فایل کامل رمان نزدیک مثل نفس PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
50 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان نزدیک مثل نفس PDF دارای ۴۲۶۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان نزدیک مثل نفس PDF :

جهان، مأمور جوانی است که مأموریتش نفوذ به یک شبکه تبهکارانه است. او وارد باند خسرو می‌شود، اما به زودی نقشش لو می‌رود. خسرو که سال‌ها کینه‌ای قدیمی از سرهنگ جلیلی به دل دارد، برای ضربه زدن به او نقشه‌ای بی‌رحمانه می‌چیند: جهان و آیلین، دختر نوجوان سرهنگ، هر دو را به گروگان می‌گیرد. خسرو از آنها می‌خواهد علیه همدیگر عمل کنند و با بازی‌های روانی و تهدید، می‌کوشد اعتماد و پیوند خانوادگی‌شان را در هم بشکند. از این لحظه، جهان باید میان وفاداری به مافوقش، حفظ جان خودش و حمایت از آیلین دست به انتخاب‌های دشوار بزند؛ انتخاب‌هایی که سرنوشت او، سرهنگ و خانواده‌هایشان را تغییر خواهد داد.

خلاصه‌ فایل کامل رمان نزدیک مثل نفس PDF

فکر کردین راحت میای تو دم و دستگاه خسرو، اعتمادش و جلب میکنی، مدرک جمع میکنی من و دستگیر میکنی میشی قهرمان کشور و تمام نه جونم اونقدرها هم همه چیز راحت نیست حتما میدونی من چه آدمی هستم نه; یک محکمی به سیگارش زد. اره میدونستم ماه کنارش بودم، قبل ترش هم ماه در موردش تحقیق کرده بودم میدونستم چقدر عوضی و کثیفه میدونستم چه جونور روانیه و برای همین خودم وقتی سرهنگ پیشنهاد نفوذی بودن تو دم و دستگاهش و داد سریع قبول کردم. میدونی که اهل آدم کشتن نیستم. راست میگفت نبود، با این که همه کار خلاف کرده بود اما هرگز آدم نکشته بود و دستور قتل کسی رو هم نداده بود، اما وقتی از کسی کینه میگرفت آزارش میداد و گاهی بلاهای بد تر از مرگ سرشون می آورد، همین ماه پیش وقتی فهمید یکی از آدم هاش خیانت کرده بود، دستور داده بود

خونه اش رو بسوزونن و دخترش رو که فقط سالش بود یک هفته به یکی از نوچه هاش سپرده بود تا ترتیبش رو بده. برای همین حالا با دیدن دختر سرهنگ ترسیده بودم بچه بود، سنی نداشت. گناهی نداشت. نباید توی این ماجراها سر در می آورد. کام دوباره ای گرفت و کمی به جلو خم شد مستقیم به چشمام نگاه کرد و گفت: خوابای خوبی برات دارم قراره کلى لذت ببری بالاخره باید پاداش کار فوق العاده ای که کردی و بگیری یانه; اصلا انصاف نیست که درست چقدر وقت داریم شاهین؟ ساعت آقا بچه ها منتظرن به محض اینکه برسیم از مرز ردمون میکنن خیلی هم عالی پس یکساعتی اینجا وقت داریم واسه نمایش قشنگمون چرا هر لحظه اضطرابم بیشتر میشد؟ خوب بالاخره مامور بودی و معذور، مجبور بودی کارت و انجام بدی درکت میکنم و بهت حق میدم، اما خوب اصلا دوست ندارم کار سرهنگ و بی جواب بزارم

هر چی نباشه اون گردوننده این نقشه بوده به فکر خوب براش دارم. نمیتونستم ساکت باشم و فقط نگاه کنم بزار این دختره بره بچه است مگه نمیبینی چقدر ترسیده، هر بلایی میخوای سر من بیار اون که از چیزی خبر نداره بچه! من که اینجا اصلا بچه ای نمیبینم بیشتر به دختر خوشگل لوند و سکسی میبینم نظر تو چیه شاهین؟ چشمهای شاهین برق زد میدونستم الان چی توی ذهن کثیفشه. درسته آقا تیکه ایه واسه خودش ببند دهنتو. خسرو هی هی هی یواش پسر جون هنوز که چیزی نشده، شاهین جان فقط یکم تعریف کرد از عروسک خوشگلمون صدای هق هق و گریه های دختره روی اعصابم بود از این که نمیتونستم کاری بکنم کفری بودم، نگاه کثیف نوچه هاش هم روانم و به هم میریخت. خسرو میدونی من میخوام سرهنگ و به گوشمالی کوچولو بدم اما خیلی هم برام فرقی نمیکنه کی برام انجامش بده

تو یا بچه های خودم نظرت چیه تو برام انجامش بدی، هوم؟؟ قول میدم لذت ببری هر چی نباشه تو رو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم; میدونی; از آدمای زرنگ و باهوش خوشم میاد. کسایی مثل تو حیفن باید پیشرفت کنن. از نظر تو هر روز تو کثافت غرق شدن پیشرفت حساب میشه؟ – کثافت؟ با پوزخند پرسیده بود. کمی به جلو خم شد. خسرو بچه جون تو حتی نمی دونی کثافت چی هست فکر کردی یکم تو دم و دستگاه چرخیدی و چهار تا زنده ات میزارم; اما خوب هر اشتباهی به تاوانی داره; نه؟ دستی به پیشونیم کشیدم سردردم هر لحظه بیشتر میشد، حس میکردم چشم هام از شدت گرما در حال ذوب شدنه، دائم در حال کشیدن نقشه بودم اما میدونستم که فایده ای هم نداره حرفش نفسم رو بند آورد. خسرو ترتیب دختره رو بده آنقدر سریع سرم رو بلند کردم که رگ های گردنم درد گرفته بود.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.