فایل کامل رمان تباهکار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تباهکار PDF دارای ۵۷۳۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تباهکار PDF :

لیلی، دختری خودساخته و مستقل، با تمام سختی‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند. او با مادر بیمارش تنها زندگی می‌کند؛ مادری که به بیماری قلبی پیشرفته مبتلاست و برای نجات جانش، نیاز فوری به جراحی دارد. لیلی تمام تلاشش را برای تأمین هزینه‌های درمان می‌کند، اما بی‌پشتوانگی مالی خیلی زود او را به بن‌بست می‌کشاند. در حالی‌که وضعیت مادرش هر روز بحرانی‌تر می‌شود، لیلی در ناامیدکننده‌ ترین لحظه‌ی زندگی‌اش با مردی جوان و مرموز به نام ارشیا روبه‌رو می‌شود مردی که پیشنهادی عجیب و دور از انتظار دارد: «فقط یک شب، در برابر تمام هزینه‌های درمان;»

تکه ای از فایل کامل رمان تباهکار PDF

دستم که تو دستش بود رو جوری فشار داد که آنی از درد مردم و زنده شدم..با عصبانیت صورتش رو جلو آورد و زیر گوشم گفت: تا به امروز کاری نکردم که تو رو به خودم وابسته کنم.. نذار از امشب شروع کنم.. یادت نره تو شرعا به من محرمی..اگه دست بهت نمی زنم واسه اینه که برخلاف خواسته هام برای تو ارزش قائل میشم و تا خودت هم نخوای پا به حریمت نمیذارم.. پس زبون به دهن بگیر و جلوی من ده بار ..حرفتو تو دلت بیار و زمزمه کن بعد بزن..شیرفهم شد؟ ; فشار دستش کم شده بود. سرش رو که عقب کشید چپ چپ نگاهش کردم و دستمو جلو بردم ; انگار نه انگار که به چه چیزی تهدیدم کرده نوازشگرانه سر انگشت اشاره ام رو به روی خط های ریزی که میون ابروهاش افتاده بود کشیدم و با لحن آرومی گفتم: بله اهورا خان..بدجور هم شیرفهم شد.

فقط انقدر اخم نکن از الان رو صورتت چین میافته ..ها ؟ .. حیف نیست؟ .. بدون هیچ حرفی زل زده بود تو چشمهای خندون و شیطون من ; ابروهام رو بالا انداختم و با لبخند :پرسیدم: چیه؟..چرا اینجوری نگاهم می کنی؟ همزمان که دستم رو میکشید تا منو ببره تو مغازه گفت: به این فکر می کنم که چجوریه هیچ رقمه از رو ..نمیری؟.. آدمو مجبور می کنی جلوت کم بیاره ;رفتیم توی مغازه و با خنده گفتم: کم آوردی؟ نیم نگاهی به صورتم انداخت و گفت: حیف که تو یه جای عمومی هستیم اگه نبودیم روتو کم میکردم .. جوری که از بلبل زبونی بیافتی آهوی وحشی ..تموم این ها رو با یه لحن سرد به زبون میاورد اما همون لحن سرد و جمله ی آخرش به حدی رو قلب و احساسات من تاثیر گذاشت که از جوشش خون .. توی رگ هام تنم گر گرفت .. نگاه های اهورا خاص بود.

همین باعث شد با شرم لبخندم رو جمع کنم و نگاهمو زیر بکشم ..همزمان فشاری به انگشتهام آورد. فهمیدم حواسش بهم هست .. هر دو برگشتیم ..و اهورا رو به دختر جوانی کرد که مسئول فروش بود.. نگاه دختر با لبخند به ما دوخته شده بود اهورا با همون جدیت همیشگی خاص خودش ازش خواست لباسی که پشت ویترین انتخاب کرده بود رو .. بیاره .. حقیقتش واقعا از لباس خوشم اومده بود .. سلیقه ی اهورا حرف نداشت .. وقتی لباس رو آورد اینبار با دقت بیشتری نگاهش کردم تقریبا سرمه ای رنگ بود که رو قسمت کمرش به نوار پهن طرحدار نقره ای و سفید داشت و آستین هاش .. هم گیپور بود .. یقه اش با یه نوار سفید به حالت برگشته و چند تا مرواید تزئین شده بود. طرح جالبی داشت ..دختر سایزم رو پرسید که بهش گفتم. لباسی که اندازه ام بود رو آورد و به دستم داد

..اتاق پرو ته راهروی عزیزم همکارم راهنماییتون می کنه .. دختری که اون قسمت ایستاده بود به اتاق پرو اشاره کرد.. به سمتش راه افتادم..اهورا همونجا ایستاده بودیه لحظه از اینکه بخواد با مسئول فروش که واقعا هم دختر زیبا و جذابی بود، تنها بمونه یه حسی بهم دست داد.. یه حسی گنگ مثل حسادت نگاه هم جنس های خودم رو خوب میشناختم..نگاهش به اهورا زیادی .. سنگین بود ..با اخم کمرنگی به اهورا نگاه کردم و گفتم: تو نمیای؟ .. عجب سوال مسخره ای تو میخوای پرو کنی اهورا رو می خوای کجا ببری دیوونه؟ ; نمی دونم لحنم چجوری بود که برای چند لحظه نگاه اهورا میخ صورتم شد بعد از مکث کوتاهی سرش رو به آرومی تکون داد و در حالی که دست راستش رو از جلوی پالتو رد کرده و توی جیبش فرو برده بود به سمتم قدم برداشت. نیم نگاهی معنادار به صورت اون دختر که دیگه ..

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.