پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان :
مقالات مرتبط: حکومت جهانی.
پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان، یکی از مهمترین باورهای شیعیان است. این باور، به آنها امید به آیندهای روشن و پر از عدل و داد میدهد. هرچند که در مورد چگونگی تحقق این حکومت، دیدگاههای مختلفی وجود دارد، اما همه مسلمانان، به ویژه شیعیان، بر این باورند که روزی، این حکومت جهانی، تحت رهبری امام زمان (عجّلاللهفرجهالشریف)، محقق خواهد شد.
در مورد پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان، تعاریف و باورهای مختلفی وجود دارد، اما به طور کلی پاورپوینت کامل حکومت واحد جهانی امام زمان، به باور شیعیان، دورهای است که در آن، حضرت مهدی (عجّلاللهفرجهالشریف)، به عنوان امام زمان و منجی عالم، پس از غیبت طولانی، ظهور کرده و حکومت عدل و داد را در سراسر جهان برقرار میکند. این حکومت، بر اساس آموزههای اسلامی، بر پایه عدل، صلح، و برابری استوار است و در آن، همه انسانها، صرف نظر از نژاد، مذهب، و ملیت، در صلح و آرامش زندگی میکنند.
اما آیا جهانیشدن، همان حکومت جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است یا غیر آن؟ جهانیشدن با آن حکومت عدل جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) چه وجه اشتراک و چه امتیازاتی دارد؟ در این مقاله به این سولات پاسخ و اصول و مبانی هر یک را بیان میشود.
فهرست مندرجات
۱ – مقدمه
۱.۱ – آرزوی دیرینه ملتها
۱.۲ – جهانی شدن با آغاز قرن بیستم
۱.۳ – تناسب جهانی شدن با دین و مذهب
۲ – جهانی شدن
۲.۱ – ویژگیها
۲.۲ – تعاریف
۲.۳ – تاریخچه
۲.۴ – موافقان و مخالفان
۲.۴.۱ – دلیل موافقان
۲.۴.۲ – دلیل مخالفان
۳ – جهانیسازی
۴ – حکومت واحد جهانی حضرت مهدی
۵ – مقایسه و تمایز دو دیدگاه
۶ – امتیازات حکومت مورد نظر اسلام
۶.۱ – رهبری معصوم
۶.۲ – محوریت خدا در جامعه
۶.۳ – حاکمیت دین اسلام
۶.۴ – محوریت قرآن بر زندگی بشر
۶.۵ – معنویت و اخلاق
۶.۶ – توسعه علمی
۶.۷ – مشروعیت الهی
۶.۸ – حاکمیت عقل
۶.۹ – شکوفایی اقتصادی
۶.۱۰ – محوریت مومنان در حکومت
۶.۱۱ – الهی شدن حکومت
۶.۱۲ – اجتماع حقجویان
۶.۱۳ – اعمال کیفر و پاداش
۶.۱۴ – عدالت در حکومت
۷ – عناوین مرتبط
۸ – پانویس
۹ – منبع
۱ – مقدمه
درباره آیندهی بشر، دیدگاههای مختلف وجود دارد؛ برخی میگویند:
فساد و شر و بدبختی، لازمه جدا نشدنی حیات بشری است و به خاطر پیشرفت سریع و حیرتآور فنآوری و صنعت و انباشت سلاحهای مخرب و ویران کننده و سلاحهای کشتار جمعی، بشر به مرحلهای رسیده که گور خود را با دست خود کنده و با نابودی کامل، بیش از یک گام فاصله ندارد. بنابراین، آیندهی بشر، بسیار تاریک و خطرناک است.
گروهی دیگر آینده بشر را روشن میببیند.
۱.۱ – آرزوی دیرینه ملتها
اندیشه پیروزی نهایی و تشکیل مدینه فاضله و حکومت واحد جهانی بر اساسی قسط و عدل، آرزوی دیرینهی ملتها و فرهنگها است تا جایی که هر یک از طرفداران ادیان الهی میگویند، آینده جهان، از آن ما است و هر مذهب و ملتی، خود را پیروز نهایی میداند و مصلح کل و سامانبخش زندگی بشر را از خود میداند.
در اسلام، بویژه در مکتب تشیع، توجه به آینده و تشکیل حکومت واحد جهانی بر اساسی قسط و عدل تحت رهبری امام معصوم، جایگاه خاصی دارد. در این رابطه، سخنان بسیاری از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و ائمه اطهار (علیهمالسلام) صادر شده است.
این مسئله، در تاریخ اسلام، به نام مهدویت مطرح شده است و انتظار فرج، با زندگی آنان عجین گشته است و آنان دائم، در انتظار روزی نشستهاند که آن رجل الهی و مصلح کل، یعنی حضرت حجتبن الحسن امام مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ظاهر گشته و آن حکومت واحد عدل جهانی را تشکیل دهد تا بشر به آرزوی دیرینهی خود برسد و زندگی سعادتمند و فارغ از هر نوع ظلم و ستم و دغدغهی خاطر را ببیند.
۱.۲ – جهانی شدن با آغاز قرن بیستم
قرن بیستم، در تاریخ حیات بشر، قرنی ویژه و دارای امتیازات منحصر به فرد در میان اعصار و قرون گذشته است. بشر، در این قرن، با ابتکار و به کارگیری نبوغ و با تکمیل اختراعات و اکتشاقات خویش در زمینهی معادن و صنعت و با ساخت ماشین آلات و خصوصا استفاده از اتم، توانست صفحات عظیمی از حیرت و شگفتی را بر پهنای گیتی بر جای گذارد، و با تسلط خویش بر بخش عظیمی از کرهی خاکی و محیط زیست، آن را تسخیر کند. در این قرن، بشر برای نخستین بار، با سفر به کرهی ماه و سایر سیارات، سیر در آسمانها را شروع کرد تا به اسرار آسمانها پی ببرد در این قرن، بهرهگیری از رایانه، وارد زندگی بشر شد و امروزه، در تمام زمینههای زندگی، اعم از صنعتی، کشاورزی، بهداشتی، تجاری، علمی، فرهنگی، بدون بهرهگیری از رایانه، ادامه مسیر، میسر نیست.
به هر حال، روند تحولات در قرن بیستم، در دهه هزار و نهصد و هفتاد میلادی، وارد مرحلهی جدیدی شد و در اواسط دهه هزار و نهصد و هشتاد، تقریبا، در تمامی زمینهها، نشان خود را بر جای گذاشت. در دههی هشتاد میلادی، برای رجوع به این دگرگونیها، مفاهیمی مانند جامعهی فرا صنعتی و فرا مدرن (پست مدرن) به کار میرفت، اما در دههی نود میلادی مفهوم جهانیشدن رایج گردید و مفهوم مسلط دوران معاصر شد، به گونهای که امروز، همه چیز با رجوع به این مفهوم، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
در ظاهر، امر جهانی شدن، یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن، همه چیز در سطح جهانی مطرح و گرفته میشود. جهانی شدن در هر زمینه، دیگر مرز جغرافیایی نمیشناسد. جهانی شدن در زمینه اقتصادی، در هر کشوری اتفاق بیفتد، بر اقتصاد دیگران تاثیر میگذارد.
با جهانی شدن، بعد سرمایه نیز مرز ندارد. سرمایه، از یک طرف و اطلاعات در طرف دیگر، بدون مرز، مثل باد میچرخد و به سرعت جابهجا میشود. اینترنت و شبکههای ماهوارهای و خبری، ارتباطات مستمر و همزمان را بین مردم دنیا برقرار میکنند و دنیا به صورت دهکده جهانی در آمده است.
[۱] ایرانزاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک در مدیریت و سازمان، ص۱۹.
امروزه، برخی این نتیجه رسیدهاند که سعادت و خوشبختی و زندگی فارغ از هر دغدغه، تنها در صورتی است که همه چیز جهانی باشد و تحت حکومت واحد جهانی اداره شود و لذا تمام همت خود را بر این گذاشتهاند که همه چیز را جهانی سازند: اقتصاد جهانی؛ تجارت جهانی؛ فرهنگ جهانی؛ سیاست جهانی؛ دهکده جهانی.
بنابراین جهانی شدن، امری حتمی و محقق یافته و یا در حال تحقق است پس باید همه خود را با آن وفق دهند.
۱.۳ – تناسب جهانی شدن با دین و مذهب
جهانی شدن در ابعاد گوناگون خود (اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مذهب) مباحث مختلفی را میطلبد و این طور هم نیست که به راحتی بتوان اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مذهبهای مختلف را به صورت واحد جهانی درآورد و یک شبه همهی مرزها را در هم کوبید.
جهانی شدن، با چالشهای زیادی رو به رو است، (بحثهای زیادی را میطلبد) ما، در این مقاله، تنها میخواهم ببینیم «جهانی شدن با دین و مذهب، چه تناسبی دارد؟ آیا در اینجا نیز با چالشها روبرو است یا نه، همسو و همگونهاند؟».
جهانی شدن در رابطهی با مذهب و دین نیز مباحث بسیاری را میطلبد، مانند: آثار و پیامدهای جهانی شدن بر حیات دینی؛ آیندهی ادیان در فرایند جهانی شدن؛ جهانی شدن و پویایی انتظارات از دین؛ جهانی شدن و حکومتهای دینی؛ جهانی شدن و قلمروهای دین؛ جهانی شدن و گفتوگوی ادیان؛ بنیادگرایی و جنبشهای ضد جهانیسازی؛ دینهای محدود و دینهای جهانی؛ حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در مقایسه با جهانی شدن» است.
ما میخواهیم ببینیم «آیا جهانیشدن، همان حکومت جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است یا غیر آن؟
آیا جهانی شدن، مقدمهای برای آن حکومت واحد است یا اساسا ربطی با آن ندارد؟
آیا با جهانیسازی و سرانجام جهانیشدن، ما را از تشکیل حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) بینیاز میکند و یا این که نیاز بشر به آن حکومت عدل جهانی، به جای خود محفوظ است؟
جهانیشدن با آن حکومت عدل جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) چه وجه اشتراک و چه امتیازاتی دارد؟
برای پاسخ به این پرسشهای، نخست باید جهانیشدن و حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) و سپس به مقایسه و سنجش آن دو با هم بپردازیم.
بنابراین، مطالب اصلی مقاله، تحت عناوین ذیل مورد بررسی قرار میگیرد: جهانی شدن؛ حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)؛ مقایسه و بررسی وجه اشتراک و تمایز آن دو.
۲ – جهانی شدن
(برای آگاهی بیشتر از جهانیشدن و جهانیسازی، به این کتابها مراجعه کنید: دام جهانیشدن،
[۲] مارتین، هانس پیتر و شومن، دام جهانیشدن، ترجمه حمیدرضا شهمیرزادی.
پدیدهی جهانیشدن،
[۳] رجایی، فرهنگ، پدیدهی جهانیشدن، ترجمه عبدالحسین آذرنگ
جهانیشدن و تحولات استراتژیک،
[۴] ایرانزاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک در مدیریت و سازمان.
جهانیشدن فرهنگ و سیاست،
[۵] کاظمی، سید علیاصغر، جهانیشدن فرهنگ و سیاست.
جهانیشدن،
[۶] واترز، مالکوم، جهانیشدن، ترجمه اسماعیل مردانی و سیاوش مریدی.
کشورهای در حال توسعه و سازمان جهانی تجارت گات،
[۷] اگوسین، کشورهای در حال توسعه و سازمان جهانی تجارت گات، ترجمه دکتر احمد یزدانیپناه و سیفالله صادقی.
جامعهشناسی سیاسی معاصر
[۸] نش، کیت، جامعهشناسی سیاسی معاصر، ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران ۱۳۸۰.
)
جهانی شدن، یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن، همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته میشود. در حقیقت، جهانی شدن، به معنای آزادی مطلق کسب و کار، برداشته شدن تمامی موانع از سر راه، جریان یافتن سهل و سادهی سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصهها، حرکت روان اطلاعات و امور مالیه و خدمات، تداخل فرهنگها آن هم به سوی یکسان شدگی و یکدستی است. البته، تمامی این امور، در مقیاسی جهانی رخ میدهد و هدف نیز دستیابی به بازار واحد جهانی، فارغ از موانع امور تولید و سرمایهگذاری و خدمات و اشتغال خواهد بود.
برخی، پا را فراتر گذاشتهاند، از حکومت واحد جهانی و پول واحد در سراسر جهان یاد میکنند.
[۹] ایرانزاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک، ص۱۷.
به نظر گروهی دیگر، جهانی شدن، در حقیقت، فراتر از پدیدهی کلاسیک دولت – ملت است. به این معنا که با توجه به رخدادهای عظیم ارتباطی ورود بازیگران جدید به عرصهی بینالمللی، نفش دولت – ملت تا حدود زیادی کمرنگ شده است. در این معنای از جهانیشدن، دولتها، دیگر تصمیم گیرندگان اصلی در رویدادها نیستند و قدرت، در سیاست جهانی، از دولتهای محصور در مرزها به دولتهایی منتقل میشود که قادر به تکاپو در جهاناند.
گروهی نیز جهانی شدن را به عنوان گسترش روند رو به توسعهی تجارت جهانی دانستهاند که اکنون بازیگرانی از جنوب نیز به آن پیوستهاند.
کاربرد اصطلاح جهانی شدن به دو کتابی بر میگردد که در سال هزار و نهصد و هفتاد میلادی انتشار یافت. کتاب نخست جنگ و صلح در دهکدهی جهانی تالیف مارشال مک لوهان و کتاب دوم، نوشته برژینسکی، مسئول سابق شورای امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریگان بود.
مباحث کتاب نخست، بر نقش پیشرفت وسائل ارتباطی در تبدیل دنیا به دهکدهی واحد جهانی متمرکز بود. در حالی که بحث اصلی کتاب دوم، دربارهی نقشی بود که آمریکا میبایست برای رهبری جهان و ارائهی نمونهی جامع مدرنسیم به عهده میگرفت.
[۱۰] ایرانزاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک، ص۱۷.
در عمل، بیشتر توافقهای سیاسی و اقتصادی که پس از دو جنگ جهانی خسارت بار، بین مجموع کشورهای جهان انجام گرفته و به نوعی، زمینهساز همزیستی و همکاری بین المللی شده است، طلایهدار تحولی بوده که جهانیشدن نامیده میشود.
این پدیده، روندی از دگرگونی را به نمایش میگذارد که از مرزهای سیاست و اقتصاد فراتر میرود و دانش، فرهنگ و شیوهی زندگی را نیز در بر میگیرد. از این جهت، جهانی شدن، چند بعدی است و قابل تسری به مشکلهای گوناگون عمل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، نظامی، فنآوری، محیط زیست، … است.
۲.۱ – ویژگیها
بعضی از صاحبنظران، ویژگیهای پنجگانهی زیر را برای جهانی شدن مطرح کردهاند:
۱ – گسترش کمپانیهای چند ملیتی؛ اهمیت شرکتها در نظام جهانی، بیش از اهمیت دولتها است.
به عبارت دیگر، دولتهای ملی، جای خود را به کمپانیهای بزرگ چند ملیتی دادهاند و کشورهای مختلف جهان با کمپانیهای بزرگ خود مشخص میشوند.
۲ – پیوستگی بازارهای مالی و بورس جهانی؛ این پیوستگی، آن قدر سریع است که در سالهای اخیر، روزانه، میلیاردها دلار در بازارهای جهانی رد و بدل میشود.
۳ – گسترش ارتباطات ماهوارهای و شبکهای و به دنبال آن گسترش داد و ستدهای فرهنگی در سطح جهان؛ گروهی، جهانیشدن را از کانال ارتباطات و داد ستدهای فرهنگی مینگرند.
۴ – گسترش شبکه حمل و نقل بینالمللی و کاهش شدید هزینههای مربوط؛ این امر، فرایند جهانی شدن را تسهیل کرده است و موجب شده است که دنیا به رسمیت ادغام و وحدت حرکت کند.
۵ – تقسیم کار گسترده، بر اساس مباحث اقتصاددانان و جامعه شناسان، اقتصاد، وقتی شکوفا و بزرگ و پیچیده میشود که تقسیم کار اجتماعی، در آن گستردهتر میشود، و به همین نسبت، دنیا هم وارد تقسیم کار گستردهای شده است.
[۱۱] مارتین،هانس پیتر و شومن، دام جهانیشدن، ترجمه حمیدرضا شهمیرزادی.
هر چند که جهانیشدن، پدیدهای صرفا اقتصادی نیست، لکن اقتصاد، با اهمیتترین بعد آن است؛ زیرا، در نظام سرمایهداری که سودای رهبری جهان کنونی را در سر دارد، سیاست و فرهنگ (که دو محور اصلی دیگر جهانیشدن است) تا حد زیادی تحت تاثیر سیاستگذاری اقتصادی قرار دارد. لذا سازمانهای بینالمللی، عمدتا، در محور اقتصاد تنظیم شدهاند. سازمانهای اقتصادی بینالمللی و اتحادیههای اقتصادی منطقهای، نظیر آ. سه. آن، نفتا، اکو، ادغام بازارهای مالی، اتحاد پولی کشورهای اروپایی، ادغام بانکهای بزرگ جهان، تاسیس سازمان تجارت جهانی، آزادسازی تبادل کالا و نقل و انتقال سرمایه بین کشورها، ادغام شرکتهای تولیدی بزرگ، از این قبیلاند.
۲.۲ – تعاریف
به نظر میرسد با همهی تعاریفی که از جهانیشدن ارائه شده، تاکنون، تعریف روشن و جامعی از آن ارائه نشده است؛
زیرا،
اولا، این پدیده هنوز به حد تکامل نهایی خود نرسیده و هنوز دست خوش تحول است و هر روز، وجه تازهای از ابعاد گوناگون آن مشخص و نمایان میشود.
ثانیا، هر کسی در مقام تعریف، بعدی از ابعاد آن را بازگو میکند. اغلب، به بعد اقتصادی آن توجه کردهاند. به هر حال به برخی از تعاریف اشاره میکنیم:
۱ – جهانی شدن، فرایندی است اجتماعی که در آن، قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می رود و مردم به طور فزاینده، از کاهش این قید و بنده آگاه میشوند.
[۱۲] ایران زاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک در مدیریت و سازمان، ص۲۱.
۲ – کاستل با اشاره به عصر اطلاعات، جهانیشدن را ظهور نوعی جامعهی شبکهای میداند که در ادامهی حرکت سرمایهداری، پهنهی اقتصاد و جامعه و فرهنگ را در بر میگیرد.
۳ – جام تام لینسون جهانیشدن را فرایند توسعهی سریع پیوندهای پیچیده میان جوامع و فرهنگها و نهادها و افراد در سراسر جهان معرفی میکند.
۴ – هاروی این فرایند را در بردارندهی دو مفهوم فشردگی زمان و مکان و کاهش فاصلهها تلقی میکند. در واقع، طبق این نظر، فشردگی زمان و مکان، مهمترین ویژگی جهانیشدن است؛ یعنی، فاصله کم میشود و یا از بین میرود، و زمان لازم برای پیمودن فاصلهها کاهش مییابد و جهان بیش از پیش کوچکتر به نظر میرسد و انسانهها و جوامع، به طریقی به هم نزدیکتر میشوند.
پس جهانی شدن، فرایندی است که روابط اجتماعی را بسط میدهد و در سه حوزهی اقتصاد و فرهنگ و سیاست، صادق است و بستر جریان این روابط را از متن محلی به متن جهانی تغییر میدهد.
[۱۳] واترز، مالکوم، جهانیشدن، ترجمه اسماعیل مردانی و سیاوش مریدی، ص۱۲.
۲.۳ – تاریخچه
ریشههای تاریخی جهانیشدن را میتوان به عمق تاریخ بشر و به زمانهای قدیم مربوط دانست.
طبق نظر جامعهشناسان و باستانشناسان، زندگی بشر، از زندگیهای محدود خانوادگی و انفرادی در جنگلها و غارها و پناهگاهها شروع شده و به تدریج، به جمعیتهای عشرهای و قبیلهای و اجتماعات محدود در کنار چشمهها و رودخانهها تبدیل شده، بعدا، همینها، روستاها و واحدهای کوچک شدهاند، و سپس شهرها تشکیل شده، و از شهرها، به تدریج، به کشورها و دولتها پدید آوردهاند. بنابراین، در مجموع، زندگی بشر، به سوی جهانیشدن در حرکت است؛ یعنی، هر چه که به پیش میرویم، تفرقهها کم و تجمعها زیاد میشود و هر چه که به عقب برگردیم، به تفرقههای بیشتر میرسیم. لذا میگویند، جهانیشدن، یک امر طبیعی است.
البته، این حرکت، در قرون اخیر، سرعت بیشتر به خود گرفته است و دیگر به صورت گذشته، کند حرکت نمیکند؛ زیرا، با در اختیار گرفتن ابزاری مثل بخار و اختراع ماشین و وسائل ارتباط جمعی و دریایی و زمینی و هوایی و توسعهی راهها، به تدریج، کشورها، تبدیل به منطقهها و حکومتهای منطقهای میشوند، و چون این جهانیشدن، در ابعاد مختلف اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، شکل میگیرد، قهرا، بلوکها درست میشود و معلوم است وقتی ارتباطات بشر با ماهواره و اینترنت انجام گیرد، رتبه سوی جهانی شدن، با سرعت و شتاب بیشتری انجام خواهد گرفت.
آنانی که به این نحو، به سابقهی تاریخی جهانی شدن معتقدند، میگویند، جهانیشدن، فرایندی است که از ابتدای تارخی بشر وجود داشته و از همان زمان تاثیرات آن رو به فزونی بوده است، اما اخیرا، یک شتاب ناگهانی در آن پدیدار شده است.
[۱۴] ایران زاده، سلیمان، جهانیشدن و تحولات استراتژیک در مدیریت و سازمان، ص۷ – ۲۶.
در مقابل این نظریه، بعضیها، میگویند: جهانی شدن، بانوگرایی و توسعهی سرمایهداری همزمان بوده است، اما اخیرا، در آن، شتاب ناگهانی به وجود آمده است.
بعضی را نیز عقیده بر این است که جهانی شدن، فرایند متاخر است که با سایر فرایندهای اجتماعی، نظر به فرا صنعتیشدن، فرانوگرایی یا شالودهشکنی سرمایهداری همراه است.
[۱۵] واترز، مالکوم، جهانیشدن، ترجمه اسماعیل مردانی و سیاوش مریدی، ص۱۳ – ۱۴.
به نظر میرسد که حق، با نظر اول است. گرچه جهش و شتاب آن، همزمان به سرمایهداری و پیداش وسائل ارتباط جمعی است. جهانی شدن، به طور نامنظم، از طریق توسعهی امپراطوریهای مختلف قدیمی و غارت و تاراج و تجارت دریایی و نیز گسترش آرمانهای مذهبی، تحول یافته است.
جهانی شدن به شیوهای که امروز شاید آن هستیم، از قرن پانزده و شانزده، یعنی آغاز عصر جدید، شروع شد. در اروپای قرون وسطی، حرکت جهانیشدن، بسیار کند بوده است و پس از انقلاب صنعتی است که این موضوع، شدت پیدا کرده است.
۲.۴ – موافقان و مخالفان
دربارهی جهانی شدن، دو نظر مخالف وجود دارد. عدهای بر موافقت و پذیرش بیچون و چرای آن تاکید دارند و عدهای هم بر رو آن، و هر کدام نیز برای خود به دلایلی تمسک کردهاند:
۲.۴.۱ – دلیل موافقان
موافقان جهانی شدن، به پذیرش آن، بدون هیچ دغدغه و نگرانی، دعوت میکنند و میگویند، جهانی شدن، به کشورهای فقیر کمک میکند و فرصتهای تازهای برای آنان فراهم میکند آنان و میگویند، با توجه به ارتباطی که بین اقتصاد و فن آوری وجود دارد، راهی جز پذیرش جهانیشدن به عنوان ویژگی عصری که در آن زندگی میکنیم، وجود ندارد.
اینان، برای صحت مدعای خود، دلیلهایی دارند که به آنها اشاره میشود:
۱ – از آغاز دههی هشتاد میلادی، تعداد قابل توجهی از کشورها، به آن ملحق شده و یا به طور مستقیم از طریق اقتصاد بازار آزاد، از آثار آن بهرهمند شدهاند. برای مثال، گستردهی جهانی نظام سرمایهداری، از بیست درصد سکنهی دنیا در دهه هفتاد میلادی به میزان نود درصد در دههی نود میلادی رسیده است و این اتفاق، حاکی از جذب بیشتر مردم در اقتصاد سرمایهداری جهانی است.
۲ – در شرایط کنونی، میزان تجارت جهانی، بیشتر از دهههای قبل است. کاهش قابل توجه در قیمت مسافرتهای هوایی و دریایی به گسترش بیش از پیش مرزهای تجارت جهانی منجر شده است. در این چهارچوب. نه تنها میزان تجرات جهانی، افزایش بیسابقه یافته است، بلکه شکل آن نیز دچار دگردیسی کامل شده است.
۳ – بازارهای مالی جهانی، رشد کرده است، این رشد. از دههی هفتاد میلادی، با سودآوری قابل توجه بازارهای مالی ساحلی و گردش وسیع جریان پولی خارج از حوزهی اقتدار ملی، همراه شده است.
۴ – تحرک جهانی به تحرک جمعیت کمک کرده است. پناهندگان بیشماری به عنوان نیروی کار مهاجر قابل توجه، در جهان پراکنده شدهاند.
۵ – هر چند شرکتهای چند ملیتی تا دههی هفتاد میلاد، شکلی مطلق و متصلب داشتند، اما در حال حاضر، شیوه و شکل جدیدی از مؤسسههای جهانی پیدا شدهاند که بالبسط تجارت در سرتاسر دنیا، تحقیقات وسیعی در زمینهی توسعهی تولید در مناطق مختلف را با پذیرش سهامداران از سرتاسر جهان ممکن کردهاند.
۶ – جهانی شدن، فرایندی از یک توسعهی اجتماعی است که به تشدید خود آگاهی جهانی منجر میشود.
۷ – روند رو به رشد همبستگی اقتصادی، در آینده، منجر به وابستگیهای اجتماعی خواهد شد.
۸ – با توجه به رشد پیچیده و روز به روز ارتباطات، خود آگاهی جهانی، شدت پیدا میکند بنابراین، نبایستی رشد شبکههای ارتباطی جهان گستر، مثل کابلهای تلویزیونی و شبکههای آماری را انکار کرد و اهمیت آن را نادیده گرفت.
[۱۶] واترز، مالکوم، جهانیشدن، ترجمه اسماعیل مردانی و سیاوش مریدی، ص۱۳ – ۱۴.
۹ – باز شدن اقتصادها و فرهنگهای ملی در ابعاد داخلی و خارجی، رشد منطقهگرایی در پی تهدید بازار ملی کشورها، ایجاد محیطی کاملا رقابتی، تحریک احساسات ملی و محلی، رونق پیدا کردن برخی شهرها و واحدها منطقهای به عنوان مراکز اقتصادی جهان، افزایش بهرهوری، بهبود شرایط زندگی برای عموم مردم، به طور کلی، و برای عدهای بیش از دیگران، انتقال فن آوری به کشورهای در حال توسعه و از دیگر دلیلهای اینان است.
۲.۴.۲ – دلیل مخالفان
دلیل مخالفان، در مورد فوائد و منابع بر شمرده شده دربارهی جهانی شدن، تردید دارند و معتقدند، این پدیده، بر ایدئولوژی و مفاهیم لیبرالیزم استوار است و هدفاش، تحمیل الگوی آمریکایی و سلطهی آمریکا بر جهان است و تنها منافع ایالات متحده و همراهان او و کشورهای پیشرفته را تامین میکند.
در این شکل از جهانی شدن، تنها، بیست درصد جمعیت بهرهمند، و هشتاد درصد بقیه، در حاشیه هستند و این امر با مفهوم نظام جهانی متوازن، سازگار نیست، بلکه معنای سیطره و تحکم و سلطهگری از آن استفاده میشود.
جهانی شدن فرهنگی، یعنی سیطرهی فرهنگ غربی بر دیگر فرهنگها، و این، یعنی اوج سیره استعماری.
به هر حال، در جمعبندی نهایی، آثار منفی جهانیشدن را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱ – بحران دولت ملی که منظور از آن، مسلط نبودن دولت بر منابع درآمد خود و دست برداشتن دولت از نقشهای اقتصادی و اجتماعی خویش است. در نتیجه، جهانی شدن اقتصاد حاصل میشود و شرکتهای چند ملیتی، به نیابت از دولت ملی، به آن نقشها میپردازند.
۲ – بحرانهای مالی که کشورهای گوناگون جهان، به خاطر وحدت بازار مالی و معاملات جهانی بورس دچار آن میشوند، از دیگر آثار منفی است اولین آنها بحران ملی مکزیک در سال نود و چهار میلادی و آخرین مورد آن، بحران مالی در کشورهای جنوب شرق آسیا بود. این بحرانها، تا این تاریخ ادامه دارد
۳ – پیامدهای اجتماعی ناشی از اصلاحات ساختار اقتصادی مورد نظر مؤسسات بینالمللی، از جمله صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی مانند گسترش بیکاری، گسترش فقر، پائین آمدن دستمزدها.
۴ – تسلط فرهنگ غربی بر دیگر فرهنگها به شکل تلاش برای مسخ کردن هویت فرهنگی ملتهای دیگر و مطرح کردن فرهنگ غربی (با جنبههای مثبت و منفی آن) به عنوان جایگزین.
۵ – موافقتنامههایی که کشورهای پیشرفته مطرح کردهاند که مهمترین آنها، موافقتنامهی آزادی سرمایهگذاری است. این موافقتنامه، به سرمایهگذاری خارجی در نقاط مختلف جهان آزادی میبخشد، و معنای آن، تسلط کشورهای پیشرفته بر ثروتهای کشورهای در حال رشد است؛ چون، این کشورها، از لحاظ اقتصادی و مالی و فنآوری، هموزن و همپایه نیستند.
[۱۷] کسیس، هیملینگ، تاملاتی در مفهوم جهانی شدن، ترجمه آزاده ابراهیم، مهر ۱۳۷۹.
۶ – جهانی شدن، سبب کاهش اهمیت کالاهای اولیه (مواد اولیه) میشود.
۷ – جهانی شدن، به افزایش فاصله و نابرابر میان ملتها و مناطق گرایش دارد. از این رو به عنوان یک ساختار در دست قدرتمندان اقتصادی، آنان را قدرتمندتر و فقرا را فقیرتر میکند.
۸ – جهانیشدن، سبب به م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
