فایل کامل رمان عروس شرطی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان عروس شرطی PDF دارای ۳۹۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان عروس شرطی PDF :

شارلوت دختر جوان و معصومی است که با بحرانی بزرگ روبه‌رو می‌شود: بدهی‌های سنگین عمویش که او را در آستانه زندان و گرفتاری قرار داده است. برای نجات خانواده، شارلوت ناچار می‌شود پیشنهادی غیرمنتظره را بپذیرد؛ قراردادی سخت و پرچالش با مردی مغرور و مرموز که در ظاهر هیچ رحم و عطوفتی ندارد. اما پشت این توافق اجباری، رازها، کشمکش‌ها و احساساتی نهفته است که می‌تواند مسیر زندگی هر دوی آن‌ها را برای همیشه تغییر دهد;

خلاصه‌ فایل کامل رمان عروس شرطی PDF

من نمیتونم. از این پولا ندارم بخوام حروم کنم. سر عقل بیا کیت من کلا هیچ پولی ندارم. تو منو آوردی اینجا قبل از اینکه حتی بخوام درست درباره ش فکر کنم. کیت با لبخند تلخی گفت: -لازم نیس انقدر نگرانش باشی. اینجا هرچی بخوای میتونی داشته باشی. از بابت پول هم تو با منی پول که چیزی نیست. شارلوت رنجیده گفت: -اگه دوتا لباس بخوای برای من بخری اونا حساب بانکیت رو چک میکنن و ازت درباره ش سوال میپرسن. میدونم آخرش بخاطر من، تو دردسر می افتی. -اشکال نداره!بسپارش به من. اگر چه مطمئن نیستم که هنوز برای اینکه بخاطر تو توی دردسر بیفتم آماده ام یا نه خانم از خود راضی! شارلوت بهش چشم غره ای رفت و گفت: -اینجوری صدام نزن! شارلوت خیلی عصبانی بود اما در لحظه از کار خودش پشیمون شد. -معذرت میخوام. امیدوار بودم که تو درباره ی عمو جو بازم بهم چیزی بگی.

کیت گفت: -یکم;. برای چند دقیقه متفکر به شارلوت نگاه کرد و بعد چونش رو تو دست گرفت. -خب منم امیدوار بودم دردسرایی که برام درست کردی رو جبران کنی. -منظورت چیه؟ حالا زمان اون رسیده بود که احساسات خفه کننده ی شارلوت تبدیل به بغض بشه و هیچ چیز دیگه ای از طرز نگاه کیت به شارلوت برداشت نمیشد. نگاهی که قبلا هرگز اینطور نبوده. کنایه آمیز گفت: -اوه بس کن خانم رابرتز! تو برای کمک به سمت من فرار کردی و من بهت لطف کردم حتی با وجود اینکه تو خودتم قبول داشتی که من یه غریبه بودم. من کارهام رو ردیف کردم. باید دینت رو ادا کنی نه؟ من جو رو نجات دادم،با وجود ریسکی که داشت بهش یه شغل خوب دادم و تو رو از دل خطر دور کردم. این کارها برای یه آشنای معمولی خیلی زیادی بود. کیت همچنان بهش خیره شده بود و متوجه شد اون، چهره ی وحشت زده و متعجبی داره.

شارلوت هیچ شکی نداشت که کیت در عوض ازش چه چیزی میخواد. اون همیشه میدونست که کیت آدم سرسخت و بی احساسیه ولی این چیزها قبلا بهش هیچ دخلی نداشت. به طرز عجیبی از همون اولش به کیت اعتماد کرده بود ولی حالا با واقعیت روبرو شده بود. حقیقت این بود که اون یه غریبه بود و حالا اینجا بااون تنها بود. اون قوی بود و مایل ها دور از شهر خودش بود و هر کاری که اون میخواست میتونست باهاش انجام بده! -خب؟ کیت گونه ی شارلوت رو با پشت دست نوازش کرد و لرزی به تن اون انداخت که به سختی قابل مخفی کردن بود. زمزمه کرد: -من; من ازت ممنونم; خودت اینو میدونی! کیت آروم ازش پرسید: -خب پس قراره چطور بهم ثابتش کنی شارلی؟ شارلوت صادقانه اعتراف کرد: -من; نمیدونم. تو ازم خواستی دستیار شخصیت بشم و من اینجام و تمام سعیم رو میکنم. کیت با لبخندی بهش نگاه کرد و گفت: -شارلی!

سرش رو با رضایت برای شارلوت تکون داد و به خوبی میدونست اونم میدونه که باید چیکار کنه. شارلوت یهویی گفت: -نمیدونم درباره ی چی حرف میزنی! سرش رو بالا گرفت و در تلاش بود از واقعیت فرار کن ولی کیت انگار داشت توی دلش بلند بلند به این رفتار شارلوت میخندید. کیت سرش رو محکم گرفت و شارلوت رو به سمت خودش کشید. -واضحه. بهت نشون میدم! برا ثانیه ای شارلوت نمیتونست باور کنه که این اتفاق افتاده. چیزایی مثل این برای آدمایی مثل اون، عادی نبود ولی چشمای آبی درخشان اون به چشمای خاکستریش خیره شده بود و صورتش داشت بهش نزدیک میشد،خیلی نزدیک; -نه! شارلوت سعی کرد باهاش مقابله کنه و از دست کیت فرار کنه ولی اون برای این تقلا و مخالفت شارلوت آماده بود.دستش توی موهای شارلوت خزید و با دست دیگه ش محکم کمرش رو گرفت. دستای آهنی کیت انگار پرنده رو تو قفس گیر انداخته بودن.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.