فایل کامل رمان آخرین تورنمنت PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آخرین تورنمنت PDF دارای ۱۱۷۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آخرین تورنمنت PDF :
خاله سودی، زنی مهربان اما سختگیر، سالی دو بار در ویلایی که همسر مرحومش بهعنوان مهریه به او بخشیده، تورنمنتی عجیب برگزار میکند. شعارش همیشه یکیست: «ببین، بپسند و ببر!» هدفش هم ساده است؛ فرصتی برای دخترها و پسرهای جوان تا در محیطی امن و زیر نظر خانوادهها با هم آشنا شوند، شاید هم کار به خواستگاری و ازدواج برسد. اما امسال اوضاع فرق دارد. چیزی در آن ویلا درست پیش نمیرود. خاله سودی و خانهاش در خطری پنهان گرفتار شدهاند، و بازی «ببین، بپسند و ببر» قرار است این بار برندهی دیگری داشته باشد;
خلاصه فایل کامل رمان آخرین تورنمنت PDF
سوگل را برای مصاحبه با مرتضی همراهی کردم. میخواستم ظاهر و رفتار مرتضی را هرچند از دور با سوگل ببینم و تا حدودی به اوضاع پی ببرم. به سوگل تأکید کردم که چه حرفهایی را بزند و از هرگونه کشمکش گفتاری پرهیز کند. حتی سپردم تا آخرین روز تورنمنت، اگر مادرش برای خواستگاری از او تماس نگرفت، به هر طریقی من را در جریان بگذارد تا خاله سودی را وارد میدان کنم. سوگل که تقریباً به خودش آمده و آرامتر شده بود، با تشکر به سمت آلاچیق مذکور رفت. خوشبختانه مادرش درگیر خواهر کوچکتر بود و متوجه ورود ما به محوطه نشده بود. لااقل سوگل با اعصاب آرامتری میتوانست در این گفتگو حضور داشته باشد و ملایمتر رفتار کند، یا حداقل گریهوزاری نکند. باید به اتاق کارم برمیگشتم و منتظر هدی میشدم. قبل از آن با همراه خاله سودی تماس گرفتم تا از چند و چون صحبتهایش با مرتضی باخبر شوم.
آنچه از دور میدیدم، پسری بود که ظاهراً جاخوردهتر از آن بود که بتواند رفتار ناخوشایندی با سوگل داشته باشد. خاله سودی نظر دیگری داشت: «پسره از اون پرروها بود! اولش که اصلاً زیر بار نمیرفت، بعد که بهش گفتم خواهرزادهام پزشک تورنمنته و میتونه دستور آزمایش ژنتیک بنویسه و در عرض ده روز صحت حرف دخترمون ثابت بشه، کوتاه اومد.» البته در صورت تکرار و عدم حضور برای بار دوم، کلاً از تورنمنت حذف میشد؛ مگر به دلیل پزشکی یا دلایل موجه دیگر که اجازه داشت باز شرکت کند. به مادر سوگل توضیح دادم که مصاحبههای انجامنشده با دخترش، در صورت تمایل هر دو نفر، امکان برگزاری مجدد دارند. زیر لب غر زد که: «حالا باید منت هم بکشیم که آقایون دوباره بیان برای مصاحبه!» چیزی نگفتم و اجازه دادم هرچقدر دلش میخواهد غر بزند. خسته بودم و معدهام بهخاطر نخوردن ناهار میسوخت.
یک دانمارکی به دهان گذاشتم و با دیدن هدی، خواستم داخل بیاید و جاگیر شود. هنوز نصف شیرینی میان انگشتانم بود که تقی به در اتاق خورد و کیهان اخمو میان ورودی نمایان شد. – چی شده کیهان؟ خاله خوبه؟ نگاهش لحظهای به سمت هدی رفت و بعد اخموتر به سمت من برگشت. – خالهت خوبه، فقط اومدم ببینم چرا واسه ناهار نیومدی؟ من هم نگاهم لحظهای به سمت هدی رفت و سعی کردم درشت شدن چشمهایم را کنترل کنم. – حواسم به زمان نبود، صحبتم که تموم شد، میام یه چیزی میخورم. سری تکان داد و عقبنشینی کرد و رفت. – وای ببخشید خانم ادیب، صبر میکنم ناهار بخورید و برگردید. – نه عزیزم، چیزی نیست، راحت باش و حرفتو بزن. – واقعیتش خانم ادیب، این چند تا مصاحبهای که تا حالا داشتم بد نبودند، ولی نمیدونم چرا همون اولی که با آقای علی مشکاتی بود، بیشتر از همه به دلم نشست.
لبخندم پهن شد. – دیدی آدم میره خرید، اولین چیزی که چشمش رو میگیره، به فروشنده میگه برم یه چرخی بزنم و از این حرفا; آخرش برمیگرده و همون اولین انتخابش رو برمیداره؟ شما هم روی این آقا و انتخابش برای مصاحبه با من تأثیر بیشتری داشتی. با خندهی پر احساسی گفتم: – ما اینیم دیگه! هدی هم از لحنم خندید. – نمیدونید این دو روز چقدر حالم خوب بود. البته بگم، مدام میترسم باد به گوش بابا و زنبابام برسونه، ولی دلم روشنه; حس خوبی دارم. – خیلی خوبه. بگو ببینم اون روز علیآقا چه رفتاری داشت که بیشتر به دلت نشست؟ محجوبانه سر به زیر انداخت: – اول اینکه خیلی مؤدب و آقا بود و حرف زدنش به دل مینشست. بعد هم از کار و بارش گفت، منم بهش گفتم کار میکنم. آخرش هم گفت چقدر خوبه که آدم بتونه با همسرش صمیمی باشه و با هم کار کنن و اخلاقیاتشون هم مثل هم باشه.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
