پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی :
منبع: پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی
دیگر کاربردها: خوئی (ابهامزدایی).
سید ابوالقاسم خوئی (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش/ ۱۳۱۷-۱۴۱۳ق)، مرجع تقلید شیعه، فقیه، اصولی و رجالی معاصر و دارای آثاری برجسته در فقه، اصول، رجال و علوم قرآنی بود. شاخصترین استادان ایشان ملافتحاللّه شریعت اصفهانی، مهدی مازندرانی، آقاضیاءالدین عراقی، محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی و محمدحسین نائینی بودهاند. آیت الله خویی از سالهای نخست تحصیل به تدریس اهتمام فراوان داشت و حدود شصت سال مدرّس عالیرتبه حوزه علمیه نجف بود. ایشان در این مدت چند دوره اصول فقه و یک دوره کامل ابواب فقهی را تدریس کرد. وی در مبانی اصول فقه امامیه دگرگونیهایی پدید آورد و در این عرصه علاوه بر تبیین، تقویت و گسترش برخی از دیدگاههای استادانش یا اصولیان پیشین، با ابتکار خود به نظریات نوینی دست یافت. از آیتاللّه خویی آثار متعددی در حوزههای گوناگون، بهویژه فقه، اصول، رجال، تفسیر و علوم قرآنی برجای مانده است. معجم رجال الحدیث، البیان فی تفسیر القرآن، منهاج الصالحین، نفحات الاعجاز، مستند العروه الوثقی و … از جمله این آثاراند.
آیت الله خویی به تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان بسیار اهمیت میداد؛ ازاینرو خدمات اجتماعی وی گسترده بود و مؤسسات خیریه زیادی در کشورهای مختلف به یادگار گذاشت. ایشان در رابطه با حکومت پهلوی و اقدامات آن بر علیه علما، مراجع و مردم، در حمایت از مردم و مراجع تقلید بیانیههایی علیه حکومت صادر مینمود. او پس از پیروزی انقلاب نیز همین موضع را حفظ کرد، چنانکه در جریان همهپرسی نظام جمهوری اسلامی، در فروردین ۱۳۵۸، مردم را به شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند. در جنگ عراق با ایران، نیز بهرغم فشار شدید دولت عراق، ایستادگی کرد و کمترین حمایتی از آنان نکرد و همواره در مقابل حکومت بعث ایستادگی مینمود.
فهرست مندرجات
۱ – مقدمه
۲ – تولد و دوران کودکی
۳ – تحصیلات و اساتید
۴ – تدریس
۵ – شاگردان
۶ – اجازه روایت و مرجعیت
۷ – فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
۸ – مواضع و فعالیتهای سیاسی
۸.۱ – دوره اعتراض و واکنش شدید
۸.۲ – دوره سکوت
۸.۳ – دوره همراهی با انقلابیون
۹ – وفات
۱۰ – فرزندان
۱۰.۱ – سیدجمالالدین
۱۰.۲ – سیدمحمدتقی
۱۰.۳ – سیدعبدالمجید
۱۱ – آثار و تالیفات
۱۱.۱ – تقریرات درسهای استادان خویی
۱۱.۲ – تقریرات درسهای خود
۱۱.۲.۱ – تقریرات اصولی
۱۱.۲.۲ – تقریرات فقهی
۱۱.۳ – رسالههای عملیه و فتاوای
۱۱.۴ – تألیفات و رسالههای علمی
۱۲ – اندیشه و دیدگاهها
۱۲.۱ – مخالفت با شهرت فتوایی
۱۲.۲ – عدم حجیت اجماع
۱۲.۳ – مخالفت با فتاوای مشهور
۱۲.۴ – حجیت خبر ثقه
۱۲.۵ – تحریفناپذیری قرآن
۱۳ – فهرست منابع
۱۴ – پانویس
۱۵ – منبع
۱ – مقدمه
پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی، در ۱۵ رجب۱۳۱۷ق (برابر با ۲۸ آبان ۱۲۷۸ش) در شهرستان خوی واقع در استان آذربایجان غربی ایران به دنیا آمد. پدر ایشان، سید علیاکبر خویی، فرزند سید هاشم، از علمای منطقه بود. نسب وی به امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) میرسد.
پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی تحصیلات مقدماتی را در خوی آغاز کرد و در سال ۱۳۳۰ق به همراه خانواده به نجف مهاجرت کرد. وی در حوزه علمیه نجف از محضر اساتیدی همچون: ملا فتحالله شریعت اصفهانی، مهدی مازندرانی، آقا ضیاءالدین عراقی، محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی، محمدحسین نائینی و محمدجواد بلاغی بهره برد.
آیتالله خویی از سالهای نخست تحصیل به تدریس نیز اهتمام داشت و در دهه چهارم زندگی، به عنوان مدرس عالیرتبه حوزه علمیه نجف شناخته شد. وی حدود شصت سال به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت و در این مدت، چند دوره اصول فقه و یک دوره کامل ابواب فقهی را تدریس کرد. مجموعه شاگردان آیتالله خویی به چند نسل تعلق دارند. در نخستین دوره درس خارج اصول ایشان، افرادی چون: محمدتقی ایروانی، سلمان خاقانی، سید محمد روحانی، علی خاقانی (صغیر) و سید محمد کلانتر حضور داشتند. همچنین، محمدتقی بهجت نیز از شاگردان متقدم ایشان بود.
آیتالله خویی از طریق اساتید خود، به ویژه محمدحسین نائینی، دارای اجازه روایت کتب اربعه و سایر جوامع حدیثی شیعه بود. پس از درگذشت آیتالله بروجردی، مرجعیت وی به طور جدی مطرح شد و پس از درگذشت آیتالله حکیم، به عنوان مرجع برتر شناخته شد. ایشان آثار متعددی در زمینههای مختلف علوم اسلامی، به ویژه فقه، اصول، رجال، تفسیر و علوم قرآنی به نگارش درآورده است. برخی از مهمترین اندیشه و دیدگاههای آیتالله خویی عبارتند از: مخالفت با شهرت فتوایی، عدم حجیت اجماع منقول، مخالفت با فتاوای مشهور، حجیت خبر ثقه و تحریفناپذیری قرآن.
آیتالله خویی به تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان اهمیت فراوانی میداد. به همین دلیل، خدمات اجتماعی گستردهای ارائه کرد و مؤسسات خیریه متعددی همچون مسجد و حسینیه، مدرسه، کتابخانه، درمانگاه و بیمارستان و دارالایتام در کشورهای مختلف تاسیس نمود. همچنین مواضع و فعالیتهای سیاسی آیتالله خویی را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: دوره اعتراض و واکنش شدید، دوره سکوت و دوره همراهی با انقلابیون.
آیتالله خویی سرانجام در ۱۷ مرداد ۱۳۷۱/ ۸ صفر ۱۴۱۳، در ۹۶ سالگی درگذشت. پیکر او شبهنگام با حضور مأموران امنیتی عراق و با حضور معدودی از نزدیکانش، پس از نمازگزاردن آیتاللّه سیدعلی سیستانی بر پیکر وی، در مقبره خانوادگی مخصوصی که خود در غرفهای جنب مسجد خضرا آماده کرده بود، به خاک سپرده شد. مشهورترین فرزندان پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی که از عالمان دینی بودند، عبارتاند از: سید جمالالدین، سید محمدتقی، سید عبدالمجید و سید علی.
۲ – تولد و دوران کودکی
پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی، مرجع تقلید شیعیان، فقیه، اصولی و رجالی معاصر و دارای آثاری برجسته در فقه، اصول، رجال و علوم قرآنی،
[۱] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰.
در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ (۱۲۷۸ش) در خوی در خانوادهای روحانی بهدنیا آمد. نسبش به امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) میرسد؛ از اینرو در معجم رجال الحدیث،
[۲] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰.
خود را موسوی خویی نامیده و در موارد دیگر نیز با همین عنوان امضا کرده است. برخی منابع، نجفی را نیز به این عنوان افزودهاند.
[۳] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فیالنجف خلال الف عام، ج۶، ص۵۵، نجف ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
[۴] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم ۱، ص۷۱، مشهد، قسم ۱ـ۴، ۱۴۰۴.
[۵] مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۱، ستون ۲۴۰، تهران ۱۳۴۰ـ ۱۳۴۴ش.
پدرش، سید علیاکبر، فرزند سیدهاشم (نخستین فرد این خاندان که در خوی اقامت گزید) در ۱۲۸۵ در خوی به دنیا آمد و در ۱۳۰۷ برای آموختن علوم دینی به عتبات عالیات عراق رفت.
وی در نجف نزد استادانی چون محمد بن فضلعلی شرابیانی و محمدحسن مامقانی درس خواند و در ۱۳۱۵ به خوی بازگشت. در پی ماجراهای پس از مشروطه، در ۱۳۲۸ به نجف هجرت کرد و از اطرافیان سید محمدکاظم طباطبائی یزدی شد. سید علیاکبر خویی در ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و در مسجد جامع گوهرشاد مشهد به اقامه نماز جماعت پرداخت. در ۱۳۱۴ش در پی خیزش مردم مشهد در اعتراض به جریان کشف حجاب، خیزشی که او نیز از سردمداران آن بود، تبعید شد. او پس از برکناری رضاشاه دوباره امام جماعت مسجد گوهرشاد شد. سیدعلیاکبر در ۱۳۳۱ش، هنگامی که برای زیارت به نجف رفته بود درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. تقریرات درس اصول شرابیانی از آثار اوست.
[۶] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابععشر، قسم ۴، ص۱۶۰۹ـ۱۶۱۰، مشهد، قسم ۱ـ۴، ۱۴۰۴.
[۷] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۴ـ۵۵، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۸] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰.
۳ – تحصیلات و اساتید
سیدابوالقاسم در خوی درسهای مقدماتی را فراگرفت، سپس به همراه برادرش، سیدعبداللّه (عالم دینی و از مدرّسان مقیم کربلا)، و سایر اعضای خانواده در ۱۳۳۰ به پدرش در نجف پیوستند.
[۹] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰.
در نجف پس از تکمیل دروس مقدماتی و آموزش ادبیات عرب متون فقهی و اصولی و نیز فلسفه را نزد استادان بسیاری، از جمله پدرش، میرزا علیآقا شیرازی
[۱۰] شیرازی، رضی، «مصاحبه با آیتاللّه سیدرضی شیرازی»، ج۱، ص۱۷، حوزه، سال ۹، ش ۲ و ۳ (خرداد ـ شهریور ۱۳۷۱).
[۱۱] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
و عبدالکریم زنجانی
[۱۲] خانمحمدی، یوسف، اندیشه سیاسی شیخعبدالکریم زنجانی، ج۱، ص۳۷، قم ۱۳۸۸ش.
آموخت.
در ۱۳۳۸ دروس خارج فقه و اصول را آغاز کرد و نزد استادان ممتاز نجف درس خواند. او در زندگینامه خود نوشتش در معجم رجال الحدیث
[۱۳] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰۲۵.
از ملافتحاللّه شریعت اصفهانی (مشهور به شیخالشریعه)، مهدی مازندرانی، آقاضیاءالدین عراقی، محمدحسین اصفهانی (مشهور به محقق اصفهانی) و محمدحسین نائینی بهعنوان شاخصترین و تأثیرگذارترین استادان خود در دوره خارج نام برده و تصریح کرده که نزد دو نفر اخیر بیشتر درس خوانده و از هریک از آن دو، یک دوره کامل اصول فقه و چندین مبحث فقهی را فراگرفته است.
[۱۴] حسینی همدانی، محمد، «مصاحبه با استاد آیتاللّه حسینی همدانی (نجفی)»، ج۱، ص۳۷، حوزه، سال ۵، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۷).
[۱۵] جعفری همدانی، غلامحسین، «مصاحبه با آیتاللّه میرزاغلامحسین جعفری همدانی»، ج۱، ص۲۸، حوزه، سال ۹، ش ۴ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
خویی علاوه بر فقه و اصول، به فراگیری علوم دیگر نیز پرداخت. او در زندگینامه یاد شده فقط از استادان ممتازش در فقه و اصول نام برده است، ولی قطعا محمدجواد بلاغی، استاد وی در کلام، تفسیر و علوم قرآنی و فن مناظره،
[۱۶] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۱۷] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
بسیار بر او تأثیر گذاشته است تا آنجا که شاید بتوان بخش مهمی از دو کتاب البیان و نفحات الاعجاز را عصاره آموختههای خویی از بلاغی بهشمار آورد. او در البیان
[۱۸] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۰.
[۱۹] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۵۵.
[۲۰] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۵۸.
[۲۱] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۰۰.
[۲۲] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۲۸۴.
و نفحات الاعجاز،
[۲۳] خویی، سید ابوالقاسم، نفحات الاعجاز، ص۷.خویی، سید ابوالقاسم، نفحات الاعجاز، ص۲۹.
[۲۴] خویی، سید ابوالقاسم، نفحات الاعجاز، ص۴۲.خویی، سید ابوالقاسم، نفحات الاعجاز، ص۴۴.
بارها از بلاغی و اثر مهم او، الهدی الی دین المصطفی، یاد کرده است. برخی تعابیر او در البیان
[۲۵] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۵۵، پانویس ۱،.
[۲۶] خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۵۸، پانویس۱.
به شاگردی وی نزد بلاغی اشاره دارد. شماری دیگر از استادان خویی عبارتاند از: سیدابوتراب خوانساری در رجال و درایه؛ سیدحسین بادکوبی در حکمت و فلسفه؛ سید علی قاضی و شیخ مرتضی طالقانی و سید عبدالغفار مازندرانی در اخلاق و سیر و سلوک؛ و سید ابوالقاسم خوانساری در ریاضیات قدیم.
[۲۷] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۴۷، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
[۲۸] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۲۹] حسینی همدانی، محمد، «مصاحبه با استاد آیتاللّه حسینی همدانی (نجفی)»، ج۱، ص۳۶، حوزه، سال ۵، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۷).
[۳۰] حسینی همدانی، محمد، «مصاحبه با استاد آیتاللّه حسینی همدانی (نجفی)»، ج۱، ص۴۸ـ۴۹، حوزه، سال ۵، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۷).
[۳۱] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۸۰، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
۴ – تدریس
خویی از سالهای نخست تحصیل به تدریس نیز اهتمام فراوان داشت
[۳۲] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۹ـ۶۰، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۳۳] حسینی همدانی، محمد، «مصاحبه با استاد آیتاللّه حسینی همدانی (نجفی)»، ج۱، ص۵۴، حوزه، سال ۵، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۷).
و قطعآ در دهه چهارم زندگی، مدرّس عالیرتبه حوزه علمیه نجف شد و حدود شصت سال این کرسی را در اختیار داشت. او در این مدت چند دوره اصول فقه و یک دوره کامل ابواب فقهی را تدریس کرد که امری نادر است.
[۳۴] شریف، سعید، «قبس من نور: تلامذه السید الخوئی دامظله»، ج۱، ص۱۰۰۳، الموسم، ش ۷ (۱۹۹۰).
[۳۵] مددی، احمد، «گفتوگو با آیتاللّه سیداحمد مددی»، ج۱، ص۲۲۷، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
[۳۶] ایروانی، باقر، «مرجعیه الامام الخوئی (قدسسره) : السمات و المعالم»، ج۱، ص۲۲۸، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
به گزارش محمد صغیر
[۳۷] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۶۵، پانویس ۲، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
خویی حدودا در ۱۳۲۳ش، به دعوت حاجآقا حسین قمی، مرجع بزرگ مقیم کربلا، برای تدریس به کربلا رفت و سه سال در آنجا ماند و پس از درگذشت قمی (۱۳۲۵ش) به نجف بازگشت. جعفری همدانی
[۳۸] جعفری همدانی، غلامحسین، «مصاحبه با آیتاللّه میرزاغلامحسین جعفری همدانی»، ج۱، ص۳۳ـ۳۴، حوزه، سال ۹، ش ۴ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
نیز این رویداد را با تفاوتهایی گزارش کرده است.
خویی در سالهای ۱۳۱۰ش و ۱۳۲۸ش، برای زیارت مرقد امام رضا (علیهالسلام)، به ایران رفت و در قم و تهران نیز توقف کرد. در سفر اول در قم بر امام خمینی، که در آن زمان از مدرّسان و فضلای حوزه جدید قم بود، وارد شد و بهعنوان یکی از شاگردان برجسته نائینی محلّ توجه علمای قم قرار گرفت. در سفر دوم، نیز که همزمان با زعامت بروجردی بود، مورد توجه علما و فضلای حوزه قرار گرفت و با بزرگان حوزه، از جمله بروجردی و محقق داماد دیدار کرد.
[۳۹] شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا، ج۲، ص۳۲۳، قم ۱۳۸۹ش. شریف رازی، محمد، آثار الحجه، ج۲، ص۲۵ـ۲۶، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم ۱۳۳۲ـ (۱۳۳۳ش).
براساس برخی گزارشها، خویی مقام علمی بروجردی را ستوده است. خویی خود از این دو سفر و نیز تشرفش به حج در ۱۳۱۳ش یاد کرده است.
[۴۰] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۰-۲۵.
پس از درگذشت نائینی در ۱۳۱۵ش و محقق اصفهانی و آقاضیاء عراقی در ۱۳۲۱ش، مجلس درس خویی یکی از درسهای مهم حوزه نجف و بهتدریج پررونقترین محفل علمی و درسی شد. حتی با وجود مراجع و استادانی چون سیدعبدالهادی شیرازی، سیدمحمود شاهرودی و سیدمحسن حکیم، درس خویی در حوزه نجف محوریت یافت و تعطیل یا برقرار شدن درس او، اثری آشکار بر جریان درسی حوزه میگذاشت.
[۴۱] شریف رازی، محمد، آثار الحجه، ج۲، ص۲۸، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم ۱۳۳۲ـ (۱۳۳۳ش).
[۴۲] شریف رازی، محمد، آثار الحجه، ج۲، ص۲۹۴ـ۲۹۵، یا، تاریخ و دائرهالمعارف حوزه علمیه قم، قم ۱۳۳۲ـ (۱۳۳۳ش).
[۴۳] یثربی، میرمحمد، «سرانجام مکتب دوگانه علامه وحید بهبهانی و شیخ مرتضی انصاری چه شد؟»، ص۲۲۶، (مصاحبه)، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
[۴۴] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۶۱، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۴۵] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۷۵، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
۵ – شاگردان
مجموعه شاگردان خویی به چند نسل تعلق دارند.
[۴۶] حسینی میلانی، فاضل، «المرجعیه المتمیزه للامام الخوئی»، ج۱، ص۱۰۷ـ۱۰۸، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۴۷] قائینی، محمد، «گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمین محمد قائینی»، ج۱، ص۲۲۲، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
به گزارش منابع، در نخستین دوره درس خارج اصول خویی کسانی چون محمدتقی ایروانی، سلمان خاقانی، سیدمحمد روحانی، علی خاقانی (مشهور به صغیر) و سیدمحمد کلانتر حضور داشتند. درباره تعداد شاگردان این دوره اختلافنظر وجود دارد.
[۴۸] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۹۹ـ۳۰۲، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
[۴۹] مددی، احمد، «گفتوگو با آیتاللّه سیداحمد مددی»، ج۱، ص۲۲۷، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
محمدتقی بهجت نیز از شاگردان متقدم خویی بوده است.
[۵۰] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۳۵، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
[۵۱] قائینی، محمد، «گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمین محمد قائینی»، ج۱، ص۲۲۲، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
شماری از شاگردان ممتاز خویی هیئت استفتای وی را تشکیل میدادند و پاسخ استفتائات را با هماهنگی با وی بر پایه آرای فقهیاش تنظیم میکردند. برخی از اصحاب جلسه فتوای او در دورههای مختلف عبارت بودند از: صدرا بادکوبهای، سیدمحمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سیدعلی حسینی بهشتی، سیدمرتضی خلخالی، سیدعلی سیستانی، محمدجعفر نائینی و مرتضی بروجردی.
[۵۲] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۷۸، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۵۳] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۳، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۵۴] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۹۷ـ۲۹۸، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
[۵۵] داوری، مسلم، «الامام الخوئی زعیم الحوزه العلمیه»، ج۱، ص۲۲۳، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
از دیگر شاگردان او باید از حسین وحید خراسانی، سیدعلی هاشمی شاهرودی، محمدتقی جعفری، سیدمحمدحسین فضلاللّه، بشیر نجفی پاکستانی، سیدموسی صدر،حاجآقا تقی قمی و سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی نام برد (برای فهرست نام شاگردان او رجوع کنید به آدرس ذیل)
[۵۶] شریف، سعید، «تلامذه الامام الخوئی»، ج۱، ص۶۷۷ـ۶۹۵، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴). صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۳۳۱ـ ۳۳۵، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
[۵۷] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۶۵ـ ۶۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
پدر خویی نیز یکبار در درس او شرکت کرد ولی او به احترام پدر درس را ادامه نداد.
[۵۸] شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا، ج۲، ص۳۲۲، قم ۱۳۸۹ش.
۶ – اجازه روایت و مرجعیت
آیت الله خویی به چند طریق، اجازه روایت کتب اربعه و دیگر جوامع حدیثی شیعه را دارد که یکی از این طرق از استادش نائینی آغاز میشود. از دیگر مشایخ روایی او سیدعبدالحسین شرفالدینِ عاملی است که از طریق او آثار عالمان اهلسنّت را نیز روایت کرده است.
[۵۹] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۵۸، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
در فاصله سالهای ۱۳۱۰ش تا ۱۳۱۲ش بسیاری از عالمان طراز اول نجف، از جمله آیت الله نائینی، محمدحسین اصفهانی، آقاضیاءالدین عراقی، محمدجواد بلاغی، میرزاعلی شیرازی و سیدابوالحسن اصفهانی اجتهاد خویی را تأیید کردند.
[۶۰] حکمی، مرتضی، «حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خویی: پیشوای حوزه علمیه و مرجع عظیمالشأن»، ج۱، ص۶۱، مسجد، سال ۱، ش ۵ (شهریور ـ مهر ۱۳۷۱).
درباره زمان آغاز مرجعیت خویی اظهارات مختلفی شده است
[۶۱] مرقاتی، جعفر، «الامام الخوئی»، ج۱، ص۲۶۱، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۶۲] داوری، مسلم، «الامام الخوئی زعیم الحوزه العلمیه»، ج۱، ص۲۲۳، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
ولی مسلّم این است که پس از درگذشت آیتاللّه بروجردی مرجعیت خویی بهطور جدّی مطرح و پس از درگذشت آیتاللّه حکیم، او مرجع برتر شناخته شد.
[۶۳] شریف رازی، محمد،گنجینه دانشمندان، ج۲، ص۳، تهران ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ش.
[۶۴] موسوی اصفهانی، حسن، «دروس من اجلال الامام الخوئی (قدسسره) لاساتذته»، ج۱، ص۴۶، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۶۵] ایروانی، باقر، «مرجعیه الامام الخوئی (قدسسره) : السمات و المعالم»، ص۲۲۸، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۶۶] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۳ـ۲۵۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
در همان زمان، سیدیوسف حکیم نیز رسما وجوه شرعی برجای مانده از پدرش را به خویی، به عنوان مرجع، سپرد.
[۶۷] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۷۷، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
۷ – فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
خویی به تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان بسیار اهمیت میداد؛ ازاینرو خدمات اجتماعی و فرهنگی وی گسترده بود و مؤسسات خیریه زیادی در برخی شهرهای ایران و در کشورهای دیگر مانند هندوستان، پاکستان، عراق، لبنان، انگلستان و آمریکا به یادگار گذاشت. فهرست اجمالی برخی از خدمات فرهنگی و اجتماعی ایشان عبارت است از:
۱. مـدیـنه العلم حوزه علمیه قم، با امکانات وسیع و خانهها و منازل مسکونی طلاب، و کتابخانه جهت طلاب علوم دینی، بهصورت شهرک علم و دانش.
۲. مدرسه علوم دینی در ۷ طبقه و کتابخانه معظم مشهد جهت طلاب و محصلین علوم اسلامی.
۳. دارالعلم اصفهان جهت طلاب و عاشقان معارف اسلامی.
۴. مجتمع امام زمان (عجّلاللهفرجهالشریف) در اصفهان.
۵.مـرکز تبلیغی و آموزشی لندن ساختمان کامل و مجهزی که تمام نیازمندیهای مسلمانان را در نظر دارد.
۶. المجتمع الثقافی الخیری بمبئی ـ هندوستان.
۷. مبره الامام الخوئی لبنان.
۸. مدرسه دارالعلم نجف اشرف ـ عراق.
۹. مدارس دینی بانکوک (تایلند) و داکار (بنگلادش).
۱۰. مکتبه الثقافه و النشر للطباعه و الترجمه و التوزیع (انتشاراتی پاکستان).
۱۱. مکتبه الامام الخوئی الاسلامی نیویورک ـ آمریکا.
۱۲. مرکز الامام الخوئی (سوانزی).
۱۳. مدرسه دارالعلم بانکوک (تایلند).
۱۴. مکتبه الامام الخوئی (کتابخانه بزرگ نجف اشرف ـ عراق).
۱۵. مدرسه الامام الصادق (پسرانه) لندن ـ انگلستان.
۱۶. مدرسه الزهرا (دخترانه) لندن ـ انگلستان.
۱۷. مرکز اسلامی امام خوئی در فرانسه.
۱۸. مسجد و مرکز اسلامی در شهر لوس آنجلس ـ آمریکا.
۱۹. مسجد و مرکز اسلامی در شهر دیترویت ایالت میشیگان آمریکا.
۲۰. تاسیس دهها بنای خیر و مرکز تعلیم و تربیت همچون مسجد و حسینیه، مدرسه، کتابخانه، درمانگاه و بیمارستان و دارالایتام در دورترین نقاط کشورهای اسلامی تا کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تأسیس مؤسسات بزرگ زنجیرهای در برخی کشورها.
[۶۸] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۵ـ۹۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۶۹] «مؤسسه الامام الخوئی الخیریه: فکرتها و مشاریعها»، الموسم، ج۱، ص۵۵۹ـ۵۶۶، ش ۶ (۱۴۱۰).
[۷۰] بحرالعلوم، محمد، «الامام الخوئی: و انجازاته العلمیه و مشاریعه العامه»، ج۱، ص۱۵۲ـ۱۵۵، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، (قم) : مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
۸ – مواضع و فعالیتهای سیاسی
خویی با اینکه در دوره جوانی و میانسالی در حوزه مسائل سیاسی، فعال و گاهی دارای مواضع شدید بود،
[۷۱] قائینی، محمد، «گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمین محمد قائینی»، ج۱، ص۲۲۴، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
پس از مرجعیتش بنای دخالت گسترده در مسائل سیاسی نداشت و میتوان گفت که از سیاست کناره گرفت. این تغییر رویکرد یا از آنرو بود که بهطور خاص دخالت مرجعیت را در مسائل سیاسی، جز در حد ضرورت، به صلاح این نهاد نمیدانست،
[۷۲] قائینی، محمد، «گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمین محمد قائینی»، ج۱، ص۲۲۴، مهرنامه، ش ۱۲ (خرداد ۱۳۹۰).
یا از آنرو بود که نظرش درباره نحوه دخالت عالمان دینی در حوادث سیاسی تغییر یافته بود. با اینهمه، ورود خواسته یا ناخواسته او به اوضاع سیاسی و اجتماعی عراق در ماههای پایانی عمر، بر حیات علمی و اجتماعیاش تأثیری انکارناپذیر گذاشت. او در برهههایی خاص درباره رویدادهای سیاسی ایران حساس بود. با بررسی تاریخی مواضع خویی درباره حوادث ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی، میتوان این مواضع را به سه دوره تقسیم کرد:
۸.۱ – دوره اعتراض و واکنش شدید
نخستین موضعگیری مهم او، تلگرام به شاه در مخالفت با تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی در مهر ۱۳۴۱ بود که آن را مغایر شرع و قانون اساسی اعلام کرد.
[۷۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۳۰ـ۳۱، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
او همچنین در تلگرامی به آیتاللّه سیدمحمد بهبهانی در بهمن ۱۳۴۱، مخالفت خود را با برگزاری همهپرسی بهاطلاع وی رساند و آن را با قانون شریعت و مواد صریح قانون اساسی ناسازگار دانست و یادآور شد که خاموش کردن صدای ملت با قوه قهریه، دیری نخواهد پایید و تبلیغات عوامفریبانه، مشکلات را حل نمیکند و اقتصاد ورشکسته و ناخشنودی مردم را درمان نخواهد کرد.
[۷۴] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۶۰، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
در پی حمله مأموران به مدرسه فیضیه در ابتدای سال ۱۳۴۲ش، او در تلگرامی به امام خمینی اندوه شدید خود را از آن حادثه ابراز کرد
[۷۵] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۷۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
و در تلگرامی شدیداللحن به شاه با اشاره به حوادث جاری، از انحطاط مملکت اسلامی و خطمشی زمامدارانش بهشدت اظهار تأسف کرد.
[۷۶] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۸۰، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
حدود یک ماه بعد نیز در پاسخ به نامه جمعی از علمای ایران، صلاحیت نداشتن حاکمان فاسد را اعلام کرد و وظیفه روحانیت را سنگین دانست و سکوت را ناروا شمرد.
[۷۷] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۰۱ـ۱۰۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۷۸] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۰۴ـ۲۰۸، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و کشتار مردم، خویی با صدور بیانیهای دستگاه حاکم ایران را ستمگر خواند و همکاری با آن را تحریم کرد. شرکت در انتخابات دوره بیست و یکم مجلس را نیز ممنوع کرد و چنین مجلسی را از درجه اعتبار ساقط دانست.
[۷۹] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۲۴ـ۱۲۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۸۰] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۸۱، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
همچنین هنگامی که خبر دستگیری و شایعه محاکمه امام خمینی را شنید، همراه تعدادی از شاگردانش به کوفه نزد آیتاللّه حکیم رفت و پس از مشورت، هر دو مرجع، جداگانه تلگرام شدیداللحنی در حمایت از امام خمینی به ایران فرستادند.
[۸۱] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۸۹، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
در پی انتصاب حسنعلی منصور به نخست وزیری، خویی در اسفند ۱۳۴۲ با ارسال تلگرامی از او خواست اشتباهات دولتهای پیشین را تکرار نکند و قوانین مخالف اسلام را ملغا و امام خمینی و آیتاللّه قمی را آزاد کند.
[۸۲] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۳۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
پس از شروع نخستوزیری هویدا نیز در تلگرامهایی به او از بین بردن نفوذ صهیونیستها، الغای قوانین مخالف شریعت، برگرداندن امام خمینی از تبعید
[۸۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۸۳، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
و آزادی فوری مخالفان را خواستار شد.
[۸۴] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۸۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
او پس از اطلاع یافتن از رفتن امام خمینی به عراق (مهر ۱۳۴۴)، بیدرنگ شماری از اطرافیان خود و طلاب را به استقبال فرستاد و خود نیز دو بار به دیدن او رفت
[۸۵] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۸۹، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۸۶] داوری، مسلم، «الامام الخوئی زعیم الحوزه العلمیه»، ج۱، ص۲۲۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۸۷] شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا، ج۲، ص۳۲۱ـ۳۲۳، قم ۱۳۸۹ش.
(برای آگاهی از برخی دیگر از نامهها و پیامهای ایشان در این دوره رجوع کنید به آدرسهای ذیل)
[۸۸] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۸۵ـ۸۶، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۸۹] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۷۸، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۹۰] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۱۲، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۹۱] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۲۱ـ۲۲۵، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
[۹۲] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۷۲، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
نقل شده است که در این دوره، مواضع او در برابر حکومت گاه چنان تند و شدید بود که امام خمینی از او خواست از شدت و حدّت آن بکاهد.
[۹۳] روزنامه اطلاعات، ش ۱۹۶۸۵، ۱۸ مرداد ۱۳۷۱، ص۲.
۸.۲ – دوره سکوت
این دوره حدود دوازده تا سیزده سال طول کشید و تقریبآ از زمان استقرار امام خمینی در نجف آغاز شد. در این دوره، نهتنها از بیانیههای شدید دوره نخست، خبری نیست بلکه اعتراضی نیز به حوادث گوناگون ایران حتی حوادث سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ش، دستکم بهطور علنی، گزارش نشده است. این موضع، گاه انتقاداتی نیز در پی داشته است. بهنظر میرسد یکی از دلایل سکوت او بیتأثیر دانستن اعتراض بوده است.
[۹۴] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۶۳، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
همزمان با اوجگیری انقلاب اسلامی ایران و اخراج امام خمینی از عراق فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، به قصد تخفیف حرکت دینی مردم ایران در مقابله با حکومت پهلوی، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ (مصادف با عید غدیر ۱۳۹۸) به صورت ناگهانی و بدون تشریفات متعارفِ کسب اجازه، در منزل آیتاللّه خویی با ایشان ملاقات کرد. در پی این دیدار، خویی در برخی محافل مورد انتقاد قرار گرفت، ولی او در یادداشتی خطاب به بعضی علما، ضمن تأکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، نوشت که در این دیدار فرصت را مغتنم شمرده و خواستهای ملت ایران را گوشزد کرده و به حوادث ناگوار و فجایعی که در ایران رخ داده بهشدت اعتراض کرده است.
[۹۵] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۵۸۳، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
۸.۳ – دوره همراهی با انقلابیون
او چند روز پس از ملاقات مزبور و در پی تشدید مبارزات مردم، درباره حوادث ایران و جنایات حکومت شاه بیانیهای خطاب به مراجع، علما و ملت ایران صادر کرد و از مردم خواست که با شجاعت و در عینحال با حفظ کامل موازین شرع قدم بردارند و در همه مراحل از مراجع تقلید و علما پیروی کنند.
[۹۶] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۵۸۸ـ۵۹۱، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
او پس از پیروزی انقلاب نیز همین موضع را حفظ کرد چنانکه در جریان همهپرسی نظام جمهوری اسلامی، در فروردین ۱۳۵۸، مردم را به شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند
[۹۷] روزنامه اطلاعات، ش ۱۵۸۱۷، ۹ فروردین ۱۳۵۸، ص۲.
و از شاگردان خود خواست که در امور انقلاب مشارکت کنند.
در جنگ عراق با ایران، بهرغم فشار شدید دولت عراق، ایستادگی کرد و کمترین حمایتی از آنان نکرد.
[۹۸] داوری، مسلم، «الامام الخوئی زعیم الحوزه العلمیه»، ج۱، ص۲۲۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۹۹] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۴۹، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
حتی به جواز تصرف در وجوه شرعی برای تأمین ملزومات رزمندگان ایران فتوا داد. بسیاری از مقلدان او، که به اجبار حکومت عراق در جنگ شرکت کرده بودند، تحت تأثیر فتوای او، خود را به نیروهای ایرانی تسلیم کردند یا به نیروهای ایرانی شلیک نکردند.
[۱۰۰] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۰ـ۹۱، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
خویی درباره برخی رویدادهای سایر کشورهای اسلامی یا مربوط به مسلمانان نیز واکنشهایی داشته است. از جمله، فتوای منع پیوستن به حزب کمونیست
[۱۰۱] خویی، سید ابوالقاسم، «(پاسخ به استفتائی درباره حزب کمونیست)»، ص۳۶، الموسم، ش۱۷ (۱۴۱۴).
تقدیر از ملی شدن نفت عراق،
[۱۰۲] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۳۵۱، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
بیانیهای درباره جنگ چهارم اعراب با اسرائیل (مهر ۱۳۵۲/ رمضان ۱۳۹۳) و یاری رساندن به سرزمینهای اسلامی،
[۱۰۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۳۶۱، ج۱، تهران: ۱۳۷۴ش.
و تلگرام به هویدا در بیان ضرورت پشتیبانی کامل دولت ایران از فلسطینیان.
[۱۰۴] روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج۲، ص۳۵۴ـ۳۵۵، ج۲، تهران ۱۳۷۶ش.
مهمترین اقدام سیاسی خویی پس از انتفاضه شیعیان عراق در اسفند ۱۳۶۹/ شعبان ۱۴۱۱ همزمان با آزادسازی کویت از دست نیروهای نظامی عراق رخ داد. او با صدور اعلامیهای در ۱۴ اسفند/ ۱۸ شعبان، مجاهدان را به رعایت احکام شرعی و اعتدال فراخواند و این حرکت مردمی را هدایت کرد و در ۱۷ اسفند/ ۲۱ شعبان، هیئتی نه نفره را برای اداره مناطق آزاد شده تعیین کرد.
[۱۰۵] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۵، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۱۰۶] ساعدی، محمدرضا، «خاطراتی از شیخ محمدرضا ساعدی از اعضای هیأت آیتاللّه خویی در ماجرای انتفاضه ۱۹۹۱ عراق»، ج۱، ص۶۹ـ۷۰، شهروند امروز، سال ۴، ش۳ (۲۵ تیر ۱۳۹۰).
در پی حمله حکومت بعثی به شهرهای شیعهنشین و شکست انتفاضه، نیروهای جمهوری عراق در ۲۹ اسفند ۱۳۶۹/ ۳ رمضان ۱۴۱۱ به نجف هجوم آوردند و پس از محاصره منزل خویی و کشتن دهها تن در اطراف بیت او، صدها تن از علما و طلاب و نزدیکان او را دستگیر کردند. سپس خویی و شماری از بستگانش را با تهدید برای دیدار با صدام به بغداد بردند و از او خواستند تا در صفحه تلویزیون ظاهر شود و از مجاهدان بخواهد تسلیم شوند. با اینکه خویی از پذیرش این خواسته سر باز زد، دستگاههای تبلیغاتی صدام سخنان خویی را با تحریف نقل کردند.
[۱۰۷] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۱ـ۹۲، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۱۰۸] سودانی، عبدالفلاح، «الامام الخوئی مدرسه فی التفسیر و الحدیث»، ج۱، ص۱۳۱، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۱۰۹] جاویدان، شذی، العراق بین الماضی و الحاضر و المستقبل، ص۷۲۵، بیروت: مؤسسه الفکر الاسلامی، (بیتا).
پس از آن، خویی در کوفه در حصر خانگی قرار گرفت و به محدودیتهای گسترده، فشارها و اهانتهای حکومت صدام دچار شد. بیش از یکصد تن از شاگردان، نزدیکان و اعضای خانوادهاش، از جمله فرزندش سیدابراهیم و دامادش سیدمحمود میلانی، دستگیر و شماری از آنها اعدام شدند. مدرسه دارالعلم نیز تخریب شد.
[۱۱۰] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۸۲، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۱۱۱] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۲، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
[۱۱۲] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۱۱۳] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۵۰، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
۹ – وفات
آیتالله خوئی در مدت زعامت خود با مصائب و مشکلات فراوانی روبرو شد. او بـه خـاطـر نـاملایمات از یک طرف و کبر سن از طرف دیگر، دچار بیماری سختی شد و هر چه علاقمندان و بزرگان تلاش کردند که برای او پزشکی از خارج بیاورند، یا او را به خارج ببرند، حزب بعث با آن موافقت نکرد و سرانجام به بیمارستان بغداد منتقل گشت و با یک مداوای مرموز او را مـرخـص کـردند
[۱۱۴] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۵۰، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
و هیچ روشن نیست که چگونه و به چه علتی از جهان رفت و در تاریخ مرجعیت شـیـعـه ایـن مـسـالـه بـه تـجـربـه ثـابـت شـده است هر مرجعی که به بیمارستان بغداد منتقل گشت، مرموزانه درگذشت و شما می توانید این مساله را در تاریخ زندگی شیخ احمد کاشف الغطاء (م ۱۳۴۴) و حاج آقا حسین قمی (م ۱۳۶۶) و آیتالله حکیم (م ۱۳۹۰) و غیره به روشنی بیابید.
ایشان سرانجام در ۱۷ مرداد ۱۳۷۱/ ۸ صفر ۱۴۱۳، در ۹۶ سالگی درگذشت. پیکر او شبهنگام با حضور مأموران امنیتی عراق و با حضور معدودی از نزدیکانش، پس از نمازگزاردن آیتاللّه سیدعلی سیستانی بر پیکر وی، در مقبره خانوادگی مخصوصی که خود در غرفهای جنب مسجد خضرا آماده کرده بود، به خاک سپرده شد.
[۱۱۵] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۲۶۵ـ۲۶۶، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
[۱۱۶] صغیر، محمد، اساطین المرجعیّه العُلیا فی النجف الاشرف، ج۱، ص۳۰۳، بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳.
خبر درگذشت او ساعتها مکتوم ماند. و سرانجام رادیو بغداد مجبور به بازگویی آن شـد.
با انتشار خبر درگذشت خویی، در نجف و کوفه حکومت نظامی برقرار شد و در بغداد و سایر شهرهای شیعهنشین نیروهای نظامی به حالت آمادهباش درآمدند.
[۱۱۷] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۹۶، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
حکومت عراق از تشکیل مجالس سوگواری و بزرگداشت و حتی به بهانه تعمیر مسجد خضرا از رفتن بر سر مزار او جلوگیری کرد، ولی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی مجالس متعددی در بزرگداشت او برگزار شد.
[۱۱۸] «الساعات الاخیره فی حیاه الامام الراحل»، ص۳۰۰ـ۳۰۱، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۱۱۹] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
۱۰ – فرزندان
مشهورترین فرزندان پاورپوینت کامل سید ابوالقاسم خویی که از عالمان دینی بودند، عبارتاند از: سید جمالالدین، سید محمدتقی، سید عبدالمجید و سید علی.
۱۰.۱ – سیدجمالالدین
سید جمالالدین، فرزند ارشد خویی در ۱۳۳۷ در نجف به دنیا آمد. پس از فراگیری دروس مقدماتی و متون فقهی و اصولی، دروس عالی و نیز منطق و فلسفه را نزد کسانی چون محمدباقر زنجانی و صدرا بادکوبهای فراگرفت. سیدجمالالدین سپس در دروس خارج پدرش شرکت کرد. او همچنین به تدریس متون گوناگون پرداخت. سیدجمالالدین بخش عمده وقتش را صرف امور زعامت و مرجعیت پدرش کرد. او در ۱۳۵۹ش/ ۱۹۸۰ به دستور حکومت بعثی، عراق را ترک کرد و ناگزیر مدتی را در دمشق اقامت کرد. حدود چهار سال بعد، به سرطان دچار شد و پس از مدتی در تهران ساکن شد. امام خمینی فرزندش سیداحمد را به عیادت او فرستاد. وی در ۱۳۶۳ش در ایران درگذشت و در حرم حضرت معصومه به خاک سپرده شد.
آثار او عبارتاند از: شرح کفایه الاصول آخوند خراسانی، بحث فی الفلسفه و علم الکلام، توضیح المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح منظومه اثر سبزواری، بحوث فی کتاب شرح نهج البلاغه اثر ابنابیالحدید، تیسیر الدراسه النحویه، شرح دیوان المتنبی، دیوان شعر به فارسی و کشکولی شامل بسیاری از مباحث و تعلیقات علمی و ادبی و فلسفی و شواهد شعری.
[۱۲۰] طریحی، محمد سعید، «السید جمالالدین الخوئی: ۱۳۳۷ـ۱۴۰۴ه»، ج۱، ص۲۷۳ـ۲۷۷، الموسم (۱۴۱۴ب).
[۱۲۱] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فیالنجف خلالالف عام، ج۱، ص۱۷۰، نجف ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
۱۰.۲ – سیدمحمدتقی
سید محمدتقی خویی در ۱۳۳۷ش در نجف به دنیا آمد. او دروس دوره سطح را نزد استادانی چون سیدعبدالصاحب حکیم فراگرفت و سپس در درس خارج پدرش شرکت کرد. پس از تأسیس بنیاد خویی در ۱۳۶۸ش، سیدمحمدتقی بهعنوان دبیرکل آن برگزیده شد. پس از انتفاضه شعبان ۱۴۱۱ (۱۳۶۹ش)، وی عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره مناطق آزاد شده بود.
در پی سرکوب این قیام و قتلعام بسیاری از شیعیان، او به همراه پدرش در کوفه در حصر خانگی قرار گرفت و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ در حادثه رانندگی مشکوکی (در مسیر کربلا به نجف) جان سپرد. علاوه بر تقریرات درس فقه پدرش، کتاب الالتزامات التبعیه فی العقود (بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳) از آثار مهم اوست.
[۱۲۲] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۴، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
[۱۲۳] شاکری، حسین، «الامام السید الخوئی: سیره و ذکریات»، ج۱، ص۲۵۶ـ ۲۵۷، الموسم، ش ۱۷ (۱۴۱۴).
۱۰.۳ – سیدعبدالمجید
سید عبدالمجید، فرزند دیگر خویی در انتفاضه ۱۴۱۱ عراق، نقشی اساسی داشت. او پس از شکست انتفاضه از عراق گریخت و به لندن رفت و پس از درگذشت سیدمحمدتقی در رأس بنیاد خویی قرار گرفت. او با همکاری عراقیان تبعیدی برای سرنگونی حکومت بعثی عراق بسیار کوشید. پس از حمله آمریکا به عراق در ۱۳۸۲ش/ ۲۰۰۳ و سقوط صدام، عبدالمجید به عراق بازگشت و تلاش کرد در وقایع سیاسی عراق تأثیرگذار باشد، ولی اندکی بعد در یک عملیات تروریستی در نجف به همراه چند تن از همراهانش به شهادت رسید.
۱۱ – آثار و تالیفات
از خویی آثار متعددی در حوزههای گوناگون، بهویژه فقه، اصول، رجال، تفسیر و علوم قرآنی برجای مانده است که به چهار دسته تقسیم میشود: تقریرات درسهای استادانش؛ تقریرات درسهای خود او؛ تألیفات و رسالههای علمی؛ رسالههای عملیه و آثار فتوایی.
۱۱.۱ – تقریرات درسهای استادان خویی
در منابع از تقریرات او از درسهای فقه و اصول دو استاد اصلیاش، نائینی و محمدحسین اصفهانی یاد شده است.
[۱۲۴] انصاری، مرتضی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری قدسسره، ج۱، ص۴۵۴ـ۴۵۵، پانویس ۲، قم۱۳۷۳ش.
[۱۲۵] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۷۴، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
آقابزرگ طهرانی
[۱۲۶] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابععشر، قسم ۱، ص۷۱ـ۷۲، مشهد، قسم ۱ـ۴، ۱۴۰۴.
از تقریرات درس آقاضیاء عراقی هم نام برده است. در این میان، مشهورترین آنها، تقریرات درس اصول نائینی به نام اجود التقریرات است. این اثر که آخرین تقریرات اصول نائینی و از مهمترین مآخذ آرای اصولی او بهشمار میرود، نخستین بار در زمان حیات نائینی در دو مجلد (سالهای ۱۳۴۸ و ۱۳۵۴)، در صیدا به چاپ رسید.
[۱۲۷] آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۱، ص۲۷۸، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۸] مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۱، ستون ۲۴۱، تهران ۱۳۴۰ـ ۱۳۴۴ش.
خویی بعدها آن را بازنگاری کرد و تعلیقاتی هم بر آن نوشت
[۱۲۹] خویی، سید ابوالقاسم، کتاب اجود التقریرات، ج۱، ص۲، تقریرات درس آیتاللّه نائینی، قم: کتابفروشی مصطفوی، (بیتا).
[۱۳۰] گرجی، ابوالقاسم، «نگاه کوتاهی به احوال و آثار آیتاللّه العظمی خویی»، ج۱، ص۲۰۷، تحقیقات اسلامی، سال ۵، ش ۱ و ۲ (۱۳۶۹ش).
که جلد نخست آن در ۱۳۶۸ در تهران چاپ شد.
[۱۳۱] سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، ج۱، ص۴۰، در یادنامه حضرت آیتاللّه العظمی آقای حاج سیدابوالقاسم خوئی، مؤسسه خیریه آیتاللّه العظمی خوئی، ۱۳۷۲ش.
۱۱.۲ – تقریرات درسهای خود
تشویق شاگردان به تقریرنویسی و طولانیبودن سالهای تدریس خویی و تربیت شاگردان فراوان سبب شد تا افراد بسیاری تقریرات درسهای او را تدوین کنند. بسیاری از این آثار را خویی خواند و بر آنها تقریظ نوشت و در زمان او چاپ شد.
۱۱.۲.۱ – تقریرات اصولی
مهمترین تقریرات چاپ شده اصول فقه او عبارتاند از:
[۱۳۲] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۳.
• دراسات فی الاصول اثر سید علی هاشمی شاهرودی تقریر کامل دوره سوم درس اصول خویی است که نخستین جلد آن در ۱۳۷۱ و دوره کامل آن در چهار جلد در ۱۴۱۹ چاپ شده است؛
• مصباح الاصول به قلم سیدمحمد سرور واعظ حسینی بهسودی (چاپ اول در ۱۳۷۶ در نجف)؛
• محاضرات فی اصول الفقه به قلم محمداسحاق فیاض که خویی آن را پسندیده
[۱۳۳] انصاری قمی، ناصرالدین، «نجوم امت: حضرت آیتاللّه العظمی حاج سیدابوالقاسم خوئی (رضواناللّهعلیه)»، ج۱، ص۶۸، نور علم، دوره ۴، ش ۱۱ (مهر و آبان ۱۳۷۱).
و در تقریظ خود (۱۳۸۲) از آن تقدیر کرده است؛
• مبانی الاستنباط نوشته سیدابوالقاسم کوکبی تبریزی؛
• مصابیح الاصول به قلم سیدعلاءالدین بحرالعلوم، شامل نیمی از مباحث الفاظ؛
• جواهرالاصول نوشته فخرالدین زنجانی؛
• الرأی السدید فی الاجتهاد و التقلید به قلم غلامرضا عرفانیان خراسانی.
۱۱.۲.۲ – تقریرات فقهی
مهمترین تقریرات چاپ شده درس فقه او یا به ترتیب مباحث مکاسب شیخ انصاری یا بر محور عروه الوثقی است.
[۱۳۴] خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۲۲.
فهرست اجمالی برخی از این تقریرات عبارت است از:
• مصباح الفقاهه فی المعاملات اثر محمدعلی توحیدی (متوفی ۱۳۹۵)، مشتمل بر دوره
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
