پاورپوینت کامل ثقیف (مقالهسوم)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ثقیف (مقالهسوم) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ثقیف (مقالهسوم)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ثقیف (مقالهسوم) :
مقالات مرتبط: ثقیف.
ثقیف از قبایل مهمّ اطراف مکه است که در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم عموما در طائف و پیرامون آن میزیست.
فهرست مندرجات
۱ – نسب و خاستگاه ثقیف
۱.۱ – دیدگاه اول
۱.۲ – دیدگاه دوم
۱.۳ – دیدگاه سوم
۲ – اختلاف نظر در مورد شخصیت ابورغال و قسی
۳ – تیرهها و قبایل رقیب و همپیمان
۴ – اقتصاد ثقیف
۵ – نبردهای جاهلی ثقیف
۶ – جایگاه ثقیف در جامعه عرب جزیره
۶.۱ – رقابت قریش با طائف
۶.۲ – ارتباط ثقیف با همسایگان قدرتمند
۷ – اعتقادات، آداب و رسوم ثقیف
۷.۱ – داشتن بت خاص
۷.۲ – اعتقاد به دختران خدا بودن بتها
۷.۳ – اعتقاد به حرام بودن قسمتی از زراعت خود
۷.۴ – توانمند بودن در شعر و شاعری
۸ – ثقیف و ظهور اسلام
۸.۱ – قرار گرفتن در برابر پیامبر
۸.۲ – ثقیف بعد از هجرت پیامبر
۸.۳ – دشمنیهای ثقیف با آن پیامبر
۸.۴ – مهمترین تقابل ثقیف با مسلمانان
۸.۵ – شکست در نبرد حنین
۹ – اسلام ثقیف
۹.۱ – فرستادن نماینده نزد پیامبر
۹.۲ – امضای پیمان نامه با پیامبر
۹.۳ – خواستههای هیئت ثقیف
۹.۴ – تهدید نمایندگان طائف توسط پیامبر
۹.۵ – عثمان بن ابی العاص والی پیامبر در طائف
۹.۶ – تخریب بتها توسط مغیره
۹.۷ – باز نگشتن از عادات زشت خود
۱۰ – ثقیف پس از پیامبر
۱۰.۱ – خواهان بازگشت به آیین پیشین
۱۰.۲ – ثقفیان در دوره خلفای نخستین
۱۰.۳ – نقش مغیره بن شعبه
۱۰.۳.۱ – مغیره در دوره خلفای نخستین
۱۰.۳.۲ – مغیره در دربار معاویه
۱۰.۴ – نقش مختار بن ابی عبیده ثقفی
۱۰.۵ – نقش حجّاج بن یوسف ثقفی
۱۰.۶ – مذمت ثقیف در روایات
۱۱ – فهرست منابع
۱۲ – پانویس
۱۳ – منبع
۱ – نسب و خاستگاه ثقیف
ثقیف به معنای زیرک و چالاک، لقب قَسیّ بن مُنبِّه جدّ ثقفیان بود.
[۱] الصحاح، جوهری، ج۴، ص۱۳۳۴، «ثقف».
[۲] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۳۰۰.
گزارشها درباره تبار و نسب ثقیف همسانی ندارند و جدای از اتفاق نظر همه نسب شناسان در خصوص انتساب این قبیله به قسی بن منبه، در سایر جهات اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد که میتوان مهمترین آنها را در سه دیدگاه جمع بندی کرد؛
۱.۱ – دیدگاه اول
بیشتر منابع تاریخی، ثقیف را از زیرمجموعههای هوازن و مُضَری و به تعبیر دقیق تر قیسی یعنی از فرزندان قیس عیلان بن مُضَر میدانند و نسب آنان را چنین برمی شمرند: قَسیّ بن مُنَبِّه بن بکر بن هَوازن بن منصوربن عِکْرِمَه بن خَصَفه بن قیس عیلان بن مُضَر بن نزار بن مَعْدبن عَدْنان.
[۳] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ص۲۶۶.
[۴] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۳۱.
[۵] الانساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص ۲۵.
۱.۲ – دیدگاه دوم
برخی دیگر ثقیف را به ایاد، دیگر فرزند نزار، منسوب میدانند. برپایه این نظر باید قسیّ بن منبه بن نبیت بن منصور بن یَقدُم بن افصی بن دُعمی بن ایاد را سلسله نسب ایادی این قبیله دانست.
[۶] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۲۹۸.
[۷] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۵.
این گروه بر این عقیدهاند که ثقفیان قیسی نیستند؛ ولی چون بر اثر رخدادهای دوران خود مجبور شدند به قیسیان پناه آورده، خود را به عضویت در مجموعه آنان درآورند، برای خود نسب قیسی ساخته و خود را از زیر مجموعههای «هوازن» خواندند.
[۸] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۵.
[۹] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۱، ص۷۹.
امام حسن علیهالسّلام در مشاجرهای که با مروان بن حکم و مغیره بن شعبه ثقفی دارد با تصریح به این امر، ثقفیان را بیگانه از قیس میداند.
[۱۰] الاحتجاج، طبرسی، ابومنصور، ج۱، ص۴۱۸.
[۱۱] بحارالانوار، علامه مجلسی، محمدباقر، ج۴۴، ص۹۵.
بر اساس هر یک از این دو نظر ثقفیان از عرب عدنانی محسوب میشوند.
۱.۳ – دیدگاه سوم
دیدگاه سوم بر پایه اخباری شکل گرفته که ثقیف را از نسل قوم ثمود معرفی میکند. در این اخبار تاکید شده که ثقیف، یعنی قسیّ و فرزندانش، بندگان یا فرزندان شخصی بنام ابورِغال، از نجات یافتگان ثمود بودند.
[۱۲] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۵.
[۱۳] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۲۹۸.
نقل روایاتی از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و علی علیهالسّلام نیز این نظر را تقویت میکند. در این روایات ثقیف از بقایای ثمود معرفی شدهاند؛
[۱۴] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۱، ص۴۴۷.
[۱۵] الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم الرازی، ج۳، ص۴۷۶.
[۱۶] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۷، ص۱۷۶.
همچنین علی علیهالسّلام ثقفیان کوفه را با واژههایی چون باقیمانده ثمود، بی نام و نسب و برده خطاب میکند.
[۱۷] الخرائج والجرائح، راوندی، ج۱، ص۲۳۰.
[۱۸] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۱، ص۴۴۵.
برخی نیز در اشعار و گفتار خود با منتسب کردن آنان به ابورغال و ثمود در پی هجو آنان برآمدهاند،
[۱۹] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۳۰۲.
[۲۰] الفتوح، کوفی، ابن اعثم، ج۶، ص۳۲۹.
[۲۱] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۳، ص۵۳.
[۲۲] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۸.
از این رو ثقفیان نیز همواره در تلاش بودند تا در اشعار خود با تاکید بر نسب ایادی، خود را از انتساب به ثمود مبرّا کنند.
[۲۳] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۸.
[۲۴] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۳۰.
بعدها در زمان حجّاج بن یوسف ثقفی حاکم اموی کوفه، وی نیز انتساب ثقیف را به ثمود ردّ کرد؛ ولی سخنانش با مخالفت حسن بصری روبه رو شد.
[۲۵] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۲۹۸ – ۲۹۹.
[۲۶] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۲، ص۱۶۴ – ۱۶۵.
این در حالی است که برخی از محققان انتساب ثقیف به ثمود را ناصحیح و اخبار وارده در این خصوص را جعلی و آن را در نتیجه بغض و کینه مردم از ظلمهای حجّاج بن یوسف ثقفی میدانند.
[۲۷] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج۱، ص۳۲۶.
[۲۸] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج۱، ص۳۲۸.
۲ – اختلاف نظر در مورد شخصیت ابورغال و قسی
افزون بر اختلاف نظرهایی که درباره نسب ثقیف وجود دارد در مورد شخصیت ابورغال و قسی و نیز نحوه حضور ثقیف در طائف گزارشهایی متعدد و متفاوت وجود دارند. به موجب پارهای از گزارشها ابورغال حاکم طائف یا غلام و فرستاده حضرت صالح علیهالسّلام بود که بر اثر ظلم و ستم بر مردم آنجا کشته شد و قبرش به دستور حضرت صالح علیهالسّلام سنگسار شد.
[۲۹] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۲۹۹.
[۳۰] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۳، ص۵۳.
[۳۱] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۶.
در خصوص قسی نیز آمده که وی به سبب مشارکت در قتل مسئول جمع آوری صدقات حاکم یمن به سوی طائف متواری شد و در ملاقات با ابوعامر بن ظَرْب عدوانی،
[۳۲] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۱۰، ص ۳۱۸.
حاکم طائف و بزرگ قبیله عدوان، با زیرکیای که از خود بروز داد به «ثقیف» ملقب شد و پس از ازدواج با دختران ابوعامر در این شهر ساکن شد.
[۳۳] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۳۰۰.
[۳۴] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۹ – ۱۰.
بعدها در پی غلبه فرزندان عامر بن صعصعه ـ که از طرف مادر عدوانی بودند ـ بر قبیله عدوان، طائف مقر تابستانی بنی عامر شد. پس از آن ثقفیان از بنی عامر خواستند تا اداره و سکنای طائف را به آنها بسپارند و هر ساله از نصف محصولات و میوههای آن بهره مند شوند و پس از چندی به بهانه حفاظت شهر از حملات دشمنان به دور آن حصار کشیدند. از این پس این شهر که تا آن زمان «وَجّ» خوانده میشد به طائف مشهور گردید.
[۳۵] البلدان لابن الفقیه، ابن الفَقیه، ص۷۹.
[۳۶] فتوح البلدان، بلاذری، ج۱، ص۶۶.
[۳۷] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۱۰ – ۱۱.
در پی آن ثقفیان مصمم شدند تا از ورود بنی عامر به شهر و پرداخت نصف محصولات به آنها خودداری کنند. نبرد بنی عامر برای تسخیر شهر نتیجهای نداشت
[۳۸] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۱۱.
[۳۹] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۴.
و بدین ترتیب طائف در ۱۲ فرسخی (تقریبا ۷۰ کیلومتری) مکه
[۴۰] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۹.
به عنوان مسکن ثقیف شناخته شد که به سبب داشتن حصارهای محکم جایگاهی امن برای فراریان گردید.
[۴۱] البلدان لابن الفقیه، ابن الفَقیه، ص۷۹.
۳ – تیرهها و قبایل رقیب و همپیمان
ثقیف به دو گروه احلاف و بنی مالک قسمت میشدند که در جنگها بافرمانده و پرچمی مجزا در کنار هم شرکت میکردند. شاخه احلاف قدرت و نیز جمعیت بیشتری داشت و خود را از بنی مالک برتر میدانست. این امر زمینه کینه و دشمنی دو گروه را نسبت به هم فراهم آورد و سبب نزاع و جنگ آنان با یکدیگر و اتحاد با قبایل دیگر شد.
[۴۲] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵ – ۶۸۶.
[۴۳] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۸.
[۴۴] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۴، ص۱۳۰۲.
[۴۵] المعارف، دینوری، ابن قتیبه، ص۹۱.
همراهی و همپیمانی بنی مالک با بنی یربوع، از زیرشاخههای تیره بنی نصر هوازن، هنگام جنگ شاخه احلاف ثقیف با بنی نصر نمونهای از کینه ورزی شاخههای ثقیف با یکدیگر بود. احلاف پس از آگاهی از همراهی بنی مالک با بنی یربوع با آنان جنگیده، ضمن شکست دادن بنی مالک، بسیاری از آنان را از طائف بیرون راندند.
[۴۶] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵ – ۶۸۶.
[۴۷] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۸.
[۴۸] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۴، ص۱۳۰۲.
درگیری بین این دو شاخه مدتها ادامه داشت تا آنکه با وساطت مسعود بن مُعَتَّب از بزرگان اوس به ظاهر خاتمه یافت؛
[۴۹] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۶.
اما به نظر میرسد که حتی در دوره اسلامی نیز گاه این کینهها خود را در رخدادهایی آشکار میکرد که از آن میان میتوان به کشته شدن شماری از بنی مالک به دست مغیره بن شعبه از احلاف اشاره کرد. مغیره هنگامی که همراه نمایندگان بنی مالک از مصر بازمی گشت با کشتن این گروه و تصاحب اموال آنان به مدینه گریخت و نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم اسلام آورد و چون خواست بخشی از این اموال را به آن حضرت هدیه دهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم آن را نپذیرفت.
[۵۰] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۴، ص۲۸۵ – ۲۸۶.
[۵۱] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۶۰، ص۲۲.
[۵۲] الاعلام للزرکلی، الزرکلی، خیرالدین، ج۷، ص۲۷۷.
تیرههایی چون بنو عوف بن ثقیف، بنوجهم بن ثقیف با زیرمجموعههایی چون بنوغیره، بنوسعد و بنوعلاج از احلاف بودند و تیرهای چون بنوجشم با زیر مجموعههایی چون بنوحطیط و بنوغاضره از شاخههای بنومالک بودند.
[۵۳] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ص۲۶۶ – ۲۶۸.
[۵۴] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵.
در محیط و نظام قبیلگی شبه جزیره عربستان ثقیف نیز همچون دیگر قبایل برای حفظ امنیت و بقای خود با تیرهها و قبایل مختلف همپیمان بودند. از بنی زهره بن کلاب،
[۵۵] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۶۱۲.
[۵۶] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۵، ص۲۵۴.
[۵۷] تاریخ خلیفه بن خیاط عصفری، خلیفه بن خیاط عصفری، ص۱۴۱.
بنی عقیل،
[۵۸] تاریخ المدینه، النمیری البصری، عمر بن شبه، ج۲، ص۴۴۱.
[۵۹] نیل الاوطار، شوکانی، ج۸، ص۱۴۶.
[۶۰] مسند احمد، ج۴، ص۴۳۳.
بنی سلیم
[۶۱] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۳، ص۹۶۱.
و حتی در مقطعی از قریش
[۶۲] المنمق فی اخبار قریش، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۲۳۳.
[۶۳] فتح الباری، عسقلانی، ابن حجر، ج۴، ص۳۸۷.
به عنوان متحدان ثقیف یاد شده است که در این میان همپیمانی و همراهی ثقیف با تیره بنی امیه قریش از اهمیت بیشتری برخوردار است. این امر در دوره اسلامی به ویژه در زمان حکومت بنی امیه بر سرزمینهای اسلامی نمود بیشتری یافت. گفتار پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در خصوص همپیمانی انصار و بنی هاشم و نیز ثقیف و بنی امیه
[۶۴] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۳۰۳.
به خوبی بیانگر وسعت ارتباط ثقفیان و امویان است.
۴ – اقتصاد ثقیف
خوشی آب و هوا و وجود زمینهای مرغوب کشاورزی زمینه مناسبی فراهم کرد تا ثقفیان اقتصاد خود را عمدتا بر کشاورزی و باغداری بنا نهند. انگور، کشمش، موز، خرما و عسل از مهمترین محصولات کشاورزی طائف محسوب میشدند که مازاد آن را به مکه میفروختند و بدین شکل طائف تامین کننده میوه مصرفی مکه گردید،
[۶۵] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۸، ص ۹۸.
[۶۶] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۷، ص ۱۴۶.
[۶۷] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۱۰.
ضمن آنکه شراب مرغوب طائف، میتوانست این شهر را به یکی از مراکز عمده تهیه شراب مبدل کند. از شراب ثقیف و اهمیت اقتصادی آن برای مردم طائف همین بس که نمایندگان ثقیف در نخستین حضور خود در مدینه نظر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم را درباره آن جویا شدند و خود را بدان نیازمند دانستند
[۶۸] تاریخ المدینه، النمیری البصری، عمر بن شبه، ج۲، ص۵۰۳.
[۶۹] متاع الاسماع، ج۲، ص۸۷.
[۷۰] المغازی، واقدی، ج۳، ص۹۶۷.
که میتواند بیانگر نقش شراب در معادلات اقتصادی طائف باشد. پس از آن نیز بارها در منابع تاریخی از شراب ثقیف یاد شده است.
[۷۱] المصنف، ابن ابی شیبه، ج۵، ص۴۹۰.
[۷۲] سنن النسائی، ج۳، ص۲۳۸.
[۷۳] المعجم الاوسط، ج۹، ص۳۱ – ۳۲.
ثقیف در تجارت نیز فعّال بودند. گزارشهایی از حضور تجّار آنان در ایران و در دربار ساسانی
[۷۴] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۵، ص۲۵۳.
بیانگر این واقعیتاند که آنان در کنار قریش به تجارت با کشورهای همسایه خود توجه داشتند ضمن آنکه در هر سال یک روز خود بازاری برپا میکردند
[۷۵] تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۳۷۰.
و مردم از سایر مناطق شبه جزیره در این بازار حضور مییافتند. اینان همچنین در کنار کشاورزی و تجارت صاحب حرفه و صنعت نیز بودند؛ نجّاری و آهنگری را که نزد عرب زشت بود از حرفههای مردم این شهر میدانند.
[۷۶] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۷، ص ۱۴۷.
[۷۷] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج۱۴، ص۲۳۴.
دباغی پوست مشهورترین حرفه و صنعت طائف بود.
[۷۸] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج۱۴، ص۲۳۴.
رشد اقتصادی و انباشت ثروت نزد ثقیف آنان را بر آن داشت تا ثروت خود را در معامله اقتصادی شایع در آن روزگار یعنی ربا سرمایه گذاری کنند. رباخواران ثقیف بعدها در توجیه عمل خود ادّعا میکردند که ربا همانند بیع است و از این رو آن را مباح میدانستند. برخی مفسّران آیه ۲۷۵ بقره
[۷۹] بقره/سوره۲، آیه۲۷۵.
را ناظر به بطلان همین اعتقاد میدانند.
[۸۰] تفسیر الماوردی النکت والعیون، الماوردی، ج۱، ص۳۴۸.
در این آیه خداوند رباخواران را همانند کسانی معرفی میکند که شیطان بر اثر تماس، عقل آنان را زایل کرده، داد و ستد را عملی حلال و ربا را حرام میشمردند: «اَلَّذینَ یَاکُلونَ الرِّبوا لایَقومونَ اِلاّ کَما یَقومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیطـنُ مِنَ المَسِّ ذلِکَ بِاَنَّهُم قالوا اِنَّمَا البَیعُ مِثلُ الرِّبوا واَحَلَّ اللّهُ البَیعَ وحَرَّمَ الرِّبوا فَمَن جاءَهُ مَوعِظَهٌ مِن رَبِّهِ فَانتَهی فَلَهُ ماسَلَفَ واَمرُهُ اِلَی اللّهِ ومَن عادَ فَاُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فیها خــلِدون». به نقل از سدّی آیه ۳۹ روم
[۸۱] روم/سوره۳۰، آیه۳۹.
نیز درباره رباخواری ثقفیان نازل شده است.
[۸۲] الکشاف، زمخشری، ج۳، ص۴۸۱.
[۸۳] تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۱۴، ص۳۷.
[۸۴] المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، الأندلسی، ابن عطیه، ج۴، ص۳۳۹.
خداوند در این آیه میگوید که ربا موجب فزونی اموال نیست و در مقابل، آن زکاتی که در راه تقرّب به خدا داده میشود مایه افزایش مال است: «ما ءاتَیتُم مِن رِبـًا لِیَربوا فی اَمولِ النّاسِ فَلایَربوا عِندَ اللّهِ وما ءاتَیتُم مِن زَکوهٍ تُریدونَ وجهَ اللّهِ فَاُولـئِکَ هُمُ المُضعِفون».
۵ – نبردهای جاهلی ثقیف
در مقایسه با بسیاری از قبایل شبه جزیره، منابع تاریخی برای ثقیف نبردهای جاهلی کمتری را ذکر کردهاند. شاید بتوان این امر را در اقتصاد قوی آنان جست و جو کرد که باید آن را از گزند جنگ دور نگه میداشتند و نیز در حصار مطمئن دور طائف که طمع دیگران را برای دستیابی به ثقیف و ثروتشان میکاست.
از نبرد ثقیف با بنی عامر بن صعصعه برای ممانعت از ورود عامریان به طائف،
[۸۵] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵.
[۸۶] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۱۱.
حضور در فِجار چهارم (یوم شَمْظه) در کنار هوازن و بنی سلیم و در برابر قریش و کنانه،
[۸۷] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۵۹۳.
[۸۸] المنمق فی اخبار قریش، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۱۷۲ – ۱۷۳.
[۸۹] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۳، ص۹۶۱.
نبرد ثقیف طائف با ثقیف یمن،
[۹۰] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵.
[۹۱] المعارف، دینوری، ابن قتیبه، ۹۱.
جنگ با خالد بن هوذه از تیره بنی ربیعه بن عامر بن صعصعه که به یوم وجّ مشهور است،
[۹۲] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۱۴۹.
نبرد با بنی عامر بن ربیعه بن عامربن صعصعه
[۹۳] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۱۴۹.
و نیز جنگ با بنی نصر بن معاویه بن بکر بن هوازن
[۹۴] الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج۱، ص۶۸۵.
[۹۵] معجم ما استعجم، البکری، عبدالله، ج۴، ص۱۳۰۲.
[۹۶] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۸.
به عنوان نمونههایی از نبرد جاهلی ثقیف باید یاد کرد.
در همین راستا از ابومحجِن،
[۹۷] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ص۲۶۸.
[۹۸] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۷۴۶.
اوس بن حذیفه، همام بن اعقل و ضبیس بن ابی عمرو
[۹۹] الاشتقاق، ابن درید، ج۱، ص۳۰۳ – ۳۰۴.
به عنوان شجاعان ثقیف نام بردهاند. شمشیرها و زرههای «مشرفیه» ثقیف از شهرت خاصی برخوردار بودند.
[۱۰۰] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج۴. ص۱۷۴۶.
[۱۰۱] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۷، ص ۱۵۷.
آنان همچنین برای دفاع از شهر، در مقاطعی تلاش میکردند تا خود را به منجنیق مجهّز کنند.
[۱۰۲] المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ابن جوزی، ج۳، ص۳۴۲.
[۱۰۳] المغازی، واقدی، ج ۳، ص۹۲۴.
[۱۰۴] الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۱، ص۳۱۲.
۶ – جایگاه ثقیف در جامعه عرب جزیره
موقعیّت ممتاز طائف در زمینه کشاورزی و تجارت و نیز وجود امنیت برای ساکنان شهر در سایه حصار محکم طائف، اهمیت اجتماعی و اقتصادی ثقیف را ارتقا داد و بر جایگاه و شان ساکنان طائف نزد عرب به ویژه نزد همسایگان قریشی آنان افزود.
۶.۱ – رقابت قریش با طائف
شاید همین شرایط ویژه بود که قریش را بر آن داشت تا برای خود جای پایی در طائف مهیا کرده، صاحب آب و باغ و زمین شوند، از این رو با تهدید ثقیف حضور آنان را در حرم به شرکت خود با آنان در وادی وَجّ مشروط کردند که منطقهای حاصلخیز و متعلق به ثقیف بود. ثقفیان نیز برای دوری از جنگ و ستیز با قریش به شرط آنان گردن نهاده، با آنان پیمان بستند.
[۱۰۵] المنمق فی اخبار قریش، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۲۳۲ – ۲۳۳.
[۱۰۶] فتح الباری، عسقلانی، ابن حجر، ج۴، ص۳۸۷.
حضور ثقیف را در جمع قبایلی که به همراه قریش از حُمسیها و دارای امتیازات ویژه و اعمال خاصی بودند میتوان متاثر از همین پیمان قریش و ثقیف دانست. وجود شتر یا آبی با نام ذو الهِرَم برای عبدالمطلب در طائف،
[۱۰۷] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۷۴.
[۱۰۸] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۱، ص۷۱.
[۱۰۹] المنمق فی اخبار قریش، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۹۴.
[۱۱۰] نهایه الارب، النویری، احمد بن عبدالوهاب، ج۳، ص۱۲۹.
باغی متعلق به عباس بن عبدالمطلب که از محصولات آن کشمش تهیه میشد و برای سقایت حجگزاران استفاده میشد،
[۱۱۱] فتوح البلدان، بلاذری، ج۱، ص۶۶.
وجود اموال فراوان مکّیان در طائف، ازدواج هاشم، جدّ پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با زنی از ثقیف
[۱۱۲] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۸۷.
و نیز ابومُرّه بن عروه ثقفی با میمونه دختر ابوسفیان
[۱۱۳] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ۲۶۷.
[۱۱۴] مقاتل الطالبیی، اصفهانی، ابو الفرج، ص۵۲.
و ابوالصلت با رقیّه دختر عبد شمس بن عبد مناف
[۱۱۵] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ۲۶۹.
نمونههایی از این تعاملاند. این ازدواجها تا بدانجا پیش رفتند که ثقیف را از فرزندان قریش میدانستند و برخی بزرگان ثقیف نیز این امر را باور داشتند.
[۱۱۶] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۳، ص۷۷۸.
[۱۱۷] المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ابن جوزی، ج۶، ص۲۳۸.
ازدواج علی علیهالسّلام باام سعید دختر عروه بن مسعود،
[۱۱۸] الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۳۵۴.
[۱۱۹] تاج الموالید، شیخ طبرسی، ص۱۹.
[۱۲۰] مناقب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۸۹.
امام حسین علیهالسّلام با لیلی دختر ابومُرَّه بن عُرْوه و مادر علی اکبر
[۱۲۱] شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار علیهم السلام، مغربی، نعمان، ج۳، ص۱۵۴.
[۱۲۲] ینابیع الموده لذوی القربی، قندوزی، شیخ سلیمان بن ابراهیم، ج۳، ص۱۵۲.
و نیز ازدواج امام حسن علیهالسّلام با زنی از ثقیف؛
[۱۲۳] المعارف، دینوری، ابن قتیبه، ص۲۱۲.
نمونههایی دیگر از این ارتباطها در دوره اسلامیاند؛ اما در دیگر سوی این ارتباط اهل طائف خود را همپای قریش دانسته، هر گونه برتری قریش را بر خود انکار میکردند.
[۱۲۴] انساب الاشراف، بلاذری، ج۴، ص۱۹۲.
این رقابت حتی به امور اعتقادی ثقیف و ساختن بتخانهای همانند کعبه برای بت خود نیز کشیده شده بود. که نزد همه مردمان عرب مورد احترام و پرستش بود.
[۱۲۵] الاصنام (تنکیس الاصنام)، هشام بن محمد کلبی، ص۶۹.
[۱۲۶] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۴۷.
[۱۲۷] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۱۱۸.
شاید بر اثر همین رقابتها بود که وقتی سپاه ابرهه برای تخریب کعبه به طائف رسید بزرگان شهر با تقدیم هدایای بسیار و اظهار بندگی در برابر ابرهه فردی به نام ابورِغال را برای راهنمایی سپاه به سوی مکّه فرستادند که او نیز در مغمسّ، یک منزلی مکه، مُرد و قبر او سنگسار شد.
[۱۲۸] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۴۷ و ۴۸.
[۱۲۹] تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۶۱.
[۱۳۰] التمهید، ج۱۳، ص۱۴۷.
بعدها نیز در فتح مکه این سنگسار به دستور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم ادامه یافت و به سنت بدل شد.
[۱۳۱] الاغانی، الاصفهانی، ابوالفرج، ج۴، ص۲۹۸ – ۲۹۹.
[۱۳۲] الاعلام للزرکلی، الزرکلی، خیرالدین، ج۵، ص۱۹۸.
۶.۲ – ارتباط ثقیف با همسایگان قدرتمند
ثقیف همانند قریش با همسایگان قدرتمند خود نیز در ارتباط بودند؛ حضور غیلان بن سلمه شاعر ثقفی در دربار ساسانی،
[۱۳۳] جمهره انساب العرب، ابن حزم، ص۲۶۸.
[۱۳۴] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۵، ص ۲۵۷.
[۱۳۵] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۵، ص۵۰۶.
تحصیل حارث بن کلده طبیب مشهور عرب در ایران و ارتباط او با خسرو پرویز،
[۱۳۶] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۷۳.
[۱۳۷] معجم المؤلفین، کحاله، عمر رضا، ج۳، ص۱۷۶.
[۱۳۸] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج۱، ص۲۸۳.
فرار کنانه بن عبدیالیل به بیزانس پس از اسلام آوردن نمایندگان طائف در مدینه
[۱۳۹] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۵، ص۴۹۶.
[۱۴۰] الاعلام للزرکلی، الزرکلی، خیرالدین، ج۵، ص۲۳۴.
[۱۴۱] فتح الباری، عسقلانی، ابن حجر، ج۶، ص۲۲۴.
و حضور نمایندگان ثقیف در دربار حاکم مصر در سالهای آغازین هجرت
[۱۴۲] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۴، ص۲۸۵.
[۱۴۳] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۶۰، ص۲۲.
بیانگر ارتباط طائف با حکومتهای ساسانی، مصر و بیزانساند. آنان همچنین با دولت حیره (در عراق کنونی) در تعامل بودند.
[۱۴۴] الاعلام للزرکلی، الزرکلی، خیرالدین، ج۵، ص۲۳۴.
[۱۴۵] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج۱۲، ص۳۶.
موقعیت ممتاز ثقفیان نزد مکیان تا بدانجا بود که در پی بعثت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم برخی از مشرکان با انگیزه بهانه جویی در برابر آن حضرت صلی الله علیه و آله؛ پیامبری را در شان و منزلت یکی از مردان ثقیف یا قریش، غیر از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلّم میدانستند. خداوند با نزول آیه ۳۱ زخرف
[۱۴۶] زخرف/سوره۴۳، آیه۳۱.
به این امر اشاره میکند: «وقالوا لَولا نُزِّلَ هـذا القُرءانُ عَلی رَجُلٍ مِنَ القَریَتَینِ عَظیم». بسیاری از مفسران ذیل این آیه مراد از «قریتین» را طائف و مکه دانستهاند، ضمن آنکه در معرفی مرد ثقفی که از نظر مشرکان شانیت پیامبری داشت اختلاف دارند؛ در تفاسیر از کنانه بن عمرو بن عمیر، حبیب بن عمرو بن عمیر و عروه بن مسعود یاد شده است.
[۱۴۷] جامع البیان ت شاکر، الطبری، أبو جعفر، ج ۲۱، ص۵۹۳.
[۱۴۸] تفسیر عبد الرزاق، الصنعانی، عبدالرزاق، ج۳، ص۱۹۶.
[۱۴۹] تفسیر مجاهد،مجاهد بن جبر، ج۲، ص۵۸۱.
[۱۵۰] تفسیر ثوری، ثوری، سفیان، ص۲۷۰.
۷ – اعتقادات، آداب و رسوم ثقیف
ثقفیها نیز همانند بسیاری از مردم شبه جزیره بت پرست بودند.
۷.۱ – داشتن بت خاص
ثقفیها برای خود بت خاصی به نام «لات» و به نقلی «ربّه»
[۱۵۱] الاصنام (تنکیس الاصنام)، کلبی، هشام بن محمد، ص۶۹.
[۱۵۲] الفائق فی غریب الحدیث، زمخشری، ج۱، ص۳۱۶.
داشتند و ظاهرا پرستش آن از نَبَطیان (قوم غیر عرب ساکن در عراق
[۱۵۳] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص۹۷.
به ثقیف رسیده بود.
[۱۵۴] تاریخ العرب فی عصر الجاهلیه، سالم، سید عبدالعزیز، ص۳۷۶.
برخی نیز «ربه» را نام بتخانه لات میدانند.
[۱۵۵] معجم قبائل العرب القدیمه والحدیثه، کحاله، عمر رضا، ج۱، ص۱۵۱.
[۱۵۶] النهایه فی غریب الحدیث والاثر، أبو السعادات، ج۲، ص۱۸۰.
[۱۵۷] لسان العرب، ابن منظور، ج۱، ص۴۰۰، «ربب».
این بت صخرهای منقوش بود که به اعتقاد اهل طائف همانند کعبه برای آن خزانه، قربانگاه و خانهای ساخته بودند که با پرده پوشانده شده بود و اطراف آن را حرم و منطقهای امن میدانستند و این امر را مایه مباهات خود میشمردند؛
[۱۵۸] المحبر، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۳۱۵.
[۱۵۹] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۵، ص۴.
همچنین همانند قریش که برای عُزّی زیارت و قربانی میکردند برای لات چنین اعمالی داشتند و حج میگزاردند.
[۱۶۰] الاصنام (تنکیس الاصنام)، کلبی، هشام بن محمد، ص۲۷.
۷.۲ – اعتقاد به دختران خدا بودن بتها
مسئولیت پرده داری این بتخانه و نگهداری از لات بر عهده خاندان ابی العاص
[۱۶۱] المحبر، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۳۱۵.
[۱۶۲] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۵، ص۴.
از شاخه بنی مالک یا به نقلی خاندان عتاب بن مالک از شاخه احلاف بود.
[۱۶۳] المغازی، واقدی، ج۳، ص۹۷۲.
[۱۶۴] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۵، ص۴.
هرگاه مسافری از ثقیف به شهر خود باز میگشت ابتدا به شکرانه سلامت خود به زیارت لات میرفت.
[۱۶۵] المغازی، واقدی، ج۳، ص۹۶۹.
[۱۶۶] تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر، ذهبی، شمس الدین، ج۲، ص۶۷۱.
[۱۶۷] تاریخ المدینه، النمیری البصری، عمر بن شبه، ج۲، ص۵۰۴.
لات کنار منات و عُزّی مورد ستایش همه عرب بود
[۱۶۸] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۴، ص ۱۱۶.
و آنان را دختران خدا میشمردند. خداوند نیز در آیات ۱۹-۲۲ نجم
[۱۶۹] نجم/سوره۵۳، آیه۱۹-۲۲.
این اعتقاد را باطل و آن را عقیدهای ستمکارانه و نابرابر میداند:
[۱۷۰] مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج۹، ص۲۹۴.
[۱۷۱] جامع البیان ت شاکر، الطبری، أبو جعفر، ج ۲۲، ص۵۲۲.
«اَفَرَءَیتُمُ اللّـتَ والعُزّی• ومَنوهَ الثّالِثَهَ الاُخری• اَلَکُمُ الذَّکَرُ ولَهُ الاُنثی• تِلکَ اِذًا قِسمَهٌ ضیزی». آنان همچنین براساس اعتقاد به لات فرزندان خود را «زید اللات»؛ «تیم اللات» «عائذ اللات»؛ «شیع اللات» و «شکم اللات» مینامیدند.
[۱۷۲] الاصنام (تنکیس الاصنام)، کلبی، هشام بن محمد، ص۱۶.
[۱۷۳] معجم البلدان، یاقوت الحموی، ج۲، ص۲۷۲.
[۱۷۴] تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۲۴۸.
تلبیه خاص ثقفیان در زمان حجّ «لبیک اللهم انّ ثقیفا قد اتوک واخلفوا المال وقد رجوک» بود.
[۱۷۵] تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۵.
برخی نیز بر این باورند که در طائف افزون بر بتخانه لات، بتخانهای نیز برای عُزّی وجود داشته است.
[۱۷۶] جامع البیان ت شاکر، الطبری، أبو جعفر، ج ۲۲، ص۵۲۴.
[۱۷۷] مقدمه فتح الباری، زکی، حسن عباس، ۱۵۲.
برخی از تیرههای ثقیف اولین مردمان عرب بودند که از عبور شهابْ سنگها دچار وحشت میشدند و آن را نشانه رخداد مهمّی میدانستند.
[۱۷۸] فتح الباری، عسقلانی، ابن حجر، ج۸، ص۵۱۵.
[۱۷۹] المصنف، ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۳۶.
[۱۸۰] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۱۳۴.
تعدد ازدواج در میان ثقیف بسیار شایع بود. از غیلان بن سلمه، مسعود بن معتّب، عروه بن مسعود، مسعود بن عمر و بن عمیر، سفیان بن عبداللّه و مسعود بن عامر به عنوان مردانی که ۱۰ همسر داشتند نام بردهاند.
[۱۸۱] المحبر، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۳۵۷.
آنان همچنین در کنار بنی کنانه، خزاعه، بنی مدلج و… از حُمسیها بودند و خود را از دیگران برتر و در انجام مناسک حج از دیگران متعصب تر میپنداشتند، از این رو احکامی ویژه و عاداتی متفاوت از دیگران داشتند که ترک وقوف در عرفات، از این احکام بود.
[۱۸۲] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۱، ص۱۲۸.
[۱۸۳] المنمق فی اخبار قریش، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۱۲۷ – ۱۲۸.
[۱۸۴] العجاب فی بیان الاسباب، عسقلانی، ابن حجر، ج۱، ص۴۵۷.
خداوند با نزول آیه ۱۹۹ بقره
[۱۸۵] بقره/سوره۲، آیه۱۹۹.
از کسانی که در عرفات وقوف نمیکردند خواست که همانند سایر حاجیان عمل کنند:
[۱۸۶] تفسیر ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۵۴.
[۱۸۷] مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج۲، ص۴۸.
[۱۸۸] معانی القرآن، النحاس أبی جعفر، ج۱، ص۱۳۸ – ۱۳۹.
«ثُمَّ اَفیضوا مِن حَیثُ اَفاضَ النّاسُ واستَغفِروا اللّهَ اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم».
۷.۳ – اعتقاد به حرام بودن قسمتی از زراعت خود
همچنین ثقیف به پیروی از قریش همانند برخی از اعراب جاهلی معتقد بودند که استفاده قسمتی از زراعت خود و نیز گوشت برخی از حیوانات بر آنان حرام است. آیه ۱۶۸ بقره
[۱۸۹] بقره/سوره۲، آیه۱۶۸.
ناظر به همین اعتقاد است. خداوند در این آیه با ردّ این خرافات، مردم را به استفاده درست و حلال از نعمتهای الهی توصیه میکند:
[۱۹۰] التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، فخر رازری، ج۵، ص ۱۸۵.
[۱۹۱] التبیان، ج۲، ص۷۲.
[۱۹۲] اسباب النزول، واحدی، ص ۴۸.
[۱۹۳] زادالمسیر، ابن جوزی، ج۱، ص ۱۳۱.
«یـاَیُّهَا النّاسُ کُلوامِمّا فِی الاَرضِ حَلـلاً طَیِّبـًا ولا تَتَّبِعوا خُطُوتِ الشَّیطـنِ اِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبین».
در کنار این بت پرستان ثقفی افرادی نیز بودند که به دین مسیحیت معتقد بوده، به اعمال خود میپرداختند. عدّاس غلام نینوایی شیبه بن ربیعه
[۱۹۴] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۶.
[۱۹۵] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۴، ص۳۸۵.
[۱۹۶] فتح الباری، عسقلانی، ابن حجر، ج۸، ص۵۵۳.
و نیز ازرق غلام رومی
[۱۹۷] المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، ج ۸، ص ۱۸۶.
از آن جملهاند. بلاذری آورده که یهودیانی که از یمن و یثرب طرد شده بودند در طائف ساکن شدند و ضمن اشتغال به تجارت به اهل طائف جزیه میپرداختند.
[۱۹۸] فتوح البلدان، بلاذری، ج۱، ص۶۶.
۷.۴ – توانمند بودن در شعر و شاعری
ثقفیان به شعر نیز اهمیت زیادی میدادند و در شعر و شاعری توانمند بودند، تا آنجا که پس از شاعران یثرب و عبد القیس در رتبه سوم قرار داشتند.
[۱۹۹] الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج۱، ص۳۴۵.
[۲۰۰] اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۲، ص۵.
برخی از مفسران نیز مراد از شعراء در آیه ۲۲۴ شعراء
[۲۰۱] شعراء/سوره۲۶، آیه۲۲۴.
را شاعران ثقیف و از آن جمله امیه بن ابی الصلت میدانند.
[۲۰۲] الکشاف، زمخشری، ج۳، ص۳۴۴.
[۲۰۳] تفسیر ابی السعود، ج۶، ص۲۷۰.
خداوند در این آیه پیروان شعرای دروغپرداز را جمعی از گمراهان میداند:
[۲۰۴] مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج۷، ص۳۵۹.
«والشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الغاوون».
امیه بن ابی الصلت و نمیر بن ابی نمیر
[۲۰۵] الاشتقاق، ابن درید، ج۱، ص۳۰۳ – ۳۰۴.
را بزرگترین شاعران ثقفی دانستهاند. امیه از چنان مقامی در قبیله خود برخوردار بود که او را لایق نبوت میدانستند؛
[۲۰۶] الاشتقاق، ابن درید، ج۱، ص۳۰۳.
[۲۰۷] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۱، ص۳۸۵.
[۲۰۸] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۹، ص۲۵۵.
مقامی که ثقفیان برای حبیب بن عمرو بن عمیر نیز قائل بودند.
[۲۰۹] تفسیر قرطبی، قرطبی، ج۱۶، ص۸۳.
[۲۱۰] التبیان، ج۹، ص۱۹۵.
فصاحت زبان و وجود کاتبان حاذق را از دیگر ویژگیهای ثقیف میدانند.
[۲۱۱] تاریخ بغداد، ج۷، ص۴۶۰.
[۲۱۲] تدوین القرآن، ص۲۶۹.
[۲۱۳] تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۱، ص۷۶۵ .
وجود برخی لغات رایج نزد ثقیف در قرآن همچون «طائف» در آیه «اِنَّ الَّذینَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُم طـئِفٌ مِنَ الشَّیطـنِ تَذَکَّروا فَاِذا هُم مُبصِرون»
[۲۱۴] اعراف/سوره۷، آیه۲۰۱.
و نیز «تعولوا» در آیه «فَاِن خِفتُم اَلاَّ تَعدِلوا فَواحِدَهً اَو ما مَلَکَت اَیمـنُکُم ذلِکَ اَدنی اَلاَّتَعولوا»
[۲۱۵] نساء/سوره۴، آیه۳.
مورد توجه محققان قرار گرفته است.
[۲۱۶] الاتقان، ج۱، ص۳۹۱.
۸ – ثقیف و ظهور اسلام
از عکس العمل ثقفیان در برابر ظهور اسلام و نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم تا سال دهم بعثت اطلاع چندانی در دست نیست؛ ولی از گستردگی ارتباطات ثقیف و قریش و اعتبار و منزلت ثقیف نزد عرب که به نوع عکس العمل آنان در برابر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم نیز اهمیت میداد میتوان دریافت که آنان نیز همسو با قریش در برابر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم قرار گرفتند.
۸.۱ – قرار گرفتن در برابر پیامبر
این امر در سال دهم بعثت و پس از آنکه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با رحلت ابوطالب، بزرگترین حامی اجتماعی خود، با فشارهای شدید قریش مواجه شد به وضوح خود را نشان داد. در این سال زمانی که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با هدف دعوت ثقفیان طی ۱۰ روز اقامت در شهر با اَشراف و مردم طائف و از آن جمله با سه تن از بزرگان ثقیف به نامهای عبدیالیل؛ مسعود و حبیب از فرزندان عمرو بن عمیر ملاقات کرد با برخورد تند و توهین آمیز اشراف ثقیف روبه رو شد. سفها و کودکان شهر با سنگباران پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم آن حضرت را از شهر خود بیرون کردند.
[۲۱۷] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۶.
[۲۱۸] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۲، ص۲۸۵.
برخی مفسران نزول آیه ۴۸ قلم
[۲۱۹] قلم/سوره۶۸، آیه۴۸.
را در زمان بازگشت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم از طائف میدانند و آن زمانی بود که آن حضرت قصد داشت تا به سبب رفتار تند و زشت ثقیف آنان را نفرین کند؛ ولی خداوند او را به صبر فرا خواند:
[۲۲۰] التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، فخر رازری، ج۳۰، ص ۶۱۶.
[۲۲۱] الکشاف، زمخشری، ج۴، ص۵۹۶.
[۲۲۲] تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۳۷۶.
«فَاصبِر لِحُکمِ رَبِّکَ ولا تَکُن کَصاحِبِ الحوتِ اِذ نادی وهُوَ مَکظُوم».
۸.۲ – ثقیف بعد از هجرت پیامبر
با هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم به مدینه و پیروزیهای متعدد مسلمانان بر مشرکان قریش و متحدانشان، برخی از ثقفیان که همگی از شاخه احلاف بودند به اسلام گرویدند. برای نخستین بار از اسلام مغیره بن شعبه از بنی معتب بن مالک در سال پنجم هجری
[۲۲۳] الاعلام للزرکلی، الزرکلی، خیرالدین، ج۷، ص۲۷۷.
[۲۲۴] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۴، ص۲۸۵.
[۲۲۵] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۶۰، ص۲۲.
و حضور ابوحذیفه،
[۲۲۶] اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۵، ص۱۷۱.
[۲۲۷] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۷، ص۷۴.
یعلی بن مره،
[۲۲۸] الطبقات الکبری، البغدادی، محمد بن سعد، ج۶، ص۴۰.
[۲۲۹] اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۵، ص۱۲۹.
[۲۳۰] تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۳۹۸.
جابر بن شیبان
[۲۳۱] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۱، ص۵۴۳.
[۲۳۲] اسد الغابه، ابن اثیر علی بن محمد الجزری، ج۱، ص۲۵۴.
و عمرو بن شبیل
[۲۳۳] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۴، ص۵۳۴.
از بنی عتاب بن مالک در سال ششم هجری در جمع مسلمانان و بیعت کنندگان رضوان یاد شده است.
۸.۳ – دشمنیهای ثقیف با آن پیامبر
در مقابل مسلمانان انگشت شمار ثقیف، دیگر مردمان این قبیله به رهبری بزرگان خود حضور خود را در کنار قریش و در رویارویی با مسلمانان به صورت جدّی تری دنبال کردند. همدلی و همکاری ثقیف و قریش در برابر مسلمانان چنان جدی بود که برخی از مفسران در تفسیر آیه ۷۳ انفال
[۲۳۴] انفال/سوره۸، آیه۷۳.
که خداوند کفار را یاوران و مدافعان یکدیگر میداند مراد از کفار را کافران قریش و ثقیف میدانند.
[۲۳۵] تفسیر سمرقندی (بحرالعلوم)، سمرقندی، ج۲، ص۳۵.
برخی مفسران نیز ذیل همین آیه به حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم اشاره میکنند که آن حضرت در آن، ثقیف و قریش را دوستان هم در دنیا و آخرت معرفی میکند.
[۲۳۶] فتح القدیر، شوکانی، ج۲، ص ۳۷۷.
به اسارت درآوردن دو تن از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در همان سالهای ابتدایی هجرت،
[۲۳۷] السنن الکبری، بیهقی، ج۶، ص۳۲۰.
[۲۳۸] مسند احمد، ج۴، ص۴۳۰.
[۲۳۹] نیل الاوطار، شوکانی، ج۸، ص۱۴۶.
مرثیه سرایی شاعر ثقیف (امیه بن ابی الصلت) در رثای کشتگان بدر،
[۲۴۰] الاصابه العسقلانی، ابن حجر، ج۱، ص۳۸۴.
[۲۴۱] تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۶۱، ص۳۳۰.
[۲۴۲] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۲، ص۵۵۰.
حضور بیش از ۱۰۰ تن از آنان در جنگ احد (سال ۳ هجری)،
[۲۴۳] المغازی، واقدی، ج۱، ص۲۰۳.
نقش فعالانه در سپاه احزاب
[۲۴۴] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۴۳.
(سال ۵ هجری) و همراهی با نیروهای اعزامی قریش برای مقابله با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در حدیبیه
[۲۴۵] امتاع الاسماع، مقریزی، ج۱، ص۲۷۹.
(سال ۶ هجری) از جمله دشمنیهای ثقیف با آن حضرتاند. ملاقات عروه بن مسعود ثقفی به نمایندگی از قریش با پیامبر در حدیبیه و سخنان تند و توهین آمیز وی با آن حضرت
[۲۴۶] سیره ابن هشام ت السقا (السیره النبویه)، عبد الملک بن هشام، ج۳، ص۷۷۸.
گویای شدت عمل ثقیف در برابر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم است. برخی، از اعزام نیروهایی به فرماندهی عمر بن خطاب به سوی وادی تُربَه در نزدیکی مکه در سال هفتم هجری و متواری شدن ثقیف و هوازن گزارش دادهاند.
[۲۴۷] انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۷۹.
۸.۴ – مهمترین تقابل ثقیف با مسلمانان
مهمترین و بزرگترین تقابل ثقیف با مسلمانان را میتوان رویارویی ثقیف با سپاه اسلام در فاصله کوتاه از فتح مکه در نبرد حنین در سال هشتم هجری و سپس مقاومت آنان در غزوه طائف در برابر محاصره کنندگان مسلمان شهر طائف دانست. بر اساس گزارشهای موجود در منابع تاریخی از آنجا که در آغاز حرکت سپاه مسلمانان از مدینه کسی از مقصد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم برای فتح مکه آگاهی نداشت، هم در سپاه مسلمانان و هم در میان اهل طائف این تصور ایجاد شده بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم به قصد سرکوب ثقیف تدارک جنگ کرده است.
[۲۴۸] المغازی، واقدی، ج۲، ص۸۰۲.
[۲۴۹] امتاع الاسماع، مقریزی، ج۲، ص۸ – ۹.
بر همین اساس ثقیف به همراه متحد دیرین خود، هوازن، با جمع آوری نیروهای خود آماده رویارویی با سپاه مدینه شدند و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم نیز با آگاهی از این اقدام ثقیف و هوازن، به همراه نیروهای خود به سوی آنان حرکت کردند. احلاف ثقیف به فرماندهی قارب بن اسود بن مسعود و بنی مالک نیز به فرماندهی ذوالخمار سبیع بن حارث به همراه متحدان هوازنی خود در آغاز نبرد با استفاده از حربه غافلگیری و با به کارگیری تمامی توان خود ضربات سختی را بر سپاه ۱۲۰۰۰ نفری مسلمانان وارد کردند.
[۲۵۰] المغازی، واقدی، ج۳، ص۸۹۲.
[۲۵۱] المغازی، واقدی، ج۳، ص۸۹۷.
[۲۵۲] المحبر، بغدادی، محمد بن حبیب، ص۱۱۵.
بنابر نظر قتاده و ضحاک خداوند قبل از این نبرد و زمانی که بسیاری از اعراب مسلمان بیابانگرد در سال ششم هجری از همراهی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم برای انجام عمره سر باز زدند در آیه ۱۶ فتح
[۲۵۳] فتح/سوره۴۸، آیه۱۶.
از ثقیف به عنوان قومی نیرومند یاد کرد
[۲۵۴] جامع البیان ت شاکر، الطبری، أبو جعفر، ج ۲۲، ص۲۲۰.
[۲۵۵] الکشاف، زمخشری، ج۴، ص۳۳۸.
[۲۵۶] مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج۹، ص۱۹۳.
و اعراب متخلف از حضور در حدیبیه را تهدید کرد که باید روزی خود را آماده مقابله با چنین قوم نیرومندی کنند تا شاید بدین شکل اشتباه خود را جبران کنند: «قُل لِلمُخَلَّفینَ مِنَ الاَعرابِ سَتُدعَونَ اِلی قَومٍ اولی بَاسٍ شَدیدٍ تُقـتِلونَهُم اَو یُسلِمونَ فَاِن تُطیعوا یُؤتِکُمُ اللّهُ اَجرًا حَسَنـًا واِن تَتَوَلَّوا کَما تَوَلَّیتُم مِن قَبلُ یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـا».
۸.۵ – شکست در نبرد حنین
ترس و وحشت مسلمانان و فرار آنان از صحنه نبرد حنین، پیامبر و اصحاب وفادار او را دچار خطر کرد؛ اما در سایه مدد الهی برخی از بنی هاشم استقامت ورزیدند و در پی آن مسلمانان فراری به صحنه نبرد بازگشتند و ثقیف شکست سنگینی خورد.
[۲۵۷] تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۷۷۲ – ۱۷۷۴.
[۲۵۸] جامع البیان ت شاکر، الطبری، أبو جعفر، ج ۲۲، ص۲۲۰.
[۲۵۹] الکشاف، زمخشری، ج۲، ص۲۵۹.
خداوند از غزوه حنین در آیه ۲۵ توبه
[۲۶۰] توبه/سوره
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
