پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۵۶
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۵۶ دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۵۶،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۵۶ :
پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۵۶
««نامه قبل
نامه بعد»»
فهرست
گزارش خطا
نام:
شماره موبایل :
متن پیام
ارسال
نامه ۵۶
مِنْ وَصِیَّهٍ لَهُ (عَلَیْهِالسَّلَامُ)
«از سفارشهای آن حضرت است»
وَصَّى بِهَا شُرَیْحَ بْنَ هَانِئٍ لَمَّا جَعَلَهُ عَلَى مُقَدِّمَتِهِ إِلَى الشَّامِ؛
«که به شریح بن هانی سفارش نموده، هنگامی که وی را به فرماندهی لشگر به طرف شام فرستاد.»
«اِتَّقِ اللَّهَ فِی کُلِّ صَبَاحٍ وَمَسَاءٍ،»۱
«اتَّقِ»:
فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى حَذْفِ حَرْفِ الْعِلَّهِ؛
«فعل امر مبنی بر حذف حرف عله است»
وَفَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوباً تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیرش «أَنْتَ» است»
«اللهَ»:
لَفْظُ الْجَلَالَهِ مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَعَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«لفظ جلاله، مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
«فِی»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«کُلِّ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
«صَبَاحٍ»:
مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَالثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«مضاف الیه مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است و کسره دوم برای تنوین است»
وَالْجَارُّ وَالْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «اتَّقِ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «اتَّقِ» هستند»
«وَ مَسَاءٍ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
مَسَاءٍ: مَعْطُوفٌ عَلَى «صَبَاحٍ»: مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَالثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«مساء: معطوف بر «صَبَاحٍ» است: مضاف الیه مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است و کسره دوم برای تنوین است»
وَجُمْلَهُ «اتَّقِ» ابْتِدَائِیَّهٌ؛
«و جمله «اتَّقِ» ابتدائیه است»
«وَخَفْ عَلَى نَفْسِکَ الدُّنْیَا الْغَرُورَ،»۲
«وَ خَفْ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
خَفْ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ الظَّاهِرِ؛
«خَفْ: فعل امر مبنی بر سکون ظاهری است»
وَفَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوباً تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیرش «أَنْتَ» است»
«عَلَى»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«نَفْسِکَ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و آن مضاف است»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَالْجَارُّ وَالْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «خَفْ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «خَفْ» هستند»
«الدُّنْیَا»:
مَفْعُولٌ بِهِ
[۱] الدُّنْیَا الْغَرُورُ: مَفْعُولُ (خَفْ)، یُقَالُ: خَافَهُ وَخَافَ مِنْهُ.
مَنْصُوبٌ وَعَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الْمُقَدَّرَهُ عَلَى آخِرِهِ لِلتَّعَذُّرِ؛
«مفعولبه
[۲] الدنیا الغرور: مفعولِ (خَفْ) است، گفته میشود: خافَهُ و خافَ مِنْهُ.
منصوب و علامت نصب آن فتحه مقدر در آخر آن به دلیل تعذر است»
«الْغَرُورَ»:
نَعْتٌ مَنْصُوبٌ وَعَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«نعت منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
وَجُمْلَهُ «خَفْ» مَعْطُوفَهٌ عَلَى جُمْلَهِ «اتَّقِ»؛
«و جمله «خَفْ» بر جمله «اتَّقِ» معطوف است»
«وَلَا تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ،»۳
«وَ لَا»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
لَا: حَرْفُ نَهْیٍ وَجَزْمٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«لا: حرف نهی و جزم مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«تَأْمَنْهَا»:
فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَجْزُومٌ وَعَلَامَهُ جَزْمِهِ السُّکُونُ الظَّاهِرَهُ؛
«فعل مضارع مجزوم و علامت جزم آن سکون ظاهری است»
وَفَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوباً تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیرش «أَنْتَ» است»
وَالْهَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ مَفْعُولٌ بِهِ؛
«و هاء: ضمیر متصل مبنی بر سکون است که در محل نصب، مفعولبه واقع شده است»
«عَلَى»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«حَالٍ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَالثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و کسره دوم برای تنوین است»
وَالْجَارُّ وَالْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «تَأْمَنُهَا»، أَوْ بِنَائِبِ مَفْعُولٍ مُطْلَقٍ، أَیْ: أَمْناً عَلَى حَالٍ؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «تَأْمَنُهَا» یا نایب مفعول مطلق هستند، یعنی: أمناً علی حال»
وَجُمْلَهُ «وَ لا تَأمَنْهَا» مَعْطُوفَهٌ عَلَى جُمْلَهِ «اتَّقِ»؛
«و جمله «وَ لا تَأمَنْهَا» بر جمله «اتَّقِ» معطوف است»
«وَاعْلَمْ أَنَّکَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَکَ عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا تُحِبُّ، مَخَافَهَ مَکْرُوهٍ،»۴
«وَ اعْلَمْ»:
الْوَاوُ: عَاطِفَهٌ؛
«واو: عاطفه است»
اعْلَمْ: فِعْلُ أَمْرٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ الظَّاهِرِ؛
«اعْلَمْ: فعل امر مبنی بر سکون ظاهری است»
وَفَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوباً تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیرش «أَنْتَ» است»
«أَنَّکَ»:
أَنَّکَ: أَنَّ: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«أَنَّکَ: أَنَّ: حرف مشبه بالفعل مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ اسْمُ «أَنَّ»؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل نصب، اسم «أَنَّ» واقع شده است»
«إِنْ»:
حَرْفُ شَرْطٍ وَجَزْمٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف شرط و جزم مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«لَمْ»:
حَرْفُ نَفْیٍ وَجَزْمٍ وَقَلْبٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف نفی و جزم و قلب مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«تَرْدَعْ»:
فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَجْزُومٌ وَعَلَامَهُ جَزْمِهِ السُّکُونُ الظَّاهِرَهُ؛
«فعل مضارع مجزوم و علامت جزم آن سکون ظاهری است»
وَفَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوباً تَقْدِیرُهُ: أَنْتَ؛
«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیرش «أَنْتَ» است»
«نَفْسَکَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَعَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَهُوَ مُضَافٌ؛
«مفعولبه منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است، و آن مضاف است»
وَالْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل جر به اضافه واقع شده است»
«عَنْ»:
حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد»
«کَثِیرٍ»:
اسْمٌ مَجْرُورٌ وَعَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَالثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛
«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است، و کسره دوم برای تنوین است»
وَالْجَارُّ وَالْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «تَرْدَعْ»؛
«و جار و مجرور متعلق به فعل «تَرْدَعْ» هستند»
وَجُمْلَهُ «لَمْ تَرْدَع» وَاقِعَهٌ فِی مَحَلِّ جَزْمٍ فِعْلُ الشَّرْطِ؛
«و جمله «لَمْ تَرْدَع» در محل جزم، فعل شرط است»
وَجُمْلَهُ «إِنْ لَمْ تَرْدَعْ» وَاقِعَهٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ خَبَرُ «أَنَّ»؛
«و جمله «إِنْ لَمْ تَرْدَعْ» در محل رفع، خبر «أَنَّ» است»
وَجُمْلَهُ «أَنَّکَ…» سَدَّتْ مَسَدَّ مَفْعُولَیْ «اعْلَمْ»؛
«
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
