پاورپوینت کامل جرول بن اوس حطیئه
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جرول بن اوس حطیئه دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جرول بن اوس حطیئه،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جرول بن اوس حطیئه :
مقالات مرتبط: پاورپوینت کامل جرول بن اوس حطیئه (مقالهدوم).
ابومُلَیکه جَرْوَل بن اَوْس بن مالک، از بنی قُطیعه بن عَبْس، از شاعران برجسته مُخَضْرَمِ عرب است.
فهرست مندرجات
۱ – پدر و مادر
۲ – وجه تسمیه
۳ – تاریخ ولادت
۴ – اسلام و ارتداد حطیئه
۵ – سرگردانی
۵.۱ – حکایت هجو کردن حطیئه
۶ – مراوده با بزرگان
۷ – مضامین اشعار
۸ – هجو و مدح برای کسب صله
۹ – روحیات جاهلی در وجود حطیئه
۹.۱ – قول فرزدق
۹.۲ – نظرمبرد
۱۰ – نظر ابو زید قرشی
۱۱ – نگاهی به شعر حطیئه
۱۲ – نقد و بررسی اشعار
۱۳ – شعر حطیئه در مورد ولید بن عقبه
۱۴ – ابوموسی و حطیئه
۱۵ – حضور در فتوحات
۱۶ – ارث ابن کلاب برای حطیئه
۱۷ – حطیئه و کعب الاحبار
۱۸ – وفات
۱۹ – چاپ دیوان
۲۰ – فهرست منابع
۲۱ – پانویس
۲۲ – منبع
۱ – پدر و مادر
مادرش، ضَرّاء، کنیز اَوس بن مالک بود. ضرّاء ابتدا کودکش را فرزند افقم بن ریاح (برادر هَمسر اَوس دختر ریاح بن عمرو) خواند، اما پس از آنکه دختر ریاح او و جرول را آزاد کرد، اعتراف کرد که جرول فرزند اوس بن مالک است.
[۱] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص ۴۳۱.
۲ – وجه تسمیه
درباره وجه تسمیه حطیئه علل متعددی روایت شده است که هرکدام به گونهای از ظاهر یا شخصیت او انتقاد میکند. مثلا معروف است که به سبب کوتهقامتی لقب حطیئه به او داده شده است.
[۲] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۳۱.
[۳] عسقلانی، ابن حجر احمد بن علی، الاصابه فی تمییز صحابه، ج۲، ص۱۵۰، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۳ – تاریخ ولادت
تاریخ تولد حطیئه مشخص نیست، اما از روایات چنین برمیآید که در زمان نعمان بن منذر (پادشاه حیره) و بِشربن ابیخازم (شاعر عصر جاهلی)، و حاتِم طائی، شاعری شناخته بوده است.
[۴] اصفهانی، علی بن الحسین، لاغانی، ج۱۷، ص۳۶۶۳۶۷.
[۵] ثعالبی، عبدالملکبن محمد، ثمار القلوب فیالمضاف و المنسوب، ج۱، ص۱۱۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۹۸۵).
با استناد به این روایات، نظر برخی محققان مبنی بر تولد وی در ربع آخر قرن ششم میلادی صحیح است.
[۶] جَروَلبن اَوس حُطَیئه، دیوان، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، بشرح ابنسکیت و سکری و سجستانی، چاپ نعمان امین طه، (قاهره) ۱۳۷۸/۱۹۵۸.
۴ – اسلام و ارتداد حطیئه
حطیئه در زمان حیات پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به اسلام گروید، ولی پس از درگذشت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مرتد شد. سپس با پیروزی ابوبکر در جنگ با مرتدین در سال ۱۱، اسیر شد و بار دیگر اسلام آورد.
[۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۷۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
از حطیئه بیتی نقل شده است که بر اسلام آوردن وی در زمان پیامبر دلالت میکند. به نقلی دیگر حطیئه پس از درگذشت پیامبر، اسلام آورد، زیرا در میان گروههایی که نزد پیامبر آمدند و به اسلام گرویدند، نامی از وی نرفته است. رفتارهای ناپسند حطیئه نشانه عدم ایمان قلبی وی پس از گرویدن به اسلام است. وصیت حطیئه نیز از نمونهای آن است.
[۸] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعرا، ج۱، ص۳۱۰، بیروت، ۱۹۶۴.
[۹] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۳۱.
[۱۰] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۵۷.
[۱۱] عسقلانی، ابنحجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۸۶، چاپ علیمحمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵ – سرگردانی
نسب ناشناخته حطیئه، او را در زندگی سرگردان نمود. گاه در کنار قبیلهای به آرامی زندگی میکرد و گاه به طلب ارث پدری، آنان را هجو مینمود.
[۱۲] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۱۵۷۱۵۸.
[۱۳] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۱۶۰۱۶۱.
او حتی مادر و پدر و خودش را نیز هجو کرده است.
[۱۴] ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، ج۱، ص ۳۱۱، بیروت ۱۹۶۴.
[۱۵] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص ۴۳۴.
[۱۶] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۱۶۰-۱۶۳.
عمر، خلیفه دوم، او را به سبب هجویاتش زندانی کرد، سپس در مقابل سه هزار درهم آبروی مسلمانان را از وی خرید و از او خواست که مسلمانان را هجو نکند. او نیز تا زمانی که عمر زنده بود چنین کرد.
[۱۷] ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، ج۱، ص ۳۱۶، بیروت ۱۹۶۴.
[۱۸] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص ۴۵۲.
۵.۱ – حکایت هجو کردن حطیئه
حکایت این امر را ابن قتیبه در شعراء آورده: مردی به نام حطیئه در میان طائفه زبرقان بن بدر، سکونت گزیده، آنان نسبت به وی بیحرمتی کردند. حطیئه از نزد آنان کوچ نموده در میان طائفه بغیض اقامت گزید و مورد اکرام و احترام آنان قرار گرفت و سپس قصیدهای در ذم زبرقان و مدح بغیض سرود که در شعر آخرش آمده:
دع المکارم لا تنهض لبغیتها واقعد فانک انت الطاعم الکاسی
واقعد فانک انت الطاعم الکاسی واقعد فانک انت الطاعم الکاسی
«واگذار! مکرمتها را و برای طلب آنها بار سفر مبند و بر جای بنشین که هم میخوری و هم میپوشی.»
زبرقان از شنیدن اشعار او بسیار ناراحت شده از او به نزد عمر شکایت برد و شعر آخر حطیئه را برای عمر خواند. عمر به او گفت: حطیئه در این شعرش نسبت به تو هیچ گونه توهین و هتکی ننموده است، مگر دوست نداری این که، هم بخوری و هم بپوشی؟
زبرقان گفت: ولی هیچ مذمت و هجوی از این بدتر تصور نمیشود، عمر در این باره از حسان بن ثابت داوری خواست، حسان به عمر گفت: حطیئه با این شعرش زبرقان را هجو ننموده، بلکه بر او نجاست کرده است.
[۱۹] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعرا، ج۱، ص ۳۱۵، بیروت، ۱۹۶۴.
ابن ابی الحدید نیز در شرح خطبه شقشقیه، بر آن است که این شعر حطیئه از هجو آمیزترین اشعار عرب است.
[۲۰] ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۱۹۷.
عبدالله ابن عمر گوید: روزی پیش پدرم بودم و به من دستور داده بود هیچ کس را پیش او راه ندهم، در این هنگام عبدالرحمان پسر ابوبکر اجازه خواست که پیش او آید. عمر گفت: اجازه بده عبدالرحمان بیاید. او آمد و درباره حطیئه شاعر با عمر سخن گفت که از او خشنود شود عمر او را به سبب شعری که سروده بود زندانی کرده بود عمر گفت: در حطیئه کژی و بد زبانی است، مرا آزاد بگذار تا او را با طول مدت زندان راست و درست گردانم، عبدالرحمان اصرار کرد و عمر نپذیرفت و عبدالرحمان رفت.
[۲۱] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعرا، ج۱، ص ۳۱۶، بیروت، ۱۹۶۴.
هنگامی که عمر بن خطاب دستور داد حطیئه را، به علّت آن که زبرقان را هجو کرده بود، در چاه اندازند، وی برای جلب ترحّم عمر ابیاتی سرود.
[۲۲] محمد حسن شراب، محمد، معالم الاثیره، ص۱۷۶.
۶ – مراوده با بزرگان
او با بزرگان رفت و آمد میکرد و گاه از راه مدح و گاه برای دفع شرِّ هجای گزندهاش، صله میگرفت و از این راه، روزگار میگذراند.
[۲۳] جاحظ، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، ج۲، ص۴۲، بیروت ۱۹۶۸.
[۲۴] ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۲۴۰۲۴۳، بیروت ۱۹۶۴.
[۲۵] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۳۶.
۷ – مضامین اشعار
او در مدح چنان توانا بود که لقب مورد دشنام را به لقبی مایه مباهات بدل میکرد.
[۲۶] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۱۵۷.
[۲۷] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۴۸.
و سرودن شعر هم در مورد خاندانها گاه سبب رفعت منزلت و گاه مایه نکوهش آنها بوده است. آن چنان که شعر حطیئه موجب رفعت منزلت خاندان انف الناقه «بینی ناقه» که از این لقب خشمگین بودند شده است تا آن گاه که حطیئه در مدحشان گفت:
قوم هم الانف و الاذناب غیرهم و من یسوی بانف الناقه الذنبا
«گروهی که ایشان بینی هستند و دیگران دُم و چه کسی دُم را با بینی ناقه برابر میداند».
[۲۸] ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدا و الخبر، ج۱، ص۳۶۳، ترجمه عبدالمحمد آیتی، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
مدح و هجا مهمترین مضامین شعری حطیئه بود. او در دیگر مضامین شعری نیز از قبیل فخر و نسیب (غزل در مقدمه قصاید) توانا بود.
[۲۹] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۱۵۷، تحقیق سمیر جابر، بیروت، دارالفکر، چاپ سوم.
[۳۰] جَروَلبن اَوس حُطَیئه، دیوان، ج۱، ص۵-۱۵، بشرح ابنسکیت و سکری و سجستانی، چاپ نعمان امین طه، (قاهره) ۱۳۷۸/۱۹۵۸.
[۳۱] جَروَلبن اَوس حُطَیئه، دیوان، ج۱، ص۳۰۰-۳۱۰، بشرح ابنسکیت و سکری و سجستانی، چاپ نعمان امین طه، (قاهره) ۱۳۷۸/۱۹۵۸.
وی در وصف مَرکب و ناقه نیز اشعاری سروده است.
[۳۲] جَروَلبن اَوس حُطَیئه، دیوان، ج۱، ص۳۶۱-۳۸۹، بشرح ابنسکیت و سکری و سجستانی، چاپ نعمان امین طه، (قاهره) ۱۳۷۸/۱۹۵۸.
۸ – هجو و مدح برای کسب صله
حطیئه بخیل و آزمند بود و برای به دست آوردن مال تا مرز ذلت و خواری اصرار میورزید. اما ابن رشیق (متوفی ۴۵۶)؛
[۳۳] قیروانی، حسن بنرشیق، العمده فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، ج۱، ص۱۲۹، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
بر هر دو بُعد نظر داشته و به ذکر محاسن شعر حطیئه در این سبک پرداخته است.
[۳۴] قیروانی، حسن بن رشیق، العمده فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، ج۱، ص۸۱، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
لذا او یکی از چهار بخیل عرب نامیده شده است.
[۳۵] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۳۵.
حطیئه خود در تأیید این سخن میگوید که اگر طبع نکوهیده حرص و طمع در وی نبود، برترین شعرای پیشین عرب بود و خود را سرآمد اقران میخواند.
[۳۶] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۲، ص۴۴۰.
هر چند، گاه همین طمع را عامل برتری خود در شعر میدانست.
[۳۷] ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۲۴۰، بیروت ۱۹۶۴.
گرچه گاه در مدحیاتش روحیه حقشناسی نیز دیده میشود.
۹ – روحیات جاهلی در وجود حطیئه
طه حسین، در تحلیل مفصّلی از شخصیت وی، بر آن است که آنچه موجب شد حطیئه چنین بر زندگی خشم بگیرد، نه عامل اقتصادی بلکه انقطاع وی از پیوندهای عصر جاهلی بود که ریشههای عمیقی در روح و تفکرات وی داشت، و گرویدن به دین اسلام پوستهای بیش نبود و تنها منجر به احساس سرگشتگی وی شد.
[۳۸] طه حسین، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۳۵، بیروت، ۱۹۸۰.
گرچه او به آزمندی مشهور است، در مدحیاتش روحیه حقشناسی نیز دیده میشود.
[۳۹] اصفهانی، علی بن الحسین، الاغانی، ج۱۷، ص۲۶۶.
۹.۱ – قول فرزدق
فرزدق نیز در بیتی نام حطیئه را در کنار نام اِمرَؤُالقیس، نابغه ذُبیانی و نابغه جَعدی و جزو بزرگان شعر عرب ذکر کرده است.
[۴۰] فرزدق، همامبن غالب، دیوان، ج۲، ص۲۱۳، قدمله و شرحه مجید طراد، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۹.۲ – نظرمبرد
مبرّد
[۴۱] مبرّد، محمد بن یزید، الکامل، ج۱، ص۲۳، چاپ ابراهیم دلجمونی ازهری، قاهره ۱۳۳۹.
برای بیان شیوایی و استواری الفاظ و تسلسل ساختار و هماهنگی معانی ابیات، از شعر حطیئه شاهد میآورد. او همچنین ایجاز مفید معنا در مدح را از جنبههای ستودنی شعر حطیئه میدانست.
حطیئه راوی شعر زهیر و آلزهیر بود. چون راویان شعر آنان بسیار بودند، حطیئه از کعب بن زهیر خواست تا برای ثبت شدن نام وی در کنار نام این خاندان بزرگ، شعری بسراید که در آن ابتدا نام خود و سپس نام حطیئه را ببرد، کعب نیز چنین کرد.
[۴۲] جمحی، محمد بن سلام، طبقات الشعراء، ج۱، ص۲۱، چاپ یوزف هِل، لیدن ۱۹۱۶.
۱۰ – نظر ابو زید قرشی
ابوزید قرشی (متوفی ح۱۷۰)؛
[۴۳] ابوزید قرشی، محمد بن ابی الخطاب، جمهره اشعار العرب فی الجاهلیه و الاسلام، ج۱، ص۹۸۹۹، چاپ علیمحمد بجاوی، قاهره (۱۹۸۱).
او را در طبقه ششم در کنار کعب بن زهیر و نابغه جعدی قرار داده و آنان را اصحاب مَشوبات (شاعران مخضرم) نامیده است.
ابنسلام جُمَحی (متوفی ۲۳۲)
[۴۴] جمحی، محمد بن سلام، طبقات الشعراء، ج۱، ص۴۰، چاپ یوزف هِل، لیدن ۱۹۱۶.
باتفاوتی در ذکر طبقات، او و کعب بن زهیر را در طبقه دوم و از بزرگان شاعران جاهلی ذکر کرده و شعر حطیئه را متین و استوار اما قافیههایش را ناهنجار دانسته است.
ابوعبیده معتقد بود که حطیئه شاعری توانمند و قوی است و کمتر در اشعار او کاستی دیده میشود.
[۴۵] ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
