فایل کامل رمان افسونگر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
7 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان افسونگر PDF دارای ۵۵۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان افسونگر PDF :

این رمان روایتگر زندگی دختری به نام «افسونه» است که در خانواده‌ای پر از درد و رنج بزرگ شده. او همواره از سوی پدرش مورد آزار قرار می‌گیرد و قربانی رفتارهای خشونت‌آمیز برادرش است. در یکی از این روزهای تلخ، حادثه‌ای باعث زخمی شدنش به دست برادر می‌شود. همین اتفاق سرآغاز آشنایی او با دنیل، وکیل سرشناس اهل انگلستان، می‌شود و ماجراهای تازه‌ای در زندگی افسونه رقم می‌خورد;

تکه ای از فایل کامل رمان افسونگر PDF

دیگه نتونستم ادامه بدم، دنیل صورتمو از سینه‌اش جدا کرد، با کف دستش اشکامو پاک کرد و گفت: – خودم هم هنوز نمی‌دونم! اما مسلما یه نفر کاراشو سری کرده و اونو کشیده بیرون. همینجوری خود به خودی نمی‌شه. شاید کسی دیه‌اش رو داده! – دیه رو که باید بدن به ما! – اول به حساب دولت ریخته می‌شه و دولت به ما تحویل می‌ده. باید صبر کنم ببینم چه خبر می‌شه! – اگه منو بکشه چی؟ انگشت اشاره‌اش رو کشید روی لبم و گفت: – هیسس! هیچ وقت اینو نگو. نمی‌ذارم یه تار از موهات کم بشه. تو مال منی… تو عروسک ناز منی! دست هیچ کس بهت نمی‌رسه! فهمیدی؟ یه آرامش خاطر خاصی بهم دست داد. تکیه‌ام رو دادم به سینه ستبر دنیل و چشمامو بستم. همه امیدم بعد از دعاهای مامان و خدا به دنیل بود. دنیل تکیه گاهم شده بود. توی این چند ماه چقدر آرامش داشتم. به غیر از مواقعی که دوروثی می‌یومد اینجا و من یادم می‌رفت

حکمم تو این خونه چیه، بقیه وقت‌ها خوب و خوش بودم. دنیل هنوز دوروثی رو داشت و من نمی‌دونستم اون همه عشقی که به من داره رو چطور باید توصیف کنم؟ یعنی منو فقط برای این می‌خواست که کنارش باشم؟ اما همسرش دوروثی می‌شد؟ این فکر‌ها منو از پا در می‌آوردن! حالا هم که لئونارد شد قوز بالا قوز…  با ترس نگاهی به این طرف و اون طرف انداختم و گفتم: – جیمز… نمی‌شه توی ماشین باشیم… جیمز از همه جا بیخبر خندید و گفت: – معلومه که نه عزیزم! تو رو آوردم توی بهترین رستوران شهر. مگه می‌شه پیاده نشی؟ چطور باید حالی جیمز می‌کردم که من از سایه بابام هم وحشت دارم؟! خدایا خودم رو به خودت می‌سپارم. ناچاراً پیاده شدم، جیمز خواست دستم رو بگیره که اجازه ندادم و گفتم: – خودم میام! با تعجب نگام کرد، حق داشت تعجب کنه، هیچ وقت منو اینطوری ندیده بود! همیشه در دسترس بودم اما حالا… چیزی نگفت

با دست در رستوران رو برام باز کرد و من وارد شدم، خودش هم پشت سرم اومد تو. گارسون به سمتمون اومد و از جیمز فامیلش رو پرسید، جیمز به من چشمک زد و گفت: – ویلسون… گارسون سری تکون داد و گفت: – بله آقای ویلسون، بفرمایید از این طرف… ما رو برد سمت یکی از میز‌ها توی گوشه‌ای‌ترین قسمت رستوران و تعظیمی کرد، منو رو گذاشت روی میز و رفت… ابرویی بالا انداختم و گفتم: – اوهو! باید اول جا رزرو می‌کردی؟ – پس چی؟ فکر کردی من تو رو جای الکی می‌یارم؟ خندیدم و گفتم: – دوست خوب به تو می‌گن! جیمز چند ثانیه نگام کرد و بعد از کمی سکوت گفت: – دوست؟ منو رو کشیدم سمت خودم و بازش کردم، همونطور که خودمو مشغول خوندن نشون می‌دادم گفتم: – آره دیگه… تو بهترین دوست منی! صدای آهش رو شنیدم، اما دیگه برام مهم نبود. دیگه نه جیمز برام اهمیت داشت نه ادوارد

فقط و فقط دنیل مهم بود و بس! حسی که به دنیل داشتم واقعاً حس شیرینی بود. صدای جیمز منو از فکر کردن به دنیل خارج کرد: – چی می‌خوری؟ غذای مورد علاقه مو گفتم و منو رو دادم به دستش، اونم غذاشو انتخاب کرد، دستاشو زد زیر چونه‌اش و خیره شد به من. با خنده گفتم: – چته؟ آدم ندیدی؟ – چرا… فرشته ندیدم! – لوسم نکن جیمز… – چه خبر از دنیل؟ – خوبه… اونم برات دلتنگه. – پس چرا امشب نیومد دم در منو ببینه؟ در این مورد خودمم تعجب کرده بودم. جیمز اومد جلوی در ویلا دنبالم، اما دنیل فقط با من خداحافظی کرد و قدمی برای ملاقات با جیمز بر نداشت. منم چیزی ازش نپرسیدم، حس می‌کردم خیلی روی مود نیست. ترجیح دادم به دست وپاش نپیچم. جیمز آهی کشید و گفت: – دنیل خیلی وقته دیگه اون دنیل نیست! هیچ وقت نتونستم اونطور که دوست دارم باهاش درد دل کنم انگار خون کنت زادگی تازه توی رگ هاش جاری شده!

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.