پاورپوینت کامل تشبیه (علم بیان)


در حال بارگذاری
24 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تشبیه (علم بیان) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تشبیه (علم بیان)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تشبیه (علم بیان) :

دیگر کاربردها: تشبیه (ابهام‌زدایی).

تشبیه، یکی از صنایع دانش بیان و در لغت به معنای «مانند کردن» است.

فهرست مندرجات

۱ – ارکان تشبیه
۲ – بررسی تشبیه به عنوان یک موضوع
۳ – تعریف تشبیه
۴ – اغراض تشبیه
۴.۱ – اغراض عائد مشبّه
۴.۱.۱ – اثبات مشبّه یا بیان امکان مشبّه
۴.۱.۲ – بیان حال مشبّه
۴.۱.۳ – بیان مقدار حال مشبّه
۴.۱.۴ – تبیین حال مشبّه
۴.۱.۵ – ستایش مشبّه
۴.۱.۶ – نکوهش مشبّه
۴.۱.۷ – تازگی تشبیه (استطراف)
۴.۲ – اغراض عائد مشبّهٌ
۴.۲.۱ – ادعای کمال مشبّهٌ به
۴.۲.۲ – اهتمام به شأن مشبّهٌ به
۵ – طبقه بندی تشبیه
۵.۱ – به اعتبار طرفین
۵.۱.۱ – از جهت محسوسیت و معقولیت
۵.۱.۲ – از جهت اِفراد و ترکیب
۵.۱.۳ – از جهت وحدت و تعدد
۵.۲ – به اعتبار وجه شبه
۵.۲.۱ – به لحاظ ذکر یا حذف
۵.۲.۲ – به لحاظ قربت یا غربت
۵.۲.۳ – به اعتبار ادات
۵.۲.۴ – به اعتبار اغراض تشبیه
۵.۲.۵ – به اعتبار قوّت و ضعف در مبالغه
۵.۲.۶ – دو گونه تشبیه دیگر
۵.۲.۷ – طبقه بندی تشبیه در کتب بلاغی فارسی
۶ – بررسی سیر تاریخی تشبیه و تحول آن
۶.۱ – بررسی بر اساس کتب عربی
۶.۲ – بررسی بر اساس کتب فارسی
۷ – فهرست منابع
۸ – پانویس
۹ – منبع

۱ – ارکان تشبیه

تشبیه دارای چهار رکن است:
مُشَبَّه: آنچه به چیزی مانند شود؛
مشبّهٌ به: آنچه مشبّه را بدان مانند کنند؛
وَجهِ شَبَه: صفت مشترکِ مشبّه و مشبّهٌ به؛
ادات تشبیه: برخی از حروف اضافه از قبیل چو، همچو، چون، مانند در زبان فارسی و الفاظی مثل «ک َ» و «کَأنَّ» در زبان عربی.
مشبّه و مشبّهٌ به را دو طرف تشبیه یا طرفین تشبیه می‌نامند. ذکر طرفین در تشبیه الزامی است، زیرا حذف هریک، تشبیه را به استعاره بَدَل می‌سازد، اما ذکر ادات تشبیه و وجه شبه اختیاری است.
در باب ارکان چهارگانه تشبیه، تقریباً در تمام کتب بیانی عربی و فارسی بحث شده است.

[۱] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغه: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۲۲۲، بیروت: دارالکتب العلمیه.

[۲] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۱، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۳] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۱۰، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

[۴] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۲، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

در این مقاله تشبیه از دو دیدگاه بررسی می‌شود: موضوعی و تاریخی.

۲ – بررسی تشبیه به عنوان یک موضوع

بررسی تشبیه به عنوان یک موضوع، شامل سه مسئله است: تعریف تشبیه، اغراض تشبیه و طبقه بندی تشبیه.

۳ – تعریف تشبیه

تشبیه به اعتبار وجه شبه گونه ای دلالت است و آن عبارت است از دلالت بر مشارکت مشبّه با مشبّهٌ به در وجه شبه، بدان شرط که به صورت استعاره یا تجرید ظاهر نشود؛ مثل زیدٌ کَالاَسَدِ فِی الشَّجاعه (زید در شجاعت مانندشیر است).

[۵] یوسف بن ابی بکر سکّاکی، کتاب مفتاح العلوم، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۲، (قاهره) ۱۳۴۸، چاپ افست قم.

[۶] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغه: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۲۱۷، بیروت: دارالکتب العلمیه.

[۷] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۰، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۸] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۸ ـ۹، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

در کتب بیانی به زبان عربی، بحث علم بیان با طرح مسئله دلالت و اقسام آن (مطابقه، تضمّن، التزام) آغاز می‌شود و تشبیه نیز همانند دیگر صنایع بیانی دلالت به شمار می‌آید و به اعتبار وجه شبه تعریف می‌شود.

[۹] یوسف بن ابی بکر سکّاکی، کتاب مفتاح العلوم، ج۱، ص۱۴۰ـ۱۴۱، (قاهره) ۱۳۴۸، چاپ افست قم.

[۱۰] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۰۱ـ۳۰۲، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۱۱] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۲ـ ۵، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

تعریف تشبیه در کتب بلاغی فارسی آن است که چیزی را در صفتی به چیزی دیگر مانند کنند

[۱۲] محمدبن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۴۴، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.

[۱۳] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۲، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

و در این مانند کردن، میان مشبّه و مشبّهٌ به باید معنایی مشترک وجود داشته باشد

[۱۴] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۴۵، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

بر طبق این تفسیر، تشبیه مانند کردن مشبّه است به مشبّهٌ به در وجه شبه.

[۱۵] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۲، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۱۶] محمدبن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۴۴، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.

[۱۷] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۴۵، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

۴ – اغراض تشبیه

تشبیه به اغراض خاصی صورت می‌گیرد.
این اغراض، بیشتر عائد مشبّه و گاه عائد مشبّهٌ به می‌شود.

۴.۱ – اغراض عائد مشبّه

۴.۱.۱ – اثبات مشبّه یا بیان امکان مشبّه

یعنی، وجود مشبّه را که در عالم واقع ممتنع است، با استدلالی شاعرانه اثبات کنند.
چنانکه عنصری

[۱۸] حسن بن احمد عنصری، دیوان، ج۱، ص۴۱، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.

به قصد اثبات این مدعا که ممدوح او (= مشبّه) فراتر از جنس مردم است، او را به یاقوت تشبیه می‌کند تا بگوید که از جنس مردم بودنِ ممدوح او مثل از جنس سنگ بودنِ یاقوت است: تو ای شاه ار زجنس مردمانی/ بوَد یاقوت نیز از جنس احجار.

۴.۱.۲ – بیان حال مشبّه

یعنی، حالِ (صفت) مشبّه را در قیاس با حال مشبّهٌ به که آشکار و روشن است، آشکار سازند، چنانکه در بیتِ «دل از وداع رفیقان چودیگ بر آتش/ تن از غریو عزیزان چو مرغ در مضراب»،

[۱۹] ابوالفرج رونی، دیوان، ج۱، ص۲۳، چاپ محمود مهدوی امغانی، مشهد ۱۳۴۷ش.

حال دل سوزان (مشبّه) در قیاس با دیگ بر آتش (مشبّهٌ به) و حال تن نالان (مشبّه) در قیاس با مرغ در مضراب (دام) آشکار می‌گردد.

۴.۱.۳ – بیان مقدار حال مشبّه

یعنی شدت و ضعف و زیاده و نقصان حالِ مشبّه را در قیاس با مشبّهٌ به نشان دهند، چنانکه کمال الدین اسماعیل

[۲۰] اسماعیل بن محمد کمال الدین اسماعیل، دیوان، ج۱، ص۴۰۷، چاپ حسین بحرالعلومی، تهران ۱۳۴۸ ش.

شدت پوشیدگی کوهها از برف (مشبّه) را به پوشیدگی پنبه دانه در پنبه (مشبّهٌ به) مانند کرده است.

۴.۱.۴ – تبیین حال مشبّه

یعنی، صفت مبهم مشبّهِ معقول را از طریق تشبیه آن به امری محسوس روشن سازند، مثل تشبیه «سعی بی فایده» (مشبّه معقول) به «نوشتن بر آب» (مشبّهٌ به محسوس).
تشبیهِ تبیین کننده حال مشبّه، بیشتر به طریق تمثیل صورت می‌پذیرد.

[۲۱] میرشمس الدین فقیر دهلوی، حدائق البلاغه، ج۱، ص۱۸، چاپ سنگی پتیاله ۱۲۹۰/ ۱۸۷۳.

۴.۱.۵ – ستایش مشبّه

که به دو صورت تحقق می‌یابد: آراستن مشبّه در نظر شنونده، بویژه آن‌جا که انکاری در کار است، مثل تشبیه لیلی سیه چرده به مُشک از قول مجنون با تأکید بر این معنا که گرانی مشک به سبب سیاهی آن است

[۲۲] محمدهادی بن محمدصالح مازندرانی، انوارالبلاغه: در فنون معانی، ج۱، ص۲۶۸، بیان و بدیع، چاپ محمدعلی غلامی نژاد، تهران ۱۳۷۶ ش.

و بزرگداشت مشبّه در نظر شنونده، مثل تشبیه ممدوح به خورشید و تشبیه شاهان دیگر به ستارگان و سنجش این دو با یکدیگر و چنین نتیجه گرفتن که چون خورشید بر آید، ستارگان ناپدید شوند.

[۲۳] محمدخلیل رجایی، معالم البلاغه در علم معانی و بیان و بدیع، ج۱، ص۲۶۳، شیراز ۱۳۴۰ ش، چاپ افست ۱۳۵۹ش.

۴.۱.۶ – نکوهش مشبّه

با هدف زشت ساختن آن در نظر شنونده و بیزار کردن شنونده از او، مثل تشبیه زیر بغل بویناک شخص کریه المنظر به مردار در آفتاب مرداد.

[۲۴] مصلح بن عبداللّه سعدی، کلیات سعدی، ج۱، ص۶۸، چاپ محمدعلی فروغی، تهران ۱۳۶۳ ش.

۴.۱.۷ – تازگی تشبیه (استطراف)

یعنی، مشبّه را به صورت امری در آورند که هرچند عقلاً ممکن است، عادتاً ممتنع نماید و بدین ترتیب به مشبّه تازگی بخشند، مثل تشبیه شراب در ساغر شیشه ای (مشبّه) به آتش سیّال در آب منجمد (مشبّهٌ به) در سخن انوری

[۲۵] محمدبن محمد (علی) انوری، دیوان، ج۱، ص۴۶۴، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، تهران ۱۳۶۴ش.

: «ساغرش پرباده رنگین چنان آید به چشم/ کز میان آب روشن برفروزی آذری // آتش سیّال دیدستی در آب منجمد/ گر ندیدستی بخواه از ساقیانش ساغری»، تازگی مشبّه بر اساس نادرالحضور بودن مشبّهٌ به در ذهن توجیه می‌شود.

۴.۲ – اغراض عائد مشبّهٌ

اغراض عائد مشبّهٌ به شامل دو مورد است (در هر دو مورد وجه شبه در مشبّهٌ به اقـوی ” و اشدّ نیست) :

۴.۲.۱ – ادعای کمال مشبّهٌ به

و آنچنان است که با استفاده از تشبیه مقلوب، امری را مشبّهٌ به قرار دهند که در وجه شبه ناقص تر و ناتمام تر از مشبّه باشد تا ادعای کمال آن کنند و بیانی غلوآمیز به دست دهند، مثل تشبیه آتش به سنانِ ممدوح در سوزندگی در یک رباعی از ازرقی هروی : «آتش به سنان دیو بندت ماند».

[۲۶] ابوبکربن اسماعیل ازرقی، دیوان، ج۱، ص۱۰۰، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۶ش.

۴.۲.۲ – اهتمام به شأن مشبّهٌ به

یعنی، امری را با هدف تأکید بر شأن آن، مشبّهٌ به قرار دهند و بدین ترتیب مطلوب خود را اظهار دارند (= اظهار المطلوب)، چنانکه گرسنه، رخسار چونان بدر را در روشنی و گردی به گرده نان تشبیه کند و بدینسان مطلوب خود (درخواست نان) را اظهار دارد.
بحث اغراض تشبیه، نخست در مفتاح العلوم سکّاکی

[۲۷] یوسف بن ابی بکر سکّاکی، کتاب مفتاح العلوم، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۷، (قاهره) ۱۳۴۸، چاپ افست قم.

و سپس در تمام کتب بیان، بویژه کتب عربی، ذیل «غرض تشبیه» مطرح شده است.

[۲۸] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغه: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۴۷، بیروت: دارالکتب العلمیه.

[۲۹] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۶۳ـ ۲۶۸، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۳۰] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۳۵ـ۴۱، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

[۳۱] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۳۰ـ ۳۳۵، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

۵ – طبقه بندی تشبیه

تشبیه را به پنج اعتبار تقسیم کرده اند: به اعتبار طرفین، وجه شَبَه، ادات، غرض، و قوّت و ضعف در مبالغه.

۵.۱ – به اعتبار طرفین

تشبیه از سه جهت قابل تقسیم است :

۵.۱.۱ – از جهت محسوسیت و معقولیت

حسی یا محسوس آن است که خود و اجزا و مواد آن با حواس ظاهری (پنج گانه) دریافت شود، مثل دریا و باده.
عقلی یا معقول آن است که خود و اجزا و مواد آن با حواس ظاهری دریافت نشود، مثل خِرَد و جان.

[۳۲] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۲ـ۳۱۳، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۳۳] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۱۸ـ۲۰، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

تشبیه به لحاظ محسوس یا معقول بودن طرفین آن چهار قسم است: محسوس به محسوس، مانند تشبیه پیچیدن افعی به کمند در «پیچیدن افعی به کمندت ماند»

[۳۴] ابوبکربن اسماعیل ازرقی، دیوان، ج۱، ص۱۰۰، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۶ش.

معقول به معقول، مانند تشبیه خرد به جان در «خرد همچو جان است زی هوشیار»؛ محسوس به معقول، مثل تشبیه خورشید به همت در «خورشید به همت بلندت ماند»

[۳۵] ابوبکربن اسماعیل ازرقی، دیوان، ج۱، ص۱۰۰، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۶ش.

معقول به محسوس، مانند تشبیه اندیشه به حرکت اسب در «اندیشه به رفتنِ سَمَندت ماند».

[۳۶] ابوبکربن اسماعیل ازرقی، دیوان، ج۱، ص۱۰۰، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۶ش.

[۳۷] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغه: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۲۲۳، بیروت: دارالکتب العلمیه.

[۳۸] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۴۳ـ ۲۴۵، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۳۹] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۱ـ۳۱۲، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۴۰] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۱۸ـ۲۰، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

[۴۱] حسین بن محمد طیبی، التبیان فی البیان، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۷، چاپ توفیق فیل و عبداللطیف لطف اللّه، کویت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.

[۴۲] محمدبن محمود شمس الدین آملی، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۹۲، ج ۱، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷.

[۴۳] محمدهادی بن محمدصالح مازندرانی، انوارالبلاغه: در فنون معانی، ج۱، ص۲۵۰ـ۲۵۱، بیان و بدیع، چاپ محمدعلی غلامی نژاد، تهران ۱۳۷۶ ش.

[۴۴] میرشمس الدین فقیر دهلوی، حدائق البلاغه، ج۱، ص۷ـ۱۱، چاپ سنگی پتیاله ۱۲۹۰/ ۱۸۷۳.

بر اساس تعریفی که از حسی و عقلی داده شد،

[۴۵] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۲ـ۳۱۳، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

امر خیالی، گونه ای حسی و امر وهمی گونه ای عقلی به شمار می‌آید؛ بنابراین، تشبیه به اموری مثل دریای باده که خیالی است، تشبیه حسی به شمار می‌آید و تشبیه به اموری مانند دندان غول که وهمی است، تشبیه عقلی محسوب می‌شود.

[۴۶] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۱۲ـ۳۱۳، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۴۷] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۱۳، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

[۴۸] میرشمس الدین فقیر دهلوی، حدائق البلاغه، ج۱، ص۹ـ۱۰، چاپ سنگی پتیاله ۱۲۹۰/ ۱۸۷۳.

تشبیه خیالی و وهمی را می‌توان فاصله ای میان تشبیه حسی رایج در سبک خراسانی و تشبیه عقلی معمول در سبک عراقی به شمار آورد.

۵.۱.۲ – از جهت اِفراد و ترکیب

افراد آن است که مشبّه و مشبّهٌ به یک چیز است و با یک واژه بیان می‌شود، مانند قد و سرو؛ ترکیب آن است که مشبّه یا مشبّهٌ به یا هر دو، هیئتی منتزع از چند چیز است و در یک عبارت بیان می‌شود، مثل هیئت منتزع از شبنم بر گُل.
از این دیدگاه، تشبیه چهار قسم است: تشبیه مفرد به مفرد، مرکّب به مرکّب، مفرد به مرکّب، و مرکّب به مفرد.

۵.۱.۳ – از جهت وحدت و تعدد

مراد از وحدت یکی بودن مشبّه و مشبّهٌ به، و مراد از تعدد، بیش از یکی بودن آن دو است.
از این دیدگاه، تشبیه چهار گونه است: تشبیه چند مشبّه به چند مشبّهٌ به (تشبیه ملفوف)، مثل «قد و رخسار او چون سرو و ماه است»؛ یک مشبّه به یک مشبّهٌ به (تشبیه مفروق)، مثل «کوثر است الفاظ عذب او و معنی سلسبیل»

[۴۹] احمدبن قوص منوچهری، دیوان، ج۱، ص۷۴، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۴۷ ش.

یک مشبّه به چند مشبّهٌ به (تشبیه جمع)، مثل تشبیه اسب به نهنگ و پلنگ در شعر منوچهری

[۵۰] احمدبن قوص منوچهری، دیوان، ج۱، ص۱۳۶، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۴۷ ش.

: «چون نهنگان اندر آب و چون پلنگان در جبال»؛ چند مشبّه به یک مشبّهٌ به (تشبیه تسویه)، مثل تشبیه موی معشوق و حال عاشق در سیاهی به شب.

[۵۱] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۷۳، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۵۲] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۴۱ـ۴۴، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

[۵۳] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۵۴] علی بن محمد تاج الحلاوی، دقایق الشعر، ج۱، ص۳۸، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۴۱ش.

۵.۲ – به اعتبار وجه شبه

تشبیه به اعتبار ترکیب یا افرادِ وجه شبه بر دو قسم است: تشبیهِ تمثیل، که وجه شبهِ آن مرکّب و منتزع از امور متعدد است، مثل تشبیه خورشید به آیینه ای که در دست لرزان است

[۵۵] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۷۴، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۵۶] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۳۹، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۵۷] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۴۵، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

و تشبیه غیرتمثیل، که وجه شبه آن مفرد است.
در این قسم تشبیه، وجه شبه از چهار لحاظ مورد توجه قرار دارد:

۵.۲.۱ – به لحاظ ذکر یا حذف

به لحاظ ذکر یا حذف، که خود بر دو گونه است: تشبیه مجمل و تشبیه مفصّل.
در تشبیه مجمل، وجه شبه محذوف است، مانند زیدٌ اسدٌ

[۵۸] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۷۵، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

یا زیدٌ کالاسد

[۵۹] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۳۹، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۶۰] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۴۶، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

و نیز تشبیه ابرو به محراب در مصراع «حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر».

[۶۱] شمس الدین محمد حافظ، دیوان، ج ۱، غزل ۴۷۱، بیت ۷، چاپ پرویز ناتل خانلری، تهران ۱۳۶۲ ش.

در تشبیه مفصّل، وجه شبه ذکر می‌شود، مثل تشبیه کلام فصیح به عسل در شیرینی.

[۶۲] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۷۷ـ ۲۷۸، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۶۳] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۴۰، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

۵.۲.۲ – به لحاظ قربت یا غربت

در تشبیه قریب (مبتذل)، وجه شبه آشکار و نزدیک به ذهن است و به همین سبب انتقال از مشبّه به مشبّهٌ به بدون فکر و تأمل صورت می‌گیرد.

[۶۴] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۴۱، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۶۵] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۴۸، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

تشبیهات رایج در ادب فارسی غالباً از نوع تشبیه قریب است، مثل تشبیه چشم به نرگس با وجه شبهِ مستی و خماری.
در غریب (بعید)، وجه شبه آشکار و نزدیک به ذهن نیست و به همین سبب انتقال از مشبّه به مشبّهٌ به با فکر و تأمل صورت می‌گیرد.

[۶۶] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۸۳، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۶۷] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۴۲، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۶۸] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۴۹، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

غرابت وجه شبه یا اصلی است یا تَبَعی.
غرابت اصلی آن است که وجه شبه ذاتاً دور از ذهن عامه است

[۶۹] جلال الدین همائی، معانی و بیان، ج۱، ص۱۶۲، چاپ ماه دخت بانو همایی، تهران ۱۳۷۰ ش.

و غرابت عارضی یا تَبَعی آن است که ذاتیِ وجه شبه نیست، بلکه به تَبَعِ تصرفاتی چند، عارض تشبیه شده است.

[۷۰] جلال الدین همائی، معانی و بیان، ج۱، ص۱۶۲، چاپ ماه دخت بانو همایی، تهران ۱۳۷۰ ش.

این تصرفات از طریق شرط، اضمار و تفضیل صورت می‌گیرد و در نتیجه سه گونه تشبیه پدید می‌آید:
۱. تشبیه مشروط یا شرطی، که در آن همانندی مشبّه و مشبّهٌ به، مشروط به شرطی می‌گردد و بدین صورت، تشبیه غرابت و تازگی می‌یابد، مانند تشبیه عزم به ستاره بدان شرط که ستاره افول نکند.

[۷۱] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۴۴، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۷۲] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۴ـ ۴۵، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۷۳] محمدبن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۵۲، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.

[۷۴] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۲، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

[۷۵] حسن بن محمد رامی، حقایق الحدائق، ج۱، ص۶۱، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۴۱ ش.

[۷۶] رضاقلی بن محمدهادی هدایت، مدارج البلاغه، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، چاپ سنگی شیراز ۱۳۳۱.

۲. تشبیه مضمر یا اضمار، تشبیهی است پوشیده که از ظاهر کلام بر نمی‌آید و شنونده به دنبال تأمل در سخن بدان پی می‌برد و همین امر موجب غرابت و تازگی آن می‌شود،

[۷۷] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۹، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۷۸] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۵۳، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

[۷۹] علی بن محمد تاج الحلاوی، دقایق الشعر، ج۱، ص۳۷، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۴۱ش.

مثل تشبیه قامت به سرو در شعر حافظ،

[۸۰] شمس الدین محمد حافظ، دیوان، ج ۱، غزل ۴۸۲، بیت ۶، چاپ پرویز ناتل خانلری، تهران ۱۳۶۲ ش.

بر خلاف ظاهر سخن : «به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید/ که می‌رویم به داغ بلند بالایی».
۳. تشبیه تفضیل، که در آن به گونه ای پوشیده و هنرمندانه، بر خلاف قاعده تشبیه، مشبّه را بر مشبّهٌ به برتری دهند و غرابت و تازگی پدید آورند،

[۸۱] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۵۰، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۸۲] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۵۴ـ ۳۵۵، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

[۸۳] علی بن محمد تاج الحلاوی، دقایق الشعر، ج۱، ص۳۹، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۴۱ش.

مثل تشبیه رخ معشوق به لاله و قد معشوق به سرو، با توجیه هنرمندانه برتری رخ او بر لاله و بلندتر بودن قد او از سرو در سخن سعدی

[۸۴] مصلح بن عبداللّه سعدی، کلیات سعدی، ج۱، ص۷۰۷، چاپ محمدعلی فروغی، تهران ۱۳۶۳ ش.

: «با رخش لاله ندانم به چه رونق بشکفت/ با قدش سرو ندانم به چه یارا برخاست».
در کتب بلاغیِ عربی، تنها از تشبیه مشروط به عنوان تشبیه غریب عارضی تَبَعی سخن رفته است.

[۸۵] محمدبن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، ج۱، ص۲۸۵ـ۲۸۶، چاپ عبدالرحمان برقوقی، (قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۲).

[۸۶] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۳۴۴، چاپ افست قم ۱۴۰۷ق.

[۸۷] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المختصر، ج۲، ص۵۲ـ۵۳، چاپ عبدالمتعال صعیدی، چاپ افست، قم.

چنین است وضع کتب فارسی، که گزارشی است بر اساس مطوّل و مختصر.

[۸۸] محمدهادی بن محمدصالح مازندرانی، انوارالبلاغه: در فنون معانی، ج۱، ص۲۶۵، بیان و بدیع، چاپ محمدعلی غلامی نژاد، تهران ۱۳۷۶ ش.

[۸۹] میرشمس الدین فقیر دهلوی، حدائق البلاغه، ج۱، ص۲۵، چاپ سنگی پتیاله ۱۲۹۰/ ۱۸۷۳.

به نظر می‌رسد افزودنِ تشبیه مضمر و تفضیل، به عنوان تشبیه عارضی تبعی، ابتکار صاحب کتاب هنجار گفتار است.

[۹۰] نصراللّه تقوی، هنجار گفتار: در فن معانی و بیان و بدیع فارسی، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۷۷، تهران ۱۳۱۷ش.

گفتنی است که مبحثِ تشبیه مشروط و مضمر و تفضیل در کتب بلاغی فارسی، مبحثی مستقل است و از اقسام تشبیه غریب عارضی به شمار نمی‌آید.

[۹۱] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۴ـ۴۵، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۹۲] محمدبن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.

[۹۳] محمدبن قیس شمس قیس، کتاب المعجم فی معاییر اشعارالعجم، ج۱، ص۳۵۱ـ ۳۵۵، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران (۱۳۳۸ ش).

[۹۴] علی بن محمد تاج الحلاوی، دقایق الشعر، ج۱، ص۳۷ـ۳۹، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۴۱ش.

[۹۵] حسین بن علی کاشفی، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، ج۱، ص۱۰۸، چاپ میرجلال الدین کزّازی، تهران ۱۳۶۹ ش.

[۹۶] رضاقلی بن محمدهادی هدایت، مدارج البلاغه، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، چاپ سنگی شیراز ۱۳۳۱.

[۹۷] رضاقلی بن محمدهادی هدایت، مدارج البلاغه، ج۱، ص۷۲ـ۷۴، چاپ سنگی شیراز ۱۳۳۱.

ج) وجه شبه به لحاظ حقیقت و خیال، که شامل تشبیه حقیقی و خیالی است.
تشبیه حقیقی یا تحقیقی، تشبیهی است که وجه شبه در طرفین تشبیه واقعی است و به تعبیر جرجانی

[۹۸] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، کتاب اسرارالبلاغه، ج۱، ص۸۸ ـ ۸۹، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۵۴.

مأخود از صفت موجود در طرفین است، مثل وجه شبه سرخی در تشبیه لب به لعل.
تشبیه خیالی یا تخییلی، تشبیهی است که وجه شبه در طرفین تشبیه یا در یکی از آن دو، خیالی و ادعایی است، مانند وجه شبه مستی و خماری در تشبیه چشم به نرگس که وجه شبه در مشبّهٌ به خیالی و اد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.