پاورپوینت کامل حضرت قاسم بن حسن مجتبی


در حال بارگذاری
14 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حضرت قاسم بن حسن مجتبی دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حضرت قاسم بن حسن مجتبی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حضرت قاسم بن حسن مجتبی :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

قاسم بن الحسن (علیه‌السلام) یکی از فرزندان امام حسن (علیه‌السلام) و از شهدای کربلا است.

فهرست مندرجات

۱ – معرفی اجمالی
۲ – حضرت قاسم در شب عاشورا
۳ – اجازه گرفتن قاسم برای نبرد
۴ – رجزخوانی قاسم
۵ – کیفیت شهادت
۶ – عروسی حضرت قاسم
۶.۱ – موافقان عروسی
۶.۲ – مخالفان عروسی
۶.۲.۱ – دیدگاه محدث نوری
۶.۲.۲ – دیدگاه محدث قمی
۷ – نام قاسم در زیارت‌ ناحیه
۸ – پانویس
۹ – منبع

۱ – معرفی اجمالی

قاسم فرزند امام حسن (علیه‌السلام) به سال ۴۷ ه. ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

[۱] موسوی زنجانی، ابراهیم، وسیله الدارین، ص ۲۵۳.

مادرش ام‌ولدی

[۲] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص ۵۷-۵۸.

به نام «نفیله»

[۳] شریف قریشی، باقر، حیاه الامام الحسن بن علی علیهما السلام دراسه وتحلیل، ج ۲، ص ۴۶۰.

یا «رمله»

[۴] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین فی انصار الحسین علیه‌السلام، ص ۷۲.

یا «نجمه» بود. در دو سالگى پدر بزرگوارش را از دست داد؛

[۵] موسوی زنجانی، ابراهیم، وسیله الدارین، ص ۲۵۳.

و تا هنگام شهادت در دامان پرمهر و عطوفت عموى گرامى خود، امام حسین (علیه‌السلام)، پرورش یافت؛ و در واقعه کربلا به اتفاق مادر و دیگر برادران و خواهران خود حضور داشت.

۲ – حضرت قاسم در شب عاشورا

به نقلى در شب عاشورا، آنگاه که امام حسین (علیه‌السلام) خطبه خواند و به یاران خود فرمود: «فردا من و شما همه کشته خواهیم شد»، وى پنداشت این افتخار از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمى‌شود. از این‌رو پرسید: «آیا من هم فردا کشته خواهم شد؟» امام (علیه‌السلام) با مهربانى پرسید: «فرزندم، مرگ در نزد تو چگونه است؟» عرض کرد «احلى من العسل» (شیرین‌تر از عسل).
حضرت فرمود: آرى به خدا سوگند، عمو به فدایت، تو از آنان هستى که پس از گرفتار شدن به بلایى سخت کشته خواهى شد.

[۶] بحرانی، هاشم، مدینه المعاجز، ج ۴، ص ۲۱۴-۲۱۵.

[۷] قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص ۲۰۸.

۳ – اجازه گرفتن قاسم برای نبرد

در روز عاشورا هنگامى که نوبت مبارزه به قاسم رسید، براى کسب اجازه خدمت امام حسین (علیه‌السلام) آمد. حضرت او را در آغوش گرفت و هر دو آن قدر گریستند تا بى‌حال شدند. باز قاسم اجازه خواست و امام حسین (علیه‌السلام) امتناع فرمود. قاسم دست و پاى امام را بوسه مى‌زد و بر خواسته‌اش پاى مى‌فشرد. ولى امام (علیه‌السلام) اجازه نمى‌داد تا سرانجام موفق به دریافت اجازه گردید. وى در حالى که اشک‌ هایش بر گونه سرازیر بود و مادرش بر در خیمه ایستاده او را نظاره مى‌کرد، وارد میدان کارزار شد.

۴ – رجزخوانی قاسم

وی در میدان نبرد این رجز را مى‌خواند:
انْ تَنْکُرونى‌ فَأَنَا فَرْعُ الْحَسَنْ ••• سِبْطُ النَبىُّ المُصْطَفى وَالمؤتَمَنْ‌
هذا حُسینٌ کَالاسیرِ الْمُرتَهَنْ ••• بین أناسٍ لا سَقَوا صُوْبُ المَزَنْ‌

[۸] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج۲، ص۳۱.

اگر مرا نمى‌شناسید، من فرزند امام حسن نوه پیامبر برگزیده و امینم. این حسین همانند اسیر و گروگان، گرفتار مردمى است که باران رحمت بر آنها نبارد.
(ابن اعثم این رجز را به عبدالله بن حسن نسبت داده است.

[۹] ابن اعثم، احمد، الفتوح، ج۵، ص۱۱۲.

)
به گزارش ابن شهرآشوب، قاسم در میدان جنگ، چنین رجز میخواند:
انی انا القاسُم من نسل علی نحن و بیت الله اولی بالنبی
من شمر ذی الجوشن او ابن الدعی

[۱۰] ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۵۵.

«من قاسم، از نسل علی هستم. به خانه خدا سوگند، ما از شمر ذی الجوشن یا حرامزاده (ابن زیاد)، به پیامبر سزاوارتریم».
سرانجام پس از کشتن سى و پنج تن به درجه شهادت نایل آمد.

[۱۱] موسوی زنجانی، ابراهیم، وسیله الدارین، ص ۲۵۳.

۵ – کیفیت شهادت

طبری و ابوالفرج اصفهانی کیفیت شهادت حضرت قاسم را به نقل از حمید بن مسلم چنین آورده‌اند:
«نوجوانى به سوى ما آمد که چهره‌اش همانند پاره ماه مى‌درخشید، شمشیرى به دست و پیراهن و إِزارى -شلوار- بر تن و دو نعلین به پا داشت، که بند یکى از نعلین‌هاى وى پاره شد، فراموش نمى‌کنم که بند چپ بود.
عمرو بن سعید ازدی (عمرو بن سعد بن نفیل ازدی) به من گفت: به خدا به او حمله مى‌کنم! گفتم: سبحان الله، پناه بر خدا! از این کار چه مى‌خواهى، انبوه لشکرى که دور او را گرفته‌اند کارش را تمام خواهند کرد. گفت به خدا بر او حمله خواهم کرد؛ او حمله کرد و با شمشیر بر سر قاسم زد. قاسم بر روى افتاد و فریاد برآورد «عموجان» (به فریادم برس).
به خدا سوگند حسین چون عقاب از جا جست و همانند شیر خشمگین بر قاتل قاسم حمله‌ور گردید و ضربتى سخت بر وى فرود آورد. او دست خود را سپر کرد ولى آن ضربت دستش را از آرنج قطع کرد. او فریادی زد و خود را کنار کشید. گروهی از کوفیان یورش بردند تا او را نجات دهند؛ ولی او را زیر گرفتند و زیر سم اسبان لگدمال کردند تا آنکه جان داد. (برخی در ترجمه متن، دچار اشتباه شده و این مطلب را درباره قاسم بن حسن گفته‌اند؛ ولی همان‌طور که گفتیم، قاتل او زیر سم اسبان لگدمال شد، نه قاسم.) عبارت طبرى و ابوالفرج اصفهانى را صاحب ناسخ چنین ترجمه کرده«…لشکر هم پشت شدند و حمله در دادند مگر عمرو را از چنگ حسین برهانند در تکتازسواران، بدن قاسم در زیر ستوران هموار شد.»

[۱۲] سپهر کاشانی، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج ۲، ص ۳۲۸.

(بعضی جریان را این‌گونه گفته‌اند که قاتل بانگى برآورد و از آنجا دور گشت. تنى چند از لشکریان عمرسعد حمله آوردند تا عمرو را از دست حسین (علیه‌السلام) نجات دهند؛ ولى این تلاش آنها به جایى نرسید و قاسم در هنگام یورش سواران عمرسعد در زیر سمّ اسبان جان سپرد.)
پس از چندى که گرد غبار میدان نبرد فرونشست، امام حسین (علیه‌السلام) را دیدیم که بر بالین آن جوان ایستاده و او پاشنه‌هاى پاى خود را بر زمین مى‌ساید، امام حسین (علیه‌السلام) در آن حال مى‌گفت: «قومى که تو را کشتند از رحمت خدا به دورند و در روز رستاخیز جد تو از جمله دشمنان آنان خواهد بود. (بعداً لقوم قتلوک و من خصمهم یوم القیامه فیک جدک

[۱۳] شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰۸.

[۱۴] سید بن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۶۸.

)
سپس فرمود: «سوگند به خدا براى عموى تو بسیار دشوار است که او را بخوانى و نتواند به تو پاسخ دهد، یا به تو پاسخ گوید اما به حال تو سودى نبخشد، در یک چنین روزى که دشمنان او بسیار و یاران او اندک باشند.» (عزّ والله علی عمّک ان تدعوه فلا یجیبک فلا ینفعک صوت والله کثر واتروه و قلّ ناصروه.

[۱۵] شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰۸.

در الملهوف، به جای «صوت»، «یوم» آمده است (هذا یوم والله…)

[۱۶] سید بن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۶۸.

گویا مقصود از «فزونی خون‌خواهان و کمی یاران»، این است که گرچه در این صحنه، یاران قاسم‌ اندک هستند، در خارج از این صحنه (در مدینه و کوفه) خون‌خواهان زیادی دارد و خواهد داشت، و خدای متعال و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مؤمنان، خون‌خواه او خواهند بود.)
حمید بن مسلم گوید: آن‌گاه او را برداشت، دو پاى پسر را دیدم که روى زمین مى‌کشید، و حسین (علیه‌السلام) سینه به سینه وى نهاده بود.
با خود گفتم «او را

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.