فایل کامل رمان مرد قانونمند و دختر قانون شکن PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان مرد قانونمند و دختر قانون شکن PDF دارای ۱۹۹۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان مرد قانونمند و دختر قانون شکن PDF :

درباره چند دختر و پسره که هر کدام به شیوه.های عجیبی مقابل هم قرار می‌گیرن و با اتفاقات و ماجراهای جالب و زیادی روبه رو می‌شوند، رمانی پر از عشق، خیانت، پنهان کاری، عشق‌های اشتباهی، لجبازی و شیطنت و ماجراهای غیرقابل پیش‌بینی و تصور …

خلاصه‌ فایل کامل رمان مرد قانونمند و دختر قانون شکن PDF

“دانای کل” دمیر و هاکان در حال حرف زدن بودن دیلا هم کارنو به حموم برده بود و نیلا هم پشت حصار چوبی بین سالن و آشپزخونه ایستاده بود و داشت به مکالمه بین دمیر و هاکان گوش می‌داد. چیزای خوبی دستگیرش شده بود دلش می‌خواست یه جوری به سولینا کمک کنه تا اینطوری بتونه پولی هم به دست بیاره اما هرچی فکر می‌کرد نمی‌دونست چه طوری این کارو بکنه. دمیر: پس همینجوری پا شده اومده اینجا چی کار؟ هاکان: حتی به داخل خونمم نفوذ کرده می‌دونی اگه به محتویات این دسترسی پیدا می‌کرد چی می‌شد؟ اگه باخبر می‌شد عجب بهونه خوبی برای گرفتن کارن پیدا می‌کرد فکرشو بکن. دمیر: خدا نکنه داداش اصلا حرفشو نزن.

نیلا کنجکاوتر شد احساس می‌کرد امروز روز شانسشه چون دقیقا چیزی که می‌تونست باهاش به سولینا کمک کنه رو پیدا کرده بود. اینطوری می‌تونست کلی پول هم در اضاش به دست بیاره، فقط نمی‌دونست چه طوری به محتویات اون پرونده دسترسی پیدا کنه. دمیر: حالا چرا این همش همراهته؟ -مگه تو نگفتی نذارش تو دفتر دست یکی بهش می‌رسه آوردمش خونه ولی خب.. پوف. دمیر: باشه حالا تو آروم باش سرپرستی کارن که بگیریم فقط تو روزای خاص می‌بینتش. یکهو سروکله دیلا در حالیکه کارن تو آغوشش بود پیدا شد هاکان با وجود اینکه از دست دیلا عصبانی بود اما بلند شد و کارنو از دستش گرفت.هاکان: سنگینه زیاد بلندش نکن.

دیلا از اینکه هاکان نگرانش بود یکم دلخوریش نسبت به هاکان از بین رفت اما زیاد به روی خودش نیاورد و اهمیتی نداد، چون اونم مثل هاکان مغرور بود به خاطر همین دل ضعفشو پنهون کرد. نیلا توی فکر بود که چه طوری می‌تونست اون پروندرو به دست بیاره، نمی‌خواست هیچ جوره از دستش بده، این به موقعیت مناسب بود برای اینکه بتونه کل پول به دست بیاره.‌ هاکان: کارن جان این بار آخر بود که دیلا تورو می‌بره حموم عزیزم… شما خودت بزرگ شدی میری حموم. لازم بود با خودم میایی. کارن دستشو دور گردن هاکان انداخت. کارن: تو هم عین بابام غیرتی میشی؟ به قول مامانم من هنوز …

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.