فایل کامل رمان غروب داماهی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان غروب داماهی PDF دارای ۱۴۲۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان غروب داماهی PDF :
داستان دربارهی دختری است که در مدتزمانی کوتاه، زندگیاش به کابوس بدل میشود. شبی که در حالت بیخبری و مستی گرفتار حادثهای تلخ میشود. حادثهای که چهرهی مقصر در آن برایش ناشناخته میماند و اندکی بعد، صمیمیترین دوستش دست به خودکشی میزند. او در میان درد، سکوت و ترس از قضاوت دیگران، ناچار است برای حفظ آبروی خانوادهاش، با پسر ناپدریاش ازدواج کند؛ مردی که هرگز تصورش را هم نمیکرد سرنوشتشان چنین در هم گره بخورد. اما شبی، پرده از حقیقتی هولناک کنار میرود; و او درمییابد کسی که در تاریکی آن شب مرتکب آن گناه شده، کسی نیست جز;
خلاصه فایل کامل رمان غروب داماهی PDF
اما حاجی نایستاد تا حرف های تکراری ثمن را بشنود و از اتاق خارج شد. با رفتن حاجی ثمن در اتاق را بست انگشت اشاره اش را سمت من گرفت. وای بحالت دلنواز اگه امروز با کارات بخوای ابروی من و حاجی رو ببری جماعتی که اون بیرون هستن منتظرن که از من و تو یه آتویی ببینن که رسوامون کنن. نگاه به قیافه های مهربون و قربون صدقه رفتن های وقت و بی وقتشون نکن سر سنگین و خانومانه رفتار کن و انقدر تن من رو نلرزون. چند قدمی به من نزدیک شد و به چشمانم زل زد – فهمیدی دلنواز؟ سرم را تکان دادم چشم ثمن. نگاهش تیز شد. چشم هات چرا انقدر سرخه؟ گریه گردی؟ نمیدانم این خاصیت تیزبینی همه ی مادرهاست یا فقط ثمن میتواند با یک نگاه به همه ی حالات من پی ببرد و نتوانم چیزی را از او مخفی کنم؟ دختر دلم هزار راه رفت میگم چرا گریه کردی؟
ثمن به اندازه کافی فشار و استرس داشت و من نمیخواستم با یادآوری خاطرات تلخ گذشته; اما نگاه منتظرش به من فهماند که راه فراری ندارم. دیشب یکم قبل از خواب داشتم عکس های قدیمی رو میدیدم بعد خواب بابا مسعود و دانیال رو دیدم. اشک با بالاترین سرعت ممکن مهمان چشم های عسلی اش شد سرش را بلند کرد و چند ثانیه ای به صورتم خیره شد. شبیه آدم هایی بود که میخواهند حرفی بزنند اما توانش را ندارند. شنیدم که آهی کشید. تلاشش برای کنترل احوالش با نفس عمیقی همراه شد به رویم لبخندی زد. پاشو مامانم پاشو کار زیاد داریم. با گذشت ۱۵ سال هنوز آوردن اسم آنها کافی بود تا چشم های ثمن بارانی شود. در تمام این سال ها حاج بابا نهایت تلاشش را میکرد تا جای خالی بابا مسعود را برای من و ثمن پر کند تا حد زیادی هم موفق بود
اما اروند هیچ وقت برایم دانیال نشد نه اینکه من نخواهم نه خودش اجازه نداد. با دیواری که دور خودش کشیده بود و یک تابلوی بزرگ که روی آن نوشته بود به من نزدیک نشو پذیرش حضور ثمن به جای مادر خودش “اکرم خانم” برایش خیلی سخت بود. اما مگر برای من راحت بود که حاج بابا را جای بابا مسعودم ببینم؟ مگر برای من آسان بود که بتوانم بدون حمایت های همیشگی دانیال زندگی کنم؟ اما من با شرایط جدیدم کنار آمدم چون آرامش ثمن برایم از هر چیزی مهم تر بود. من از سال پیش فهمیدم که باید فاصله ام را با اروند حفظ کنم این خواسته ی ثمن هم بود او هم فهمیده بود که تک پسر حاجی قرار نیست با ما سر صلح داشته باشد. البته که رفتار اروند هیچ وقت با ما مخصوصاً با ثمن دور از ادب نبود همیشه احترامش را حفظ میکرد احترامی که معلوم بود ریش هاش حسابیست که اروند از حاجی میبرد.
ویبره ی موبایلم من را از گشت و گذار در گذشته بیرون کشید. عکس بشرا روی صفحه گوشی چشمک میزد. تماس را که وصل کردم صدای شاکی بشرا توی گوشم پیچید. ای بمیری دلنواز که هیچوقت نشد گوشیت رو به موقع جواب بدی نه چرا تو بمیری؟ من بمیرم که پدرم در میاد پشت این ماس ماسک تا تو جواب; وااای بشرااا چه خبرته؟ جای سلام کردنته؟ دختره ی روانی یک ساعته دارم بهت زنگ میزنم یه نگاه به اون گوشی و اموندت که همیشه ی خدا رو سایلنته بنداز شاید یه بدبختی باهات کار واجب داشته باشه. از روی تخت بلند شدم دکمه ی اسپیکر گوشی را زدم و آن را روی میز تحریرم گذاشتم میدانستم اگه چیزی نگویم تا خود شب میخواهد غر بزند. در حالی که داشتم تاپ و شلوارک صورتی ام را با لباس هایی که ثمن برایم آماده کرده بود، عوض می کردم گفتم خوب حالا که من در خدمتم. کارواجبت رو بگو؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
