخلّف جستند.)

[۱۰۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۰۶.

[۱۰۷] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۹، ص۵۵۵.

[۱۰۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۴۰۷.

[۱۰۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۲۳۰.

[۱۱۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۳۸.

۲.۱۰.۳ – لِلْمُخَلَّفِینَ‌ (آیه ۱۶ سوره فتح)

(قُلْ‌ لِلْمُخَلَّفِینَ‌ مِنَ الْأَعْرابِ.)

[۱۱۱] فتح/سوره۴۸، آیه۱۶.

(به متخلّفان از اعراب بگو.)

[۱۱۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۱۳.

[۱۱۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۸، ص۴۲۰.

[۱۱۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۸۱.

[۱۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۱۳۰-۱۳۱.

[۱۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۹۳.

۲.۱۱ – خَلِیفَه

خَلِیفَه به معنى نائب و جانشین است.
در مفردات و اقرب می‌گوید: خلافت نیابت از غیر است در اثر غیبت منوب عنه و یا براى مرگش و یا براى عاجز بودنش و یا براى شرافت نائب و از این قبیل است که خداوند اولیاء خویش را در ارض خلیفه کرده یعنى براى شرافت اولیاء.

[۱۱۷] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۴.

[۱۱۸] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۹۳.

۲.۱۱.۱ – خَلائِفَ‌ (آیه ۱۶۵ سوره انعام)

(هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ‌ خَلائِفَ‌ الْأَرْضِ‌.)

[۱۱۹] انعام/سوره۶، آیه۱۶۵.

(و او کسى است که شما را جانشینان و نمایندگان خود در زمین ساخت.)

[۱۲۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۵۰.

[۱۲۱] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۷، ص۵۴۶.

[۱۲۲] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۹۶.

[۱۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۳۹.

[۱۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۲۰۹.

راغب می‌گوید: خلائف جمع خلیفه و خلفاء جمع خلیف است مثل‌ «جَعَلَکُمْ‌ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ.»

[۱۲۵] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۴.

۲.۱۱.۲ – خَلِیفَهً (آیه ۲۶ سوره ص)

نا‌گفته نماند این سخن بنابر قاعده جمع است و گرنه مؤنّث و مذکّر در آن حساب نیست درباره حضرت داود آمده‌ است:

(جَعَلْناکَ‌ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ‌.)

[۱۲۶] ص/سوره۳۸، آیه۲۶.

(ما تو را خلیفه و نماینده خود در زمین قرار دادیم.)

[۱۲۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌،ص۴۵۴.

[۱۲۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۷، ص۲۹۶.

[۱۲۹] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۹۴-۱۹۵.

[۱۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۹۴.

[۱۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۳۵۵.

در اقرب الموارد می‌گوید: خلفاء و خلائف هر دو جمع خلیفه است. خلفاء مذکّر است گویند: «ثلاثه خلفاء» ولى در خلائف تذکیر و تأنیث هر دو جایز است گفته می‌شود: «ثلاثه خلائف و ثلث خلائف» و هر دو (خلائف و خلفاء) لغت فصیح‌اند شاهد قول اقرب آن است که هر دو در قرآن آمده است.

[۱۳۲] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۹۴.

۲.۱۲ – اختلاف

اِخْتِلاف و ناسازگارى آن است که هر یک راهى غیر از راه دیگرى بگیرد در فعل یا در قول و چون اختلاف در قول گاهى منجرّ به تنازع می‌شود لذا اختلاف به معنى نزاع و مجادله می‌آید به طور استعاره.

[۱۳۳] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دار القلم، ص۲۹۴.

اقرب می‌گوید اختلاف ضدّ اتّفاق‌ است‌.

[۱۳۴] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۹۲.

۲.۱۲.۱ – فَاخْتَلَفَ‌ (آیه ۳۷ سوره مریم)

(فَاخْتَلَفَ‌ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ‌.)

[۱۳۵] مریم/سوره۱۹، آیه۳۷.

(گروه‌هایى از میان آن‌ها اختلاف کردند.)

[۱۳۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۷.

[۱۳۷] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۱۴، ص۶۴.

[۱۳۸] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۹.

[۱۳۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۶۸-۱۶۹.

[۱۴۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۲۳.

۲.۱۲.۲ – اخْتَلَفَ‌ (آیه ۱۹ سوره آل عمران)

(وَ مَا اخْتَلَفَ‌ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ.)

[۱۴۱] آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.

(و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، با یک‌دیگر اختلاف نکردند، مگر بعد از آگاهى و از روى ستم و حسد‌ورزی.)

[۱۴۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۲.

[۱۴۳] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد‌باقر موسوی، ج۳، ص۱۸۸-۱۸۹.

[۱۴۴] طباطبایی، سید محمد‌حسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱.

[۱۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۲۶۹-۲۷۰.

[۱۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۶۰.

۲.۱۳ – اختلاف شب و روز

اختلاف شب و روز به معنی پى‌در‌پى هم بودن آن دو است‌.

۲.۱۳.۱ – اخْتِلافِ‌ (آیه ۶ سوره یونس)

(إِنَّ فِی‌ اخْتِلافِ‌ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ‌.)

[۱۴۷] یونس/سوره۱۰، آیه۶.

(به یقین در آمد و شد شب و روز و آن‌چه خداوند در آسمان‌ها و زمین آفریده، آیات و نشانه‌هایى است براى گروهى که پرهیزگارند و حقایق را مى‌پذیرند.)

[۱۴۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۰۸.

[۱۴۹] طباطبایی، سید مح

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.