پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۰


در حال بارگذاری
12 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۰ دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۰،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۰ :

پاورپوینت کامل اِعراب نامه ۲۰

««نامه قبل

نامه بعد»»

فهرست

گزارش خطا

نام:

شماره موبایل :

متن پیام

ارسال

نامه ۲۰

مِنْ کِتَابٍ لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلَامُ):
«از نامه‌های آن حضرت (علیه‌السلام):»

إِلَى زِیَادِ ابْنِ أَبِیهِ، وَ هُوَ خَلِیفَهُ عَامِلِهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ عَلَى الْبَصْرَهِ، وَ عَبْدُ اللَّهِ عَامِلُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا، وَ عَلَى کُوَرِ الْأَهْوَازِ، وَ فَارِسَ وَ کَرْمَانَ؛
«به زیاد پسر پدرش، در حالی که او جانشین کارگزارش عبدالله بن عباس بر بصره بود، و عبدالله در آن روز کارگزار امیرالمؤمنین بر آنجا و بر مناطق اهواز، فارس و کرمان بود»

«وَ إِنِّی أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَمًا صَادِقًا،»۱
«وَ إِنِّی»:

الْوَاوُ: اسْتِئْنَافِیَّهٌ؛

«واو: استینافیه است»

إِنِّی: إِنَّ‌: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَ حُرِّکَ بِالْکَسْرِ لِمُنَاسَبَهِ الْیَاءِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«إنّی: إنَّ: حرف مشبهه بالفعل، مبنی بر فتح است که به مناسبت «یاء» با کسره حرکت گرفته است و محلی از اعراب ندارد»

وَ الْیَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ اسْمُ «إِنَّ‌»؛

«و یاء: ضمیر متصل مبنی بر سکون است که در محل نصب، اسم «إِنَّ‌» واقع شده است.»

«أُقْسِمُ‌»:

فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَرْفُوعٌ وَ عَلَامَهُ رَفْعِهِ الضَّمَّهُ الظَّاهِرَهُ؛

«فعل مضارع مرفوع و علامت رفع آن ضمه ظاهری است»

وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ وُجُوبًا تَقْدِیرُهُ: أَنَا؛

«و فاعل آن ضمیر مستتر وجوبی است که تقدیر آن «أنا» است.»

«بِاللَّهِ‌»:

الْبَاءُ: حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى الْکَسْرِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«باء: حرف جر مبنی بر کسر است و محلی از اعراب ندارد»

اللَّهِ‌: لَفْظُ الْجَلَالَهِ اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ؛

«الله: لفظ جلاله اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِالْفِعْلِ «أُقْسِمُ‌»؛

«و جار و مجرور متعلق به فعل «أُقْسِمُ‌» است»

وَ جُمْلَهُ «أُقْسِمُ‌» وَاقِعَهٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ خَبَرُ «إِنَّ‌»؛

«و جمله «أُقْسِمُ‌» در محل رفع، خبر «إِنَّ‌» است»

وَ جُمْلَهُ «إِنِّی أُقْسِمُ‌» اسْتِئْنَافِیَّهٌ لَا مَحَلَّ لَهَا مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«و جمله «إِنِّی أُقْسِمُ‌» استینافیه است و محلی از اعراب ندارد.»

«قَسَمًا»:

مَفْعُولٌ مُطْلَقٌ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«مفعول مطلق منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است و دومین فتحه برای تنوین است.»

«صَادِقًا»:

نَعْتٌ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«نعت منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است و دومین فتحه برای تنوین است.»

«لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیْءِ الْمُسْلِمِینَ شَیْئًا صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا،»۲
«لَئِنْ‌»:

اللَّامُ: الْمُوَطِّئَهُ

[۱] (لَئِنْ) اللَّامُ لِلْإِیذَانِ، وَ تُسَمَّى اللَّامَ الْمُؤْذِنَهَ وَ الْمُوَطِّئَهَ أَیْضًا، وَ هِیَ تُؤْذِنُ مِنْ أَوَّلِ الْأَمْرِ بِأَنَّ الْجَوَابَ بَعْدَهَا مَبْنِیٌّ عَلَى قَسَمٍ قَبْلَهَا، لَا عَلَى الشَّرْطِ، سَوَاءٌ کَانَ ذَلِکَ الْقَسَمُ مَذْکُورًا کَمَا نَحْنُ فِیهِ أَوْ مُقَدَّرًا کَقَوْلِهِ تَعَالَى:

(وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ)

المائده/سوره۵، الآیه۷۳. فَقَوْلُهُ تَعَالَى لَیَمَسَّنَّ‌ جَوَابُ قَسَمٍ مَحْذُوفٍ وَ سَدَّ مَسَدَّ جَوَابِ الشَّرْطِ الَّذِی هُوَ وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا. وَ کَقَوْلِهِ تَعَالَى:

(أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِینَ نافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَ اَللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ • لَئِنْ أُخْرِجُوا لا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا یَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ اَلْأَدْبارَ ثُمَّ لا یُنْصَرُونَ)

الحشر/سوره۵۹، الآیه۱۱-۱۲. فَاللَّامُ فِی (لَئِنْ) الْأَرْبَعَهِ لِلْقَسَمِ وَ فِی (لَیُوَلُّنَّ) جَوَابُ الْقَسَمِ، وَ اسْتُغْنِیَ بِهِ عَنْ جَوَابِ الشَّرْطِ فِی الْمَوَاضِعِ الْخَمْسَهِ.

؛

«لام: موطئه (آماده‌کننده) است

[۲] (لئن) لام برای آگاهی دادن است و به آن لام مؤذنه و موطئه (آماده‌کننده) نیز می‌گویند، و از همان ابتدا آگاه می‌سازد که جواب بعد از آن، مبنی بر قسمی است که قبل از آن آمده، نه مبنی بر شرط؛ خواه آن قسم ذکر شده باشد، مانند موردی که در آن هستیم، یا مقدر باشد مانند قول خداوند متعال:

(وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ)

المائده/سوره۵، الآیه۷۳. پس قول خداوند متعال «لَیَمَسَّنَّ» جواب قسم محذوف است و جای جواب شرط را که «وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا» است، گرفته است. و مانند قول خداوند متعال:

(أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِینَ نافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَ اَللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ • لَئِنْ أُخْرِجُوا لا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا یَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ اَلْأَدْبارَ ثُمَّ لا یُنْصَرُونَ)

الحشر/سوره۵۹، الآیه۱۱-۱۲. پس لام در (لئن) چهارگانه برای قسم است و در (لیولُّنَّ) جواب قسم است و در پنج مورد با آن از جواب شرط بی‌نیاز شده است.

»

إِنْ‌: حَرْفُ شَرْطٍ وَ جَزْمٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«إن: حرف شرط و جزم، مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد.»

«بَلَغَنِی»:

فِعْلٌ مَاضٍ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ الظَّاهِرِ عَلَى آخِرِهِ؛

«فعل ماضی مبنی بر فتح ظاهری در آخر آن است»

وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَزْمٍ فِعْلُ الشَّرْطِ، وَ النُّونُ لِلْوِقَایَهِ؛

«که در محل جزم، فعل شرط است و نون برای وقایه است»

وَ الْیَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ مَفْعُولٌ بِهِ؛

«و یاء: ضمیر متصل مبنی بر سکون است که در محل نصب مفعول‌به واقع شده است.»

«أَنَّکَ‌»:

أَنَّ‌: حَرْفٌ مُشَبَّهٌ بِالْفِعْلِ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«أنَّ: حرف مشبهه بالفعل، مبنی بر فتح است و محلی از اعراب ندارد»

وَ الْکَافُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ نَصْبٍ اسْمُ «أَنَّ‌»؛

«و کاف: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل نصب، اسم «أَنَّ‌» واقع شده است.»

«خُنْتَ‌»:

فِعْلٌ مَاضٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لِاتِّصَالِهِ بِضَمِیرِ الرَّفْعِ؛

«فعل ماضی مبنی بر سکون به دلیل اتصال به ضمیر رفع است»

وَ التَّاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ فَاعِلٌ؛

«و تاء: ضمیر متصل مبنی بر فتح است که در محل رفع فاعل واقع شده است»

وَ الْمَصْدَرُ الْمُؤَوَّلُ مِنْ «أَنَّکَ خُنْتَ‌» وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ فَاعِلُ «بَلَغَنِی»؛

«و مصدر مؤول از «أَنَّکَ خُنْتَ‌» در محل رفع، فاعل «بَلَغَنِی» است.»

«مِنْ‌»:

حَرْفُ جَرٍّ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«حرف جر مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد.»

«فَیْ‌ءِ‌»:

اسْمٌ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْکَسْرَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ هُوَ مُضَافٌ؛

«اسم مجرور و علامت جر آن کسره ظاهری است و مضاف است.»

«الْمُسْلِمِینَ‌»:

مُضَافٌ إِلَیْهِ مَجْرُورٌ وَ عَلَامَهُ جَرِّهِ الْیَاءُ لِأَنَّهُ جَمْعُ مُذَکَّرٍ سَالِمٌ؛

«مضاف‌الیه مجرور و علامت جر آن «یاء» است زیرا جمع مذکر سالم است»

وَ الْجَارُّ وَ الْمَجْرُورُ مُتَعَلِّقَانِ بِحَالٍ مَحْذُوفٍ مِنَ النَّکِرَهِ الْمُتَأَخِّرَهِ «شَیْئًا»؛

«و جار و مجرور متعلق به حال محذوف از نکره متأخر «شَیْئًا» است.»

«شَیْئًا»:

مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«مفعول‌به منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است و دومین فتحه برای تنوین است.»

«صَغِیرًا»:

نَعْتٌ

[۳] وَ یُحْتَمَلُ أَنْ یَکُونَ خَبَرَ (کَانَ) الْمَحْذُوفَهِ، أَیْ: صَغِیرًا کَانَ أَوْ کَبِیرًا.

مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«نعت

[۴] و محتمل است که خبر «کان» محذوفه باشد، یعنی: چه کوچک باشد چه بزرگ.

منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است و دومین فتحه برای تنوین است.»

«أَوْ»:

حَرْفُ عَطْفٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛

«حرف عطف مبنی بر سکون است و محلی از اعراب ندارد.»

«کَبِیرًا»:

مَعْطُوفٌ عَلَى «صَغِیرًا»: نَعْتٌ لِمَحْذُوفٍ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ، وَ الثَّانِیَهُ لِلتَّنْوِینِ؛

«معطوف بر «صَغِیرًا» است: نعت برای محذوف، منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است و دومین فتحه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.