فایل کامل رمان مجموعه استنتون PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان مجموعه استنتون PDF دارای ۳۰۰۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان مجموعه استنتون PDF :

اون مثل یه ماده‌ی شیمیایی میمونه که نمیتونی مجذوبش نشی. شهوانی، شیرین، و به طرز آزاردهنده‌ای کامل بود وقتی که سال پیش ترکش کردم. بدنم، حسی که وقتی زیرم بود رو به یاد می‌اورد و دوباره اون رو می‌خواد. قلبم به یاد می‌آورد که چطوری شکسته و می‌خواد تا اونجا که ممکنه دورتر بشه. اما اون همه جا هست، منو آزار میده، شکنجه‌ام میده، تمام دلایل منطقی رو نقض میکنه. من باید اون رو فراموش کنم، ادامه بدم و اون رو از قلب و ذهنم خارج کنم، اما برای انجامش باید برای اخرین بار اون رو داشته باشم. با یه بوسه شروع شد. ما هرگز نمی‌خواستیم عاشق شیم. اما من ۱۷ سالم بودم و بی خیال و اون ۱۹ ساله بود، زیبا و ممنوع. خانواده‌هامون هرگز قبول نمی‌کردن… و من برای نجات آینده‌اش قلبش رو شکستم. حالا پسری که ۷ سال پیش دوستش داشتم، مردیه که نمیتونم داشته باشم. اون به چیزی تبدیل شده که بدن من میخواد، قلب من می‌خواد… و نجابتم رو زیر سوال میبره.

تکه ای از فایل کامل رمان مجموعه استنتون PDF

بخشی از متن دلباخته

نفسش سخت بود، مثل اینکه به سختی نفس میکشه. قلبم از کنترل خارج میشه چون انتظار حرکت بعدیش همزمان منو هیجان زده، و متعجب میکنه. به آرامی آهی میکشم و در حالی که سرم رو به پهلو میچرخونم چشمام رو میبندم تا بهش امکان دسترسی بیشتر به گردنم رو بدم. اون زمزمه میکنه: «خیلی زیبایی». خدای من، اگه یکی دو هفته پیش به من میگفت که قراره اینجا باشم و نصف شب باهاش این کار رو کنم، توی چادری که پدر و مادر جفتمون فقط سی متر باهامون فاصله دارن، بهشون میگفتم امکان نداره. حتی خودم نمیتونم باور کنم. لعنتی دارم چیکار میکنم؟ من خیلی از حدم خارج شدم.

اون در گردنم لبخند میزنه: «عزیزم میتونی منو حس کنی؟ میبینی چقد برام آمادهای؟» اون به آرامی و اهسته انگشت دیگه ای رو به درونم اضافه میکنه و نوک سینه ام رو با ملایمت توی دهنش بین دندان هاش میبره و اروم میکشه. صدای خیس برانگیختگی من سکوت رو به هم میزد. وقتی پاهام به طور غریزی بازتر میشن، نفس عمیقی میکشم.

بخشی از متن بی قید و شرط

سلام بیرجتا. امروز چطوره؟” “هیچ تغییری نکرده عزیزم. هنوز از اتاقش بیرون نیومده. از جمعه خودش رو توی اتاق حبس کرده. برو و بکشش بیرون.” با نفرت سرم رو تکان میدم. باید به خودش بیاد—هفته هاست اینطوریه. به در میکوبم; تق تق تق. جوابی نمیاد. در رو باز میکنم و انتظار دارم مثل هر روز هفته گذشته بگه برو بیرون. نگاهم به تلویزیون میافته. لعنتی، داره فیلم پورن تماشا میکنه. در واقع این نشونه خوبیه—شاید داره به حالت عادی برمیگرده.

نمیتونم اون رو ببینم، پس به انتهای راهرو و داخل حمامش نگاه میکنم. نه، چیزی نیست. دوباره چشمم به تلویزیون میافته و صدای دختر رو میشنوم; استرالیاییه. چشم هام رو ریز میکنم و به صفحه نگاه میکنم. لعنتی، این ناتاشاست! روی تخت دراز کشیده و دختره بالا سرش، بدون لباس; اوه لعنتی. من نمیخوام این مزخرفات رو ببینم. چرا از خودشون فیلم میگیرن؟ و بعد اون رو میبینم: یک پای برهنه که از پشت تخت روی زمین بیرون زده. اخم میکنم و دور تخت میچرخم. با وحشت میبینم که جاشوا روی زمین بیهوش افتاده. نگاهم اتاق رو میگرده و سینی پر از کوکائین روی میز کنار تختش رو میبینم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.