فایل کامل رمان هلال ماه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان هلال ماه PDF دارای ۳۰۳۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان هلال ماه PDF :

دختر و پسری با یکدیگر درگیر ماجرایی می‌شوند که سرنوشتشان را تغییر می‌دهد. یک ویدیو از صحنه‌سازی فیلمی که در آن با هم بازی کرده‌اند، به‌طور ناگهانی پخش می‌شود و زندگی هر دو را زیر و رو می‌کند. برای آرام کردن اوضاع، مجبور می‌شوند مدتی وانمود کنند رابطه‌شان واقعی است و زیر یک سقف زندگی کنند. اما وقتی همه‌چیز از کنترل خارج می‌شود و دختر متوجه تغییری بزرگ در زندگی‌اش می‌شود، حقیقتی تلخ آشکار می‌گردد; همه‌ی این اتفاقات از پیش طراحی شده بوده نقشه‌ای حساب‌شده تا پسر به هدفی برسد که هرگز نباید به آن نزدیک می‌شد.

خلاصه‌ فایل کامل رمان هلال ماه PDF

با چند نفر از جمله یک دختر جوون و زیبا صحبت میکرد. نگاهم روی دختر بیشتر کش اومد کاملا مشخص بود بین جمع از جایگاه بالایی برخورداره. که برای صحبت باهاش مشتاق بودن. موهاش و کوتاه کرده بود و توی کت و شلوار مشکیش جذاب تر از همیشه دیده می شد. اندام زیبایی برای یک مرد داشت و مشخص بود برای ساختنشون وقت گذاشته; ته ریش روی صورتش منو یاد بوسه توی خونه اش انداخت. دستی به صورتم کشیدم. زبریش رو هنوزم روی چونم حس میکنم. برای شام ترجیحم نشستن بود با این کفش ها ایستادن بیشتر امکان پذیر نبود. که با کمال تاسف با راهنمایی مهرداد کنار هومن جا گرفتیم. رفتار هومن کاملا سرد و بی تفاوت بود. طوری که باعث تعجب مهرداد شد. میدونستم جمله ی آخری که بهش گفتم در حق هومن کاملا مغرضانه بود. که آهش خیلی زود دامانم رو گرفت.

وسطای شام با دیدن منظره ی روبه روم لقمه توی گلوم گیر کرد. چطور ممکنه اینجا ببینمش! این فقط یک شوخی مسخره بود. طوری که تک خنده ی بی معنایی از دهانم در رفت، که توجه هومن و جلب کرد; خوشبختانه مهرداد با گوشیش مشغول بود. سعی کردم سریع نگاه بگیرم ولی دیر شده بود. چون هم اون طرف نگاهش به چشم هام گره خورد و هم هومن مسیر نگاهم و دنبال کرد. خدای من اوضاع از این خرابتر نمیشد. فقط امیدوارم فاصله اونقدری باشه که طرف پیگیر نگاه و توجه من نشه. بی توجه به نگاه سوالی هومن سرم و پایین انداختم و تا آخر شام بالا نیاوردم. مطمئنم این دفعه نمی تونستم قسر در برم و خیلی چیزها رو میشد و من اصلا آمادگی هیچ چیزی رو نداشتم. تا آخر شام بی طاقت روی صندلی که انگار پوشیده از میخ بود نشستم. تقریبا نصف مهمون ها به سالن اصلی برگشته بودن

و صدای موسیقی دوباره از سر گرفته شده بود. سرم و بلند کردم و نامحسوس به قسمت مذکور نگاه کردم. نبود.. اوه خدای من. نفسم و با راحتی خیالی به بیرون دادم. سنگینی نگاه هومن و حس کردم. به بهانه ی دست شستن به طرف سرویس رفتم تا بتونم برای برگشت بهانه ای جور کنم; من پام و دوباره توی اون سالن نمی گذاشتم. با راهنمایی پیشخدمت وارد راهرویی شدم که سرویس در اونجا قرار داشت. میتونستم بگم سارا حالش خوب نیست تا مهمونی رو ترک کنم. اصلا از کی اومده بود که متوجه اش نشده بودم. مطمئنا اگر من و زودتر دیده بود محض کنجکاوی به سراغم میومد و این دفعه دیگه احتیاجی به تماس با سارا نداشت. دستم و خیس کردم و روی گونه های داغم گذاشتم. بیرون آمدن همانا و دیدن هومن و جیغ خفه ای که از ترس کشیدم همان. دستم و روی قلب ترسیده ام گذاشتم.

سریع به طرفم اومد و بازوم و گرفت و به دیوار تکیه داد. _ نمیخواستم بترسونمت; با ناراحتی گفتم: ولی ترسوندیم. دستش و عقب کشید. ازکنار شونش، متوجه مردی شدم که اول راهرو ایستاده و دودل برای جلو اومدن بود; و در آخر قدمی که به سمت جلو برداشت. وقتی برای تصمیم گیری نبود. اجازه ی عقب نشینی بیشتر به هومن ندادم و به طرف خودم کشیدمش. نگاه متعجب و گیجش مهم نبود، سرش و به طرف صورتم خم کردم. نمیدونم از کی دیگه نقشه نبود.. قرار بود فقط نمایش باشه! نمایشی که جلوی اومدنش و بگیره. نمایشی که تبدیل به واقعیت شد! وقتی عطر نفس آشناش و روی صورتم حس کردم چشم های جذابش و تو چشمام قفل کرد و تموم. لب هایی که همزمان برای زیاده خواهی بیشتر روی هم لغزیدن. این دفعه بیدار بیدار بودم نه خواب بود نه خماری بعدش;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.