پاورپوینت کامل برهانمحقق
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برهانمحقق دارای ۹۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برهانمحقق،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برهانمحقق :
بُرْهانِمُحَقَّق، سیدبرهانالدینمحققحسینیترمذیاز صوفیانمشهور و از جمله پیران مولانا جلالالدینمحمد بلخی بود.
فهرست مندرجات
۱ – معرفی برهان محقق
۱.۱ – سال ولادت
۱.۲ – جدا شدن از بهاءالدین ولد
۱.۳ – سفربه روم
۱.۴ – سفر مولانا به شهر لارنده
۱.۵ – زنده شدن خاطرات
۱.۶ – تردد میان قونیه و قیصریه
۱.۷ – تردید در مدت اقامت در قیصریه
۱.۸ – مریدان مشهور برهان محقق در قونیه
۱.۹ – میل به زندگی در خلوت قیصریه
۱.۱۰ – علت رفتن برهان محقق به قیصریه
۱.۱۱ – تردید در زمان درگذشت
۱.۱۲ – عزاداری بزرگان قیصریه
۱.۱۳ – حفظ جایگاه برهان محقق نزد مولانا
۱.۱۴ – تأثّر مولوی از برهان محقق
۱.۱۵ – نقل معارف و معانی برهان محقق
۲ – آثار
۲.۱ – تفسیر سوره فتح منتسب به محقق
۲.۲ – معارف برهان محقق
۲.۳ – اهمیت معارف برهان محقق
۲.۴ – تعلق خاطر برهان محقق به شعر سنایی
۲.۵ – کاستی و فزونی نسخههای موجود
۳ – فهرست منابع
۴ – پانویس
۵ – منبع
۱ – معرفی برهان محقق
او در میان مردم خراسان به «سید سِرّدان» شهرت داشته است.
این شهرت به اعتبار فراست و اشراف برهان محقق بر ضمایر و خواطر مردم بوده است .
[۱] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی ، ص۶۵ ، به کوشش سعید نفیسى، تهران، ۳۲۵ش
[۲] عبدالرحمانجامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۸، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ۳۶۶ش.
بنابراین، گفته آنان که سبب این شهرت را پیشگویی پاورپوینت کامل برهانمحقق از آشنایی شمس تبریزی با مولانا دانستهاند درست نمینماید.
مولانا و سلطان ولد از او به صورتهای سید برهانالدین محقق، برهان محقق، و گاه به مناسبت ضرورتهای شاعرانه، برهان و برهانِ دینهم یاد کردهاند.
[۳] مولوی، مکتوبات، ج۱، ص۸، به کوشش توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، ۳۷۱ش.
[۴] مولوی، فیه ما فیه، ج۱، ص۶، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۶۰ش.
[۵] مولوی، فیه ما فیه، ج۱، ص۱۱، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۶۰ش.
[۶] مولوی، مثنوی معنوی دفتر، بیت۳۲۰، ، به کوشش نیکلسن، لیدن، ۹۳۳م.
[۷] بهاءالدین سلطان ولد، ربابنامه، ج۱، ص۳۹، به کوشش علی سلطانی گرد فرامرزی، تهران، ۳۵۹ش.
[۸] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۷۹، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
[۹] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۴، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
پاورپوینت کامل برهانمحققاز سادات حسینی ترمذ بوده است و از او با القاب «فخر آلیاسین» و «سید اقطاب» نام بردهاند
[۱۰] عبدالرحمانجامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۸، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ۳۶۶ش.
اما اینکه بعضی نام او را «سید حسین» ثبت کردهاند البته نادرست، و ناشی از بیدقتی مصحح مناقب العارفین است.
۱.۱ – سال ولادت
سال ولادت برهان محقق در سنگ مزار او در قیصریه – که متأخر و نو ساخت است – با حروف واژه «ثانی» برابر ۵۶۱ ق ثبت شده است
[۱۱] عبدالباقی گولپینارلی، مولانا جلالالدین، ج۱، ص۳، ترجمه توفیق هاشمپورسبحانی، تهران، ۳۶۳ش.
.
وی در عنفوان جوانی به بلخ آمد و بر اثر آشنایی با بهاءالدین ولد ، پدر مولانا، شاگرد و مرید وی شد.
[۱۲] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۸۷، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
قابلیت و استعداد برهان محقق در عرصه سلوک به حدی بود که در پی چندی ملازمت و مصاحبت با بهاءالدین ولد بسیاری از دقایق معارف صوفیانه را دریافت.
[۱۳] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی ، ص۷۲ ، به کوشش سعید نفیسى، تهران، ۳۲۵ش
برخی از نویسندگان مانند محمود مثنوی خوان در ترجمه ترکی ثواقب المناقب این مدت را ۲ سال دانستهاند
[۱۴] بدیعالزمان فروزانفر، زندگانی مولانا جلالالدین محمد، ج۱، ص۵، تهران، ۳۵۴ش.
[۱۵] عبدالباقی گولپینارلی، مولویهبعد از مولانا، ج۱، ص۴، ترجمه توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، ۳۶۶ش.
که البته این روزگار طولانی ناظر بر ریاضتهایی است که برهان محقق ظاهراً در ایام خدمت و ارادت نزد بهاء ولد ، یا پس از جدا شدن از او داشته است؛ چنانکه به گفته افلاکی نزدیک به ۲ سال در بیشهها و کوهستانهای اطراف بخارا با سر و پای برهنه و با تحمل گرسنگی به سر برده است.
به هر حال، قابلیت برهان محقق و کشش و تعلق شدید او به شیخش بهاء ولد،
[۱۶] برهان محقق، معارف، ج۱، ص۱، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
موجب آن شد که شیخ او را برکشید و مورد «عطای بیحد» قرار داد و وظیفه لالایی و اتابکی، یعنی تربیت و سرپرستی فرزندش جلالالدین محمد را به عهده او گذاشت.
[۱۷] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۸۹، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
[۱۸] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۶۸، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
مولانا خود نیز بعدها ضمن اشارت به این معنی از برهان محقق ستایش کرده است.
۱.۲ – جدا شدن از بهاءالدین ولد
اینکه برهان محقق در چه زمانی از بهاءالدین ولد جدا شده، و از بلخ به کجا رفته است، معلوم نیست، اما میتوان گفت که جدایی سید از پیر و مرادش میبایست به سبب تصمیم بهاء ولد به مهاجرت از بلخ ، باشد، زیرا وابستگی و علاقه سید به بهاءالدین ولد و فرزندش جلالالدین محمد به حدی شگرف و عمیق مینماید که جدا شدن از آنان در وضع عادی برای وی چندان آسان نبوده است.
به هر حال، برهان محقق پس از جدایی از بهاء ولد ظاهراً به زادگاهش – ترمذ – بازگشته است.
[۱۹] حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ج۱، ص۹۱، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ۹۱۰م.
[۲۰] بدیعالزمان فروزانفر، زندگانی مولانا جلالالدین محمد، ج۱، ص۹، تهران، ۳۵۴ش.
۱.۳ – سفربه روم
گویا وی پس از آن، در ترمذ مجالس وعظ و تذکیر داشت و در میان اهالی شهر شخصیتی شناخته شده بود اما با گذشت بیش از سالهایی که وحشت از هجوم و حیرت از ویرانی مغولان در ماوراءالنهر و خراسان فرو نشست، برهان محقق بار دیگر هوای پیوستن به بهاءالدین ولد کرد.
مناقب نویسان گفتهاند که سید در «واقعه» ای دید که پیرش فوت شده است؛ از اینرو، در ترمذ عزاداری کرد.
باز در واقعهای دیگر دریافت که پیرش از او میخواهد که به نزد فرزندش جلالالدین محمد رود و وی را تنها نگذارد؛ پس، سید نیز با وجود اصرار بزرگان ترمذ بر ماندن، روی بهسوی روم نهاد.
[۲۱] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۲۰، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
[۲۲] عبدالرحمانجامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۹، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ۳۶۶ش.
اما نظر استوار و درست در این زمینه، اشاره سلطان ولد است که میگوید: برهانالدین ترمذی پس از مدتی ظاهراً پس از فرونشستن فتنه مغول جویای پیرش شد، تا آنکه یکی از بزرگان به او اطلاع داد که بهاءالدین ولد در روم است.
[۲۳] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۴، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
پس رخت سفر بر بست و به سوی روم حرکت کرد و یک سال پس از درگذشت بهاءولد به قونیه رسید.
[۲۴] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۴، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
۱.۴ – سفر مولانا به شهر لارنده
مقارن ورود برهان محقق به قونیه، مولانا به شهر لارنده رفته بود.
سید در مسجد سنجاری معتکف شد و پس از چند ماه مکتوبی به مولانا نوشت و او را به قونیه فراخواند.
با آمدن جلالالدین محمد به قونیه آن دو به هم پیوستند.
[۲۵] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۵، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
۱.۵ – زنده شدن خاطرات
با آمدن برهان محقق به قونیه بسیاری از خاطرات مربوط به زندگی سلطان العلماء بهاء ولد در بلخ در جمع خاندان او در قونیه زنده شد.
[۲۶] برهان محقق، معارف، ج۱، ص۷ -۹، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
[۲۷] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۱-۲، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
[۲۸] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۸۷، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
همچنان که مولانا برهان محقق را چون شیخ خود میدانست و سخنان او را به گوش جان میشنید،
[۲۹] بهاءالدین سلطان ولد، ربابنامه، ج۱، ص۳۹، به کوشش علی سلطانی گرد فرامرزی، تهران، ۳۵۹ش.
[۳۰] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۵-۹۶، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
او نیز آرزو میکرد که مولانا به درجه پدرش بهاء ولد برسد.
[۳۱] برهان محقق، معارف، ج۱، ص۴، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
برهان معارف بهاءولد را مکرر بر مولانا فرو میخواند و او را به فراگیری علم حال سفارش میکرد.
[۳۲] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۳، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
[۳۳] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۹۵، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
[۳۴] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۳، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
[۳۵] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۱۹، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
بیشتر اسناد بر این نکته تأکید دارند که برهان محقق در مقام پیر مولانا، و در مدرسه او بوده است.
[۳۶] بهاءالدین سلطان ولد ، ولدنامه مثنوی ولدی ، ص ۹۵-۹۶ ، به کوشش جلال همایى، تهران، ۳۱۵ش
[۳۷] عبدالرحمانجامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۹، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ۳۶۶ش.
اما این تأکید به معنی صحبت مستمر و مداوم آن دو در طول این مدت نیست، زیرا از اشارات چنین استنباط میشود که مولانا در ۶۳۰ق/۱۲۳۳م برای تکمیل تحصیلات خود در علوم ظاهر به سوی شام سفر کرد و در این سفر برهان محقق نیز او را تا قیصریه همراهی نمود.
پس از آن، برهان محقق از ۶۳۰ ق در قیصریه اقامت داشت و در آنجا صومعهای کوچک و ساده برای خود فراهم نمود و گاهی نیز به کوهی در حوالی قیصریه به نام کوه علی میرفت و به مناجات میپرداخت.
زندگی ساده و عارفانه برهان محقق در قیصریه توجه مردم این شهر را به او معطوف کرد و آنان او را به امامت مسجدی از مساجد شهر برگزیدند؛
[۳۸] برهان محقق، معارف، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
۱.۶ – تردد میان قونیه و قیصریه
زندگی برهان تنها در قیصریه نمیگذشت.
وی در مدت سفر غالباً میان قونیه و قیصریه در تردد بود و علاوه بر نظارت و تربیت مریدان قونیه، در قیصریه نیز مریدانی یافت.
مشهورترین مرید او در قیصریه شمسالدین اصفهانی مق ۶۴۶ق/۱۲۴۸م، وزیر عزالدین کیکاووس بود که مدتی برهان محقق را خدمت، و از او حمایت کرد، تا آنکه سرانجام موردتوجه او قرار گرفت و مریدش شد.
[۳۹] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۲۰، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
[۴۰] برهان محقق، معارف، ج۱، ص۸، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
۱.۷ – تردید در مدت اقامت در قیصریه
مدت اقامت برهان محقق در قیصریه به یقین معلوم نیست، اما روشن است که هنگام بازگشت مولانا از سفر شام ، مولانا را در قیصریه چلّه به خلوت نشاند و سپس همراه او به قونیه بازگشت.
۱.۸ – مریدان مشهور برهان محقق در قونیه
مولانا و مریدان دیگر وجود برهان محقق را در قونیه مغتنم میشمردند، زیرا که وی در معارف صوفیانه و تعلیم و نشر آن صاحب اطلاع و تجربه بود.
[۴۱] مولوی، فیه ما فیه، ج۱، ص۱۹-۲۰، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۶۰ش.
از مریدان مشهور او علاوه بر مولانا، از صلاحالدین زرکوب قونوی میتوان نام برد.
برهان محقق به صلاحالدین توجه و دلبستگی خاص داشت و مولانا از او با عنوان «فرزند جان و دلِ» برهان محقق و «خلیفه به استقلال» وی یاد کرده است.
[۴۲] مولوی، مکتوبات، ج۱، ص۸، به کوشش توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، ۳۷۱ش.
ظاهراً برهان محقق در قونیه در مدرسه مولانا میزیست و با خانواده او ارتباط نزدیک داشت، چنانکه اشارات فرزند مولانا، سلطان ولد حکایت از آن دارد که او در خردسالی موردتوجه برهان محقق بوده، و از او در مقدمات سلوک و معرفت صوفیانه تعلیم میگرفته است.
[۴۳] بهاءالدین سلطان ولد، ولدنامه مثنوی ولدی، ج۱، ص۷۹-۸۰، به کوشش جلال همایی، تهران، ۳۱۵ش.
۱.۹ – میل به زندگی در خلوت قیصریه
در حدود سالهای ۶۳۷- ۶۳۸ق/۱۲۳۹-۱۲۴۰م، برهان محقق مردی سالخورده، اما خوشمنظر بود
[۴۴] برهان محقق، معارف، ج۱، ص۹، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ۳۳۹ش.
و قوای بدنی وی چندان کاهش یافته بود که گاه نمیتوانست فریضههای دینی را ادا کند؛ از همینروی، فضای پرنشاط قونیه را نمیپسندید و به زندگی در خلوت قیصریه میل داشت، اما مولانا به دورشدن او از قونیه راضی نبود
[۴۵] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۲۲، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
با وجود این، یکبار که اصحاب برهان محقق را به قصد تفرج به باغهای قونیه برده بودند، او بر آن شد که بیخبر قونیه را به قصد قیصریه ترک کند، ولی در همین احوال از استر فرو افتاد و پایش آسیب دید.
از آن پس، چون مولانا علاقه او را به قیصریه دریافت، خود اسباب عزیمت او را به آنجا فراهم آورد.
۱.۱۰ – علت رفتن برهان محقق به قیصریه
سپهسالار
[۴۶] فریدون سپهسالار، رساله در احوال مولانا جلالالدین مولوی، ج۱، ص۲۲، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ۳۲۵ش.
علت رفتن برهان محقق را ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
