فایل کامل رمان جزرومد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان جزرومد PDF دارای ۲۲۱۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان جزرومد PDF :
محمدطاها اسیرِ قولی میشود که سالها قبل، بیاجازه دلش داده شده؛ قولی که او را پای سفره عقدِ شیدا مینشاند، دختر یک حاجیِ بازاری و دوستِ قدیمی پدربزرگش. بیخبر از اینکه تمام این سالها، قلبش جای دیگری میتپد… برای ریحانه، دخترعمویی که بیصدا صاحب جانش شده. وقتی ریحانه از این ازدواج باخبر میشود، رفتن را انتخاب میکند. اما محمدطاها که طاقتِ از دست دادنش را ندارد، دست به تصمیمی اشتباه و تلخ میزند؛ پیوندی موقت، اجباری و پر از اشک… فقط برای اینکه ریحانه را کنار خودش نگه دارد. اما درست در روز عقد، وقتی همهچیز قرار است رسمی و همیشگی شود، ریحانه ناپدید میشود… و این فرار، آغازِ طوفانیست که زندگی هر سهشان را زیرورو میکند.
خلاصه فایل کامل رمان جزرومد PDF
میتونستم بهش بگم ازتون بدم میاد، از آدمای بیمسئولیتی که بعد از پسرشون بچهشو گردن نگرفتن. ولی اگه این زن راست بگه و از وجود من بیخبر بوده باشه، گناهی نداره. ببینید، من نمیخوام بهتون بیاحترامی کنم، ولی واقعا میگم شماها برام غریبهاید. مامان که دید من کوتاه نمیام، حرف رو عوض کرد: «ریحانه جان، برو چای بریز.» ـ چایی نمیخوام، بشین عزیزکم. اشکاش رو پاک کرد و بلند شد. فریبا گفت: ـ کجا حاجخانوم؟ نشسته بودین حالا. ـ من دیگه میرم عروس; فردا داریم برمیگردیم تهران، اگه ریحانه خواست بیاد; به مامان من گفت «عروس»؟؟؟ چقدر مسخره. دیگه خیلی حرصم دراومد. ـ نمیخوام حاجخانوم، حداقل بگو مادربزرگ. تو چشماش زل زدم و با جدیت گفتم: ـ ببخشید; عادت ندارم. من اصولا دختر آرومیام و تا وقتی لازم نباشه تندی نمیکنم، ولی نمیدونم چرا انقدر جلوی این زن جسارت داشتم.
ازم رو گرفت و مامان بدرقهش کرد. منم لیوانای چای رو گذاشتم تو سینی; بغضم تا بیخ گلوم رسیده بود و بلعیدمش. اگه از اول مادرمو در شأن خانوادشون میدونستن و به عنوان عروسشون قبولش میکردن، مجبور نمیشد زن اون مفنگی بشه که صبح و شب سیاه و کبودمون بکنه. بشه… نمیخوام، صد سال سیاه بشه. ـ مامان جون، نباید دلشو میشکستی. با حرص لیوانو کف زدم و برگشتم بهش نگاه کردم. ـ یعنی میخوای برم باهاش زندگی کنم؟ انقدر از دستم خسته شدی مامان؟ اومد جلوم و با مهربونی تموم اشکامو پاک کرد. اصلا نمیدونم کی گریهم دراومده بود. ـ نمیگم بری باهاش زندگی کنی، فقط میگم دو روز; فقط دو روز میرفتی پیشش، یه ذره دلش آروم میشد. بالاخره تو دختر امیرعلیای. صدامو بردم بالا. ـ یادت رفته وقتی ده سالم بود رفتیم سراغشون حاجیشون چی گفت؟
گفت دروغ میگی، گفت کلاهبرداری، گفت بوی کباب به گوشتون خورده، اصلا پسر من تورو میخواست چیکار؟ کلی دختر وزیر و وکیل و رنگووارنگ براش ریخته! با یادآوری اون روز نحس دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و با صدای بلند زدم زیر گریه. ـ مامان; خیلی; نامردن. بغلم کرد و نوازشم کرد. شاید بغض بود، شاید کینه، شاید نفرت، شاید هم دلخوری و تنهایی بابت زندگیای که میتونستیم با مامان داشته باشیم و حقمون بود، ولی ازش محروم شدیم. انقدر منو تو منگنه گذاشته بود که نتونم مثل همیشه جلوی مامان خوددار باشم. بالاخره یه کم سبک شدم. از بغلش بیرون اومدم و اشکامو پاک کردم. ـ عزیزم، میدونم ناراحتی، ولی اون برای قدیم بود و پدربزرگت الان دیگه نیست. ـ برام مهم نیست، الان به چشم من همشون یکیان; تو هم انقدر طرف اونا رو نگیر. بالشت رو صاف کردم تا یکم دراز بکشم. مامان منمن کرد تا حرفشو بزنه.
ـ میگم ریحانه; ـ بله. ـ تو دختری; دیگه وقت شوهر کردنتِ; میتونی; میتونی بری باهاشون، اونا بهت میرسن; هر چی بخوای برات فراهم میکنن. اخمام رفت تو هم. ـ آره، میرم، چی بهتر از این; هر از گاهی میام به شما هم سر میزنم; خوبه؟ فهمید مسخره حرف زدم. ـ اونجوری نگو; من جدی گفتم. الانا منوچهر نیست، دوباره سر و کلهش پیدا بشه و بخواد تو رو بده به یکی مثل خودش، من زورم بهش نمیرسه مامانجان. تا کی شرمندهت باشم؟ تا کی تو کار کنی منوچهر بخوره و خرج خونه رو تو بدی؟ گفت و بغضش شکست. منم بغض کردم. راضیه از جیگرگوشهش بگذره تا من تو آرامش و راحتی باشم، و اینا همش به خاطر اون آدمای از خدا بیخبره. خدا رو شکر که من و تو با هم کار میکنیم تا وقتی سر و کلهش پیدا شد، بندازیم جلوش بره پی کارش. آخه سبزی پاک کردن و سرخ کردن مگه چقدر میشه؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
