پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۷۲
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۷۲ دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۷۲،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۷۲ :
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۷۲
««نامه قبل
نامه بعد»»
فهرست
گزارش خطا
نام:
شماره موبایل :
متن پیام
ارسال
نامه ۷۲
مِنْ کِتَابٍ لَهُ (عَلَیْهِالسَّلَامُ):
«از نامههای آن حضرت (علیهالسلام):»
إِلَى عَبْدِ اللهِ بْنِ الْعَبَّاسِ؛
«به عبدالله بن عباس»
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
«أَمَّا»:
حَرْفُ شَرْطٍ وَ إِخْبَارٍ وَ تَوْکِیدٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف شرط، خبر و تأکید، مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«بَعْدُ»:
ظَرْفُ زَمَانٍ مَبْنِیٌّ عَلَى الضَّمِّ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ مَفْعُولٌ فِیهِ؛
«ظرف زمان مبنی بر ضم است و در محل نصب مفعولفیه قرار دارد»
وَ الظَّرْفُ مُتَعَلِّقٌ بِفِعْلٍ مَحْذُوفٍ، وَ التَّقْدِیرُ: أَمَّا بَعْدَ قَوْلِی فَأَقُولُ؛
«و این ظرف به فعل محذوفی تعلق دارد و تقدیر آن چنین است: امّا بعد از سخنم، پس میگویم»
«فَإِنَّکَ لَسْتَ بِسَابِقٍ أَجَلَکَ،»۲
«فَإِنَّکَ»:
الْفَاءُ: رَابِطَهٌ؛
«فاء: حرف ربط است»
إِنَّکَ: إِنَّ: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«إِنَّکَ: إِنَّ: حرف مشبه بالفعل مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»
وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبِ اسْمِ «إِنَّ»؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل نصب اسم «إِنَّ» قرار دارد»
«لَسْتَ»:
فِعْلٌ مَاضٍ نَاقِصٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لِاتِّصَالِهِ بِضَمِیرِ الرَّفْعِ؛
«فعل ماضی ناقص مبنی بر سکون است به دلیل اتصالش به ضمیر رفع»
وَ التَّاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ اسْمِ «لَیْسَ»؛
«و تاء: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل رفع اسم «لَیْسَ» قرار دارد»
«بِسَابِقٍ»:
الْبَاءُ: حَرْفُ جَرٍّ زَائِدٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْکَسْرِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«باء: حرف جر زائد مبنی بر کسر است و محلی از اعراب ندارد»
سَابِقٍ: اسْمٌ مَجْرُورٌ لَفْظًا مَنْصُوبٌ مَحَلًّا عَلَى أَنَّهُ خَبَرُ «لَیْسَ»؛
«سَابِقٍ: اسم، لفظاً مجرور و محلاً منصوب به عنوان خبر «لَیْسَ» است»
«أَجَلَکَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ هُوَ مُضَافٌ؛
«مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و آن مضاف است»
وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَ جُمْلَهُ «لَسْتَ» وَاقِعَهٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ خَبَرِ «إِنَّ»؛
«و جمله «لَسْتَ» در محل رفع خبر «إِنَّ» قرار دارد»
وَ جُمْلَهُ «إِنَّکَ لَسْتَ…» وَاقِعَهٌ فِی مَحَلِّ جَزْمِ جَوَابِ الشَّرْطِ الْمَحْذُوفِ؛
«و جمله «إِنَّکَ لَسْتَ…» در محل جزم جواب شرط محذوف قرار دارد»
وَ جُمْلَهُ «أَمَّا بَعْدُ…» ابْتِدَائِیَّهٌ؛
«و جمله «أَمَّا بَعْدُ…» ابتدائیه است»
«وَ لَا مَرْزُوقٍ مَا لَیْسَ لَکَ،»۳
«وَ لَا»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
لَا: حَرْفُ نَفْیٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«لا: حرف نفی مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«مَرْزُوقٍ»:
مَعْطُوفٌ عَلَى «سَابِقٍ»: اسْمٌ مَجْرُورٌ لَفْظًا مَنْصُوبٌ مَحَلًّا عَلَى أَنَّهُ خَبَرُ «لَیْسَ»؛
«معطوف بر «سَابِقٍ» است: اسم، لفظاً مجرور و محلاً منصوب به عنوان خبر «لَیْسَ» است»
«مَا»:
اسْمٌ مَوْصُولٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعِ نَائِبِ فَاعِلٍ؛
«اسم موصول مبنی بر سکون است که در محل رفع نائب فاعل قرار دارد»
«لَیْسَ»:
فِعْلٌ مَاضٍ نَاقِصٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ الظَّاهِرِ عَلَى آخِرِهِ؛
«فعل ماضی ناقص مبنی بر فتحه ظاهری در آخر آن است»
وَ اسْمُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ جَوَازًا تَقْدِیرُهُ: هُوَ؛
«و اسم آن ضمیر مستتر جوازاً است که تقدیر آن «هو» است»
«لَکَ»:
اللَّامُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«لام: حرف جر مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»
وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به حرف جر واقع شده است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِخَبَرِ «لَیْسَ» مَحْذُوفٍ؛
«و جار و مجرور به خبر محذوف «لَیْسَ» تعلق دارند»
وَ جُمْلَهُ «لَیْسَ» صِلَهُ الْمَوْصُولِ لَا مَحَلَّ لَهَا مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«و جمله «لَیْسَ» صله موصول است و محلی از اعراب ندارد»
«وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ یَوْمَانِ:»۴
«وَ اعْلَمْ»:
الْوَاوُ: اسْتِئْنَافِیَّهٌ؛
«واو: استئنافیه است»
اعْلَمْ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ الظَّاهِرِ؛
«اعْلَمْ: فعل امر مبنی بر سکون ظاهری است»
وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوباً است که تقدیر آن «أنت» است»
«بِأَنَّ»:
الْبَاءُ: حَرْفُ جَرٍّ زَائِدٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْکَسْرِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«باء: حرف جر زائد مبنی بر کسر است و محلی از اعراب ندارد»
أَنَّ: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«أَنَّ: حرف مشبه بالفعل مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»
«الدَّهْرَ»:
اسْمُ «أَنَّ» مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«اسم «أَنَّ» منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
«یَوْمَانِ»:
خَبَرُ «أَنَّ» مَرْفُوعٌ وَ عَلَامَهُ رَفْعِهِ الْأَلِفُ؛ لِأَنَّهُ مُثَنًّى؛
«خبر «أَنَّ» مرفوع و علامت رفع آن الف است؛ زیرا مثنی است»
وَ جُمْلَهُ «أَنَّ…» سَدَّتْ مَسَدَّ مَفْعُولَیِ «اعْلَمْ»؛
«و جمله «أَنَّ…» جای دو مفعول «اعْلَمْ» را گرفته است»
وَ جُمْلَهُ «اعْلَمْ» اسْتِئْنَافِیَّهٌ؛
«و جمله «اعْلَمْ» استئنافیه است»
«یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ،»۵
«یَوْمٌ»:
بَدَلُ تَفْصِیلٍ مَرْفُوعٌ وَ عَلَامَهُ رَفْعِهِ الضَّمَّهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«بدل تفصیل، مرفوع و علامت رفع آن ضمه ظاهری است، و ضمه دوم برای تنوین است»
«لَکَ»:
اللَّامُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«لام: حرف جر مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»
وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به حرف جر واقع شده است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِنَعْتٍ مَحْذُوفٍ؛
«و جار و مجرور به نعت محذوفی تعلق دارند»
«وَ یَوْمٌ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
یَوْمٌ: بَدَلُ تَفْصِیلٍ مَرْفُوعٌ وَ عَلَامَهُ رَفْعِهِ الضَّمَّهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«یَوْمٌ: بدل تفصیل، مرفوع و علامت رفع آن ضمه ظاهری است، و ضمه دوم برای تنوین است»
«عَلَیْکَ»:
عَلَى: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«علی: حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِحَرْفِ الْجَرِّ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به حرف جر واقع شده است»
وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِنَعْتٍ مَحْذُوفٍ؛
«و جار و مجرور به نعت محذوفی تعلق دارند»
«وَ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ دُوَلٍ،»۶
«وَ أَنَّ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
أَنَّ: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
