فایل کامل رمان دور باش اما نزدیک PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان دور باش اما نزدیک PDF دارای ۳۶۹۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان دور باش اما نزدیک PDF :
در روزهای آشفته و خونبار جنگ، دختری جراح با استعدادی استثنایی، درست زمانی که قرار است همراه خانوادهاش برای ساختن آیندهای تازه از کشور برود، تصمیمی خلاف جریان میگیرد؛ میماند و داوطلبانه راهی بیمارستانی صحرایی در خط مقدم میشود. پدرش، جراحی نامدار که بهسبب همکاریهای ناخواسته با دربار آماج قضاوتها و بیمهری مردم شده، میکوشد دخترش را از آن فضای پرخطر دور نگه دارد، اما تقدیر راه دیگری پیش پای او میگذارد. در دل آتش و آوار جنگ، میان ناله مجروحان، او با رئیس بیمارستان آشنا میشود؛ پزشکی آرام و جسور که همچون خودش، زخمی از گذشته و رنجی پنهان را با خود حمل میکند.
خلاصه فایل کامل رمان دور باش اما نزدیک PDF
خیره به حافظ که دیگر از آن آراستگی همیشگیاش خبری نبود، اشک در چشمانم حلقه زد و بیهیچ حرفی به او چشم دوختم. چند خراش روی پیشانی و گونهاش به چشم میخورد و تهچشمهای قرمزش خبر از خستگی و حال بدش میداد. بالاخره آمدی؟! همان لبخند محو و کمرنگ که برایم دنیایی بود، بر لبهایش نشست و پس از اندکی تامل پاسخ داد: – آره; بالاخره آمدم. هق نمیزدم و بیتابی نمیکردم، اما بیاراده قطرهای اشک از گوشه چشم راستم بر گونهام سرازیر شد و گفتم: – کاش میتوانستم به تو بگویم دیگر نرو. در سکوت، خیره به من، لبخندش کمی کش آمد: – بعد از چند روز بیخبری از تو، فکر کردم دیگر ندارمت; فکر کردم برای همیشه از دستت دادهام. – ما آدمها، هرقدر از هم دور یا به هم نزدیک باشیم، هرقدر از هم متنفر یا به هم علاقهمند باشیم
باز هم در ریشهایترین بخشهای وجودمان به هم متصلیم. همیشه ابراز علاقههایش هم خاص و عجیب بود و هیچوقت مستقیم چیزی نمیگفت که زود منظورش را بگیرم و غرق شوم در لذت؛ هرچند همین حرفش کافی بود تا بدانم او هم در این چند وقت به من فکر میکرده. چشمدوزخ به صورتش و سپس گردنش که زخمی شده بود، گفتم: – از گردنت خون میآید. طوری به من نگاه میکرد که انگار منتظر بوده فقط به من برسد و یکدلسیر به من چشم بدوزد. همانطور خیره به من گفت: – در جنگ تنبهتن، طرف برای حفظ جانش هر کاری میکند; چنگانداختن که دیگر چیزی نیست. میدانستم در این چند روز، بدترین روزهای زندگیشان را گذراندهاند: – نیروهایشان خیلی زیاد بود; بچهها کم آوردند و جایی که باید جنگندههای خودی خودشان را میرساندند;
آنقدر دیر آمدند که خیلی زود خاکریز دست آنها افتاد و مجبور به عقبنشینی شدیم. خیلیها را نیمهجان مجبور شدیم رها کنیم، چون کسی نبود که آنها را به عقب بیاورد; هنوز هم گوشم پر از التماس آدمهایی است که از من میخواستند نجاتشان دهم، اما من به تنهایی کاری از دستم برنمیآمد. وقتی موقع فرار یکی از آنها گوشه روپوشم را گرفت تا نجاتش دهم، یکباره پاهایم سست شد. لحظهای برگشتم تا کمکش کنم، اما در همان لحظه، در یک چشمبرهمزدنی مغزش روی صورتم پاشید. یکی از عراقیها به او شلیک کرده بود. تا به خودم آمدم، دیدم تفنگش را به سمت من گرفته و میخواهد به من هم شلیک کند. به آرامی نگاهش را سوی احسان گرفت: – دو تا از پرستارها را که پیشم بودند در دم کشت و خواست به سمت من هم شلیک کند
که متوجه شد دیگر تیری برای تیراندازی ندارد; همان موقع بود که هر دوی ما در یک تصمیم آنی به سمت هم حمله ور شدیم. از خوشاقبالیام بود که دایی احسانت یکباره سر و کلهاش پیدا شد و جانم را نجات داد. هرچند با آمدن دو عراقی دیگر، وضع بدتر شد و در گیرودار درگیری با آنها چند تیر خورد و زخمی شد. گاهی آنقدر مرگ به تو نزدیک میشود که باورت نمیشود هنوز توانستهای جان سالم به در ببری و زنده باشی. خوشحال از زندهبودنش و از اینکه اینجا پیش من نشسته بود، گفتم: – خیلی خسته به نظر میرسی. – تو چرا خستهتر از منی؟! لبخند تلخی بر لبم نشست: – ماندن در اینجا بدون داشتن کوچکترین خبری، بدتر از خود برزخ است; کاش دیگر نروی که من هم دیگر چنین روزهایی را تجربه نکنم. دور باش اما نزدیک;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
