فایل کامل رمان کافه کوچه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان کافه کوچه PDF دارای ۵۷۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان کافه کوچه PDF :

لیلی یه دختر خلاق و خیال‌پردازه. عاشق نوشتنه، مخصوصاً درباره‌ی رویاهاش. همیشه تو فکر یه عشق خاص و افسانه‌ایه؛ دوس داره از چیزای کوچیکم یه داستان مرموز و قشنگ دربیاره. وقتی دنبال کار می‌گرده، سر از یه کافه درمیاره و اونجا یه جمله‌ی ساده اما عجیب توجهش رو جلب می‌کنه: “میانه‌ی تقدیر; حوالی شفق” همون جمله‌ای که ورق سرنوشتش رو برمی‌گردونه;

تکه ای از فایل کامل رمان کافه کوچه PDF

بی هیچ نام و نشان و تاریخی. ابروهایم کمی بالا می روند. کاغذ دورن دستم را یک جایی همان حوالی می چسبانم و باز دوباره آن جمله را می خوانم و دروغ چرا اولش ناخودآگاه کمی حسرت می خورم که من هم از این مدل عشق و عاشقی ها می خواهم. بعد هم یک “خوش به حال طرف” توی دلم زمزمه می کنم. شم کاراگاهی ام به کنکاش می پردازد. دختر یا پسر بودن نویسنده اش را نمی توانم حدس بزنم. اما عاشق پیشه بودنش ضایع است. اینبار که جمله را می خوانم ناخودآگاه یک “آخی” می گویم و فکر می کنم که ای کاش به هم برسند. انگشتم را روی نوشته می کشم و گوشه ی تاب برداشته اش به سمت بالا توجهم را به نوشته ی پشت کاغذ جلب می کند نامحسوس برش می دارم و نگاهم را به پشت کاغذ می دوزم. شفق، همین کوچه” ِلی “میانه ی تقدیر، حوا و کمی پایین تر: “می بینمت” اینبار ابروهایم جا داشته باشد

از موهایم هم بالاتر می روند. انگار که پوآرو و ناوارو یک باره سر از گور بیرون آورده و پا در کافه گذاشته باشند، شم کاراگاهی ام راه می افتد. آخ که چقدر جای یک عینک گرد مقابل چشمانم و یک ذره بین در دستانم خالیست. همیشه عاشق نقشه ی گنج بودم اما هیچ وقت نصیبم نشد و حالا دلم می خواست از این چند کلمه برای خودم قصه ها بسازم. از تمام نوشته ی رمزآلودش مطمئنم که “همین کوچه” اش اشاره به همینجا و همین کافه دارد و این هم که واقعا نیازی به فسفر سوزاندن ندارد. اما کی؟ اصلا چرا اینقدر بی نام و نشان. برای که و چه اش را هم کاش نوشته بود. هرچند شاید هم سرکاری باشد، مثلا می خواسته از این خاص بازی های لوس دربیارود که اگر این باشد، کار گذاشته، حلالش نمی کنم که من را این طور س نگاهی به ساعتم می اندازم. حیف که بیش از این فرصت بازی با خیال هایم را ندارم.

نگاهی دیگر به یادداشت رمزآلود درون دستم می اندازم و شانه بالا داده آن را سرجایش برمی گردانم و بعد از برداشتن کیف و پرداخت هزینه با عجله از کافه خارج می شوم; گفته بودند خبر می دهند و نمی دانم چرا امیدی به پذیرش نداشتم. شاید چون آن دختر دیگری که در مصاحبه ی اول ندیده و در دومی آنجا بود و به نظر می آمد از آشناهای یکی از کارکنان شرکت و البته سفارش شده باشد، پیش از رسیدن من پذیرفته شده و من صرفا حضوری فرمالیته دارم. هر چند که کار باب میلی هم نبود اما حسابی از این شرایط نابرابر حرصی شده بودم و دلم می خواست پاشنه ی نداشته ی کفش سیندرلایی ام را در چشمان خندان و آسود خاطر رقیب فرو کنم. شاید تقدیر هم یک شغل درست و حسابی با حقوق تپل مپلش را به من می رساند. امان از این تقدیر که از آن روز در کافه منتظر بودم همه چیز را به من برساند و هنوز چیزی نرسیده بود.

همانطور که چارپایه ی قدیمی باقی مانده از عهد قرقره میرزا را از ته انباری بیرون می کشم زیر لب برای خودم زمزمه می کنم: میانه ی شفق; همین کوچه! و بالاخره چارپایه آزاد می شود. ِلی تقدیر; حوا _ لیلی بیا تلفن _ کیه؟ _ میترا ناخودآگاه دهانم کج می شود. دستانم را به هم می زنم تا خاکشان را پاک کنم. هنوز هم نمی دانم چه سری در این نقش خواهرشوهر و عروس بود که اینطور ما دو دوس ِت قدیمی را از هم جدا و شاید هم بیزار کرده بود. و محبت را میان ِر انگار همانطور که خوانده شدن خطبه ی عقد مه عروس و داماد بیشتر می کرد بذر نفرت را هم میان دل عروس و خواهرشوهر می کاشت. وگرنه تا قبل از آن که ما مشکلی با هم نداشتیم و همین آشنایی باعث پیوند میترا و مجید شد. دلم می خواهد گوشی را به جای چسباندن به گوشم، س ِر جایش بکوبم که با چشم غره هایی که مستقیما از جانب مامان شلیک می شود، منتفی می گردد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.