فایل کامل رمان هیژا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان هیژا PDF دارای ۵۰۴۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان هیژا PDF :
ژیار راشد، مردی از تبار کردها، برای محافظت از مادر و برادر کوچکش باید شغل اجدادیشان را که همراه با مرگ و خون است، بپذیرد. این شغل، او را به دنیای تاریکی میکشاند که هیچ راه بازگشتی ندارد. دشمنان برای نابودی ژیار نقشه میکشند و در یک حمله ناجوانمردانه، همسر و فرزندش میشوند. ژیار در این حادثه به شدت آسیب میبیند و به کما میرود. پس از مدتی، ماهلین، زنی که به شکلی عجیب به زندگی یا پیوند می خورد، وارد داستان می شود و با دیدن ژیار، روند زندگی هر دو دگرگون می شود. حقیقتهای جدید میشوند و مسیر زندگی ژیار به سمت ناشناخته پیش میرود.
خلاصه فایل کامل رمان هیژا PDF
ساعت از نیمه شب گذشته بود و باز من پشت در اتاق دویست و هفت بودم. بعد اون روز بارها خودم رو لعنت کردم که چرا اونکار رو کردم و آخرین بارم بود اما الان بعد یه هفته به محض رفتن اون پرستار باز پشت درم و باز کلید انداختم تا وارد اتاقش بشم. نگاهی به اطراف انداختم و دقیقاً مثل یه دزد وارد شدم. قلبم تند میکوبید. دقیقاً مثل آدمی بودم که از یه ماراتون سنگین پاش به اینجا باز شده، نفس نفس میزدم و ضربان قلبم روی هزار بود، تند تند چند تا نفس عمیق کشیدم تا حالت عادی به خودم بگیرم. اون پردهی سفید رو کنار زدم و وارد شدم.
با دیدنش روی تخت و چشمهای بستهش یه کمی حالم گرفته شد، راستش انتظار داشتم بیدار باشه تا تلاش کنم به حرف بیارمش. با قدمهای آروم سمت تختش رفتم تا نکنه بیدارش کنم. خیره به صورتش روی صندلی مشکی رنگ کنارش نشستم، حجم زیادی از موهاش روی صورتش ریخته بود و یه سرمم بهش وصل بود، اما چرا، نکنه غذا هم نمیخورد؟ اما من میدیدم که پرستار هر روز غذای بیمار و خودش رو میگرفت. چیزی که خیلی باعث تعجبم میشد، اکسیژنی بود که مدام بهش وصل بود. یعنی مشکل تنفسی داشت که حالت عادی نمیتونست دمی از هوا بگیره؟!
متعجب نگاهم رو روی تخت و میز کنارش چرخ دادم و با دیدن چند تا شیشهی آمپول خالی که احتمالاً تو سرمش خالی شده بود از جام پا شدم. به لطف درسی که خونده بودم و پست هر روزهم و دارو دادنم به مریضها بیشتر داروها رو میشناختم و با خوندن جلد یکیشون اخمهام توی هم شد. چه نیازی به تجویز این دارو واسه مریضیه که اصلاً تکونی به اندامش نمیده؟ مصرف این دارو به خودیه خود اندامها رو فلج میکنه و اجازه نمیده بیمار کنترلی روی اندامش داشته باشه. چرا باید به بیمار داروهایی رو بگیره که تو اتاق عمل استفاده میشه؟ با عجله جلد بعدی رو برداشتم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
