فایل کامل رمان میدونی من کی ام PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان میدونی من کی ام PDF دارای ۱۱۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان میدونی من کی ام PDF :
شیدا فرزام، دختری زیبا و باهوش که در دانشگاهی در آلمان درس میخواند، در پس نگاه آرام و لبخند خاموشش، رازی سنگین را پنهان کرده است؛ رازی که سالها او را وادار کرده تا از افشای هویت واقعیاش بگریزد. اما اکنون، با فرا رسیدن بیستمین سالروز تولدش، تصمیمی سرنوشتساز میگیرد: بازگشت به ایران… جایی که پرده از حقیقت برخواهد داشت و سرنوشت او را در مسیری ناشناخته قرار خواهد داد.
خلاصه فایل کامل رمان میدونی من کی ام PDF
نمیدونم چرا وقتی ستا رو توی اتاق بردیم برای گوشیش پیام اومد. نوشته بود شاهین. باور نمیکردم که خودش باشه. پیام صوتی بود. – شیدا، شیدا هرجا هستی فرار کن; یه دیوونه ی روانی افتاده دنبالت و میخواد تو رو بکشه; باید باهات حرف بزنم، التماس میکنم; بذار ببینمت. خون تو بدنم یخ زد. یکی میخواست ستا رو بکشه ؟ آخه کی؟ یعنی ممکن بود اون یارو باشه؟ تندی پایین رفتم و سارا رو صدا کردم. اون بدبخت هم که ملاقه به دست و پیشبند بسته از آشپزخونه بیرون اومد. – چیشده نازنین؟ – باید; باید بریم پاسگاه. هولکرده گفت: – چیشده آخه؟ – شاهین یهپیام به ستا داده گفته میخوان بکشنش. – دادششو میگی؟ خب شاید داشته شوخی میکرده. سرم رو تند تکون دادم. – نه قضیه جدیه سارا; من میترسم. دیگه نمیتونم از دستش بدم. – خیله خب هول نکن; یهزنگ بزن به بابات منم میرم پاسگاه سر خیابون. – باشه. تندی توی آشپزخونه رفت.
گاز رو خاموش کرد و چون لباس عوض نکرده بود، با همون لباس بیرون رفت. منم به بابا زنگ زدم که سریع جواب داد. – جانم؟ بغضم شکست و هق زدم: – بابا! – نازنین عزیزم چیشده؟ چرا گریه میکنی؟ – بابا تو رو خدا بیا اینجا. – چیشده؟ تو کجایی ؟ چه خبره؟ – بابا یه نفر به ستا پیام داده که میخوان بکشنش. – آخه کی؟ اصلا آدرس بده من بیام اونجا. – من و ستا خونه ی عمه پریسا هستیم. – باشه بابا. به هیچ عنوان ستاره رو تنها نذار. تا گوشی رو قطع کردم، یکنفر از پشت حمله کرد و با طنابی که دور گردنم انداخته بود، قصد خفه کردنم رو داشت. با اینکه گلوم به خسخس افتاده بود، از پشت ضربه ای به پاش زدم که آخی گفت و طناب رو رها کرد اما قبل از اینکه جم بخورم، چیزی توی گلوم فرو رفت. نه خدایا، من باید ازش محافظت کنم. اینبار باید نجاتش بدم. من بهش قول دادم. « -نازنین حالا که دارم میام تا باهات یهجا درس بخونیم، میشه ازت یه چیز بخوام؟
– آره چرا که نه. – من هرچی رو که بخوای و اراده کنی بهت میدم، فقط; فقط; – فقط چی؟ یکدفعه بغلم کرد و گریه سر داد. فقط منو رها نکن; نذار از جلوی چشمت ناپدید بشم، وگرنه فکر نمیکنم دیگه بتونم دستتو تو دستم حس کنم». ستاره تو از اون موقع بار سنگینی رو دوشم گذاشتی. باری که با اینکه رو دوشم سنگین میکرد ولی عاشقش بودم. اینکه مراقبت باشم، اینکه نزدیکت باشم همش خواستهی خودم بود چون میترسیدم وقتی برگردی، منو رها کنی ولی با اون حرفت فهمیدم که تو اهل ول کردن نیستی و فقط شکل اتصال هات با آدم ها تغییر میکنه. منم تسلیم نمیشم، حداقل یه کار هست که میتونم انجام بدم. قبل اینکه هوشیاریم کامل از دست بدم، خودمو بیرون انداختم و گوشیم از تو جیبم در آوردم. به پلیس زنگ زدم. – اداره ی پلیس، بفرمایید. زبونم انگار داشت قطع میشد ولی به زور قدرتمو جمع کردم و گفتم: – الو; یه; عده;
اومدن تو خونه ی ما; و; مرد پشت خط وقتی لرزش صدام رو دید، با لحن ملایمی گفت: – لطفا آروم باشید خانم; آدرس رو بگید یا اینکه بذارید موبایلتون اونجوری باشه تا ردتونو بگیریم. تا اینو گفت بدنم دیگه قدرتشو از دست داد و کمکم صدای مامور پلیس کم شد و چشمهام روی هم رفت. خدا کنه اگه قراره بمیرم، حداقل تو نجات پیدا کنی شیدای من! باید یه چیزی بگم وگرنه میفهمه درست حدس زده. – در اشتباهید. – ببخشید؟ – گفتم در اشتباهید. چی باعث شد همچنین فکری کنید؟ دستپاچه گفت: – خب تست DNI شما و خواهرم هردو مربوط به یهنفر میشن. لعنتی کلا یادم رفته بود که قبل ورود تست دادم اما خودمو نباختم. – لابد نتایج اشتباه بوده. شیدا با من تست داد پس امکان اشتباه وجود داره. جواب سوالتون رو دادم حالا بذارید رد شم. – ببخشید ولی نمیتونم. اول باید بریم اداره ی پلیس و بعدم آزمایشگاه. چشم هام درشت شد و هول کردم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
